طبقه‏ بندى فقه‏ بر اساس‏ اصطلاح‏ نامه (تزاروس)

چكيده اثر:

در اين مقاله ابتدا به مختصرى از ماهيت اصطلاح نامه از قبيل تعريف، فايده، تاريخچه و ضرورت آن در عصر حاضر اشاره دارد و سپس ضرورت و فوايد طبقه بندى علوم و نقش آن در سهولت چينش منطقى موضوعات و مسايل علوم مورد توجه قرار گرفته است. آنگاه طرح هايى را كه فقهاى شيعه و سنى براى ساختار فقه مطرح كرده‏اند با توجه به سير تاريخى آن‏ها مورد نقد و بررسى قرار گرفته است. مجموعه اين طرح‏ها، دوازده طرح است كه خود ناظر سليقه‏اى بودن آن‏ها مى‏باشد، در پايان ساختارى كه به عقيده نگارنده، از مزاياى بيشترى برخوردار بوده ارائه شده است.

اين ساختار بر اساس منطق اصطلاح نامه تهيه شده و فقه اسلامى را در يك تقسيم كلى به دو قسم عبادات بالمعنى الاعم و معاملات بالمعنى الاعم قسمت كرده است.

اين مقاله در40 صفحه ارائه شده و به عنوان مقاله برگزيده مركز مطالعات و تحقيقات دفتر تبليغات اسلامى واحد اصطلاح نامه علوم اسلامى در موضوع اطلاع رسانى، معرفى شده و پس از آن با تغييرات مختصرى در مجله قبسات به چاپ رسيده است.

موضوع اثر و اهميت آن:

اطلاع رسانى و فلسفه فقه‏

برجستگى اثر:

شيوه‏اى جديد براى ساختار اوليه فقه‏

روش تحقيق:

بررسى، تتبع و مطالعه منابع فقهى شيعه و سنى بر اساس سير تاريخى و منابع اطلاع رسانى.

مقدمه‏

از امورى كه همواره ذهن متفكران و صاحب‏نظران يك حوزه‏ى علمى را به خود مشغول كرده، طبقه بندى يا تقسيم ‏بندى يك علم است، و مى‏توان اذعان كرد كه ورود به يك علم، بدون چينش منطقى يا شبه منطقى آن، به غايت دشوار است. گواه مطلب اين است كه هر علمى، در مقام واقع و خارج به نوعى طبقه ‏بندى شده است تا جويندگان و پژوهندگان، آن علم را از ساير علوم تميز داده و در نحوه ورود به آن علم، متحيّر و سردرگم نمانند.

بهترين و كار آمدترين شيوه در طبقه‏ بندى يك علم آن است كه برخوردار از دو ويژگى ذيل باشد.

 

- 1 طبقه ‏بندى يك علم به گونه‏اى باشد كه پژوهشگران آن حوزه‏ى علمى در ورود يك مطلب، نه متحير بمانند و نه معطل.

- 2 در چينش يك مطلب، آشفته نشده و هر چيزى را در جايگاه خود قرار دهند.

توجه به دو امر فوق می ‏تواند مشكلاتى را كه در ورود و خروج يك علم، پيش پاى محقق وجود دارد به يكباره مرتفع نمايد.

البته در طول تاريخ علوم بشرى همواره سعى شده است، علم را بر اساس يك تقسيم‏بندى منطقى مطرح نمايند. فى المثل منطقيين، مسايل منطق را به دو بخش مهم تصورات و تصديقات، فلاسفه الهى، فلسفه را به الهيات بالمعنى الاعم شامل مباحث وجود و تقسيمات آن و ماهيت و مسايل جانبى آن، و الهيات بالمعنى الاخص شامل مباحث مربوط به اثبات ذات، صفات و افعال خدا تقسيم كرده‏اند. چه اينكه اصول فقه كه در حقيقت مقدمه فقه است به اصول لفظيه و اصول عمليه تقسيم شده است. ولى فقه اسلامى با همه ‏ى گستردگى كه دارد، آن طور كه بايد و شايد، از يك تقسيم فراگير تبعيت نشده و لذا هر فقيهى با توجه به سليقه‏ى خود اقدام به طبقه‏بندى فقه نموده است كه احيانا بعضى از آن‏ها با هم تداخل دارند.

قبل از طرح طبقه‏بندى فقه بر اساس اصطلاح‏نامه (تزاروس) لازم است در ابتدا توضيح مختصرى از اصطلاح‏نامه ارائه شود و سپس طرح‏هايى را كه فقهاى شيعه و سنى براى طبقه‏بندى فقه ارائه داده و نيز معايب و نواقص آن‏ها مورد بررسى قرار گيرند.

تعريف اصطلاح‏نامه (THESAURUS)

تزاروس يا اصطلاح‏نامه، مجموعه‏ى اصطلاحات استاندارد شده در يك حوزه معرفتى است كه فهرستى از واژه‏ها كليدى و كاربردى آن حوزه را ارائه مى‏دهد و روابط سلسله مراتبى، ترادف و وابستگى بين مفاهيم را به نمايش مى‏گذارد و از نظر ساختارى، گنجينه واژگان كنترل شده و سازمان يافته از مبحث خاص دانش بشرى است، به عبارت ديگر، اصطلاح‏نامه، كليد واژه‏هاى نظام دار و فشرده‏ترين صورت چكيده‏هاى خلاصه شده است كه در مواردى جاى كتاب را گرفته و حامل حداكثر اطلاعات با حداقل ضايعات است و به عنوان بهترين وسيله جهت ذخيره و بازيابى اطلاعات آن حوزه به كار مى‏رود.

تاريخچه اصطلاح‏نامه‏

جمع ‏آورى اصطلاحات در قالب فرهنگ‏نامه‏ ها و تسريع در تدوين واژه‏نامه ها و دائرةالمعارف‏ها، در قرن‏هاى شانزده و هفده ميلادى آغاز شد، و با گسترش روز افزون علوم و فنون و به موازات آن، رشد، توسعه و ارتباطات جوامع بشرى، لزوم معادل يابى براى واژه‏ هاى جديد علوم و فنون و يا اصطلاحات بيگانه بيش‏تر احساس شد، و به طور كلى مباحث زبان‏شناسی جدی ‏تر دنبال شد.

فكر تنظيم اصطلاح‏نامه در قرن نوزده ميلادى به وجود آمد و اولين نشانه از اصطلاح‏نامه در اثر "پيرمارك روژه" به نام (واژه‏ها و عبارات انگليسى) پديد آمد، گر چه هدف "روژه" تهيه ابزار نمايه سازى نبود، و تنها هدفش كمك به كسانى بود كه نياز به يافتن اصطلاحات دقيق داشتند، اما شيوه كار وى با اصطلاح‏نامه‏هاى امروزين هم آهنگى داشت.

مركز اطلاع‏رسانى مهندسى "دپونت" در سال1959 ميلادى اولين اصطلاح‏نامه را با شكل و هدف امروزى منتشر ساخت، و از آن پس توسط سازمان‏ها و اشخاص مختلف، اقدام به تهيه و تدوين اصطلاح‏نامه‏هايى در زمينه‏هاى مختلف صورت گرفت، همانند: علوم اجتماعى، كتاب‏دارى و اطلاع‏رسانى، فلسفه، روان‏شناسى، جامعه‏شناسى، حقوق، سياسى، علم اقتصاد، مديريت و بازرگانى، رفاه اجتماعى، آموزش و پرورش، فرهنگ و مردم‏شناسى، علوم تكنولوژى، علوم زمين‏شناسى، كشاورزى و دام‏پرورى، زيست‏شناسى، شيمى، فيزيك، پزشكى و...

در پى انتشار گسترده اصطلاح‏نامه‏ها، سازمان‏هاى بين‏المللى، انجمن‏ها و مراكز تحقيقاتى ملى، جهت قانون‏مند كردن اصطلاح‏نامه نكارى، دستور العمل‏ها و خط و مشى‏هايى ارائه كردند، و براى تدوين اصطلاح‏نامه‏ها، علاوه بر به كارگيرى اين دستور العمل‏ها، از تجربه‏هاى به دست آمده از اصطلاح‏نامه‏هاى پيشين نيز استفاده بردند.

در سال 1974 "سازمان بين‏المللى استاندارد" نخستين استاندارد بين‏المللى تهيه تزاروس (صطلاح‏نامه) را منتشر ساخت و در سال 1976 "يونسكو" راهنماى تهيه تزاروس‏هاى چند زبانه را ارائه داد و از آن پس نيز اهتمام در تدوين اصطلاح‏نامه‏ها و ويرايش اصطلاح‏نامه‏هاى قبلى با استفاده از استانداردهاى جهانى و تجربه‏هاى پيشنيان، سرعتى هم گام با رشد علم و صنعت داشته است.

اصطلاح‏نامه به زبان فارسى‏

در سال1358 اصطلاح‏نامه‏هاى "توسعه فرهنگى، اطلاع‏رسانى و دكومانتاسيون" توسط مركز اسناد فرهنگى آسيا ترجمه و منتشر شد.

در سال1368 مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى (پژوهشگاه علوم و معارف اسلامى) در حد رفع نياز خود جهت ذخيره و بازيابى اطلاعات، اقدام به تهيه و تنظيم اصطلاح‏نامه عمومى نمود.

در سال1374 سازمان مدارك فرهنگى انقلاب اسلامى، اصطلاح‏نامه "نما" را منتشر ساخت.

در سال1375 مركز اطلاعات و مدارك علمى ايران اصطلاح‏نامه .Spines.(نظام مبادله اطلاعات در زمينه سياست‏هاى علمى و فنى) از انتشارات يونسكو را ترجمه و منتشر ساخت.

در سال1376 مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى اولين اصطلاح‏نامه در زمينه علوم اسلامى را تحت عنوان اصطلاح‏نامه "فلسفه اسلامى" منتشر نمود و بعد از گذشت چند ماه اصطلاح‏نامه "علوم قرآن" و سپس "اصطلاح‏نامه اصول فقه" را در اين زمينه منتشر كرد. اصطلاح‏نامه "فقه اسلامى" نيز در حال تدوين است كه انشاءاللّه به زودى منتشر مى‏شود.

اهداف اصطلاح‏نامه‏

- 1 تهيه طرحى از حوزه دانشى معين براى نشان دادن روابط منطقى ميان مفاهيم اصطلاحات و ترسيمى كلى و مجموعى از ساختار آن حوزه،

- 2 تهيه واژگانى استاندارد براى حوزه موضوعى خاص، به منظور يك سان سازى مدخل‏هاى نظام ذخيره و بازيابى اطلاعات،

- 3 تهيه نظام ارجاعات بين اصطلاحات مترادف و شبه مترادف، براى كاربرد اصطلاحى واحد از مجموعه مترادفات و... در شبكه اصطلاحات،

- 4 تهيه راهنما براى پژوهشگران، مدرسان، مؤلفان، نمايه‏سازان و استفاده كنندگان، جهت انتخاب اصطلاح صحيح براى موضوع مورد جست‏وجو.

ويژگى‏هاى اصطلاح‏نامه‏

- 1 در هر اصطلاح‏نامه، روابط معنايى، يعنى روابطى كه جداى از هر متن و مدركى به قوت خود باقى است، مورد توجه‏اند، به عبارت ديگر "در اصطلاح‏نامه، روابط هميشه صادق، ميان اصطلاحات و واژه‏ها بر قرار مى‏شود، كه معمولا از طريق رابطه هم عرض (مترادف)، رابطه سلسله مراتبى (اعم و اخص، كل و جزء، مفهوم و مصداق) و وابسته نشان داده مى‏شود".

- 2 مجموعه اصطلاحات هر رشته را به صورت سلسله مراتبى از عام به خاص (حاكم به تابع) و با حفظ همه جنبه‏هاى اصلى و فرعى و وابسته، به شكلى نظام دار نشان مى‏دهد، به گونه‏اى كه، تمامى اصطلاحات حاكم و تابع و زير بخش‏هاى منظقى آن‏ها، با يك نگاه كلّى به نمايش در مى‏آيد.

- 3 جاى‏گاه اصلى و جنبى تمام اصطلاحات آن رشته، در ساختار كلى به همراه روابطى كه با يك ديگر دارند، تعيين مى‏شود. در واقع، هيچ اصطلاحى در اصطلاح‏نامه نيست، مگر اين كه رابطه موضوعى آن با اصطلاحات ديگر مشخص شده باشد.

- 4 اصطلاح‏نامه به خاطر روابط معنايى كه دارد، توانايى آن را دارد كه موضوع هر بخشى از علم را با تمام جنبه‏هاى اصلى، فرعى و وابسته به شكل نظام يافته و به منظور ذخيره و بازيابى اطلاعات، يا مقاصد ديگر ارائه دهد،

- 5 اصطلاح‏نامه ابزارى مهم براى نمايه‏سازى و خلاصه زبان نمايه‏سازى است،

- 6 تدابيرى كه در اصطلاح‏نامه انديشيده شده است سبب مى‏شود تا كاربرد هر اصطلاح به دقت مشخص و معين شود. نظير "يادداشت" دامنه كه محدوده مفهومى اصطلاح را مشخص مى‏كند و "توضيحگر" كه وسيله‏ى تمييز مشتركات لفظى است، و "عبارات" راهنما كه لحاظ تقسيم را بيان مى‏كند، از باب نمونه واژه عبادت در متون فقهى به چند معنا آمده است. اگر كسى از طريق اصطلاح‏نامه بخواهد درباره عبادات تحقيق بنمايد، اصطلاح‏نامه در همان ابتدا جهت مى‏دهد كه اين واژه معانى متعددى دارد و لذا بايد تكليف خود را در ورود به متن مشخص نمائيد. بنابراين واژه عبادت بايد با توضيحگر در اصطلاح‏نامه وجود داشته باشد. مثل عبادت (اعم) - عبارت (اخص).

