نگاهی تازه به فرایند مطالعه و پژوهش در فقه اسلامی

چكيده مقاله

علوم و معارف اسلامى از جمله فقه؛ مجموعه‏اى از اطلاعات ارزش‏مند و كارآمد براى نظام زندگى فردى و اجتماعى انسان‏هاست كه به دليل درهم ريختگى و عدم انسجام اين اطلاعات، استفاده‏ى از آنها دشوار و در مواردى ناممكن شده است، به خصوص كه مدام در حال افزايش است اين مقاله ابتدا به بيان اهميت و ضرورت سازماندهى علوم اسلامى اشاره دارد و با بررسى وضعيت اطلاع‏رسانى در علوم اسلامى لزوم برنامه‏ريزى روش‏مند در اطلاع‏رسانى فقه اسلامى را به ويژه با بهره‏گيرى از رايانه، مورد بحث قرار داده و تهيه و تدوين اصطلاح‏نامه فقه را به عنوان بهترين روش برگزيده است.

آن گاه با بيان كارآمد نبودن جستجوى لفظى در برنامه نرم‏افزارى علوم اسلامى طرّاحى و تدوين .Thesaurus. تزاروس فقه (اصطلاح‏نامه فقه) را حتمى تلقى كرده است.

و با اشاره به تاريخچه‏ى اصطلاح‏نامه‏نگارى، اصطلاح‏نامه در زمينه‏ى علوم اسلامى و علم فقه را كارى بديع و بى‏سابقه معرفى مى‏كند.

و سپس به اهميت مكتب فقهى اسلام و مسئوليت حوزه‏ها در شرايط جديد و لزوم بهره‏گيرى از رايانه در پژوهش به عنوان ابزارى كارآمد، به ديگربار ضرورت تدوين اصطلاح‏نامه فقه را به عنوان زبان منطقى برنامه‏هاى نرم‏افزارى در معارف فقهى ياد كرده است.
در پايان، مباحث تخصصى مربوط به ساخت اصطلاح‏نامه فقه را بر اساس اصول و ضوابط شناخته شده‏ى جهانى با ارايه‏ى نمونه‏ها و مثال‏هايى از اصطلاحات، مفاهيم و موضوعات فقهى، اصولى و علوم قرآنى در حدّ گنجايش مقاله به صورت گذرا، پيش كشيده است و با بيان بخشى از فوائد و ويژه‏گى‏هاى اصطلاح‏نامه فقه بر اهميت و حساسيّت اصطلاح‏نامه فقه در عرصه‏هاى مختلف پژوهشى تأكيد نموده است.

مقدمه: (اهميت سازماندهى علوم اسلامى)

همه دست اندركاران علوم و معارف اسلامى دريافته‏اند كه آموزش و پژوهش و تأليف و تبليغ علوم اسلامى نياز جدى به باز بينى راه كارهاى موجود و انتخاب راه نوينى براى هم گام شدن با دانش روز دارد.
پژوهش‏گران، استادان، دل سوزان و فرهيختگان، از به هم ريختگى و نابه سامانى در امر چينش اطلاعات و رشد نايافتگى اين حوزه سخت رنج مى‏كشند. اين كه استادى در دانش‏گاه يا حوزه و يا دانش‏جويى و طلبه‏اى براى دست يافتن به اطلاعات مورد نياز خويش ناچار است ساعت‏ها و گاه روزها وقت صرف نمايد و گاهى هم از رسيدن به مطلوب ناكام مى‏ماند، حاكى از اين است كه بخش درخور توجهى از عمر گران بهاى اين عزيزان به هدر مى‏رود تا ابتدايى‏ترين ابزار كار خود را به دست آورند.

در حقيقت مى‏توان گفت يك حالت گيجى در سر راه هر پژوهش‏گرى وجود دارد كه رقم قابل توجهى از زحمت‏هاى وى را به صورتى ناپيدا در خود هضم مى‏كند.
وقتى كه يك محقق مى‏داند اطلاعات مورد نيازش در همان منابع در دست رس وى وجود دارد ولى پيدا كردن آن‏ها هم وقت زيادى به خود اختصاص مى‏دهد و هم سختى حاصل از اين كار به صورت مانعى سر راهش خود نمايى مى‏كند، بخش قابل ملاحظه‏اى از نيروى وى را تحليل مى‏برد و سنگينى آن تا پايان راه با او خواهد بود.

در حالى كه شايد همان اطلاعاتى كه او در پى آن است و مى‏خواهد بدان دست پيدا كند، يا حتى بالاتر، به وسيله ابزارهاى امروزى و پيش رفته، در كم‏ترين فرصت ممكن او را در برابر انبوهى از اطلاعات قرار مى‏دهد.

دريغ اين كه اينك كتاب‏خانه‏هاى بزرگ فرهنگ اسلامى هم چون انبارى نامنظم و درهم ريخته‏است و توان تغذيه كافى و به موقع تشنگان زلال كوثر زلال وحى را ندارد، زنگ خطرى است كه در گوش همه علاقه‏مندان فرهنگ اسلامى به صدا در آمده است و بار سنگين مسئوليتى بزرگ را بر دوش پاسداران مرزهاى عقيدتى - فكرى و حقوقى و اخلاقى مى‏نهد.

از پس اين دريغ، آرزو اين است كه بتوانيم اين دانش ارزشمند و ميراث گران‏سنگ پيشينيان را از چنبره كهنگى آزاد نماييم و با ابزار روز و دانش نوين و كار آمد درهم آميزيم. باشد كه در آينده نزديك اين امر تحقق پيدا كند و نسيم اميدوار كننده‏اى باشد بر دل‏هاى دردمندان دين، و پاس داشت دست آورد سال‏ها تلاش عالمان بزرگ اسلام.
بررسى وضعيت اطلاع‏رسانى در علوم اسلامى‏

در گذشته، مهم‏ترين و بهترين ابزار براى اطلاع‏رسانى، ايجاد و تأسيس كتاب‏خانه‏ها بود. وقتى كه نگاهى به روزها و سال‏هاى آغازين تمدن اسلامى مى‏كنيم، مى‏بينيم پيش از اسلام هنوز هيچ فرهنگى به اين فكر نيفتاده بود كه چنين كار سترگى را در برنامه خويش قرار دهد. در يك بررسى اجمالى در مى‏يابيم كه تأسيس و گسترش كتاب‏خانه‏ها در پهنه گيتى براى نخستين بار از ملت‏هاى شرقى به ويژه از سرزمين‏هاى اسلامى آغاز گرديده است. اين كه اين نوع نگرش در اروپا وجود نداشت، جاى ترديد ندارد.

براى نمونه، گفته مى‏شود در روزگارى كه اسپانيا به دست مسلمانان بود، كتاب‏خانه "الحاكم" اندلس بيش از600 هزار جلد كتاب داشت.

