لوگوی جشنواره وب و موبایل ایران

پيشگامي شهيد صدر در نظام سازي و نظريه پردازي فقهي

 

 

 

 

 

 

 

پيشگامي شهيد صدر در نظام سازي و نظريه پردازي فقهي

گفت و گو با احمد مبلغي


1

 

آيت ا... شهيد سيد محمدباقر صدر از جمله تربيت يافتگان مکتب اسلام بود که خود صاحب يک مکتب فکري و بنيان گذار روش خاصي در اجتهاد بود.

به تعبير رهبر معظم انقلاب اسلامي، «او بي شک يک نابغه و يک ستاره درخشان بود. از جنبه علمي، جامعيت و تحقيق و نوآوري و شجاعت علمي را يک جا دارا بود. در اصول، فقه، فلسفه و در هر آن چه با اين دانش ها ارتباط مي يابد در زمره بنيان گذاران و صاحبان مکتب محسوب مي شد.» حضرت آيت ا... خامنه اي در پيامي که سال 79 به مناسبت برگزاري کنگره شهيد سيد محمدباقر صدر صادر کردند، ايشان را يک اسوه و نمونه براي طلاب برشمردند و در تبيين شخصيت علمي آن شهيد اظهار داشتند:« استعداد خارق العاده و پشتکار کم نظير او از وي عالم ذوفنون و ژرف نگري پديد آورده بود که ديد نافذ و ذهن جست وجوگرش در آفاق علوم متداول حوزه ها محصور نمانده و هر آن چه را که براي يک مرجع بزرگ ديني در دنياي متنوع امروز سزاوار است، به حيطه تحقيق و مطالعه کشيده بود و سخني نو و فکري بکر و اثري ماندگار در آن مي آفريد.» همين احاطه گسترده و عميق و نگاه منسجم و نظام‌وارش بود که از شهيدصدر مرجعي نوآور و مجتهدي نظريه پرداز پديد آورد و انديشه هاي او نقطه عطفي در روند مرجعيت شيعه ايجاد کرد.

به مناسبت سالروز شهادت اين متفکر برجسته و خواهر عالمه اش بنت الهدي صدر که در 19 فروردين سال 59 به دست صدام و عوامل بعثي او صورت گرفت، در گفت وگويي با حجت الاسلام والمسلمين مبلغي از استادان حوزه علميه قم، رئيس پژوهشگاه تقريب مذاهب اسلامي و مسئول دفتر تحقيقات فقهي مجلس، ويژگي هاي فقهي و روش استنباط شهيدصدر را بررسي کرده ايم.

وي در اين گفت وگو، شهيدصدر را از پيشگامان اسلامي کردن علوم انساني برشمرد.

 

 

چه عواملي موجب شد تا آيت ا... شهيد محمدباقر صدر به موقعيت متفاوتي از نظر جايگاه علمي و فقهي و نظريه پردازي در ميان مراجع معاصر دست يابد. به عبارتي چه ويژگي هاي علمي ايشان را به چنين جايگاهي رساند؟

سوال شما به دو بخش تقسيم مي شود، يکي اين که فقه شهيدصدر از چه شاخصه ها و امتيازات ويژه اي برخوردار بوده است و بخش دوم سوال هم اين است که چه عوامل و مولفه هايي باعث شده شهيدصدر تبديل به شخصيت ممتازي شود و اين که آيا اين عوامل اکتسابي هستند يا ذاتي يا ترکيبي از هر دوي اين ها.

در پاسخ به اين سوال که فقه شهيدصدر داراي چه ويژگي هايي است، بايد گفت: ايشان در دانش هايي که به فقه خدمت مي رساند و دانش هاي مقدماتي اجتهاد محسوب مي شوند، داراي انديشه ها و مباني منقحي بود. به عنوان مثال شهيدصدر در زمينه دانش اصول شخصيتي برجسته، متفکر و برخوردار از انديشه هاي اصولي، تجزيه و تحليل هاي دقيق، نوآوري در اصطلاحات، واجد يک نگاه ساختاري نسبتا نو به علم اصول و مطرح کننده يک طرح نو در علم اصول و بهره گرفته از همه تجارب اصولي زمان خود بود. حتي با وجود اين که شهيدصدر در نجف حضور داشتند ولي تجارب اصولي حوزه قم را رصد و آن ها را در اصول خود تعبيه مي کردند.

علاوه بر آن که ايشان مراجعه کننده دقيق به مکاتب اصولي نجف مثل مکتب آقاضياء عراقي، مکتب مرحوم اصفهاني، مکتب مرحوم نائيني و نيز در اصول داراي يک اسلوب در طرح بحث بودند که اين اسلوب جزو ساختارهاي علم اصول است.

همچنين شهيدصدر ادبيات اصولي ممتاز و مباني منقحي داشتند. خلاصه اين که ايشان در دانش هاي مقدماتي فقه داراي انديشه ها و نگاه هاي قابل توجهي بودند، به ويژه اين که تسلط بر اين دانش ها نتايج خود را در اجتهاد و استنباط نشان مي دهد، زيرا اگر ديدگاه هاي مناسبي در دانش هاي مقدماتي بروز پيدا کند، نتايج متمايز و مناسبي را در اجتهاد ايجاد مي کند.