ضرورت اصطلاح‏نامه‏نويسى در علم فقه‏

علم فقه به جهت اهميّت و گستردگى و نيز تنوع موضوعات آن، و به عنوان علمى كه متكفل همه شئونات زندگى بشر است، بايد به موازات پيشرفت تكنولوژى، در نحوه اطلاع‏رسانى آن نيز تجديد نظر شده و اطلاعات موجود در منابع فقهى، به شيوه جديد در خدمت بشريت تشنه احكام دينى قرار گيرد.

وسيله‏اى كه امروزه همه علوم بشرى در چينش و طبقه‏بندى و نيز تسريع در امر اطلاع رسانى، آن را در خدمت گرفته‏اند، اصطلاح‏نامه است. بنا بر اين بايسته است كه علم فقه نيز با توجه به رسالتى كه دارد، از اين وسيله و فنّ استفاده كرده و تمامى محتواى موجود در متون فقهى را طبقه‏بندى نمايد، تا هم براى مجتهدان، مؤلفان و مدرسان، دستيابى به مفاهيم مورد نظرشان آسان شود، و هم از اين طريق، احكام دينى، به اقصى نقاط عالم، از طريق رايانه كه زبانى جز زبان منطق ندارد، رسانده شود.

طبقه‏بندى فقه از منظر فقهاى شيعه‏

- 1 طبقه‏بندى فقه از ديدگاه صاحب مراسم.

- P} سلار بن عبدالعزيز ديلمى، ابى يعلى حمزه، المراسم العلويه فى الاحكام النبويّة، الطبعة1414 ه، مطبعه امير، قم، ناشر المعاونية الثقافية المجمع العالمى لاهل البيت (ع) ص{P .82 سلار بن عبدالعزيز ديلمى، متوفاى448 ه، اولين فقيه شيعه است كه طرح مدونى براى طبقه‏بندى فقه عرضه داشته است. او فقه را به دو بخش عبادات و معاملات تقسيم كرده و بخش معاملات را نيز به عقود و احكام منقسم كرده است.

ايشان در اين باره مى‏نويسند: "المرسوم الشرعية تنقسم قسمين، عبادات و معاملات، فالعبادات تنقسم ستته اقسام: طهارة و صلاة و صوم و حج و اعتكاف و زكاة. و المعاملات، تنقسم قسمين: عقود و احكام، فالعقود: النكاح و ما يتبعه، و البيوع و ما يتبعها، و الاجارات و احكام، و الايمان، و النذر، و العتق و التدبير، المكاتبه، و الرهون، و الوديعة و العارية و المزارعة و المساقاة و الضمانات و الكفالات و الحولات و الوكالات و الوقوف و الصدقات و الهبات و الوصايا.

و ان قيل: ان العقود التى هى الايمان و النذر، ايقاعات، دخل معها الطلاق ،و العتاق و ما فى حكمها.

و ما عدا ذلك احكام. و هذا القسم يشتمل على كتب شتى".

- P} همان. {P

زكات‏

حج‏

صلات‏

اعتكاف‏

صوم‏

طهارت‏

حوالات‏

كفالات‏

ضمانات‏

مساقات‏

مزارعه‏

تدبير

عتق‏

نذر

ايمان‏

وديعه‏

رهن‏

مكاتبه‏

تدبير

عاريه‏

اجارات‏

نكاح‏

بيع‏

عقود

احكام‏

معاملات‏

عبادات‏

فقه‏

طرح سلار بر اساس يك نظام درختى‏

بررسى طرح سلاّر

طرح فوق اگر چه از مزاياى خوبى برخوردار است ليكن نقائصى نيز بر آن مترتب است.

اولا: هر تقسيم بايد بر اساس يك معيار و ملاك مشخصى صورت گيرد كه در اين تقسيم، معيار مشخصى ارائه داده نشده است.

ثانياً: در تقسيم‏هاى ميانى، تكفيك نشده است. زيرا مواردى را كه منطقاً جزء ايقاعات به شمار مى‏آيد در زمره عقود قرار داده شده است.

ثالثاً: دايره مفهومى "عبادات" و "معاملات" مشخص نشده است. هر چند كه ايشان مواردى را به عنوان اخص‏هاى عبادات و معاملات ذكر كرده است ليكن ذكر مصاديق نمى‏تواند بيانگر محدوده مفاهيم باشد. دليل مطلب اين است كه بعضى از فقها نظير شيخ طوسى، جهاد را تحت عبادات آورده است و- P} شيخ طوسى، ابى جعفر محمد بن الحسن، الجمل و العقود، كتاب طهارت.{P اين نيست مگر اين كه ايشان از عبادت معناى خاصى را اراده كرده است. يعنى عبادات ممكن است معانى متعددى داشته باشد و بديهى است كه در يك تقسيم، بايد محدوده‏ى واژه‏هايى كه ممكن است تعدد معنا داشته باشد، مشخص گردد.

- 2 طبقه‏بندى فقه از ديدگاه ابى الصلاح حلبى‏

ابى الصلاح تقى‏الدين ابن نجم‏الدين عبدالله حلبى 447 - 347) ه ق) علم فقه را به سه قسم عمده‏ى "عبادات"، "محرمات" و "احكام" تقسيم كرده است. او در توجيه تقسيم خود، چنين مى‏نويسد: "التكليف الشرعى على ثلاثة اضرب: عبادات و محرمات و احكام. و العبادات على ضربين مفروض و مسنون، و لكل وجبه يجب امتثاله له، فوجه الفرائض كون فعلها لطفاً فى الواجب العقلى و اجتناب القبيح تركها، لانه ترك الواجب. و جهة السنن كونها لطفاً فى المندوب العقلى، و لم يقبح تركها كما لم يقبح ترك ما هى لطف فيه. و جهة قبح المحرمات كون فعلها مفسدة داعياً الى قبائح العقول، و صارفاً عن واجباتها، و يجب اجتنابها لانه اجتناب القبيح. و ووجه الاحكام ليعلم المكلف الوجه الذى له يحسن التصرف فيقف عليه و يجتنب ماعداه، فتكليفه فيها راجع الى العبادات من وجه و الى المحرمات من آخر."

- P} ابو الصلاح حلبى، الكافى فى الفقه ص{P .109 تكليف شرعى سه قسم است. عبادات، محرمات و احكام. و عبادت نيز دو نوع است واجبات و مستحبات و براى هر كدام وجهى است كه امتثال آن به همان شكل واجب است. اما وجه فرائض (واجبات) اين است كه انجام آن براى واجبات عقلى و اجتناب از قبيح، لطف است و ترك آن نيز قبيح است. زيرا ترك مفروضات در اين صورت منجر به ترك واجب عقلى مى‏شود.

وجه قبح "محرمات" اين است كه انجام محرمات داراى مفسده بوده و انسان را دعوت به قبايح عقلى كرده و از واجبات باز مى‏دار، بنا بر اين اجتناب از آن واجب است. زيرا اجتناب از محرمات، در حقيقت، اجتناب از فعل قبيح است. و وجه "احكام" اين است كه مكلّف، وجه آنچه را كه تصرف براى او صحيح است، دانسته و بر آن وقوف پيدا بكند و از غير آن پرهيز نمايد. بنابراين، تكليف مكلف در مورد "احكام"، از يك جهت به عبادات و از جهت ديگر به محرمات بر مى‏گردد.

احكام‏قصاص‏

حدود

احكام‏ديات‏

مساقات‏

حواله‏

شركت‏

لقطه‏

بيع‏

اجاره‏

مضاربه‏

شفعه‏

وصيت‏

ارث‏

جنايات‏

ازدواج‏

صدقه‏

ايلاء

هديه‏

ظهار

قرض‏

دين‏

لعان‏

رهن‏

وكالت‏

مضارعه‏

محرمات‏نكاح‏

انجام‏فعل‏حرام‏

خوردنيهاى‏حرام‏

كسبهاى‏حرام‏

عهدوپيمان‏

انجام‏حقوق‏

حقوق‏اموال‏

روزه‏

احكام‏جنازه‏

وصيت‏

اداى‏امانت‏

حج‏

نماز

احكام‏

عبادات‏

محرمات‏

فقه‏

طرح ابوالصلاح براساس نظام درختى‏

بررسى طرح ابوالصلاح حلبى‏

طرح ابو الصلاح از چند جهت قابل تأمل است.

اولاً: هر تقسيمى بايد به گونه‏اى باشد كه اقسام نتوانند در يكديگر تداخل شوند، و تقسيم فوق، قابليت جلوگيرى از ورود اقسام متعارض را ندارد زيرا شكى نيست كه عبادات نيز مى‏تواند به عبادات حرام و واجب تقسيم شود. و طبيعى است كه عبادت حرام در زمره‏ى محرمات است چه اينكه جزء عبادات نيز مى‏باشد. عين اين مطلب در موارد "احكام" نيز صدق مى‏كند، مثلاً اجاره حرام، مضاربه حرام و... از محرمات است، با اينكه از مصاديق احكام قرار داده شده است.

ثانيا: گنجانيدن مواردى از معاملات. نظير بيع، مضاربه و... در زير بخش "احكام" توجيه منطقى ندارد، هر چند كه ايشان خواسته‏اند آن را توجيه نمايند، ليكن اين توجيه، قبل از اينكه توجيهى براى قرار گرفتن احكام در رديف"عبادات" و "محرمات" باشد، دليل بر عدم صحت آن است. زيرا مرحوم ابو الصلاح مى‏فرمايد: وجه "احكام" اين است كه مكلف، امورى را كه تصرف در آن صحيح است، علم پيدا كرده و آن را انجام بدهد و مخالف آن را ترك نمايد. پس تكليف او به نوعى به عبادات و از جهت ديگر به محرمات برمى‏گردد.

- P} ر. ك: الكافى فى الفقه ص{P .109 همان گونه كه اشاره شد. اين توجيه، نمى‏تواند دليل بر صحت قرار گرفتن واژه "احكام" در رديف عبادات و محرمات باشد.

- 3 طبقه‏بندى فقه از ديدگاه ابن براج‏

قاضى عبدالعزيز بن براج طرابلسى 481 - 400) ه. ق) در كتاب "المهذّب" احكام شرعى را به دو بخش عمده تقسيم مى‏كند. بخش اوّل، احكامى كه مورد ابتلاى همگان است كه از آن به "عبادات" تعبير مى‏كند. و بخش ديگر، احكامى كه اين چنين نيست. ايشان در اين زمينه مى‏نويسند:

"فصل: اعلم ان الشرعيات على ضربين: احدهما: اعم فى بلوى المكلف بها و الاخر ليس كذلك. فامّا الاعم: فهو الصلاة و حقوق الاموال و الصوم و الحج و الجهاد. و امّا ما ليس كذلك فهو ماعدا هذه والجمله منها. و الضرب الاعم ايضاً ينقسم الى ما هو اعم فى البلوى من باقيه و الى ما ليس كذلك و هو ماعداها من هذا الضرب و اذا كانت الشرعيات تنقسم الى ما ذكرناه، و كان الاولى تقديم ذكر الاعم على ما ليس كذلك وجب ان يقدم ذكر العبادات الخمس على جميع ما سواها من الشرعيات، و هذا بعينه يقتضى تقديم ذكر الصلاة على حقوق الاموال و الصوم و الحج و الجهاد، و اذا وجب على ما ذكرناه تقديم ذكر الصلاة على الجميع، و كان ايقاعها لا يصح الاّ بالطّهاره وجب تقديمها عليها".

- P} قاضى ابن البراج، المهذب، تحقيق به اشراف جعفر سبحانى، ناشر جامعة المدرسين قم.1406 ص {P .19

حج‏

جهاد

صوم‏

حقوق‏اموال‏

صلات‏

احكام‏غيرعام‏البلوى‏

احكام‏عام‏البلوى‏

(عبادات)

احكام‏شرعى‏

(فقه)

طرح قاضى ابن براج بر اساس نظام درختى‏

بررسى طرح ابن براج‏

هر چند كه ابن براج به جزئيات طرح اشاره نكرده است امّا به نظر مى‏رسد شروع مناسبى داشته‏اند. بالاخره در هر تقسيمى بايد يك معيار و ملاك منطقى در نظر گرفته شود و ايشان نيز با يك ملاك خاصى وارد تقسيم‏بندى فقه شده‏اند و از اين جهت نيز قابل تحسين است. ليكن سخن در اصل ملاك است. ملاك ايشان اين است كه احكام شرعى يا احكام عام البلوى است يا نيست. آنگاه آن را كه عام البلوى است به عبادت تعبير نموده و پنج مورد را به عنوان مصاديق عام البلوى ذكر كرده است.

مهمترين اشكال اين معيار، سليقه‏اى بودن آن است. به چه علت "جهاد" از امور عام البلوى است كه ممكن است انسان در طول عمر خود، يك بار نيز موفق به جهاد در راه خدا نشود، ولى "بيع"، كه تقريباً همه روزه انسان با آن سر و كار دارد، از امور عام البلوى نباشد. و يا مثلاً "حج" از امور عام البلوى باشد ولى تجارت، عام البلوى نباشد.