جاى اغراق نيست اگر بگوييم زمانى كه اطلاع رسانى و علوم وابسته به آن در سرزمين‏هاى اسلامى رواج پيدا كرده بود، هنوز غربى وجود نداشت و قاره امريكا ناشناخته بود، هنوز در اروپا علمى و درسى و كتابى وجود نداشت؛ و آن گاه كه كتاب‏خانه "الحاكم" توسط مسلمانان بر پا شد؛ تازه غربيان به خود آمدند و نقطه شروع ترجمه كتاب‏هاى عربى و اسلامى به زبان‏هاى اروپايى بود.

اگر به تاريخ دين جهانى اسلام بنگريم و آغاز نزول وحى را مد نظر قرار بدهيم، اسرار آن آغازه‏ى شكوهمند را براى اسلام و مسلمين در خواهيم يافت.

دين اسلام و پيروان آن به اين دليل احساس سرافرازى مى‏كنند، و اين افتخار را از آن خود كرده‏اند كه خداوند در آغاز به پيامبرش دستور مى‏دهد: "اقرأ" و نيز در معجزه جاويد اين دين و كتاب خدا خداوند به "قلم" قسم ياد مى‏كند. و يا پيام‏آور اين دين آسمانى مى‏فرمايد: "مداد علما از خون شهدا برتر است".
ضرورت برنامه‏ريزى روش‏مند در اطلاع‏رسانى فقه اسلامى‏

آمار و ارقام نشان مى‏دهد كه دامنه اطلاعات و اطلاع‏رسانى به صورت فزاينده‏اى رو به گسترش است و ميان توانائى‏هاى عادى انسان و جريان سريع پيدايش و مبادله مباحث و مسائل علمى توازن وجود ندارد.

متفكران و دانش‏مندان در برابر انبوهى از نظريه‏ها و انديشه‏هاى تازه قرار گرفته‏اند كه انتخاب آن دل خواه نيست؛ تا چه رسد به اين كه مجالى براى طرح انديشه‏ها و كار روى آن‏ها وجود داشته باشد.

بديهى است كه فقه اسلام و علوم وابسته به آن هم مستثناى از اين حركت نيست؛ به خصوص كه گاهى اين معارف با حوزه‏هاى ديگر دانش روز، گره مى‏خورد. اين عدم توازن در زمينه اطلاعات و پراكندگى آن سبب افت بازدهى مى‏شود؛ از اين رو، براى كار آمد كردن آن‏ها بايد سياستى اتخاذ شود تا در شعاع برنامه‏اى هماهنگ و به شكلى همگن در جهتى واحد قرار گيرند.

اجراى طرح نمايه بردارى، چكيده نويسى، گزيده اطلاعات و تهيه مقالات تخصصى مى‏تواند گامى باشد براى حل اين مشكل و صرفه‏جويى در وقت و بهره‏گيرى حداكثر از آن.

تدوين اصطلاح‏نامه فقه بهترين روش‏

رسالت علم اطلاع‏رسانى به عنوان علمى كاربردى اين است كه اطلاعات را به روش پسنديده و حساب شده به جوينده آن مى‏رساند. و راه كارهاى اين دانش عمدتاً موفق و كار ساز بوده است.

در اين دانش، اصطلاح‏نامه (تزاروس(Thesaurus= يكى از بهترين راه‏ها براى نظام دادن به اطلاعات پراكنده‏اى است كه در متون و منابع و يا در قالب چكيده‏ها و... قرار گرفته‏اند. تهيه اصطلاح‏نامه مؤثرترين شيوه براى بهره بردارى بهتر و جلوگيرى از هدر رفت وقت دانش پژوهان است و سپردن آن به كامپيوتر كارآيى بسيار بالايى براى جويندگان ايجاد مى‏كند.

به همين خاطر، سازمان‏هاى بزرگ جهانى مانند "يونسكو" و هم چنين مراكز پژوهشى بزرگ براى علوم مختلف اصطلاح‏نامه‏هايى را تهيه كرده‏اند و تقريباً همه اطلاعات همان دانش در چنگ آنان قرار دارد.

امروزه در كتاب‏خانه‏هاى معتبر و در شيوه‏هاى پژوهشى، اين روش - گردآورى جامع اطلاعات و دادن آن به كامپيوتر جا افتاده است و محققان درصد بسيار كمى از وقت خود را صرف به دست آوردن مطالب و اطلاعات موجود مى‏نمايند.

هر پژوهش‏گرى مى‏تواند اطلاعات مورد نياز خود را به صورت دسته‏بندى شده و گويا در كم‏ترين فرصت به دست آورد. او با استفاده از برنامه نرم‏افزارى به اختيار خود مى‏تواند موضوع و يا مسائل مورد نظرش را از مأخذ و منابع موجود انتخاب نمايد. اين كار بسته به نوع برنامه و قابليت‏هاى برنامه نرم‏افزارى، قابل گسترش و ريز شدن در موضوعات است. ممكن است محقق متن‏هاى مورد نياز خود را بر اساس موضوعات از قبل تعيين شده از صفحه نمايش رايانه مطالعه، و يا ياداشت بردارى نمايد و حتى نظرات خود را نيز اضافه كند.

اين امكان، در صورتى درست محقَق خواهد شد كه موضوع نگارىِ كامل و جامعى به عنوان يك راهكار اساسى در منابع فقه اسلامى صورت گيرد. و هنوز در حوزه علوم و معارف اسلامى اين برنامه دقيق و عمده، به صورت همه جانبه، انجام نيافته، مانده است.

و ما نيز چاره‏اى نداريم مگر اين كه خود را با آهنگ رشدى كه جهان در اين زمينه به خود گرفته سازگار كنيم و هم چنين داشته‏هاى خودمان را با استفاده از روش‏هاى تجربه شده، سازمان بدهيم تا بدانيم اندوخته‏هاى ما چيست؟ و براى پاسخ‏گويى به شبهات چه مقدار كار كرده‏ايم و بخش‏هايى هم كه از نظر بحث و بررسى متوّرم شده كدام است؟ و مسائل و موضوعاتى را كه نياز به پژوهش و كار مجدّد دارد، شناسايى نماييم.

ناكار آمدى جست‏وجوى لفظى و لزوم طراحى شيوه‏اى ديگر

اين مشكل، با تهيه تعدادى رايانه و حروف چينى متن‏هاى كتاب‏ها و منابع كه بر اساس جست‏وجوى لفظى طراحى شده‏اند - كه امروزه يك نرم‏افزار بسيار ساده و پيش پا افتاده است - قابل حل نخواهد بود.

جست‏وجوى لفظى متن هر اندازه به طور هوش‏مند طراحى شود. امكان دست‏رسى به موضوعات واقعى و جامع موجود در متون را فراهم نمى‏كند، يعنى جامعيت و مانعيت در دست‏رسى به اطلاعات را نخواهد داشت.