 

با توجه به اين که استنباط نقطه اوج و غايت دانش هاي مقدماتي و قواعد فقهي و اصولي است، سوال اين است که با عنايت به ديدگاه هاي نو و انديشه هاي جديد شهيدصدر روش استنباط و اجتهادي وي چگونه بود؟

ايشان به غير از اين که در زمينه دانش هاي مقدماتي توانمند بودند، در خود اجتهاد هم داراي توان ويژه اي بودند به خصوص اين که اجتهاد در انتها و اوج دانش هاي مقدماتي و فقه است و همه محصولات دانش هاي مقدماتي مثل تاريخ، علم رجال، اصول، قواعد فقهي و ... در اجتهاد ظهور و بروز پيدا مي کند.

وي در منظومه اي روش اجتهاد را شکل مي دهد و استنباط را پديد مي آورد.

شهيدصدر در روش استنباط امتيازاتي دارد که نسل امروز و حتي نسل هاي آينده در صورتي که بخواهند به روش منقحي در استنباط دست يابند، نمي توانند شهيدصدر را ناديده بگيرند و از رجوع به آرا و مباني و روش ايشان بي نياز باشند.


2

اگر کساني بخواهند شيوه استنباط تازه و جالب و ممتاز ايشان را بشناسند بايد شرح تفسيري عروةالوثقي ايشان را ملاحظه کنند. اين کتاب از بسياري از کتاب ها متمايز است و نشان مي دهد اين شخصيت برجسته در استنباط چقدر عميق و ممتاز بوده است و چگونه با خروشندگي فقهي، هم از اصول بهره گرفته و هم اقوال و ديدگاه هاي مختلف را به درستي چينش و انتخاب کرده است.

شهيدصدر مراجعه ويژه به اقوال داشته و از معدود کساني است که در مراجعه به اقوال به غربالگري آن ها پرداخته است.

 

توجه به نظام سازي و نظريه پردازي فقهي

ويژگي برجسته سوم شهيدصدر اين است که ايشان فراتر از استنباط حکم به يک جنبه ديگري از فقه توجه کرده است که مي توان اسم تنظير و نظريه پردازي فقهي را بر آن گذاشت.

البته ايشان در اين زمينه مبدع اين روش نيست، بلکه پيش از ايشان نيز کساني بوده اند که به اين روش دست يافته اند و در ميان اهل سنت نيز جسته و گريخته کساني نظريه پردازي فقهي را مطرح کرده اند ولي آن چه ايشان را برجسته مي کند، اين است که او فراتر از طرح نظريه پردازي يا ضرورت نظريه پردازي، در عمل يک نظريه بزرگ را در ارتباط با فقه تحت عنوان «مذهب اقتصادي» و به تعبير ما مکتب اقتصادي مطرح کرده است.

در زمينه هاي مختلف مي توان نظريه فقهي ارائه داد که يکي از زمينه هاي نظريه پردازي فقهي اين است که ما از مجموع فقه، مکتب اقتصادي يا مکتب سياسي، يا مکتب اجتماعي و يا مکتب فرهنگي و ... را عرضه کنيم.

طرح مکتب اقتصادي اسلامي نقطه ثقل نوآوري هاي شهيد صدر است

مبلغي افزود: مکتب اقتصادي نقطه ثقل ابداعات شهيد صدر است و جالب است که ايشان هم به صورت تفصيلي به اين نظريه پردازي پرداخته است و هم شيوه نظريه پردازي را در لابه لاي ديدگاه هاي خود به نمايش گذاشته و نشان داده است که در نظريه پردازي از چه منابعي مي توان بهره گرفت.

 

شهيد صدر و تجربه جديدي از فقه مقارن

از ويژگي هاي برجسته عرضه مکتب اقتصادي و سياسي به همت ايشان آن است که شهيد صدر تجربه جديدي از فقه مقارن را نشان داده و فضاي جديدي را در اين زمينه گشوده و به بيان اقوال مذاهب گوناگون پرداخته و از همه اقوال بهره برده است تا يک مکتب اقتصادي و سياسي اسلامي را نشان دهد.

 

نفوذ انديشه هاي شهيد صدر در جهان اسلام

مبلغي تاکيد کرد: با وجود اين که کتاب هاي شهيد صدر در فضاهاي مذهبي نوشته شده بود و به فضاهاي ديگر رسوخ نمي کرد اما ابداع و نظريه پردازي ايشان موجب شد تمام جوامع اسلامي حتي حوزه ها و دانشگاه هاي اهل سنت نيز به کتاب هاي ايشان توجه نشان دهند و اين کتاب ها الهام بخش بسياري از نگاه هاي جديد در مذاهب اسلامي شد.