بنابراين، تقسيم فوق از اين جهت كه قابليت دارد همه‏ى ابواب فقه را در خود جاى دهد، خوب است، ليكن مشكل سليقه‏اى بودن آن را به هيچ وجه نمى‏توان برطرف كرد.

- 4 طبقه‏بندى فقه از ديدگاه صاحب شرايع

ابى القاسم نجم‏الدين جعفر بن الحسن ابن ابى زكريا يحيى بن الحسن بن سعيد هذلى، مشهور به "محقق" و محقق حلّى 676 - 602) ه. ق) با الهام از تقسيم بندهاى گذشته، سعى كرده است طرحى را ارائه دهد كه معايب طرح‏هاى گذشته را نداشته باشد و لذا كتاب شرايع الاسلام را كه از مهمترين كتاب‏هاى اوست، بر چهار بخش مهم پايه‏ريزى كرده است كه عبارتنداز:

- 1 عبادات،- 2 عقود،- 3 ايقاعات،- 4 احكام .

- P} محقق حلّى، ابوالقاسم نجم‏الدين جعفر بن الحسن، شرايع الاسلام، تحقيق عبدالحسين محمدعلى، دار الاضراء، بيروت، ج.1 ص{P .7 محقق صاحب شرايع، در كتاب خود تنها ابواب فقهى را بر اساس اين چهار عنوان طبقه‏بندى كرده است امّا توجيه و وجه حصر آن را متعرض نشده است. ولى فقهاى ديگرى همچون شهيد اوّل و فاضل مقداد سعى كرده‏اند آن را توجيه نمايند. و شايد بتوان ادعا كرد كه طرح "محقق"، نوعاً مورد پذيرش فقهاى بعد از ايشان قرار گرفته است. و لذا در ورود و خروج مباحث فقهى، بر اساس طرح صاحب شرايع عمل نموده‏اند .

- P} ر. ك: محمد جواد مغنيه، فقه الامام جعفر الصادق (ع)، ناشر، دار الجواد بيروت، چاپ پنجم، سال1404 ق، ج3 ص{P .13 شهيد اول (ره) در توجيه طرح محقق حلّى مى‏نويسد: "وجه الحصر ان الحكم الشرعى امّا ان تكون غايته الاخره او الغرض الاهم منه الدنيا، و الاوّل العبادات، و الثانى امّا ان يحتاج الى عبارة اولا و الثانى الاحكام و الاول امّا ان تكون العبارة من اثنين - تحقيقاً او تقديراً - او لا، و الاوّل العقود و الثانى الايقاعات."

- P} شهيد اوّل، القوائد و الفوائد، ج.1 ص.3 مكتبة المفيد، قم.{P وجه حصر (انحصار فقه در عبادات، عقود، ايقاعات و احكام) اين است كه حكم شرعى از دو حال خارج نيست، يا هدف نهايى آن آخرت است و يا مهمترين غرض آن دنيا است.

قسم اوّل، عبادات است، و قسم دوّم دو صورت دارد. يا به "عبارت" احتياج دارد و يا ندارد. اگر به عبارت و لفظ احتياج ندارد، "احكام" است، صورت اوّل (آن كه به لفظ احتياج دارد) نيز دو حالت دارد، يا عبارت بين دو نفر است چه تحقيقاً و چه تقديراً، يا نيست. صورت اوّل را عقود و صورت دوم را ايقاعات نامند.

طرح محقق حلّى بر اساس نظام درختى‏

شهادات‏

احياى‏موات‏

ديات‏

حدودوتعزيرات‏

لقطه‏

فرائض‏

اطعمه‏واشربه‏

غصب‏

شفعه‏

قضا

قصاص‏

صيدوذباحه‏

لعان‏

تدبير

استيلاء

اقرار

جعاله‏

ايلاء

ظهار

عتق‏

مكاتبه‏

ايمان‏

نذر

طلاق‏

وكالت‏

وصيت‏

عاريه‏

هبه‏

مساقات‏

مضاربه‏

صلح‏

حجر

رهن‏

نكاح‏

سبق‏ورمايه‏

وقف‏

اجاره‏

وديعه‏

مزارعه‏

شركت‏

ضمان‏

مفلس‏

تجارت‏

امربه‏معروف‏

عمره‏

اعتكاف‏

خمس‏

صلات‏

جهاد

حج‏

صوم‏

زكات‏

طهارت‏

احكام‏

ايقاعات‏

عقود

عبادات‏

فقه‏

بررسى تقسيم‏بندى محقق حلّى‏

دسته‏بندى صاحب شرايع از چند جهت قابل تأمل است.

اولاً: در اين دسته‏بندى، سير منطقى تقسيم، لحاظ نشده است و لذا از اين جهت از دسته‏بندى ابن براج نيز ناقص‏تر است. زيرا در دسته‏بندى ابن براج، حداقل، اين نكته رعايت شده است.

بهترين نوع تقسيم‏بندى، آن قبيل تقسيم‏بندى‏هايى است كه بر اساس محوريّت حصر عقلى (دوران بين نفى و اثبات) باشد. در حاليكه در دسته‏بندى محقق صاحب شرايع، چنين چيزى رعايت نشده است.

توجيه شهيد اوّل نيز نمى‏تواند اين نقيصه را بر طرف نمايد. هر چند كه توجيه مرحوم شهيد اوّل، در حدّ خود، يك توجيه منطقى است. امّا نتيجه‏اى كه از آن گرفته مى‏شود. كاملاً بر عكس مطلب است. بر اساس توجيه شهيد اوّل، حق مطلب اين است كه در مقابل "عبادات"، چيزى قرار داده مى‏شود كه كاملاً نقيض يا شبه نقيض "عبادات" باشد، نه عقود و ايقاعات.

ثانياً: معيار "نيازمندى به صيغه و بى‏نياز بودن از آن" و "طرفينى بودن صيغه يا يك طرفى بودن آن"، مى‏تواند به عنوان دو معيار منطقى براى يك تقسيم در نظر گرفته شود و از اين جهت، اشكالى بر تقسيم محقق حلّى وارد نيست. زيرا همان گونه كه اشاره شد، بهترين نوع تقسيم، تقسيمى است كه از حصر عقلى تبعيّت كرده باشد. و لذا براى جعل معيار در يك تقسيم، محدوديتى نيست، آنچه كه محدوديّت است، آن است كه "معيار" بايد بر اساس حصر عقلى باشد تا اقسام در يكديگر تداخل ننمايند.

در يك تقسيم، انسان مى‏تواند هر چيزى را كه به نظر او "معيار" است، براى اندارج "اقسام"، تحت يك "مقسم"، در نظر بگيرد، به شرط آن كه معيارى كه در نظر گرفته شده است، با اصول تقسيم منافات نداشته باشد. و لذا اشكال سليقه‏اى بودن معيار "نيازمندى به صيغه و عدم آن" را كه شهيد مطهرى (ره) بر تقسيم محقق حلى گرفته‏اند، وارد نمى‏باشد.

ايشان در اين زمينه مى‏نويسند: "مرحوم محقق، نيازمندى به صيغه و بى نياز بودن از آن و طرفينى بودن صيغه يا يك طرفى بودن آن را ملاك تقسيم و جدا كردن قسمتها و گروه گروه شدن بابهاى فقهى قرار داده است، در نتيجه نكاح و طلاق كه مربوط مى‏شوند به حقوق خانوادگى، يكى برقرارى پيوند زناشوئى است و ديگرى گسسته شدن آن، در دو گروه قرار گرفته‏اند، فقط به دليل اين كه يكى عقد است و ديگرى ايقاع.

همچنين اجاره و جعاله با همه نزديكى ذاتى و ماهوى كه با يكديگر دارند، به دليل اين كه يكى عقد است و ديگرى ايقاع، از هم جدا شده‏اند. سبق و رمايه به دليل اين كه عقدند، از جهاد كه به خاطر آن تشريع شده‏اند، جدا آمده‏اند.

اقرار كه از توابع كتاب قضا است در بخشى غير از بخش كتاب قضا واقع شده است. كتاب قضا و كتاب اطعمه و اشربه و كتاب ارث، بدون هيچ همانندى به دليل اين كه نه عبادتند و نه عقد و نه ايقاع، در يك گروه جاى گرفته‏اند. اساساً كلمه "احكام" كه هم در تقسيم محقق و هم در تقسيمهاى پيش از ايشان آمده است، در اين جا مهفومى نمى‏تواند داشته باشد، اصطلاحى است نه چندان مناسب براى بابهايى كه در بخشهاى پيش نمى‏گنجند".

- P} مطهرى، مرتضى، آشنايى با علوم اسلامى، انتشارات صدرا،ص{P .129 در هر صورت، اشكال مرحوم مطهرى قابل جواب است. امّا اشكال ديگرى در اين معيار وجود دارد و آن اين كه در معيار مطرح شده ("نيازمندى به صغيه" و "طرفينى بودن صيغه") در طول همديگرند نه در عرض هم. در حالى كه در تقسيم محقق صاحب شرايع اين دو معيار، در عرض هم قرار گرفته‏اند.

توضيح اين كه اگر معيار "نيازمندى به صيغه و بى نيازى از آن" پذيرفته شده، محصول پذيرش اين معيار، بايد واژه يا اصطلاحى باشد كه آن را در مقابل اصطلاحى قرار دهد كه نياز به صيغه ندارد. و پس از آن، واژه مورد نظر از حيث معيار طرفينى بودن صيغه و عدم آن، به عقود و ايقاعات تقسيم شود.

به عبارت ديگر، عقود و ايقاعات با توجه به معيارى كه براى آن‏ها در نظر گرفته شده است، به هيچ وجه نمى‏تواند در مقابل "احكام" قرار گيرد كه نتيجه معيار "نيازمندى به صيغه" است.

- 5 طبقه‏بندى فقه از ديدگاه شهيد اوّل‏

محمّد بن جمال‏الدين مكّى عاملى معروف به شهيد اوّل 786 - 734) ه. ق) اگر چه در كتاب "ذكرى" همان طرح محقق حلّى را توجيه كرده ليكن در كتاب "القواعد و الفوائد" طرح ديگرى را ارائه داده است.

ايشان در اين طرح، با يك پيش فرض از علم كلام ، هدف و فلسفه‏ى تشريع احكام را از چهار- P} در علم كلام ثابت شده است كه همه‏ى افعال الهى معلّل به اغراض‏اند، منتهى از آن جهت كه محال است اين هدف‏ها و غرض‏ها به خداى سبحان برگردد، (چرا كه لازمه‏اش نفع بردن خداى تعالى و در نتيجه نقص بارى تعالى است) لاجرم هدف و غرض آن به مكلف برمى‏گردد.{P حالت خارج نمى‏دانند.

- P} لمّا ثبت فى علم الكلام ان افعال الله تعالى معللة بالاغراض، و ان الغرض يستحيل كونه قبيحاً، و انه يستحيل عوده اليه تعالى، ثبت كونه الغرض يعود الى المكلف، و ذلك الغرض امّا جلب نفع الى مكلف او دفع ضرر عنه، و كلاهما قد ينسبان الى الدنيا، و قد ينسبان الى الاخرة، فالاحكام الشرعية لا تخلو عن احد هذه الاربعة، و ربما اجتمع فى الحكم اكثر من غرض واحد، فان المتكسب لقوته و قوت عياله الواجبى النفقه او المستحبى النفقه اذا انحصر وجهه فى التكسب و قصد به التقرّب، فان الاغراض الاربعة تحصل من تكسبه، امّا النفع الدينوى فلحفظ النفس عن التلف، و امّا الاخروى فلاداء الفريضة

المقصود بها القربة، و امّا دفع الضرر الاخروى فهو اللاحق بسبب ترك الواجب، و اما دفع الضرر الدنيوى فهو الحاصل للنفس بترك القوت.

قاعده [5] كل حكم شرعى يكون الغرض الاهم منه الآخرة، امّا بجلب النفع فيها، او لدفع الضرر فيها، يسمّى عبادة او كفارة. و ما جاء فى الحديث: (الصلوات الخمس كفارة لما بينهنّ) و (ان غسل الجمعه كفارة من الجمعة الى الجمعه)، (ان الحج و العمرة ينفيان الذنوب). و (انّ العمرة كفّارة كل ذنب) لا ينافى ذلك، فان الصلاة و الحج يتصور فيهما الوقوع ممن لاذنب له، كالمعصوم.

قاعده [6] و كل حكم شرعى يكون الغرض الاهم منه الدنيا، سواء كان لجلب النفع، او دفع الضرر يسمى معاملة، سواء كان جلب النفع و دفع الضرر مقصودين بالاصاله او بالتبعيّة.

فالاوّل: هو ما يدرك بالحواس الخمس، فلكل حاسّة حظ من الاحكام الشرعيّة. فللسّمع: الوجوب، كما فى القرائة الجهرية. و التحريم كما فى سماع الغناء و آلات اللهو. و للبصر: الوجوب، كما فى الاطلاع على العيوب، و ارادة التقويم. و التحريم، كما فى تحريم النظر الى المحرمات. و للمس: احكام الوطى‏ء و مقدماته، و المناكحات، ثبوتاً و زوالاً اذ الغرض الاهم منها اللمس. و ممّا يتعلق باللمس: اللباس، و الاوانى، و ازالة النجاسات، و تحصيل الطهارات.

و يتعلق بالذوق: احكام الاطعمة و الاشربه، و الصيد و الذبائح. و هذا فى جلب النفع، و امّا دفع الضرر المقصود بالاصالة فهو حفظ المقاصد الخمس، كما سيأتى ان شاء اللّه.