براى اين كه چه بسا لفظى در متن تكرار مى‏شود كه به عنوان يك واژه محاوره‏اى و يا نوشتارى به كار رفته است و پيام مهمى را ارائه نمى‏كند. و موضوع خاصى را بيان نمى‏نمايد، و چه بسا موضوعات و مطالبى در متن ارائه شده باشند كه الفاظ و عبارات ظاهرى متن آن‏ها را القا نمى‏كند و بايد توسط موضوع نگاران مسلّط و آگاه، محتواى متن در شكل يك موضوع - اصطلاح يا كليد واژه - نمايانده شده و ثبت گردد.

موضوع نگارى در فقه اسلامى - و طراحى نظامى كارآ براى بهره بردارى از آن چه سلف صالح ما انجام داده‏اند، زيربنائى‏ترين و اولين پايه است - براى بررسى مجدد و اظهار نظرهاى نو و ديدگاههاى به روز در مقابل مسائل و شبهات نو به نو.

در اين عرصه نيز براى پرهيز از كارهاى فصلى و روزمرّه و آينده‏نگرى نشده، بايد از اعمال سليقه‏هاى تجربه نشده صرف نظر كنيم و آن چه را كه در جهان به تجربه رسيده و نتيجه آن نزد همگان موّفق و پذيرفته شده به حساب مى‏آيد، اخذ نماييم. تا حداقلِ خطا و بازگشتِ مجدّد را داشته باشيم. و هيچ دليلى وجود ندارد كه همه چيز را مجدداً، خود آزمايش كنيم.

در امر موضوع نگارى و سامان دهى درست موضوعات در علوم اسلامى و علوم وابسته به آن بايد تدوين "تزاروس" را نام برد كه در علوم مختلف به ويژه علوم تجربى در ويرايش‏هاى مختلفى انجام يافته و در مراكز اطلاع‏رسانى، پذيرفته شده و سودمندى آن در جهان تجربه شده است. تهيه‏- P} ر ك: كتاب‏شناسى اصطلاح‏نامه، مركز اطلاعات و مدارك علمى ايران{P .1372/ تزاروس (اصطلاح‏نامه) فقه اسلامى كار آمدترين روش براى تأمين هدف مذكور به حساب مى‏آيد.
رسالت اطلاع‏رسانان حوزوى‏

از بركت انقلاب مبارك اسلامى، دست اندر كاران علوم حوزوى و ساير مراكز دينى در سال‏هاى اخير با درك اين فرصت‏ها گام‏هايى براى اطلاع‏رسانى از معارف اسلامى برداشته‏اند؛ ولى يكى از معضلات و انحراف‏هاى عمده در اين عرصه اين بوده است كه برخى از آنان از نظام‏هاى تجربه شده و استاندارد اطلاع‏رسانى بهره‏اى نبرده‏اند و به شيوه‏هاى سنتى و سليقه‏اى تجربه نشده دست زده‏اند - كه قطعاً عملكرد آنان نه در بهينه‏سازى معارف اسلامى موجود مؤثّر است و نه قادر به هم گامى با روند رو به رشد اطلاعات و معارف اسلامى هستند، علاوه بر اين‏ها در بازيابى اطلاعات ذخيره شده، محققان را به خاطر ريزش و كاهش اطلاعات مطلوب رنج مى‏دهند.

اينان از اطلاع‏رسانى فقط قسمت سخت‏افزارى آن را به عنوان اصل و پايه پذيرفته‏اند؛ ولى تهيه نرم‏افزار نظام‏مند و مؤثر بر روند اطلاع‏رسانى كار آمد و به روز را امرى سهل و آسان انگاشته‏اند؛ به همين دليل است كه آن را فنى و پيچيده مى‏دانند ولى اين را نه!

اميد است تا دير نشده روزى فرا رسد كه همه بخش‏هاى اطلاع‏رسانى اسلامى به سمت هم‏آهنگى و هم‏كارى گام بر دارند و با توجه به تجربه ديگران روش صحيحى را در اطلاع‏رسانى علوم و معارف اسلامى بر گزينند.

به نظر مى‏رسد تنظيم موضوعات و مصطلحات فقهاى اسلام كه در متون و منابع فقهى به كار رفته، از ضرورى‏ترين مقدمات اين هم‏آهنگى و هم‏كارى است؛ به خصوص در علوم حوزوى و اصولاً علوم حقيقى اعتبارى، كه تنوع تعابير و اصطلاحات، فوق‏العاده زياد است.

زبان محاوره‏اى اهل هر فن، همان اصطلاحاتى است كه به كار مى‏برند و بايد اين زبان به دقت شناخته و عرضه شود؛ مثلاً در فلسفه مى‏بينيم دانش‏مندان و فلاسفه "وجود" را به حدود100 تعبير ديگر استعمال كرده‏اند و يا در اصول فقه براى "اصول عملى"10 تعبير هم معنى را به كار گرفته‏اند. و- P} ر. ك: اصطلاح‏نامه فلسفه اسلامى، "وجود". مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى. {P "امارات" و "ادله شرعى" را در قالب9 واژه ديگر تعبير كرده‏اند و هم چنين در علوم قرآنى تعدّد و- P} ر. ك: اصطلاح‏نامه اصول فقه "اصول عملى"، مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى.{P تنوع تعابير فراوانى مشاهده مى‏شود، مانند: "اسباب نزول" كه تا كنون يازده اصطلاح مترادف و "نزول تدريجى" هفت مترادف در منابع براى آن بدست آمده است.

- P} اصطلاح نامه علوم قرآنى ص{P .453 اين تنوع عبارت در تنظيم و طبقه‏بندى اطلاعات و اطلاع‏رسانى در سطح منابع مختلف به خصوص هنگامى كه به صورت اطلاعات رايانه‏اى در آيد بسيار مشكل آفرين است. و حتماً بايد توسط كارشناسان، نوع رابطه ميان اين عبارات و اصطلاحات، در فهرستى منظم شناسايى و تعريف شود كه يكى از فوائد اصطلاح‏نامه نگارى همين امر است.
اصطلاح‏نامه به زبان فارسى‏

تا سال1374 اصطلاح‏نامه‏اى به زبان فارسى تدوين نشده است، مگر3 مورد ترجمه.

در سال1374 اصطلاح‏نامه اصفا، شوراى علمى اصطلاح‏نامه، سازمان مدارك فرهنگى انقلاب اسلامى، در مقوله‏هاى فرهنگى، آموزش و پرورش، ارتباطات، اقتصاد، جامعه‏شناسى، روان‏شناسى، كتاب‏دارى و اطلاع‏رسانى انجام داده كه در ويرايش دوم اضافاتى هم داشت.

