جايگاه فقه حکومتي در نظام سازي مبتني بر ولايت فقيه

 

 

 

جايگاه فقه حکومتي در نظام سازي مبتني بر ولايت فقيه

علي ميثمي تهراني


1

«سابقه فقه سياسى در شيعه، سابقه زيادي است؛ ليكن يك چيز جديد است و آن، نظام‌سازى بر اساس اين فقه است؛ كه اين را امام بزرگوار ما انجام داد. قبل از ايشان كس ديگرى از اين ملتقطات فقه در ابواب مختلف، يك نظام به وجود نياورده بود. اول كسى كه در مقام نظر و در مقام عمل ـ توأماً ـ يك نظام ايجاد كرد، امام بزرگوار ما بود؛ كه مردم‌سالارى دينى را مطرح كرد، مسئله ولايت فقيه را مطرح كرد.

 

بر اساس اين مبنا، نظام اسلامى بر سر پا شد. اين، اولين تجربه هم هست. چنين تجربه‌اى را ما در تاريخ نداريم؛ نه در دوران صفويه داريم، نه در دوره‌هاى ديگر ... نظام‌سازى ـ كه گفتيم امام بزرگوار ما بر اساس مبانى فقهى، نظام‌سازى كرد ـ يك امر دفعى و يكباره نيست؛ معنايش اين نيست كه ما يك نظامى را بر اساس فقه كشف كرديم و استدلال كرديم و اين را گذاشتيم وسط، و اين تمام شد؛ نه، اينجورى نيست. نظام‌سازى يك امر جارى است؛ روزبه‌روز بايستى تكميل شود، تتميم شود.

 

ممكن است يك جايى اشتباه كرده باشيم، اما مهم اين است كه ما بر اساس اين اشتباه، خودمان را تصحيح كنيم، خودمان را اصلاح كنيم؛ اين جزو متمم نظام‌سازى است. نه اينكه گذشته را خراب كنيم. اينكه ما ميگوييم نظام‌سازى جريان دارد، معنايش اين نيست كه هرچه را ساختيم و بنا كرديم، خراب كنيم؛ قانون اساسى‌مان را خراب كنيم، نظام حكومتى و دولتى‌مان را ضايع كنيم؛ نه، آنچه را كه ساختيم، حفظ كنيم، نواقصش را برطرف كنيم، آن را تكميل كنيم.

 

اين كار، يك كار لازمى است. من تصورم اين است كه بُعد مهمى از قيد اطلاق كه امام منضم كردند به ولايت فقيه ـ كه در قانون اساسىِ اول قيد «مطلقه» نبود؛ اين را امام اضافه كردند ـ ناظر به همين است؛ يعنى انعطاف‌پذيرى. دستگاه ولايت - كه دستگاه عظيم ولايت، يعنى در واقع مجموعه آن دستگاه‌هاى تصميم‌ساز و تصميم‌گير كه در رأسش رهبرى قرار دارد؛ اما مجموعه، يك مجموعه است - بايد بتواند به طور دايم خودش را پيش ببرد، متحول كند؛ چون تحول جزو سنتهاى زندگى انسان و تاريخ بشرى است ... البته دشمنان، «ولايت مطلقه» را به معناى «استبداد» گرفته‌اند؛ يعنى ميل فقيه عادل به صورت دلبخواه ... قضيه اين نيست. قضيه اين است كه يك حالت انعطافى در دست كليددار اصلى نظام وجود دارد كه ميتواند در آنجايى كه لازم است، مسير را تصحيح و اصلاح كند، بنا را ترميم كند ... در عين حال مسائل جديدى وجود دارد.

 

در زمينه اقتصاد، مسائل تازه‌اى وجود دارد. مثلاً ما بانكدارى اسلامى را به وجود آورده‌ايم. امروز مسائل تازه‌اى در زمينه پول و بانكدارى وجود دارد؛ اينها را بايستى حل كرد؛ بايد اينها را در بانكدارى اسلامى - بانكدارى بدون ربا - ديد. كى بايد اينها را انجام بدهد؟ فقه متكفل اين چيزهاست ... در قم بايد درسهاى خارجِ استدلالىِ قوى‌اى مخصوص فقه حكومتى وجود داشته باشد تا مسائل جديد حكومتى و چالشهائى را كه بر سر راه حكومت قرار ميگيرد و مسائل نو به نو را كه ه براى ما دارد پيش مى‌آيد، از لحاظ فقه مشخص كنند، روشن كنند، بحث كنند، بحثهاى متين فقه انجام بگيرد؛ بعد اين بحثها مى‌آيد دست روشنفكران و نخبگان گوناگون دانشگاه و غير دانشگاهى، اينها را به فرآورده‌هائى تبديل ميكنند كه براى افكار عموم، براى افكار دانشجويان، براى افكار ملتهاى ديگر قابل استفاده است. اين كار بايستى انجام بگيرد، ما اين را لازم داريم. محصول اين كاوشهاى عالمانه ميتواند در معرض استفاده ملتها و نخبگان ديگر كشورها هم قرار بگيرد» (امام خامنه اي ـ مد ظله العالي ـ 17/6/1390).