و الثانى: هو ما تكون المصلحة مقصودة بالتبع، فهو كل وسيلة الى المدرك بالحواس او الى حفظ المقاصد.

قاعده [7] الوسائل خمس:

احدها:اسباب تفيد الملك، و هى ستة.- 1 {P جلب منفعت براى مكلف در امور اخروى.

- 2 دفع مفسده از مكلف در امور اخروى.

- 3 جلب منفعت براى مكلف در امور دنيوى.

- 4 دفع ضرر از مكلف در امور دنيوى.

و ممكن است در يك حكم، بيش از يك غرض، جمع بشوند. فى المثل آن كس كه مشغول كسب مايحتاج خود و واجب النفقه يا مستحبّ النفقه‏ى خود است، اگر همه‏ى همتش در جهت كسب و به همراه قصد قربت باشد، تمام اغراض چهارگانه‏ى فوق الذكر در آن جمع مى‏شود. بنابراين، از آن جهت كه خود را از تلف شدن حفظ مى‏كند. منفعت دنيوى را براى خود جلب كرده و در نتيجه، ضررى كه ممكن بود با عدم بدست آوردن مايحتاج، برايش پيش بيايد، از خود دفع كرده است.

واز آن جهت كه مشغول انجام وظيفه واجب با قصد قربت است، منفعت اخروى را براى خود جلب كرده و در نتيجه، ضرر اخروى را كه لازمه‏ى ترك واجب است، از خود دفع نموده است.

با توجه به اين مطالب، هر حكم شرعى كه مهمترين غرض آن، آخرت است، "عبادت" يا "كفارات" ناميده مى‏شود. و فرقى نمى‏كند كه هدف آن جلب منفعت باشد يا دفع مفسده.

ميان "عبادت" و "كفارات" نيز عموم و خصوص مطلق است. بنابراين، هر كفاره‏اى، عبادت است امّا هر عبادتى، كفاره نيست.

و هر حكم شرعى كه مهمترين غرض آن، دنيا است، چه براى جلب منفعت باشد و چه دفع مفسده، "معامله" ناميده مى‏شود.

جلب منفعت و دفع مفسده نيز دو نوع است.

الف: جلب منفعت يا دفع ضرر بالاصاله

احكامى كه مقصود بالاصاله‏ى آن جلب منفعت است، همان چيزهايى است كه بوسيله‏ى حواس پنجگانه درك مى‏شوند. بنابراين براى هر كدام از حواس پنجگانه‏ى انسان، بهره‏اى از احكام شرعى است، از جمله:

- 1 شنيدنى‏ها:

- 1 - 1 شنيدنى‏هاى واجب، نظير شنيدن قرائت جهريه.(در قرائت نماز صبح، مغرب و عشاء، انسان بايد جوهره‏ى صداى خود را بشنود).

- 1 - 2 شنيدنى‏هاى حرام. همچون شنيدن موسيقى غنايى و آلات لهو.

- 2 ديدنى‏ها:

- 2 - 1 ديدنى‏هاى واجب، مثل مطلع شدن بر عيب اجناس، براى قيمت‏گذارى.

- 2 - 2 ديدنى‏هاى حرام، نظير نگاه به محرمات.

- 3 لمس كردنى‏ها:

نظير احكام وطى و مقدمات آن، و آنچه كه مربوط به ازدواج است، چه ثبوتاً، مثل احكام مربوط به نكاح، و چه زوالاً، مثل احكام مربوط به طلاق. چرا كه غرض مهم بحث‏هاى ازدواج و طلاق، لمس است. يعنى اين كه چه لمس‏هايى واجب است و چه لمس‏هايى حرام.

چيزهاى ديگرى نيز مربوط به لمس است. مثل احكام مربوط به لباس و ظروف و ازاله‏ى نجاسات و تحصيل طهارت.

- 4 چشيدنى‏ها:

مثل احكام اطعمه و اشربه و صيد و ذباحه، امّا احكامى كه مقصود بالاصاله‏ى آن، دفع ضرر از مكلف است، احكام مربوط به حفظ مقاصد پنجگانه (عقل، نفس، دين، نسب و مال) است.

ب: احكامى كه مقصود بالتبع آن جلب منفعت يا دفع ضرر از مكلف است

و آن هر وسيله‏اى است كه با حواس پنگانه و مقاصد پنجگانه در ارتباطى مى‏باشند. اين وسايل، پنج گونه‏اند.

وسيله‏ى اوّل: اسبابى كه افاده ملك مى‏كنند كه شش طايفه‏اند:

- 1 دسته‏اى كه افاده‏ى ملك عين با عقد معاوضه مى‏نمايند نظير، بيع، صلح ،مزارعه، مساقات و مضاربه.

- 2 افاده‏ى ملك عين با عقد غير معاورضى، نظير هبه، صدقه، وقف، وصيت به عين، قبض زكات، خمس و نذر.

- 3 افاده‏ى ملك عين بدون عقد، نظير حيازت، ارث، احياء موات، غنيمت و التقاط(لقطه).

- 4 افاده‏ى ملكيت منفعت با عقد معاوضى، مانند وصيّت به منفعت.

- 6 افاده‏ى ملكيت منفعت بدون عقد، نظير ارث منافع.

وسيله‏ى دوّم: اسبابى كه موجب تسلط بر ملك غير است كه پنج قسم مى‏باشند.

- 1 آنچه كه قهراً موجب تسلط بر ملك غير مى‏شود مثل شفعه، مقاصّه بر مماطل، بيع مال كسى كه از حق واجب‏

امتناع مى‏ورزد، رجوع بايع به عين مال خود در تفليس به نحو مطلق، و در "موت" اگر در مال وفاء است.

- 2 مواردى كه موجب مى‏شود به خاطر مصلحت تصرف كننده، تسلط بر تصرف ملك غير پيدا شود. مثل عاريه.

- 3 مواردى كه موجب مى‏شود به خاطر مصلحت مالك، بر تصرف ملك غير، تسلط پيدا شود.مانند وكالت تبرعى، و وديعه‏اى كه در جا به جايى آن اذن داده شده است.

- 4 مواردى كه شخصى، به خاطر مصلحت دو طرف، تسلط بر مال غير پيدا مى‏كند، نظير، شركت، مضاربه و وكالت به جعل.

- 5 مواردى كه صرفاً به خاطر وضع يدبر مال غير، موجب تسلط بر مال غير مى‏شود. مانند: وديعه‏ى غير مأذون كه به جا به جايى آن اجازه داده نشده است.

وسيله‏ى سوم: اسبابى كه موجب منع مالك از تصرف در مالش مى‏شود كه همان اسباب شش‏گانه حجر (جنون، صباوت، رقيت، سفاهت و مرض متصل به موت) و شبيه آن است. نظير حجر زوج بر زوجه در امور مربوط به استمتاع، حجر بايع و مشترى براى تسليم ثمن و مثمن.

وسيله‏ى چهارم: اسبابى كه موجب حفظ مقاصد پنج‏گانه (نفس، دين، عقل، نسب و مال)اند كه از ضروريات بوده و هيچ شريعتى از شرايع آسمانى هم نيامده است مگر اين كه آن‏ها را حفظ كرده است. اين اسباب عبادتنداز:

- 1 قصاص، ديه و دفاع كه اسباب حفظ نفس‏اند.

- 2 جهاد و قتل مرتد كه اسباب حفظ دين‏اند.

- 3 تحريم مسكرات و حد بر آن‏ها كه اسباب حفظ عقل به شمار مى‏آيند.

- 4 تحريم زنا، لواط، اتيان بهائم، قذف و حد بر آن‏ها كه اسباب حفظ نسب‏اند.

- 5 تحريم غصب، سرقت، خيانت، قطع طريق و حد و تعزير بر آن‏ها كه اسباب حفظ مال به شمار مى‏آيند.

وسيله‏ى پنجم: اسبابى كه موجب جلب مصلحت و دفع مفسده مى‏شود. مانند قضا، دعاوى و بيّنه.

دليل مطلب اين اس كه زندگى اجماعى، جزء ضروريات زندگى مكلف است كه دائماً در معرض نزاع و كشمكش است.

در اين گونه زندگى، دو چيز لازم است.

- 1 وجود چيزى كه ريشه‏ى درگيرى‏ها را بخشكاند كه آن چيزى جز شريعت نيست.

- 2 وجود اداره كننده كه همان امام يا نائب او است. چرا كه سياست تنها با قضاوت و آنچه كه مرتبط با آن مى‏باشد، تحقق پيدا مى‏كند. و با اين مقاصد مى‏توان كتاب‏هاى فقهى را طبقه‏بندى نمود.

- P} ر. ك: شهيد اوّل، القواعد و الفوائد، تحقيق سيدعبدالهادى حكيم، ناشر مكتبة المفيد، قم، ج1 ص{P .39 - 37 طرح شهيد اول بر اساس نظام درختى‏

عبادات‏

قرائت‏جهريه‏

شنيدن‏موسيقى‏غنايى‏

شنيدنى‏هاى‏واجب‏

شنيدنى‏هاى‏حرام‏

احكام‏شنيدنى‏ها

اطلاع‏برعيب‏اجناس‏

نگاه‏به‏محرمات‏

ديدنى‏هاى‏واجب‏

ديدنى‏هاى‏حرام‏

احكام‏ديدنى‏ها

احكام‏لباس‏

ازاله‏نجاست‏

طهارات‏

وطى‏

نكاح‏

طلاق‏

احكام‏لمس‏كردنى‏ها

احكام‏صيدوذباحه‏

احكام‏اطعمه‏واشربه‏

احكام‏چشيدنى‏ها

احكام‏جلب‏منفعت‏بالاصالة

احكام‏مربوطبه‏حفظ

عقل،نفس،دين،نسب‏ومال‏

احكام‏دفع‏ضرربالاصاله‏

احكامى‏كه‏مقصودبالتبع‏آن جلب منفعت يا دفع ضرراست‏

احكامى‏كه‏مقصودبالاصاله آن جلب منفعت يا دفع ضرراست‏

معاملات‏

صوم‏

صلات‏

حج‏

كفارات‏

فقه‏

(مباحث مربوط به جنبه‏هاى اخروى)(مباحث مربوط به جنبه‏هاى دنيوى)

طرح دوم شهيد اول بر اساس نظام درختى‏

وكالت‏تبرعى‏

اسباب‏حفظنسب‏

تحريم‏خيانت‏

حدقطع‏طريق‏

حدسرقت‏

تحريم‏غصب‏

اسباب‏حفظمال‏

ارث‏منافع‏

وصيت‏به‏منفعت‏

اسباب‏افاده‏ملكيت‏منفعت‏باعقدغيرمعاوضى‏

اسباب‏افاده‏ملكيت‏منفعت‏باعقدغيرمعاوضى‏

اجاره‏

اسباب‏افاده‏ملكيت‏منفعت‏باعقدمعاوضى‏

حيازت‏

لقطه‏

غنيمت‏

ارث‏

احياى‏موات‏

اسباب‏افاده‏مالك‏عين‏بدون‏عقد

نذر

خمس‏

قبض‏زكات‏

وصيت‏برعين‏

وقف‏

صدقه‏

هبه‏

مساقات‏

صلح‏

مضاربه‏

مزارعه‏

بيع‏

اسباب‏افاده‏ملك‏عين‏باعقدغيرمعاوضى‏

اسباب‏افاده‏ملك‏عين‏باعقدمعاوضى‏

شركت‏

مضاربه‏

وكالت‏به‏جعل‏

اسباب‏تصرف‏درمال‏غيربه‏خاطرمصلحت‏طرفين‏

وديعه‏مأذون‏درنقل‏

وديعه‏غيرمأذون‏درنقل‏

اسباب‏تصرف‏درمال‏غيربه‏خاطرمصلحت‏مالك‏

اسباب‏تسلطبرمال‏غيربه‏خاطروضع‏يدبرمال‏غير

رجوع‏بايع‏به‏عين‏مال درتفليس‏

بيع‏مال‏ممتنع‏ازحق‏واجب‏

مقاصدبرمماطل‏

شفعه‏

عاريه‏

اسباب‏قهرى‏تسلطبرملك‏غير

اسباب‏تصرف‏درمال‏غيربه‏

خاطرمصلحت‏تصرف‏كننده‏

قضا

دعاوى‏

بينه‏

تحريم‏زناولواط

حدزنا

حدلواط

تحريم‏مسكر

حدشرب‏مسكر

اسباب‏حفظعقل‏

قصاص‏

ديه‏

دفاع‏

اسباب‏حفظنفس‏

جهاد

قتل‏مرتد

اسباب‏حفظدين‏

سفاهت‏

صباوت‏

جنون‏

حجر

وسيله‏افاده‏ى ملك‏

وسيله‏تسلطبرملك‏غير

وسيله‏جلب‏مصلحت‏ودفع‏مفسد

وسيله‏منع‏مالك‏ازتصرف‏درمال‏خود

وسيله‏حفظمقاصدپنج‏گانه(نفس،...

احكامى‏كه‏مقصودبالتبع‏آن‏جلب‏منفعت‏يادفع‏ضررازمكلف‏است‏

بررسى طرح شهيد اوّل:

به نظر مى‏رسد اين طرح به هيچ وجه قابل دفاع نباشد، زيرا علاوه بر سليقه‏اى بودن معيار تقسيم، كه بر بعضى از طرح‏هاى گذشته نيز وارد بود، آنچنان تداخلى در ابواب فقه به وجود مى‏آيد كه بااصول تقسيم در تنافى است. اصولاً يكى از اهداف دسته‏بندى يك علم، اين است كه مطالبى كه قاعدتاً مى‏توانند در كنار هم بيايند، يك جا جمع بشوند. در حالى كه اين طرح، عكس مطلب را نتيجه مى‏دهد. فى المثل، وكالت تبرعى و وكالت به جعل، منطقاً زير مجموعه‏ى وكالت به شمار مى‏آيند، ولى در اين طرح، كاملاً از هم متمايز شده و يكى جزء اسباب تصرف در مال غير به جهت مصلحت مالك، و ديگرى، جزء اسباب تصرف در مال غير به جهت مصلحت طرفين قرار گرفته است.