در بهار1375 مركز اطلاعات و مدارك علمى ايران "اصطلاح‏نامه اسپانيز" (SPINES) را با عنوان اصطلاح‏نامه نما (نظام مبادله اطلاعات علمى - فنى) منتشر كرد و ويرايش دوم آن در سال1377 انتشار يافت.
اصطلاح‏نامه در زمينه علوم اسلامى‏

در بسيارى از علوم تجربى و انسانى، اصطلاح‏نامه‏هايى تهيه شده است و گاه چند ويرايش نيز روى آن‏ها صورت گرفته است؛ ولى در زمينه علوم اسلامى تدوين اصطلاح‏نامه در مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى از سال1373 آغاز گرديد و شالوده آن ريخته شد. از آن جا كه نوع كار اين علوم با ديگر رشته‏ها تفاوت دارد، از ويژگى خاصى هم بر خوردار است و به طور طبيعى دشوارى اين كار آن هنگام نمودار گرديد كه بايد سياست گزارى همه جانبه و كاملى صورت مى‏گرفت و ارزيابى درستى از آن تهيه مى‏شد و نيز به خدمت گرفتن نيروى كار آمد و مناسب از آن مقدماتى بود كه بايد پشت سر گذاشته مى‏شد. افزون بر اين، بايد همه اين مراحل با توجه به برنامه‏ها و استانداردهاى جهانى و هم آهنگ و سازگار با آن شكل مى‏گرفت؛ بنا بر اين، در آغاز جزوه‏اى درباره مبانى اصطلاح‏نامه علوم اسلامى تهيه شد كه طى آن قالب اين كار و سياست گزارى عمده آن طراحى گرديد و مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى براى نخستين بار در سال1375 آن را چاپ و منتشر كرد، كارى كه هيچ كس تا آن زمان انجام نداده بود.

در سال1374 اجلاس جهانى كتاب‏داران و اطلاع‏رسانان مسلمان "كامليس.4 در ايران برگزار شد. در آن اجلاس طى مقاله‏اى اصطلاح‏نامه علوم اسلامى معرفى شد كه مورد توجه قرار گرفت و معلوم شد اين كار را تا كنون كسى انجام نداده است.

به دنبال آن، برنامه نرم‏افزارى كاربرى اصطلاح‏نامه در متون و منابع مختلف اسلامى و تشكيل بانك‏هاى اطلاعاتى در حوزه‏هاى نه گانه اصطلاح‏نامه علوم اسلامى نوشته شده و دوران آزمايشى آن هنوز به پايان نرسيده است تا بستر بهره‏ورى علوم اسلامى گسترش يابد و محققان و عالمان و انديش‏مندان با استفاده از نظام واره اصطلاح‏نامه‏ها بتوانند در هر سطح از رده‏هاى اصلى و فرعى (اعم و اخص) اطلاعات و مطالب مورد نياز خود را از متونى كه تايپ شده باشد در كامپيوتر با سرعت و دقت به دست آورند.

از شخصيت‏ها و مراكز متعددى نقد و نظرهاى مفيدى رسيده است. از مدير اطلاع‏رسانى يونسكو تقدير نامه‏اى ارسال شده است.

يكى از كارهاى جانبى و مفيدى كه در عمل محقّق شده است، مستندات اصطلاحات است كه به زودى به عنوان فرهنگ‏نامه در زمينه شاخه‏هاى علوم اسلامى تقديم اهل تحقيق خواهد شد.
ميراث گران‏بهاى مكتب فقهى اسلام‏

مكتب فقهى اسلام از چنان غنايى بهره برده است كه به هيچ روى ديگر مكاتب قابل سنجش با آن نيستند. در قرآن و عترت، كه ميزان يكديگرند تمامى نيازهاى انسان آمده است و جواب هر مسئله‏اى را مى‏توان از زواياى آن‏ها دريافت.

از ظهور اسلام تا غيبت كبرى 329) هجرى) آياتى كه بر قلب نازنين پيامبر (ص) فرود آمد بر دست خود پيامبر و بعدها على و اولاد بزرگوارش تفسير و تأويل شد. و آن سخنان را اصحاب و ياران آن‏ها در كتاب‏هاى خويش گردآوردند كه ميراث مكتوب آنان از گران‏بهاترين و مستندترين تأليفات در تاريخ بشر محسوب مى‏شود، نهج‏البلاغه كه گوهر بى همتايى در اين عرصه به حساب مى‏آيد و به عنوان اخ القرآن نام دار است. تا تأليفات ديگر علمى و فقهى كه توسط بزرگان و انديش‏مندان عالم اسلامى به رشته تحرير در آمده است دُرهاى ثمينى هستند كه در اختيار ما قرار دارد.

اما با كمال تأسف، چنان كه بايد و شايد نتوانسته‏ايم از اين آثار نورانى بهره كافى ببريم و همراه پيشرفت ابزار اطلاعاتى و نظام‏هاى ارتباطى به پيش رويم. و از روش‏هاى شگفت‏انگيز پژوهشى امروزى سود جوييم.
مسئوليت حوزه‏ها در شرائط حاضر

پس از ظهور انقلاب اسلامى، خصوصاً با گشايش فكر و انديشه در حوزه علوم اسلامى و تحقّق زمينه تبلور ديدگاه‏ها و نظرات نو در حوزه‏هاى علميه، و ظهور رايانه در پژوهش به عنوان ابزارى كار آمد، سطح انتظار مجامع فكرى و فرهنگى در تمام زمينه‏ها از حوزه‏هاى علميه بالاتر رفت، تا آن جا كه كار كرد و ساخت سنتى حوزه‏هاى علميه جوابگوى نيازها و توقعات امروز نيست.

سابقه ارزشمند اسلام، هويت غير قابل انكارى را براى حوزه‏هاى علوم دينى ترسيم مى‏كند. اما با وجود اين نمى‏توان نيازهاى فكرى جديد را از نظر دور داشت و نقش و تأثير ابزار و عوامل نو شونده در ارائه به موقع و سريع دانش‏هاى حوزوى و دينى را جزء لاينفك كار به حساب نياورد - به خصوص كه نيازهاى جديد فكرى - نقش‏هاى بيش‏ترى را از اين پايگاه‏هاى معنوى و علمى و اجتماعى طلب مى‏نمايد.

از سوى ديگر، توسعه مراكز پژوهشى و دانشگاه‏ها و شبكه‏هاى جهانى اينترنتى و سايت‏هاى متنوع، خود به منزله گسترش پايگاه‏ها و بالارفتن ظرفيت توليد فكر و تكامل انديشه است. به موازات اين گستردگى‏ها جغرافياى فرهنگى متحوّل شده‏وبه تناسب،ارزيابى جامعه علمى و فرهنگى از كاركرد حوزه‏هاى علوم اسلامى نيز، به گونه‏اى متحول خواهدشد . بديهى است تامين اين نيازهاى نو به نو، و تهيه روش‏هاى سهل و در عين حال متقن و پر جاذبه، جز با شناخت دقيق روشهاى موجود جهانى و امكانات و ظرفيت‏هاى نهفته، ممكن نيست. در اين نگرش، نقش حركت‏هاى جمعى و خود جوش حوزويان را نبايد فراموش كرد.