 

کلمات فوق بخشي از سخنان حکيمانه رهبر فرزانه انقلاب در ديدار اخيرشان با اعضاي مجلس خبرگان رهبري است؛ سخناني که به يک بيان ـ خصوصا با عنايت به فقيه بودن قاطبه مخاطبان ايشان در اين جلسه و نيز آغاز دروس حوزه‌هاي علميه در سراسر کشور ـ در حکم «نقشه راه حوزه‌هاي فقهي شيعه» در سال جديد تحصيلي است. علاوه بر اين مطالبات ايشان از جريان عظيم و عميق فقاهت در حکم نوعي حکم حکومتي تلويحي در راستاي تئوري سازي روشمند جهت جريان منطقه‌اي و بين المللي نظام ولايت اجتماعي اسلامي است؛ امري که اگر عميق نگريسته شود، در حکم پرچمداري داهيانه نوعي گفتمان جديد جهت صدور تئوريک و ساختاري انقلاب کبير اسلامي است. مسأله مهمي که غفلت از آن ثمره‌اي جز جايگزيني مدل‌هاي اداره‌اي شرقي يا غربي التقاطي و لائيک در کشور‌هاي اسلامي و مصادره انقلاب‌هاي اسلامي منطقه‌اي از سوي کشورهاي فرامنطقه‌اي مکار و فرصت طلب نخواهد داشت.


2

جهت تحقق منويات معظم‌له به عنوان اوامر ولي اجتماعي ديني بر حوزه‌هاي علميه و فقهاي بزرگوار فرض است که در سال تحصيلي جديد به مسأله فقه حکومتي و جريان دين در سطح توسعه اهتمام شايسته‌اي داشته باشند. البته بايد به فرق فقه خرد و فقه کلان و توسعه در اين مسير توجه درخوري داشت. آنچه تا پيش از تحقق نظام اسلامي از فقه در اذهان انديشمندان ديني بود، عمدتا مبتني بر روابط فردي خرد شکل گرفته بود. اما با پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري يکي از برجسته‌ترين فقهاي تاريخ شيعه سطح ديگري از فقه در معرض ديد همگان قرار گرفت که همان فقه اقامه و يا اسلام در مقام عمل اجتماعي بود. در اين مرحله از تاريخ تکاملي معرفت ديني در دنياي اسلام در حوزه‌هاي علميه شيعي افق جديدي از فقه مطرح شد که همان فقه حکومتي و فقه توسعه جامع دين در همه عرصه‌هاي حيات فردي و اجتماعي و بين المللي انسان هاست.

 

روشن است که فقه حکومتي و فقه توسعه با فقه خرد مصطلح هم در موضوع شناسي و هم در ارزش گذاري و هم در نظام توصيفات تفاوت چشمگيري دارد، به ويژه با عنايت به تأثير دو عنصر زمان و مکان در اجتهاد روشمند جواهري در اين سير تکاملي؛ روز به روز در عين حفظ جهت‌گيري ايماني و يقين مقنن متعبدانه بر پويايي فقه شيعي در گذر از عرصه فردي به گستره حکومتي افزوده خواهد شد.

 

به بيان دقيق‌تر فقه حکومتي نيز اگر چه همچون فقه فردي مستند به منابع توصيفي، تكويني و ارزشي ديني است، به جهت عهده داري موضوع نظام سازي و ساختار پردازي حکومتي در راستاي تكامل اجتماعي نسبت به فقه خرد فرق پيدا مي‌كند، زيرا فقيه در فقه خرد مصطلح اصلاً خود را مسئول تكامل اجتماعي نمي‌داند، ولي در فقه حکومتي فقيه اصلي ترين وظيفه خود را مشارکت در روند تكامل ديني اجتماعي و مديريت تحولات اجتماعي و «حوادث واقعه» در راستاي توسعه کلمه توحيد در عرصه جهاني و عقب نشيني همواره جبهه کفر و نفاق بين‌المللي تعريف مي‌کند. فقه خرد هرگز نگاه جدي به نظام سازي ندارد، ولي فقه حکومتي اصلي‌ترين هدف خود را نظام سازي عقلاني کارآمد مبتني بر دين در تمام دنياي اسلام و تئوريزه کردن «مردم سالاري ديني» به عنوان نسخه نجات بخش امت اسلامي مي‌داند.

 

اگر درست به دنياي اسلام در شرايط کنوني نگاه شود، عمق استراتژيک فرمايشات امام خامنه اي«مد ظله العالي» بيش از پيش فهم خواهد شد. بايد واقعيت اين قيام‌هايي را که خاستگاه اصلي‌شان نماز‌هاي جمعه و جماعات مذهبي است، مد نظر گرفت. آنگاه آشکار مي‌شود که امروز بيش از هر روز ديگري، چشم متفکران دين مدار دنياي اسلام به حوزه‌هاي علميه شيعي است. امروز وظيفه‌اي تاريخي بر عهده حوزه‌هاي علميه اين آب و خاک مقدس است، زيرا اگر انقلاب‌هاي ديني ـ مردمي مستضعفان در جاي، جاي دنياي اسلام تئوريزه و نظام‌مند نشود و شعور پايدار اجتماعي جهت تحقق شعارهاي مردمي توليد نشود؛ قطعا با فروکش کردن شور انقلاب‌ها تمامي دستاوردهاي به دست آمده از دست خواهد رفت و يا حتي در صورت فرصت طلبي مناسب دشمنان قسم خورده دنياي اسلام، در جهت عکس اين اهداف و آرمان‌ها و شعارها عمل خواهد کرد؛ مباد که چنين شود؛ مباد.

http:/ /www.tabnak.ir/fa/news/191271/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%81%D9%82%D9%87-%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%85%D8%A8%D8%AA%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87

 

 

 

+ نظر جدید

تصویر امنیتی کد جدید

© كليه حقوق معنوي اين سايت مطابق قوانين نرم افزاري متعلق به پژوهشکده مدیریت اطلاعات و مدارك اسلامي مي باشد.