 

جايگاه شهيد صدر مرهون ذهن منسجم و منطق نظام مند وي بود

3

اما در پاسخ به اين که چه عواملي شهيد صدر را به اين جايگاه رساند بايد گفت ايشان ذهني منسجم و ريشه ياب داشت برخي اذهان گرچه مي توانند راه به انديشه هاي نو ببرند اما ذهن منسجمي ندارند و ميان قطعات مختلف ذهن آن ها ارتباطي برقرار نيست به همين دليل چنين افرادي فقط مي توانند تک انديشه هاي تازه اي عرضه کنند که نگاه مجموعه اي در آن ها وجود ندارد. اما دسته دوم کساني هستند که از ذهني منسجم برخوردارند و با يک منطق منظومه وار افکار خود را عرضه مي کنند و ذهني ريشه ياب دارند شهيد صدر از زمره اين افراد بود که ذهن منسجم و نظام مند داشت.

علاوه بر آن که وي ذهن جست وجوگري داشت، مي کوشيد هرجا انديشه اي هست آن را دريابد. بسيار نقل شده که آن زمان هرگاه کسي از حوزه قم به نجف مي رفت او با اين افراد ملاقات و گفت وگو مي کرد و اصرار داشت که انديشه هاي تازه اي را که در قم جريان دارد بشناسد و واکاوي کند او حتي مدام انديشه هاي نو و در حال زايش فلسفي قم را که با نظر کساني مثل علامه طباطبايي و شهيد مطهري عرضه مي شد، رصد مي کرد. چنان که هم زمان انديشه هاي فلسفه مارکسيستي را دنبال مي کرد و مجموع انديشه هاي فلسفه غرب و فلسفه اسلامي را با ذهن منسجم خود در يک فضاي مقايسه اي مطرح کرد و کتاب «فلسفتنا» را نوشت، نسبت به اقتصاد هم چنين تاليفي عرضه کرد.

 

همان طور که اشاره کرديد مهم ترين ويژگي فقهي شهيد صدر نظام سازي و نظريه پردازي بوده است، اين ويژگي برجسته شهيد صدر تا چه اندازه تحت تاثير دريافت ايشان از اقتضائات زمان و نيازهاي جامعه بوده است؟

ايشان از دو جهت به نيازهاي امروز بشر توجه داشت يکي اين که به نيازهاي انسان معاصر به ديده اهميت و اعتبار بسيار نگاه مي کرد و براي آن اهميت ويژه اي قائل بود. از سويي معتقد بود اسلام بايد پاسخگوي نيازهاي انسان معاصر باشد. علاوه بر آن که ايشان نيازهاي انسان معاصر را به مثابه بخشي از منهج و منبع و روش مطالعات ديني مي دانست.

 

مي توان اين نتيجه را گرفت که ايشان فقه را در دوره معاصر بازسازي کرد و تصويري جديد از فقاهت و مرجعيت را در برابر ديدگان مخاطبان خود قرار داد؟

بله، اين طور است. فقه ايشان کارکردهاي بسياري دارد که يکي از آن ها اين است که فقه ايشان جنبه بازسازي فقه گذشته را دارد. ولي بيش تر وقت ايشان در زمينه روش هاي فقهي گرفته شد و چندان فرصت فرورفتن عميق در فقه را پيدا نکرد از اين رو کتاب هاي فقهي ايشان کم است. اما همان مقدار هم که ايشان به فقه پرداختند، بسيار ويژه، کم نظير و ابتکاري بود که کتاب اقتصادنا اين گونه است و نشان داد که آن همه مطالعه روشي به چه دليل بوده که حاصل آن چنين فقهي است.

 

شهيد صدر تا چه اندازه براي تخصصي کردن فقه و اجتهاد متجزي که در دهه هاي اخير مطرح است گام برداشت، مي توان ايشان را از پيشگامان اين مباحث دانست؟


4

شهيد صدر در تخصصي کردن فقه نقش مهمي داشت روش او و کيان فکري او ابتکاري و راهگشاي فقها در تخصصي کردن فقه بود. از اين جهت که ايشان پاسخ روشني به اين سوال هميشه مطرح داده که از دانش هاي مختلف تا چه اندازه در فقه مي توان بهره گرفت.

 

شهيد صدر نشان داد که زمينه هاي تخصصي در فقه چيست و به چه بخش هايي از فقه مي توان به صورت تخصصي نگاه کرد علاوه بر آن که ايشان با شجاعت روش ها و عناصر نويي را براي تخصصي کردن فقه مطرح کرده است.

در بحث علوم انساني اسلامي که چند سالي است در کشور ما مطرح شده، شهيد صدر چه نقشي داشت و ايشان در اين زمينه چه اقداماتي انجام داد؟

شهيد صدر در زمينه اسلامي کردن علوم انساني و تزريق مباني ديني به علوم انساني و شيوه پرداختن به علوم انساني آن هم از منظر دين، گام هاي جدي برداشت و تجربه هايي را در اين زمينه در اختيار ما قرار داد که مي تواند راهگشا باشد.

 

 

منبع:
/ روزنامه / خراسان 1391/1/19

http:/www.bashgah.net/fa/content/show/97605

 

 

 

 

 

 

 

+ نظر جدید

تصویر امنیتی کد جدید