پيشينه حوزه‏هاى دينى، در فرهنگ اسلام نمايان‏گر اين است كه حتى در بدترين شرايط اجتماعى و سياسى، همين تلاش‏هاى فردى و گروهى توانسته است، بار سنگين رسالت حوزه‏ها را در سخت‏ترين شرائط و در تنگناى مشكلات تحمل كند.
اهميت اصطلاح‏نامه فقه‏

اهميت اصطلاح‏نامه فقه به جنبه‏هاى مختلفى بر مى‏گردد كه در ضمن بحث‏ها به برخى از آن‏ها اشاره شد. نكته‏هاى ديگرى نيز مى‏توان اشاره كرد كه در زير مى‏آيد:

تعيين روابط معنايى و هميشه صادق ميان اصطلاحات فقهى‏

در اين تحقيق روابط معنايى و منطقى اصطلاحات فقهى معين مى‏شود كه اين روابط منطقاً يا رابطه هم معنا و مترادف هستند، يا رابطه اعم و اخص و يا رابطه وابستگى، يعنى هيچ اصطلاحى در هيچ علمى وارد نمى‏شود و به كار نمى‏رود، مگر اين كه با موضوع آن علم رابطه‏اى دارد، و آن رابطه يكى از روابط چهار گانه مذكور خواهد بود.

مانند:

نيابت‏

بج:استنابه‏

ا.ع: عقود لازم‏

ا.خ: نيابت اختيارى‏

نيابت خاص‏

نيابت در شهادت‏

نيابت در عبادت‏

نيابت در قضاء

نيابت در نيت‏

نيابت عامه‏

نيابت قهرى‏

نيابت ولى‏

و....

ا.و:احكام نيابت‏

اركان نيابت‏

وكالت‏

و....

و مانند:

عقود

بج:عقد

اعم:معاملات (اعم)

اخ:عقود تمليكى‏

عقود غير تمليكى‏

عقود جايز

عقود لازم‏

عقود معوّض

عقود غير معوّض‏

عقود معلق‏

عقود منجّز

و....

همه اصطلاحات در علم فقه، روابط هميشه صادق آن‏ها با بقيه اصطلاحات آن دانش، معلوم مى‏شود. و مراجعه كننده با استفاده از بخش الفبايى - كه ساده‏ترين راه براى دست يابى به اصطلاحات است - جاى گاه معنايى هر اصطلاح را در مقايسه با اصطلاحات ديگر باز مى‏شناسد.

- P} براى اطلاع بيشتر از شيوه كار ر. ك: اصطلاح‏نامه علوم قرآنى از صفخه99 تا- 323 اصطلاح‏نامه فلسفه جلد1 و- 2 اصطلاح‏نامه اصول فقه از صفحه43 تا صفحه{P .264 اين روابط معنايى با علايم خاصى طبق استانداردهاى جهانى مشخص مى‏شود كه عبارت‏اند از:

بج: به معناى "به جاى" نشان اصطلاح هم معنا و مترادفUT.

ا.ع:به معناى "اصطلاح اعم"BT.

ا.خ:به معناى "اصطلاح اخص"NT.

ا.و:به معناى "اصطلاح وابسته"RT.

لازم به يادآورى است كه اين چهار نوع رابطه، روابط منطقى هستند و مفاهيم غير از اين چهار نوع، رابطه ديگر نمى‏توانند داشته باشند؛ زيرا اصطلاحات يا با يك ديگر هم معنا هستند، يا حاكم‏اند، يا تابع و يا وابستگى معنايى دارند (رابطه تداعى معانى و يا رابطه بحثى).

ترسيم طرح و نقشه كلى ساختار موجود در علم فقه‏

در اصطلاح‏نامه‏ى فقه تمامى اصطلاحات به صورتى منظم و معنا دار طبقه بندى مى‏شوند؛ به نوعى كه از بالاترين رده آن علم مى‏توان تمامى زير مجموعه‏ها و اصطلاحات مربوط به آن را در يك رديف ملاحظه كرد - اگر در بخش الفبايى، هر اصطلاحى با مرتبطات معنايى خود مشخص مى‏شد - در بخش نظام يافته و ترسيمى، فهرستى منظم از تمامى اصطلاحات هر علم، به صورت درخت‏واره به دست مى‏آيد.

مانند:

علم فقه‏

بج:فقه‏

احكام‏

احكام تكليفى‏

احكام وضعى‏

عبادات‏

عبادات بمعنى الاخص‏

عبادات بدنى‏

نماز

روزه‏

حج‏

عبادات مالى‏

خمس‏

زكوة

جهاد

عبادت فكرى‏

امر به معروف و نهى از منكر

معاملات‏

ايقاعات‏

عقود

عقود لازم‏

عقود لازم لا طرفين‏

عقود لازم من طرف‏

عقود متعلق به اعيان‏

عقود متعلق به منافع‏

عقود جايز

..............

..............

..............

و مانند:

علوم اسلامى‏

علم فقه‏

............

............

معاملات‏

عقود

عقود جايز

عقود جايز الطرفين‏

وكالت‏

وكالت از طرفين‏

وكالت انفرادى‏

وكالت جمعى‏

وكالت حاضر

وكالت غالب‏

وكالت خاص‏

وكالت عام‏

وكالت به جعل‏

وكالت مجانى‏

وكالت در حيازت مباحات‏

وكالت در اصطياد

وكالت در شهادت‏

وكالت داين‏

وكالت مديون‏

وكالت در عبادت‏

وكالت در عبادات مدنى‏

وكالت به عبادت مالى‏

ادامه‏

..................

..................

..................

وكالت در عبادت مالى‏

وكالت در زكات‏

وكالت در خمس‏

وكالت در صدقه‏

وكالت در عقود

وكالت در عقود جايز

وكالت در عقود لازم‏

وكالت در بيع‏

وكالت در نكاح‏

وكالت در قبص‏

وكالت در معاملات‏

وكالت شخصى‏

وكالت ضمنى‏

وكالت عقدى‏

وكالت فاسق‏

وكالت فضولى‏

وكالت محجور

وكالت مسلمان‏

وكالت مسلمان براى كافر

وكالت مسلمان براى كافر عليه كافر

وكالت مسلمان براى كافر عليه مسلمان‏

وكالت مسلمان براى مسلمان‏

وكالت مسلمان براى مسلمان عليه كافر

وكالت مسلمان براى مسلمان عليه مسلمان‏

در ترسيم فوق هر طبقه‏اى نسبت به پايين‏تر از خود "اعم" و نسبت به بالاتر از خود "اخص" است.