چه اين كه در دسته‏بندى احكام مربوط به جلب منفعت يا دفع مفسده بالاصاله، اضطرابى نيز مشاهده مى‏شود، زيرا مشخص نيست كه اين بخش، زير مجموعه‏ى، "معاملات" است يا "فقه". اگر به عنوان زيرمجموعه‏ى معاملات تلقى شده است. با بعضى از اخص‏هاى آن نظير، احكام مربوط به قرائت جهريّه يا طهارت و ازاله نجاسات، هماهنگى ندارد. چون اين موارد مربوط به امور اخروى است.

و اگر به عنوان زير مجموعه‏ى فقه تلقى شده است، با تقسيم ثنائى شهيد اوّل منافات دارد. چرا كه ايشان احكام شرعى را با توجه به غرض اهم آن‏ها نسبت به دنيا و آخرت، به "عبادات" و "معاملات" تقسيم كرده است.

- 6 طبقه‏بندى فقه از ديدگاه صاحب مفتاح الكرامه‏

سيدمحمد جواد حسينى‏عاملى (متوفاى1226 ه. ق)از جمله فقيهانى است كه نسبت به طبقه‏بندى فقه، توجه نشان داده است. او در ابتداى كتاب متاجر، بعد از نقل طرح محقق حلّى و بيان وجه ملاك و معيار تقسيم، خود، طرح ديگرى ارائه داده و فقه را به چهار قسم عبادات، عادات، معاملات و سياسات تقسيم كرده است.

- P} ر. ك: حسينى عاملى، سيد محمدجواد، مفتاح الكرامه، تحقيق على اصغر مرواريد، دار التراث، الطبعة الاولى،1418) ه -1998 م، ج8 ص{P .3 ايشان در توجيه اين طرح مى‏نويسند:

مقصود از احكام شرعى، يا نظم بخشيدن به امور دنيوى است يا اخروى و يا هر دو. اگر مقصود، سامان دادن به امور اخروى باشد، همان عبادات است. و در صورت نخست، (اگر مقصود، امور دنيوى باشد) يا غرض و هدف آن، بقاى شخص يا نوع مى‏باشد كه همان "عادات" است. و يا هدف، مصالح مالى است كه به آن، و "معاملات" گويند. و يا مقصود، هم نظم بخشيدن به امور دنيوى و هم اخروى است كه "سياسات" ناميده مى‏شود.

- P}"و فى الثانى ان المقصود امّا انتظام احوال النشأة الاولى او لاخرى او كليهما، فان كان الثانى فهو الاوّل، او لاول، فامّا ان يتعلق الغرض ببقاء الشخص او النوع و هو الثانى، او المصالح الماليّه و هو الثالث، او الثالث فالرابع. و المطلوب على التقديرين حفظ المقاصد الخمس التى بنيت عليها الشرائع الاديان: و هى الدين و النفس و عقل و النسب و المال، فالدين بالعبادات، و النفس بشرع القصاص و الديات، و العقل بخطر مايزيله من المسكرات، و النسب بالمناكح و المواليد، و المال بالمعاملات و المداينات، و الكل باسياسيّات كالحدود و التعزيرات و القضايا و الشهادات".{P از ديدگاه صاحب مفتاح الكرامه، چه طرح محقق حلى را بپذيريم يا طرح خود ايشان را، هدف و فلسفه‏ى تشريع احكام، حفظ مقاصد پنجگانه‏اى است كه اديان و شرايع بر آن بنا نهاده شده‏اند. و آن، دين، نفس، عقل، نسب و مال است.

زيرا دين با عبادات، نفس به سبب تشريع قصاص و ديات، عقل به وسيله مانع شدن از چيزى (مسكرات) كه موجب ازاله‏ى آن مى‏شود، نسب به وسيله‏ى ازدواج و توالد و تناسل، و مال به وسيله‏ى معاملات و مداينات، حفظ مى‏شوند.چه اين كه همه‏ى اين امور به وسيله‏ى سياسيّات،مثل حدود و تعزيرات،قضايا و شهادات محفوظ مى‏مانند.

صدقه‏

عتق‏

اضحيه‏

وقف‏

صوم‏

زكات‏

صلات‏

عبادات‏

عادات‏

معاملات‏

سياسيات‏

فقه‏

طرح صاحب مفتاح الكرام بر اساس نظام درختى‏

حدودتعزيرات قضاياشهادات‏

بررسى طرح صاحب مفتاح الكرامه‏

اولاً:تقسيم احكام شرعى به موارد سه گانه (سامان بخشيدن به امور دنيوى، اخروى، و دنيوى و اخروى)، سليقه‏اى است. سير منطقى اين است كه گفته شود، احكام شرعى يا براى سامان بخشيدن به امور دنيوى يا اخروى است. آنگاه هر كدام به اقسام ديگرى تقسيم شوند.

و اگر معيار تقسيم، حفظ مقاصد پنجگانه (دين، نفس، عقل، نسب و مال) است، شايسته است كه فقه به پنج قسم تقسيم شود نه سه قسم.

ثانياً: ايشان در عبادت، نيّت را شرط دانش و هر چه كه "نيّت"، شرط در صحتش نباشد، عبادت نمى‏دانند. از طرفى، عبادت را عبارة اخراى آن چيزى مى‏دانند كه هدف آن، نظم بخشيدن به امور اخروى است.

لازمه‏ى اين كلام اين است كه هر چيزى كه هدف از آن، سامان بخشيدن به امور اخروى است، بايد مقرون به "نيّت" باشد. در حالى كه بعضى از مباحث فقهى نظير طهارت در لباس براى نماز، تطهير از بول و غائط، براى نماز، امر به معروف و نهى از منكر و... با وجود اين كه در راستاى امور اخروى‏اند، مشروط به نيّت نمى‏باشند.

- 7 طبقه‏بندى فقه از ديدگاه فيض كاشانى‏

ملامحسين فيض كاشانى (متوفاى1090 ه) در كتاب "مفاتيح الشرايع"، فقه را به دو فنّ عمده‏- P} ر. ك: فيض كاشانى، محمدمحسن، مفاتيح الشرايع، ناشر: مجمع الذخائر الاسلاميه، قم، سال1401 ق، ج1 ص{P .36 تقسيم كرده است كه عبارت از:

الف: فن عبادات و سياسات:

در اين فن، شش مفاتيح است:

- 1 مفاتيح صلات، و مباحث نجاسات و طهارت را در همين مفاتيح وارد كرده است.

- 2 مفاتيح زكات، مباحث خمس و صدقات نيز در همين مفتاح است.

- 3 مفاتيح صيام. مباحث اعتكاف و كفارات در اين مفتاح وارد شده است.

- 4 مفاتيح حج. مباحث عمره و زيارات در اين مفتاح داخل شده است.

- 5 مفاتيح نذر و عهد، كه شامل مباحث ايمان و اصناف معاصى نيز مى‏شود.

- 6 مفاتيح حسبه و حدود، شامل مباحث افتاء، لقطه، دفاع، قصاص و ديات.

و خاتمه در جنائز، كه احكام مرضى و بعضى از وصيّت در اين خاتمه قرار داده شده است.

ب: فن عادات و معاملات:

در اين فن نيز، شش مفتاح و يك خاتمه قرار داده است:

- 1 مفتاح مطاعم و مشارب. احكام صيد و ذباحه در اين مفاتيح جاى داده شده است.

- 2 مفتاتيح مناكح و مواليد. احكام طلاق، خلع، مبارات، لعان، ظهار و ايلاء را در اين

مفتاح آورده است.

- 3 مفاتيح معايش و مكاسب، شامل مباحث احياء موات، اصطياد، استرقاق، بيع، ربا، شفعه، شركت، قسمت، مزارعه، مساقات، اجاره، جعاله، سبق، صلح، اقاله، احكام مداينات از قبيل قرض، رهن، ضمان، حواله، كفالت، تفليس مديون، اقرار و ابراء و سائر امانات و ضمانات همچون وديعه، عاريه، غصب، اتلاف، لقطه و احكام تصرف بالنيابة مثل ولايت، وكالت و وصايت.

- 4 مفاتيح عطايا و مروات. مباحث هدايا، وقوف، سكنى، حبس، و صيّت به مال، عتق، تدبير و كتابت در همين مفاتيح داخل مى‏شوند.

- 5 مفاتيح قضايا و شهادات.

- 6 مفاتيح فرائض و مواريث.

و خاتمه در حيله‏هاى شرعى.

بررسى طرح فيض كاشانى:

اين طرح نيز همچون طرح‏هاى گذشته، به رغم دقت مرحوم فيض كاشانى، نتوانسته است از اشكال سليقه‏اى بودن دسته‏بندى به جهت عدم وجود معيار مشخص، و تداخل ابواب فقهى در يكديگر، دور بماند. و لذا مورد توجه علما نيز قرار نگرفت و هيچ فقيهى بر اساس آن مشى ننموده است.

ايلاء

فن‏عادات‏ومعاملات‏

خاتمه‏درحيله‏هاى‏شرعى‏

مفاتيح‏فرائض‏ومواريث‏

مفاتيح‏قضاياوشهادات‏

كتابت‏

وصيت‏به‏مال‏

سكنى‏

وقوف‏

تدبير

عتق‏

حبس‏

هدايا

مفاتيح‏عطاياومروات‏

ظهار

لعان‏

مبارات‏

خلع‏

طلاق‏

مفاتيح‏مناكح‏ومواليد

ذباحه‏

صيد

مفاتيح‏مطاعم‏ومشارب‏

وصايت‏

وكالت‏

ولايت‏

تصرف‏به‏نيابت‏

اتلاف‏

غصب‏

لقطه‏

عاريه‏

وديعه‏

امانات‏وضمانات‏

كفالت‏

تفليس‏

اقرار

ابراء

رهن‏

ضمان‏

حواله‏

قرض‏

مداينات‏

قسمت‏

اصطياد

استرقاق‏

ربا

بيع‏

شفعه‏

شركت‏

احياى‏موات‏

مفاتيح‏معايش‏ومكاسب‏

بعضى‏ازوصيت‏

احكام مرضى‏

خاتمه‏درجنايز

ديات‏

قصاص‏

دفاع‏

لقطه‏

افتاء

مفاتيح‏حسبه‏وحدود

قربات‏

معاصى‏

زيارات‏

عمره‏

ايمان‏

مفاتيح ندر و عهد

مفاتيح حج‏

كفارات‏

اعتكاف‏

صدقات‏

خمس‏

نجاسات‏

طهارات‏

مفاتيح‏صيام‏

مفاتيح‏زكات‏

مفاتيح‏صلات‏

فن‏عبادات‏وسياسات‏

فقه‏

طرح فيض‏كاشانى بر اساس نمودار درختى‏

- 8 طبقه‏بندى فقه از ديدگاه شهيد محمدباقر صدر

ايشان در كتاب "الفتاوى الواضحه" مباحث فقه را به چهار بخش به شرح ذيل تقسيم نموده است.

- 1 بخش عبادات، شامل مباحث نماز، روزه، اعتكاف، حج، عمره و كفارات.

- 2 بخش اموال.

- 2 - 1 اموال عمومى، شامل مباحث خراج، انفال، خمس و زكات.

مراد شهيد صدر از اموال عمومى، اموالى است كه به فرد خاصى تعلق نداشته، بلكه براى مصالح عموم است.

كه طبيعتا مصارف آن نيز مشخص است. به همين جهت، بحث خمس و زكات را كه همه‏ى فقها آن را در بخش عبادات آورده‏اند، ايشان به خاطر اين كه جنبه‏ى مالى آن‏ها قوى‏تر است، در اين بخش گنجانده است.

- 2 - 2 اموال خصوصى، يعنى اموالى كه مالك يا مالكان مشخصى دارد كه به دو قسم تقسيم مى‏شود.

- 2 - 2 - 1 اسباب شرعى تملك يا به دست آوردن حق خاص، شامل مباحث احياى موات، حيازت، صيد، تبعيّت، ميراث، ضمانات و غرامات.

2 - 2 - 2 احكام تصرّف در اموال. شامل مباحث بيع، صلح، شركت، وقف، وصيّت و معاملات.

- 3 بخش سلوك و آداب و رفتار شخصى، يعنى اعمال شخصى كه ربطى به عبادت و اموال ندارند. مانند:

- 3 - 1 روابط خانوادگى، مناسبات دو جنس زن و مرد. مباحث نكاح و طلاق، خلع و مبارات، ظهار و لعان و ايلاء،

- 3 - 2 روابط اجتماعى و مقررات مربوط به تنظيم رفتار فردى افراد جامعه، مقررات مربوط به اطعمه و اشربه، ملابس و مساكن، آداب معاشرت، احكام نذر و عهد و يمين، ذباحه و امر به معروف و نهى از منكر.

- 4 بخش آداب عمومى، يعنى رفتار و سلوك دستگاه‏هاى حكومتى و عمومى در مسايل قضا و حكومت، جنگ و صلح، روابط بين‏المللى، ابواب و مباحث ولايت عامّه، شهادات، جهاد و حدود.