در بخش ترسيمىِ اصطلاح‏نامه‏ها موضوعات از بالاترين رده عام علم كه مثلاً عنوان "علم فقه"- P} ر ك: اصطلاح‏نامه علوم قرآنى از صفحه445 تا- 468 اصطلاح‏نامه اصول فقه صفحه337 تا{P .393 است تا پايين‏ترين تابع و اخص يعنى "حدود و ديات"، به صورت منظم ترسيم شده‏اند كه محقّق مى‏تواند با يك نگاه، شاكله و اصول موضوعات "علم فقه" را بازيابد و ديدگاهى جمعى و ساختارى از نقشه كلىِ حاكم بر اين دانش را بفهمد، و ايجاد چنين نقشه‏اى در تحقيق، تعليم و تعلّم و به خصوص در طبقه بندى اطلاعاتِ ابنوهِ رايانه‏اى بسيار حياتى و كار ساز است كه به جنبه نرم‏افزارى آن بعداً مى‏پردازيم.

تبيين گستره مطالعه و پژوهش در موضوعات اسلامى‏

اين تحقيق براى تعليم و تعلّم و ارائه درس از سوى استاد و هم چنين براى پژوهش گران از آن رو اهميت دارد كه يك استاد يا پژوهش‏گر مى‏تواند گستره تحقيق و مطالعه خود را در موضوع مورد نظر، بر اساس رده‏ها و موضوعات اخص و وابسته شناسايى و دنبال كند و اين هدف، در بخش نظام يافته اصطلاح‏نامه به سهولت به دست مى‏آيد.

- P} ر ك: اصطلاح‏نامه علوم قرآنى327 تا- 440 اصطلاح‏نامه اصول فقه ص267 تا{P .373 مثلا هر گاه محققى بخواهد درباره "قياس" به عنوان يكى از مفاهيمى كه در اصول فقه مطرح مى‏شود، بررسى و پژوهش (دامنه دارى انجام دهد)، بايد از موارد ذيل اطلاع حاصل كند:

- 1 موارد كار برد مشابه و مترادف اين واژه را بداند كه عبارتند از:

"تمثيل منطقى"، "قياس اصولى"، "قياس تشبيه"، "قياس تمثيل"، "قياس فقهى"

- P} ر ك: همان ص192 و292 و- 2 {P .380 بايد بداند كه در علم اصول فقه قياس از نظر معنايى زير مجموعه چه مفهومى قرار مى‏گيرد.

مانند: "ادله" و يا "ادلة غير معتبره".

- 3 و نيز بداند كه "قياس" چه زير مجموعه‏هايى دارد. مانند:

"قياس ادنى"، "قياس اطراد"، "قياس اولويت"، "قياس تخريج مناط" و "قياس جلى"، "قياس خفى"، "قياس دلالت"، "قياس سبر"، "قياس صحيح"، "قياس طرد"، "قياس عكس". و...

- P} همان ص - 4 {P .192 "قياس" با چه واژه‏ها و مفاهيمى در اصول فقه ارتباط بحثى و يا تداعى معنايى دارد؛ هر چند آن‏ها مترادف و اعم و اخص نيست، ولى يك نوع هم بستگى و رابطه‏اى دارد كه در تكميل بحث قياس مؤثر است.

با مراجعه به اصطلاح‏نامه اصول فقه، (بخش نظام يافته) در زير مجموعه "ادله" مشخص مى‏شود كه براى بررسى جامع از "قياس" - پژوهشگر، به بررسى حدود100 موضوع و اصطلاح نياز دارد كه بتواند با اطلاع همه جانبه به موضوع "قياس" بپردازد.

- P} ر. ك: اصطلاح‏نامه اصول فقه ص292 تا{P .297 و نيز پژوهش‏گران و اساتيدى كه مقاله‏هاى دائرةالمعارف‏ها را تهيه و تدوين مى‏كنند و يا دستيارانى كه پرونده‏هاى علمى مقالات را جمع‏آورى مى‏كنند - مى‏توانند الگوى مطالب و گزينش اطلاعات را از بخش‏هاى ترسيمى و نظام يافته اصطلاح‏نامه بدست آورند، همان طور كه كتابداران در كتابخانه‏هاى تخصصى مى‏توانند از بخش نظام يافته و ترسيمى براى رديف كردن منطقى كتاب‏هاى خود بهره بگيرند كه به مراتب منطقى‏تر و مفيدتر از رده‏بندى‏هاى متداول است.

مانند:

اصول فقه‏

ادلة

ادله غير معتبر

قياس (اصول)

بج:تمثيل منطقى‏

قياس اصولى‏

قياس تشبيه‏

قياس تمثيلى‏

قياس فقهى‏

او:اجتهاد قياسى‏

اركان قياس‏

استحسان قياسى‏

تعارض عرف و قياس‏

حجيت قياس‏

شرايط قياس‏

قياس (منطقى)

مجارى قياس‏

نسخ قياس‏

(به لحاظ وضوح علت)

قياس اولويت‏

بج:قياس اولوى‏

قياس اول‏

قياس به طريق اولى‏

ادامه‏

ا. و:حجيّت قياس اولويت‏

قياس ادنى‏

قياس مساوى‏

قياس ادنى‏

ا. و:قياس اولويت‏

قياس مساوى‏

بج:قياس مساوات‏

(به لحاظ مسلك علت)

قياس مناسب‏

ا.و:مناسب‏

مناسبت‏

قياس شبه‏

بج:قياس اشباه‏

قياس غلبه اشباه‏

ا. و: وصف شهبى‏

قياس طرد

ا. و:طرد

وصف طردى‏

قياس سبر

ا. و: سبر وتقسيم‏

قياس تنقيح مناط

...............

...............

قياس تخريج مناط

...............

...............

قياس تحقيق مناط

...............

...............

ادامه‏

قيا اطراد

قياس سريع الفار

قياس به الفاى فارق‏

(به لحاظ علم به علت)

قياس جلّى‏

...............

...............

قياس خفى‏

(به لحاظ نفس علت)

قياس دلالت‏

قياس علت‏

قياس در معناى اصل‏

...............

...............

(به لحاظ مبيّن علت)

قياس عقلى‏

قياس شرعى‏

(به لحاظ اعتبار)

قياس صحيح‏

قياس فاسد

(به لحاظ وجود مانع)

قياس عكس‏

قياس طرد

(به لحاظ نتيجه)

قياس قطعى‏

قياس مركب‏

قياس مركب الاصل‏

قياس مركب الوصف‏

قياس مستنبط العله‏

قياس منصوص العله‏

قياس ملائم‏

قياس مؤثر

وقتى كه روابط چهارگانه فوق يعنى مترادف، اعم، اخص و وابسته آشكار گشت، حد و مرز معنايى "قياس" در حوزه اصول فقه شناسايى مى‏گردد.