- P} ر. ك: صدر، محمدباقر، الفتاوى الواضحه، ج.1 ص {P .134 - 132

كفارات‏

حدود

جهاد

ولايت‏عامه‏

جنگ‏

صلح‏

حكومت‏

قضا

شهادات‏

آداب‏عمومى‏

امربه‏معروف‏ونهى‏ازمنكر

ذباحه‏

يمين‏

عهد

احكام‏نذر

آداب‏معاشرت‏

ملابس‏ومساكن‏

اطعمه‏واشربه‏

روابطاجتماعى‏

ايلاء

لعان‏

ظهار

مبارات‏

خلع‏

نكاح‏

طلاق‏

روابطخانوادگى‏

بخش‏سلوك،آداب‏ورفتارشخصى‏

معاملات‏

وصيت‏

وقف‏

شركت‏

صلح‏

بيع‏

احكام‏تصرف‏دراموال‏

غرامات‏

ضمانات‏

ميراث‏

تبعيت‏

صيد

حيازت‏

احياى‏موات‏

اسباب‏شرعى‏تملك‏خاص‏

اموال‏خصوصى‏

زكات‏

خمس‏

انفال‏

خراج‏

اموال‏عمومى‏

بخش‏اموال‏

عمره‏

حج‏

اعتكاف‏

روزه‏

نماز

عبادات‏

فقه‏

طرح شهيد محمدباقر صدر بر اساس نمودار درختى‏

بررسى طرح شهيد صدر

مرحوم شهيد صدر در اين دسته‏بندى، سعى نموده است تا مباحث فقه را با تقسيم‏بندى حقوقى جديد هماهنگ نمايد و در اين راستا موفق نيز شده است، ليكن جعل واژه‏ى جديد، در صورتى بر واژه‏هاى قديم نظير معاملات، سياسات و احكام، مزيت دارد كه نواقص تقسيم‏بندى‏هاى گذشته را نداشته باشد.

و چنين امرى البته در دسته‏بندى مرحوم شهيد صدر مشاهده نمى‏شود. يعنى همان اشكال‏هايى كه بر غالب تقسيم بندى‏هاى گذشته وارد بود، بر اين طبقه‏بندى نيز وارد است. و آن اين كه از معيار مشخصى تبعيّت نشده است و همين عدم تبعيّت از معيار منطقى واحد، موجب شده است كه بحث خمس و زكات را كه همه‏ى فقها در بخش عبادت جاى داده‏اند، ايشان به جهت كاربرد مالى آن، در بخش اموال قرار بدهد.

- 9 طبقه‏بندى فقه از كتاب رساله‏ى نوين‏

عبدالكريم بى آزار شيرازى در كتاب رسال نوين، دسته‏بندى ديگرى ارائه داده است. او در اين كتاب، فقه را به چهار قسمت عمده تقسيم كرده كه عبارتنداز:

- 1 عبادات، شامل طهارت و پاكيزگى، نماز، روزه، اعتكاف و حج و زيارت خانه خدا.

- 2 مسائل اقتصادى:

- 2 - 1 اقتصاد سياسى و اجتماعى، مثل ماليات در اسلام، زكات و خمس.

- 2 - 2 اقتصاد مردمى مثل وقف، حبس، هبه، صدقه، وصيّت، كفّاره، نذر و حجر.

- 2 - 3 اقتصاد بازرگانى از قبيل تجارت، صلح، مضاربه، ربا، وديعه، بانكها، سفته، بليطهاى بخت‏آزمايى و بيمه.

- 2 - 4 اقتصاد كشاورزى، نظير، شركت، تقسيم و تفكيك، شفعه، مزارعه، مساقات، اجاره و سرقفلى، استخدام و جعاله.

- 3 مسائل خانواده همچون تشكيل خانواده، تغذيه و بهداشت، حقوق خانواده، تفريح و سرگرمى، طلاق، مرگ وارث.

- 4 مسائل سياسى و حقوقى، شامل حكومت قانون، حكومت مردم، خدمتگزاران، حقوق قضايى از قبيل قضاوت و شهادت، حقوق اقليتها و حقوق جزايى مثل حدود، قصاص، ديات و ضمان.

- P} بى آزار شيرازى، عبدالكريم، رساله نوين، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامى، ص {P .59 - 54

بيمه‏

مسائل‏اقتصادى‏

ضمان‏

ديات‏

قصاص‏

حدود

جقوق‏جزايى‏

شهادت‏

قضاوت‏

حقوق‏قضائى‏

حقوق‏اقليتها

خدمتگزاران‏

حكومت‏مردم‏

حكومت‏قانون‏

مسائل‏سياسى‏وحقوقى‏

ارث‏

مرگ‏

طلاق‏

تفريح‏وسرگرمى‏

تغذيه‏وبهداشت‏

حقوق‏خانواده‏

تشكيل‏خانواده‏

وقف(تعميم‏ثروت)

مسائل‏خانواده‏

بليطهاى‏بخت‏آزمايى‏

سفته‏

بانكها

وديعه‏

ربا

مضاربه‏

صلح‏

تجارت‏

اقتصادبازرگانى‏

جعاله‏

استخدام‏

اجاره‏وسرقفلى‏

مساقات‏

مزارعه‏

شفعه‏

تقسيم‏وتفكيك‏

شركت‏

اقتصادكشاورزى‏

حجر(حفاظت‏اموال‏جامعه)

كفاره‏

نذر

وصيت‏

صدقه(كمك‏به‏مستمندان)

هبه(بخشش)

حبس(واگذارى)

اقصادمردمى‏

خمس‏

زكات‏

ماليات‏

اقتصادسياسى‏واجتماعى‏

حج‏وعمره‏

اعتكاف‏

روزه‏

نماز

طهارت‏وپاكيزگى‏

عبادت‏خودسازى‏

فقه‏

نمودار درختى طرح شماره(8)

بررسى طرح رساله نوين‏

- 1 جعل واژه‏اى جديد و گنجانيدن ابواب فقهى تحت آن، در صورتى قابل دفاع است كه با محتواى آن ابواب نيز سنخيت داشته باشد و در اين طرح اين نكته لحاظ نشده است، براى اين كه بحث زكات و خمس، از زير مجموعه‏ى عبادات خارج شده و تحت اقتصاد سياسى و اجتماعى قرار داده شده است با اين كه اكثريت فقها آن‏ها را به عنوان يك مبحث عبادى مطرح كرده‏اند. و يا مثلا كفاره، زير مجموعه‏ى اقتصاد مردمى قرار داده شده در حالى كه عبادت بودن آن را همه‏ى فقها صحّه مى‏گذارند. و يا امر به معروف و نهى از منكر به عنوان يكى از موضوعات مسئله‏ى حكومت مردم بر مردم. اخص مسائل سياسى و حقوقى آورده شده است با اين كه خيلى از فقها آن را به عنوان يك بحث عبادى مطرح نموده‏اند.

- 2 در علم فقه، مباحثى از قبيل بيع و شراء، شركت، مضاربه، مزارعه، مساقات، اجاره وكالت و... به عنوان يك معامله مطرح است و لذا تمام مباحث جانبى آن در صدد صحت و عدم صحت اين معامله‏اند.

مثل بحث از اركان، شرايط، احكام وضعى از قبيل فسخ و انفساخ، احكام تكليفى از قبيل وجوب، حرمت، كراهت و استحباب. در حالى كه در طرح مذكور، اين هدف اصلى، كمتر مورد توجه قرار گرفته است و لذا چيزى به عنوان واژه "معاملات" در اين طرح ديده نمى‏شود. بله فلسفه‏ى اين مباحث البته تدوين يك نظام اقتصادى سياسى يا اجتماعى و يا نظام خانوادگى صحيح و سالم است. بنا بر اين طرح فوق الذكر براى فلسفه‏ى فقه مفيد است ولى براى علم فقه كه ضوابط خاص خود را دارد، ناقص است.

- 10 طبقه‏بندى فقه از كتاب "الفقه المأثور"

آيت‏اللّه مشكينى در كتاب "الفقه المأثور" تقسيم ديگرى را برا فقه ارائه داده است كه عبارتنداز:

- 1 عبادات، يعنى اعماليكه قصد تقرب الهى در آن شرط است، مثل طهارت سه گانه - وضوء، غسل و تيمم -، صلات، صوم، اعتكاف، حج و عمره و كفارات.

- 2 شؤون فردى، يعنى اعمالى كه مترتب بر تصرف مالى نبوده و هيچ ربطى هم به مسائل جامعه ندارد. بلكه اعمالى است كه اصالتاً وظايف خاص مكلف و در ارتباط با پروردگارش است، مثل كتاب مياه، تخلّى، نجاسات، اوانى (ظرفها)، مطهرات، نذر، عهد، يمين، اطعمه و اشربه و دفاع از نفس.

- 3 شؤون عائليّه كه متكفل رفتار با اهل و ارحام و مثال آن است. مثل كتاب نكاح، طلاق، ايلاء، تجهيز اموات وارث.

- 4 اموال فردى كه مشتمل بر انحاء قيام به امر اين اموال و تصرف در آن از جهت تحصيل، حفظ و مبادله است.

مثل احياء موات، صيد و ذباحه، لقطه، تكسب، بيع، اجاره، جعاله، صلح، رهن، مضاربه، شركت، مزارعه، مساقات، ضمان، حواله، كفالت، وكالت، وديعه، عاريه، وقف، هبه، مسكنى، عمرى، رقبى، وصيت غصب.

- 5 ولايات، يعنى آنچه كه در ارتباط با حاكم و امت در جامعه‏ى اسلامى است، مثل كتاب جهاد، امر به معروف و نهى از منكر، خمس، زكات، انفال، خراج، سبق ورمايه، تفليس و حجر.

- 6 شؤون قضائيه و جزائيه، يعنى آنچه را كه مربوط به نزاع‏ها و تجاوز به حدود الهى است، مثل كتاب قضاء شهادات، اقرار، حدود، قصاص و ديات.

- P} على، فيض (مشكينى)،الفقه المأثور، انتشارات دفتر نشر الهادى، قم، چاپ دوّم، سال1418 ق - ص{P .13 - 14 به نظر مى‏رسد اشكالى كه بر طرح شماره8 وارد شد، بر اين طرح نيز وارد است.

ديات‏

قصاص‏

حدود

اقرار

شهادات‏

قضا

امربه‏معروف‏

ونهى‏ازمنكر

خمس‏

زكات‏

انفال‏

خراج‏

سبق‏ورمايه‏

تفليس‏

حجر

جهاد

وقف‏

عاريه‏

وديعه‏

وكالت‏

كفالت‏

صيدوذباحه‏

لقطه‏

تكسب‏

اجاره‏

بيع‏

جعاله‏

مساقات‏

صلح‏

مضاربه‏

رهن‏

ضمان‏

حواله‏

شركت‏

مزارعه‏

احياءاموات‏

شؤن‏قضائيه‏

ارث‏

تجهيزاموات‏

ايلاء

طلاق‏

نكاح‏

تخلى‏

نجاسات‏

اوانى‏

مطهرات‏

نذر

عهد

يمين‏

اطعمه‏واشربه‏

دفاع‏ازنفس‏

مياه‏

كفارات‏

حج‏وعمره‏

اعتكاف‏

صوم‏

صلات‏

تيمم‏

غسل‏

وضو

طهارات‏

ولايات‏

اموال‏فردى‏

شؤن عائليه‏

شؤن‏فردى‏

عبادات‏

فقه‏

طرح شماره9 بر اساس نظام درختى‏

ب: طبقه‏بندى فقه از ديدگاه اهل سنت‏

در متون فقه شافعى، مباحث فقهى به چهار دسته تقسيم شده كه عبارت است از:

- 1 عبادات، شامل مباحث طهارت، نماز، روزه، زكات، حج و عمره.

- 2 معاملات مثل بيع، رهن، شفعه، حجر، حواله، ضمان، وديعه عاريه، وكالت، قراض، شركت، اجاره، مساقات، مزارعه، غصب، هبه، لقطه، جعاله، وصيّت، وقف، اقرار، فرائض.

- 3 مناكحات، همچون ازدواج، طلاق و...

- 4 جنايات از قبيل ديات، قصاص و...

- P} محمد على، شيخ الاسلام، راهنماى مذهب شافعى، ج{P .1 اين تقسيم‏بندى متأثر از تقسيم امام محمد غزالى در كتاب احياء العلوم است. ايشان در اين كتاب احكام و مقررات مذهبى و اخلاقى اسلامى را به چهار گروه عبادات، عادات، منجيات و مهلكات تقسيم كرده است.

بعضى از علماى متأخر اهل سنت، فقه را به سه بخش تقسيم كرده‏اند، كه عبارت است از- 1 عبادات- 2 اصول اخلاقى- 3 احكام قانونى. و قسم اخير را به شش بخش فقه جزايى، احوال شخصيه، فقه معاملاتى، مخاصمات، سِيَر و احكام سلطانيه، تقسيم كرده است.

- P} ر. ك: صجحى محمصانى، فلسفه التشريع فى الاسلام ص{P .20 مشكل اين دسته‏بندى‏ها نيز هم چون دسته‏بندى‏هاى گذشته در سليقه‏اى بودن آن است، چه اين كه به فلسفه‏ى فقه بيشتر توجه شده است تا آن چه را كه معمولا ابواب فقهى به دنبال آن مى‏باشند.

فقه، وظايف مكلف را يا از جهت عبادت مورد ملاحظه قرار مى‏دهد و يا از جهت معامله. و لذا اگر بحث نكاح را نيز مطرح مى‏كند از اين جهت است كه وظيفه‏ى او را به لحاظ نوع معامله، صحت شرايط و اركان معامله و موانع تحقق اين معامله، مشخص نمايد. امّا اين كه در مجموع، مباحث ازدواج و طلاق، چيزى غير از مسئله‏ى بيع و شراء است. مربوط به فلسفه‏ى تشريع فقه است.

طبقه‏بندى فقه بر اساس منطق اصطلاح‏نامه‏

طبقه‏بندى يك علم از طريق اصطلاح‏نامه (تزاروس) ويژگى‏هاى مختص به خود را دارد. برخى از آن‏ها عبارت است از:

- 1 در انتخاب مقسم‏ها، سعى مى‏شود از واژه‏هاى موجود در همان علم استفاده شود تا با آن چه كه پديد آورندگان علم در نظر داشته‏اند منافات نداشته باشد.

- 2 در اقسام تداخل به وجود نمى‏آيد. نهايت اين است كه يك قسم، چند اعم منطقى داشته باشد. در حالى كه در اكثر دسته‏بندى‏هاى مطرح شده. اين تداخل وجود داشت.

- 3 محورهاى اصلى علم متشتّت نمى‏شود. بلكه هم چون مخروطى مى‏ماند كه از هرم، شروع و با يك سير طبيعى به قاعده ختم مى‏شود.

- 4 محدوده مفهومى يك مقسم مشخص مى‏شود. زيرا چه بسا معناى اراده شده از يك مقسم، ميان دو نفر فرق داشته باشد و طبيعى است كه در اين صورت، اقسام نيز به تبع آن‏ها تفاوت پيدا مى‏كند.

- 5 محورهاى اوليه‏ى يك علم از آن چنان جامعيتى برخورددار مى‏باشد كه بتواند موضوعات جديد و مستحدثه را در خود جاى بدهد.

- 6 براى اينكه اخص‏هاى يك موضوع لجام گسيخته نباشد، مسئله‏ى عبارت راهنما در اصطلاح‏نامه تعبيه شده تا با ذكر لحاظ تقسيم، هر يك از اخص‏ها با عِدل خود در يك جا جمع شده و هم به اين طريق اطلاع كاملترى به مخاطب داده شود.

در طرح پيشنهادى، تمام ويژگى‏هاى فوق الذكر لحاظ شده و لذا علم فقه به دو بخش عمده عبادات بالمعنى الاعم و معاملات بالمعنى الاعم تقسيم شده است.

توضيح اين كه عبادات در متون فقهى به چند معنا آمده است.

اول: عبادات بالمعنى الاخص، يعنى آن عملى كه شرط صحتش اين است كه با قصد قربت به جا آورده شود.

دوم: عبادات بالمعنى الاعم، يعنى آن اعمالى كه صحتش منوط به قصد قربت نيست اگر چه با قصد قربت به جا آورده شود.

سوم: آن قبيل وظايف تعبدى مكلف كه متوقف بر هيچ انشائى نيست.

- P} ر. ك: ميرزاى نائينى، كتاب المكاسب و البيع، ناشر، مؤسسه نشر اسلامى،.1413 جلد1 ص{P .81 سيد يزدى در حاشيه مكاسب نيز به دو معناى اوّل اشاره كرده مى‏نويسند: اگر يك عملى با قصد- P} سيد يزدى، حاشية المكاسب، الطباعة و النشر، اسماعيليان الطبعة8731 ه. ج1 ص{P .25 امتثال به جا آورده شود، قطعا عبادت است. مثل عملى را كه انسان بر اساس اوامر توصلى انجام مى‏دهد و لذا گفته‏اند، عبادت دو قسم است:

- 1 عبادات بالمعنى الاخص

- 2 عبادات بالمعنى الاعم.

از مطالب فوق الذكر اين نتيجه به دست مى‏آيد. آن‏هايى كه عبادت را منحصر در صلات، صوم، حج، اعتكاف، خمس و زكات كرده‏اند، منظورشان، عبادت بالمعنى الاخص است، يعنى آن اعمالى كه بايد با قصد قربت به جا آورده شود. نظير مرحوم "سلاّر" و "قاضى ابن براج".

- P} ر. ك: المراسم العلويه فى الاحكام النبوية، سلاّر، ص- P}{P .25 ر. ك: المهذب، قاضى ابن براج، ص{P .19 و آن‏هايى كه خود را از اين انحصار خارج كرده و موارد ديگرى را نيز جزء عبادات آورده‏اند، مرادشان، عبادات بالمعنى الاعم است، نظير ابو الصلاح حلبى كه مواردى از قبيل وصيّت، اداى‏- P} ر. ك: الكافى فى الفقه، ابو الصلاح حلبى، ص{P .109 امانت، احكام جنازه، عهد و پيمان را در زير بخش عبادات آورده است. و محقق حلّى صاحب شرايع كه جهاد و امر به معروف و نهى از منكر را در زمره عبادات قرار داده است. و يا صاحب مفتاح الكرامه‏- P} ر. ك: مفتاح الكرامه، حسينى عاملى، ج8 ص{P .3 كه امورى همچون وقف، اضحيّه، عتق و صدقه را جزء عبادات آورده است.

در طرح پيشنهادى نيز يكى از محورهاى اصلى فقه "عبادات" قرار داده شده ليكن با توجه به محدوده معنايى آن، لذا از مفهوم عبادت، معناى عام آن قصد شده است تا هم در تقسيم‏بندى فقه از واژه‏هاى اجنبى و تحميلى، استفاده نشود و هم جايگاه مواردى را كه اختلاف برانگيز بوده مشخص شود. زيرا طبيعى است آن‏هايى كه از عبادات، معناى خاص آن را قصد كرده‏اند به هيچ وجه نمى‏توانند مواردى هم چون امر به معروف و نهى از منكر و يا جهاد را كه شرط صحتشان، قصد قربت نيست، جزء عبادات بياورند. امّا آن‏هايى كه از اين واژه، معناى عام آن را قصد كرده‏اند، چنين مشكلى ندارند، مثل همه‏ى آن‏هايى كه "عبادت" را به رابطه عبد با پروردگارشان تفسير كرده‏اند.

- P} مكارم شيرازى، ناصر، انوار الفقاهه، كتاب التجاره، ناشر مؤسسه مطبوعات هدف، ص-7 محقق حلّى، مختصر النافع، تحقيق به اشراف شيخ قمى، ناشر مؤسسة البعثة، تهران،1410 ه، طبع دار التقريب قاهره، ص{P .9 معاملات نيز به چند معنا آمده است.

اولاً: معاملات بالمعنى الاعم. يعنى آن كه صحتش متوقف بر انجام آن به داعى قربت نيست، چه متوقف بر انشاء باشد چه نباشد، و توقف بر انشاء، چه از يك طرف باشد و چه از دو طرف.

- P} ر. ك: كتاب المكاسب و البيع، ميرزاى نائينى، ج1 ص- 81 شيخ انصارى، كتاب الطهارة، ناشر مؤسسة آل البيت، ج2 ص170 و{P .401 دوّم: معاملات بالمعنى الاخص، يعنى آن چه كه متوقف بر انشاء است ولو اين كه توقف، يك طرفه باشد.

- P} همان.{P سوّم: آن چه كه متوقف بر انشاء از دو طرف است. اين معنا اخص از دو معناى فوق بوده زيرا تنها منحصر در عقود است، و مراد بعضى از فقها در آن‏جا كه ايقاعات را در مقابل معاملات قرار داده‏اند، معناى سوم از معناى معاملات است.

- P} ر. ك: شيخ محمد حسن، جواهر الكلام، ج8 ص- 290 جواهر الكلام ج10 ص375 و{P .377 بعضى نيز معاملات بالمعنى الاعم را به آن چيزى تفسير كرده‏اند كه متكفل بين انسان و غير اوست.

- P} ر. ك: انوار الفقاهه، كتاب التجارة، ص{P .7 در طرح پيشنهادى نيز يكى از محورهاى اساسى، معاملات است ليكن معاملات بالمنى الاعم، كه هم عقود و ايقاعات‏را در بر بگيرد و هم موضوعاتى كه نه عقد است و نه ايقاع، كه بعضى از فقها اين موضوعات را تحت عنوان"احكام" و "سياسات" آورده‏اند.

عاريه‏

وديعه‏

وكالت‏

عقودجايزازطرف‏واحد

عقودجايزالطرفين‏

مزارعه‏

اجاره‏

بيع‏

عقودلازم‏ازطرف‏واحد

عقودلازم‏الطرفين‏

عقودجايز

عقودلازم‏

ايقاعات‏

عقوديامعاملات‏بالمعنى‏الاخص‏

سياسات‏

مكاسب‏

معاملات(خاص)

كفارات‏

زكات‏

خمس‏

عبادات‏مالى‏

اعتكاف‏

صوم‏

صلات‏

عبادات‏بدنى‏

جهاد

امربه‏معروف‏ونهى‏ازمنكر

طهارات‏

عبادات‏بالمعنى‏الاخص‏

معاملات(عام)

عبادات‏بالمعنى‏الاعم‏

فقه‏

نمودار درختى فقه بر اساس اصطلاح‏نامه‏

(به لحاظ تمييز)

(به لحاظ اذن)

(به لحاظ اطلاق و تقييد)

(به لحاظ ضمان)

(به لحاظ صيغه)

(به لحاظ محجوريت عاريه دهنده)

(به لحاظ عدم مالكيت عاريه دهنده)

(به لحاظ اشتراط)

(به لحاظ عدم قابليت انتقال مستعار)

عاريه‏صبى‏غيرمميز

عاريه‏صبى‏مميز

عاريه‏صبى‏غيرمأذون‏

عاريه‏صبى‏مأذون‏

عاريه‏مطلق‏

عاريه‏مقيد

عاريه‏غيرمضمونه‏

عاريه‏مضمونه‏

عاريه‏عقدى‏

عاريه‏معاطاتى‏

عاريه‏سفيد

عاريه‏مفلس‏

عاريه‏صبى‏

عاريه‏مجنون‏

عاريه‏مال‏غير

عاريه‏رهن‏

عاريه‏غاصب‏

عاريه‏مستأجر

عاريه‏مستعير

عاريه‏به‏عاريه‏

عاريه‏به‏شرطضمان‏

عاريه‏زمين‏براى‏زراعت‏

عاريه‏زمين‏براى‏دفن‏

عاريه‏سكنى‏

عاريه‏زمين‏

عاريه‏ديوار

عاريه(عقد)

نمودار درختى باب عاريه‏

اين باب به جهت مختصر بودن آن انتخاب شده است فقه‏

تا چگونگى طبقه‏بندى ابواب فقهى و مندرج بودن آن‏هامعاملات(عام)

در زير بخش فقه مشخص شود.معاملات(خاص)

عقود

عقودجايز

عقودجايزالطرفين‏

مآخذ و منابع‏

- 1 سلار بن عبدالعزيز ديلمى، ابى يعلى حمزه، المراسم العلويه فى الاحكام النبوية، الطبعة1414 ه. مطبعه امير، قم، ناشر المعاونية الثقافية المجمع العالمى لاهل البيت (ع).

- 2 شيخ طوسى، ابى جعفر محمد بن الحسن، الجمل و العقود، كتاب طهارت.

- 3 ابو الصلاح حلبى، الكافى فى الفقه.

- 4 قاضى ابن البراج، المهذب، تحقيق به اشراف جعفر سبحانى، ناشر جامعة المدرسين قم،.1406

- 5 محقق حلّى، ابوالقاسم نجم الدين جعفر بن الحسن،شرايع الاسلام، تحقيق عبد الحسين محمد على، دار الاضواء بيروت ج.1

- 6 محمدجواد مغنيه، فقه الامام جعفر الصادق (ع)، ناشر، دار الجواد بيروت،چاپ پنجم، سال.1404 ج.3

- 7 شهيد اوّل، القوائد و الفوائد، مكتبة المفيد، قم، ج.1

- 8 مطهرى، مرتضى، آشنايى با علوم اسلامى، انتشارات صدرا.

- 9 حسين عاملى، سيد محمد جواد، مفتاح الكرامه، تحقيق على اصغر مرواريد، دار التراث، الطبعة الاولى،1418 ه، ج.8

- 10 فيض كاشانى، محمد حسن، مفتاتيح الشرايع، ناشر، مجمع الذخائر الاسلاميه، قم، سال1410 ق ج.1

- 11 شهيد صدر، محمدباقر، الفتاوى الواضحة، ج.1

- 12 بى‏آزار شيرازى، عبدالكريم، رساله نوين، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامى.

- 13 فيض (مشكينى)، على، الفقه المأثور، انتشارات دفتر نشر الهادى، قم، چاپ دوم، سال1418 ق.

- 14 شيخ‏الاسلام، محمدعلى، راهنماى مذهب شافعى، ج.1

- 15 صبحى محمصانى، فلسفة التشريع فى الاسلام.

- 16 ميرزاى نائينى، كتاب المطالب و البيع، ناشر، مؤسسه نشر اسلامى،.1413 ج.1

- 17 مكارم شيرازى، ناصر، انوار الفقاهه، كتاب التجارة، ناشر مؤسسه مطبوعات هدف.

- 18 محقق حلّى، مختصر النافع، تحقيق به اشراف شيخ قمى، ناشر مؤسسه البعثة، تهران،1410 ه، طبع دار التقريب قاهره.