مجموعه اصطلاحات مترادف، اعم و اخص و وابسته نسبت به "قياس" يك مجموعه منسجم و مرتبطى را تشكيل مى‏دهند كه محقق با دست‏يابى به همه آن مفاهيم، قادر خواهد بود شناخت جامعى از قياس را به دست آورد. و محدوده مرتبطات مفهومى و واژگانى را تشخيص دهد - و الگوى بررسى و تحقيق خود را شناسايى كند.

اين مقدار آگاهى با مراجعه محقق به بخش الفبايى اصطلاح‏نامه اصول فقه به دست مى‏آيد؛ زيرا در آن جا"قياس" به عنوان يك اصطلاح در رديف الفبايى "ق" قرار گرفته و روابط معنايى اختصاصى آن با بقيه اصطلاحات در حوزه دانش اصول فقه با علائمى مشخص شده است.

لازم به يادآورى است كه اگر محقق بخواهد دامنه تحقيق خود را گسترش دهد و مفاهيم و مباحث فراتر و يا فروتر از "قياس" را بداند - يعنى بخواهد بداند قياس زير مجموعه چه مباحث كلى‏ترى قرار گرفته و يا پايين‏تر از اخص‏هاى آن، چه زير بخش‏هاى ريزتر و فرعى‏ترى قرار گرفته‏اند و يا در عِداد چه مفاهيم و مباحثى قرار مى‏گيرد، با مراجعه به بخش نظام يافته و ترسيمى، اين مقصود روشن‏تر خواهد شد. در آن جا ترسيم شده است، كه قياس زير مجموعه "ادله" - "ادله غير معتبر" و يا هر آن چه كه شأنيت دليل بودن را دارد - است.

و ادله "هم ارز"و در عِداد "اصول عملى" "اجتهاد و تقليد" "تعارض و تعادل و تراجيح" "مباحث الفاظ" و "ملازمات عقلى" قرار دارد. و همه اين‏ها زير مجموعه عمده و "رده‏هاى اصلى" "اصول فقه" هستند و مباحثى از قبيل "شهرت"، "عرف" "استقراء"، "استحسان" و موارد ديگر مفاهيمى فروتر از قياس‏اند.

- P} اصطلاح‏نامه اصول فقه ص292 و{P .380 اين اصطلاحات (در باب قياس) حالت اعضاى يك خانواده را دارند كه با مرتبطات خود خانواده‏اى تشكيل مى‏دهند و سوابق و لواحق آن‏ها را نيز مى‏توان پيگيرى و معين نمود.

با اين ديد كلى و مجموعى و همه جانبه‏اى كه از "قياس" به دست آمده است، راحت‏تر مى‏توان سراغ منابع و مباحث رفت و طرح بحث در كلاس و يا تدوين طرح تحقيق را پى‏ريزى كرد.

اصطلاح‏نامه در تمامى اصطلاحات و موضوعات، اين وضعيت را ايجاد مى‏كند، كه علاوه بر بررسى و شناسايى جاى‏گاه هر اصطلاح به صورت خاص، رابطه آن را با مجموعه علم و در پيكره و شاكله كلى علم معلوم مى‏نمايد. و اين فرايند وقتى ميّسر خواهد شد كه روابط معناى مجموعه اصطلاحات بررسى و تصويب شده باشد.

موضوع‏نگارى منابع مختلف فقهى بر اساس ساختار اصطلاح‏نامه فقه‏

حال كه اين طرح در سطح كلان براى فقه فراهم شده و ساختار معنايى و رده‏اى آن از نظر منطقى ترسيم گشته است، مرحله مهم ديگرى وجود دارد كه همان موضوع‏نگارى متون و منابع و اطلاعات پراكنده و گوناگون در كتب و منابع فقهى بر اساس اصطلاحات در اصطلاح‏نامه است كه با ظرافت و دقت خاصى بايد صورت گيرد و امورى مانند ذيل رعايت گردد.

- 1 متن مورد نظر با دقت مطالعه شود و اصطلاح و يا اصطلاحاتى كه آن متن را پى‏ريزى مى‏كنند و نمايان‏گر مفهوم واقعى آن هستند، از اصطلاح‏نامه فقه انتخاب شده، و صفحه و سطر متن مربوط روى برگه مخصوص تحقيق ثبت گردد.

- 2 در انتخاب اصطلاح، خاص‏ترين عنوان، گزينش، و از كلى‏گيرى پرهيز شود.

- 3 در صورتى كه اصطلاح مورد نظر در اصطلاح‏نامه فقه يافت نشود، دو راه وجود دارد:

الف - از اصطلاح عام‏تر استفاده شود.

ب - اصطلاح مورد نياز با رنگ متفاوت از متن روى فيش ثبت شده و به عنوان "اصطلاح پيش‏نهادى" در برگه‏اى كه به اين منظور آماده شده است يادداشت شود.

- 4 براى نوشتن نشانى كتاب از "كد"استفاده شود و آن كد به همراه صفحه و سطر روى هر فيش نوشته شود... و مسائل ديگرى كه در مرحله فيش‏بردارى رعايت آن‏ها ضرورى است.

ضرورت موضوع نگارى در مدارك فقه اسلامى‏

بديهى است، اين كار بسيار سنگين، دقيق و وقت‏گير است؛ ولى از مسائل مهم و ضرورى و بر زمين مانده در معارف و فقه اسلامى است. موضوع‏نگارى دقيق و كامل از مدارك و منابع فقهى از مسائل با ارزش و اولّى پژوهش محسوب مى‏شود؛ به نوعى كه تمامى مدارك موجود بايد يك بار و براى هميشه به صورت دقيق، مطالعه و بررسى و موضوع‏نگارى شود و زمينه موضوع‏نگارى مطالب نو به نو را به صورت دائم فراهم سازد تا دست‏رسى پژوهش‏گران و انديشه‏ورزان را به متون مختلف و موجود سهل و آسان نمايد.

اين كار بزرگ و مؤثر بايد توسط متخصصان در همان رشته و بر اساس اصول شناخته شده و صحيح صورت گيرد؛ چون استفاده كنندگان آن عمدتاً اساتيد، و انديش‏مندان و پژوهشگران در علوم اسلامى خواهند بود.

اين پژوهش بايد بر اساس طرح و ساختار تعريف شده اصطلاح‏نامه فقه ارائه شود و با استفاده از پنانسيل سرعت و دقت موجود در رايانه، طبق برنامه نرم‏افزارى، تنظيم و ظرفيت كار آيى آن چندين برابر گردد. به اين ترتيب محققان علوم و معارف فقه اسلامى براى به دست آوردن مطالب مورد نياز خويش زمان كم‏ترى صرف مى‏كنند و بيش‏تر به تحقيق و بررسى كارهاى بر زمين مانده و راه‏هاى نارفته و كشف مباحث جديد و پاسخ به شبهات متنوع امروزى خواهند پرداخت.

براى همين است كه يكى از اهداف مهم كه اصطلاح‏نامه‏ها عموماً و در اصطلاح‏نامه فقه خصوصاً مورد نظر است، طبقه‏بندى مطالب موجود در متون و منابع فقهى است كه بر اساس ساختار طبقه‏بندى شده و معنادار اصطلاح‏نامه "بخش‏هاى نظام يافته و ترسيمى" - مطالب پراكنده‏اى كه در متن‏هاى متنوع وجود دارد به سيستم رايانه‏اى سپرده شود و بر اساس برنامه نرم‏افزارى ذخيره و بازيابى گردد- P} برنامه نرم‏افزارى مذكور براى اصطلاح‏نامه علوم اسلامى طراحى و انجام شده و مرحله آزمايش خود را مى‏گذراند.{P تا محققان و اساتيد به راحتى بتوانند از راه اصطلاحات - به عنوان مدخل و كليد ورود - به مطالب و متن‏ها كه قبلاً طبق ساختار اصطلاح‏نامه به برنامه داده شده است - دست‏رسى پيدا كنند.

اطلاع‏رسانى چند سطحى از متون فقه اسلامى‏

يكى از برنامه‏هاى ارزشمند كه طراحى آن با استفاده از بخش ترسيمى اصطلاح‏نامه فقه و امكانات نرم‏افزار آن فراهم مى‏شود، اطلاع‏رسانى چند سطحى از منابع و متن‏هايى است كه به صورت فايل‏هاى الكترونيكى حروف نگارى شده باشند.

در اين روش: علاوه بر دسترسى به اطلاعات خاص هر اصطلاح از طريق رايانه و هم چنين يافتن اطلاعات مربوط به مرتبطات هر اصطلاح يعنى مترادف‏ها، اعم، اخص، و وابسته‏ها، قابليت مهم ديگرى وجود دارد كه: محققان مى‏توانند اطلاعات يك اصطلاح را به صورت جمعى تحت عنوان يك "رده" به دست آورند. مثلا آن چه در اصطلاح‏نامه اصول فقه به "قياس" مربوط مى‏شود مباحث "ادله" است.

"ادله" يك رده اصلى است، ممكن است محققى بخواهد تمامى اطلاعات مربوط به "ادله" را با همه زير بخش‏هاى مترادف، اعم‏ها و اخص‏ها و وابسته‏ها را در يك فايل ساختار دار، جداگانه و يا در يك مجموعه مكتوب به صورت چاپ شده ملاحظه نمايد - اين امكان با قابليت جستجوى متن‏ها (از عناوين مختلف) فوق‏العاده در تحقيق و گسترش انديشه اسلامى و صرفه‏جويى در وقت انديش‏وران اسلامى مؤثّر است.

هم چنين محقق مى‏تواند سطوح بالاتر از رده قبل را و يا اعم را جستو نمايد و اطلاعات خاص آن‏ها را ملاحظه، مطالعه و حتى چاپ نمايد و در مواردى مطالبى را بر آن افزوده و يا از آن حذف نمايد هر چند اين راه دشوار، پر هزينه و زمان بر است، ولى با ملاحظه فوايد آن در امر پژوهش، انجام آن لازم مى‏نمايد.

مانند:

علوم قرآنى‏

شناخت تاريخ قرآن‏

جمع قرآن‏

(به لحاظ اشخاص و ادوار)

جمع دوره پيامبر(ص)

جمع امام على (ع)

جمع ابوبكر

جمع عثمان‏

(به لحاظ چگونگى جمع)

جمع حفظى قرآن‏

جمع كتابى قرآن‏

نزول قرآن‏

نزول تدريجى‏

نزول بعد الحكم‏

نزول قبل الحكم‏

نزول مشيعى‏

نزول مفردى‏

نزول دفعى‏

نزول خاص‏

نزول عام‏

در ترسيم فوق (اصطلاح‏نامه علوم قرآنى بخش ترسيمى ص(452 پژوهشگرى كه مى‏خواهد در مورد "نزول دفعى قرآن" تحقيق نمايد به نوعى كه از جوانب اين مفهوم و اطلاعات مرتبط با آن آگاهى كامل پيدا كند، با استفاده از بخش ترسيمى مذكور مباحث مربوط به "نزول تدريجى" كه هم سطح نزول دفعى قرآن از نظر معنايى و طبقه‏بندى به حساب مى‏آيد را ملاحظه خواهد كرد - همان طور كه مى‏تواند سطح بالاتر از آن را كه "نزول قرآن" است و يا سطوح بالاتر مانند "جمع قرآن" و "شناخت تاريخ قرآن" را به فراخور گستردگى پژوهش خويش مورد مطالعه و بررسى قرار دهد.

و يا مانند:

علوم قرآنى‏

شناخت تفسير و مفسران‏

تفسير قرآن‏

مفسران قرآن‏

مفسران تربيتى قرآن‏

مفسران اشارى‏

مفسران عرفانى‏

مفسران فلسفى‏

مفسران اجتماعى‏

مفسران تاريخى‏

مفسران ادبى‏

مفسران علمى‏

مفسران كلامى‏

مفسران اخلاقى‏

مفسران روايى‏

مفسران احكام قرآن‏

مفسران قصص قرآن‏

مفسران رموز قرآن‏

مفسران شيعه‏

مفسران اسماعيليه‏

مفسران اماميه‏

مفسران زيديه‏

مفسران طبقه اول‏

مفسران طبقه دوم‏

......................... تا طبقه هشتم‏

مفسران قرآن اول‏

مفسران قرآن دوم‏

......................... تاطبقه پانزدهم‏

با توجه به ترسيم فوق محققى كه مى‏خواهد در مورد "مفسران شيعه" پژوهش همه جانبه‏اى داشته باشد، با بهره‏گيرى از بخش ترسيمى اصطلاح‏نامه علوم قرآنى، مفاهيم سطوح بالاتر و پائين‏تر را ملاحظه مى‏نمايد: "مفسران اسماعيليه"، "مفسران اماميه"، "مفسران زيديّه" عناوينى هستند كه در سطح زير مجموعه مفسران شيعه قرار گرفته‏اند. و بررسى درباره اين گروه هنگامى تكميل مى‏شود كه فِرَق و مذاهب سطح پائين‏تر آن شناسايى شده باشد.

همچنين انواع و اقسام مفسران قرآن به لحاظهاى مختلف، از قبيل: گرايش‏ها و نگرش‏هاى متفاوت مفسّران، و طبقات مفسران در قرن‏هاى مختلف و يا سبك‏ها و شيوه‏هاى تفسيرى متفاوت نيز از مواردى هستند كه در سطوح پائين‏تر و يا بالاتر "مفسران شيعه" قرار مى‏گيرند. و با مطالعه و بررسى درباره آن‏ها، گستره تحقيق و دامنه اطلاعات به صورت جامع الاطراف، شكل خواهد گرفت.

+ نظر جدید

تصویر امنیتی کد جدید