- 19 شيخ محمدحسن، جواهر الكلام ج8 و ج.10

- 20 سيديزدى، حاشية المكاسب، الطباعة و النشر، اسماعيليان الطبعة1378 ه، ج.1

مقدمه

بسيارى از انديشه‏ورزان، عصر كنونى را عصر اطلاعات نام گذاشته‏اند و به دنبال آن جامعه‏اى را كه در عصره علم و پويايى، پيش‏تاز مى‏دانند كه كه اساساً از دو عنصر اطلاعات و اطلاع‏رسانى برخوردار باشد. و جامعه‏اى مى‏تواند موّفق باشد كه از دو عنصر به شايستگى بهره‏مند گردد. و بدون هر يك، قطعاً آن جامعه با نارسايى‏هاى سختى رو به رو خواهد شد. و اين هم به دليل نبود اطلاعات و يا در اختيار نداشتن دانش اطلاع‏رسانى است كه هر يك مى‏تواند جامعه‏اى را به بحران يا واپس گرايى بكشاند.

مفهوم اطلاع‏رسانى‏

اصطلاح اطلاع‏رسانى مركب از دو كلمه اطلاع و رسانى است. اطلاع در لغت به معناى معلومات و دانش آمده است؛ اميا با كمى تأمل مى‏توان به تفاوت بين اطلاعات و معلومات دست يافت. معلوما نسبت به ذهنيات اطلاق دارد؛ يعنى مطلق آن چه كه در ذهن است. و حال آن كه اصطلاح اطلاعات مفيد به مفاهيم و معلوماتى است كه ارزش شناساندن و اطلاع دادن را دارند؛ و به عبارت ديگر، معلومات كليدى و محورى و قابل اطلاع دادن.

امّا جزء دوم و رسانى به معناى رسانيدن آمده است.

با توجه به تحليل نحوى اطلاع‏رسانى به تعريف اصطلاحى آن خواهيم پرداخت. اطلاع‏رسانى به معناى "مناسب سازى اشاعه اطلاعات" و در تعريف ديگر به معناى "دانشى كه درباره كيفيت و- P} عباس حرى، مرورى بر اطلاعات و اطلاع‏رسانى ص64 ناشر كتابخانه س اول{P .1372 كاربرد اطلاعات، نيروهاى حاكم بر جريان اطلاعات و همه ابزارهاى آماده سازى اطلاعات براى دست‏رسى و استفاده مطلوب تحقيق مى‏كند" است.

- P} محمدباقر مقدم، در آمدى بر رده‏بندى علوم ص47 ناشر كتابخانه آيت‏الله مرعشى سال1373 چاپ اول.{P تعريف‏هاى ياد شده، به عمل‏كردهاى علم اطلاع‏رسانى نظر دارد و تعريفى منطقى از اطلاع رسانى به ما ارائه نمى‏دهد. در عين حال، اين تعريف‏ها حاوى نكات مهمى هستند كه عبارت‏اند از:

الف: اطلاع‏رسانى علمى آلى است.

ب:غايت در اين علم دست‏رسى راحت و دقيق به اطلاعات مى‏باشد.

علم اطلاع‏رسانى از جمله علومى هست كه شباهت بسيارى به علم منطق دارد "با فرض لازم دانستن موضوع براى علم" چه در موضوع و چه در غايت و چه در نوع، علم اطلاع رسانى، چنان كه بيان شد، از جمله علوم آلى به شمار مى‏آيد همانند علم منطق، موضوع علم منطق معلومات تصورى و تصديقى. و موضوع علم اطلاع‏رسانى، اطلاعات است كه در واقع همان معلومات تصورى و تصديقى قابل ارائه و مهم هست؛ پس علم اطلاع‏رسانى، علم چگونه دست يافتن به اطلاعات است به اين صورت كه چگونه مى‏توان از اطلاعات موجود به اطلاعات ناشناخته رسيد.

نتيجه، اين مى‏شود كه فلسفه وجودى علم اطلاع رسانى، دست يابى آسان به اطلاعات است. و اين امر متوقف به دو عنصر الف: مناسب سازى مطلوب اطلاعات ب: سرعت لازم براى رسيدن به اطلاعات

بنا بر اين، شيوه‏اى در علم اطلاع رسانى مقبول است كه اين دو اصل را رعايت كند.

ضرورت پرداختن به علم اطلاع‏رسانى

با توضيحات ارائه شده تا حدّى ضرورت پرداختن به علم اطلاع‏رسانى روشن شد؛ خصوصاً گسترده علوم به قدرى هست كه ديگر فرصت پرادختن به همه و حتّى بعضى از آن‏ها امكان‏پذير نيست. زمان و دقت در عصر كنونى از آن چنان اهميتى برخوردار گرديده كه ملت‏هايى هر چند با اطلاعات غنى و بالا با نداشتن علم اطلاع‏رسانى محكوم به فنا هستند. و اين مهم در دنياى كنونى به روشنى ديده مى‏شود.

دنياى اسلام با آن همه ذخيره اطلاعاتى نتوانسته است به نحو بايسته خود را مطرح كند. و اين، به دليل اهتمام نداشتن به اين علم حيات بخش است؛ خصوصا اين خلأ در حوزه‏هاى علمى قابل حس است. به اميد روزى كه در حوزه‏هاى علميه به اين امر بيش از پيش بها داده شود. البته چند سالى است مركز مطالعات و تحقيقات علوم اسلامى حوزه علميه قم به كوشش افراد كارشناس به اين مهم پرداخته كه انصافاً كارهاى بزرگى در حوزه‏هاى دينى از جمله فلسفه، كلام و اصول انجام شده و به پايان رسيده و هم چنين در حوزه فقه، اخلاق و حديث كار هنوز به اتمام نرسيده است. در هر حال، اين زحمات آينده‏اى روشن را به اهل علم و خرد نويد مى‏دهد.

فصل اول: شيوه‏هاى اطلاع رسانى

اطلاع رسانى از آن رو كه علمى كاربردى و تجربى است شيوه‏هاى گوناگونى براى نيل به آن ابداع شده است كه به اختصار به مهم‏ترين آن‏ها اشاره مى‏شود:

الف: چكيده‏نويسى

يكى از روش‏هاى اطلاع‏رسانى، چكيده نويسى است. از چكيده، تعريف‏هاى گوناگونى شده كه به چند تعريف بسنده مى‏شود "چكيده، خلاصه‏اى است دقيق و صحيح از يك نوشته كه ممكن است شامل فشرفه تمام مطلب مهم يا فشرده قسمت‏هاى ويژه يا فهرستى از محتواى نوشته آن باشد" و يا- P} جنيفر راولى، نمايه سازى و چكيده نويسى ص19 ناشر، سازمان مدارك فرهنگى انقلاب اسلامى ت نشر1374 چاپ اول.{P در تعريفى ديگر "چكيده نويسى ارائه خلاصه فشرده و نكات اصلى مدرك است و بايد طورى تنظيم شود كه استفاده كننده بتواند و تصميم بگيرد كه به اصل مدرك رجوع كند يا خير".

- P} على بخشى، نمايه سازى همارا ص1 ناشر مركز اطلاعات و مدارك علمى ايرانى س نشر{P .1372 هر گاه روى تعريف‏هاى داده شده دقت شود. در آن چند ويژگى برجسته به چشم مى‏خورد: الف) يك چكيده بايد مختصر و تا حد امكان از كلمات كم‏ترى تشكيل شده باشد؛ ب) بايد نكات اصلى و محورى مورد توجه قرار گيرد؛ ج) مطالب بايد با مطالب مدرك تطبيق داشته باشد؛ بنا بر اين، مراجعه كننده با رجوع به چكيده‏ها مى‏تواند مطلب مورد نظر خود را پيدا كند و از اتلاف وقت جلوگيرى كند.

ب: رده‏بندى‏

دومين شيوه، رده‏بندى است كه نخست مفهوم لغوى و اصطلاحى آن بررسى مى‏شود. رده در لغت به معناى دسته‏ها و گروه‏هاى متمايز از يك ديگر آمده؛ اما در اصطلاح تعريف‏هاى گوناگونى دارد كه به اختصار بعضى از آن‏ها بيان مى‏شود: "گروهى كه داراى ويژگى‏هاى يك‏سان باشند رده ناميده مى‏شود" و در تعريف ديگر "رده‏نبدى به معناى مرتب‏سازى و تنظيم اشيا (عينيات) يا افكار- P} محمدباقر مقدم، در آمدى بر رده‏بندى علوم ص38 ناشر كتابخانه آيت‏الله مرعشى سال نشر1373 چاپ اول. {P (ذهنيات) بر اساس مابه الاشتراكات و مابه الامتيازات ذاتى يا صفاتى..." و يا در تعريف ديگر آمده‏- P} همان ص {P .40 "رده‏بندى عبارت از قرار دادن چيزهاى شبيه در كنار يك ديگر".

- P} پاولين آترتون، مبانى نظامهاى خدمات اطلاعات ص286 ناشر مركز اطلاعات و مدارك علمى ايران نشر{P .1373 از مهم‏ترين و مشهورترين رده‏بندى‏ها مى‏توان به رده‏بندى ديويى اشاره كرد. ايشان علوم را به ده رده تقسيم كرده و بعد از آن هر رده را به ده رده ديگر. به همين ترتيب و علت به رده‏بندى دهدهى شهرت گرفته است؛ بنا بر اين، مراجعه كننده هر رده انتخابى را كه مى‏بيند مى‏تواند مفاهيم و يا كتاب مورد نظر خود را پيدا و از اتلاف وقت جلوگيرى كند.

ج: نمايه‏سازى‏

يكى ديگر از روش‏هاى اطلاع رسانى، روش نمايه سازى است. نمايه در لغت به معناى شكل و نمايش آمده و در اصطلاح به معناى "توصيف محتوايى اطلاعاتى مدرك در قالب واژه‏ها" و در- P} على آقابخشى، نمايه سازى همارا ص1 ناشر مركز اطلاعات و مدارك علمى ايران نشر{P .1372 تعريف ديگر "فرايند شناخت و تعيين نشانه‏ها و توصيف‏گرها، سر عنوان‏هاى يك مدرك اطلاق مى‏شود كه محتواى موضوع آن را مشخص كرده و نمايه شده به بازيابى مطالب اطلاعات معين كمك مى‏كند" و يا اين كه "نمايه سازى عبارت از يك رشته محل‏هاى دست‏يابى سازمان يافته كه استفاده‏- P} پاولين آترتون، مبانى نظامها و خدمات اطلاعات ص296 ناشر مركز اطلاعات و مدارك علمى ايران نشر{P .1373 كننده را از اطلاعات معلوم به اطلاعات اضافى ناشناخته راه‏نمايى مى‏كند".

- P} جنيفر راولى، نمايه سازى و چكيده نويسى ص84 ناشر سازمان مدارك فرهنگى انقلاب اسلامى نشر1374 چاپ اول.{P در يك مقايسه مى‏توان گفت كه بين اين سه شيوه نقاط مشترك اختلافى وجود دارد كه در پى مى‏آيد:

نقاط مشترك‏

الف: توجه به مفاهيم محدورى و مهم در اين سه شيوه يك اصل است، چرا كه هم نمايه ساز به دنبال نماياندن مطالب اطلاعاتى است و هم چكيده نويس به دنبال خلاصه كردن مطالب و مفاهيم محورى است و هم رده‏بند، رده‏بندى مفاهيم محورى پى مى‏گيرد.

ب: دورى از چيزهاى حشو و مفاهيم غير ضرورى از ديگر نكات مشترك اين سه شيوه است؛ چرا كه هم نمايه ساز فقط نكات مهم را مى‏نماياند و هم رده بند فقط مفاهيم مهم را رده‏بندى مى‏كند و هم چكيده‏نويس از مفاهيم غير ضرورى و الفاظ اضافى پرهيز دارد.

ج: سرعت در بازيابى اطلاعات، يك اصل ديگر براى اين سه شيوه است چون هر سه اين روش‏ها، جوياى بازيابى دقيق و سريع هستند.

نقاط ممتاز

نگاه يك چكيده‏نويس، به اطلاعات مدرك چكيده شده است؛ و به عبارت ديگر، يك چكيده‏نويس اطلاعات و مفاهيم مفيد به مدرك را دنبال مى‏كند. و شخص جوينده با يك دسته اطلاعات چكيده شده مواجه مى‏شود و با انتخاب آن‏ها مى‏تواند به مطالب مدرك دست پيدا كند و قدرت انتخاب او محدود به مدرك چكيده شده است؛ پس اطلاع‏رسانى تا حدّ مدرك چكيده شده است.

اميا نگاه يك رده‏بند دقيقاً مقابل چكيده‏نويس است به اين معنا كه رده‏بند به مفاهيم به شكلى كاملاً استقلالى و انتزاعى نگاه مى‏كند تا بتواند به يك رده بندى دست پيدا كند؛ به همين علت نگاه او به مدرك صرفاً براى قرار دادن مفاهيم مدرك در يكى از طبقات به نحو خيلى كلى است و ديگر همانند يك چكيده‏نويس در قيد مدرك نيست تا ناچار باشد جزئيات را مورد توجه قرار دهد؛ و به همين علت، شويه رده‏بندى، مورد توجه كتاب‏خانه‏ها قرار گرفته است و مدارك را به وسيله اين شيوه طبقه‏بندى مى‏كنند؛ البته در خصوص رده‏بندى، اين مطلب قابل ذكر است كه هدف از رده‏بندى را منحصر در طبقه‏بندى مدارك كردن اشتباه است بلكه بايد گرفت چيزى كه بيش‏تر مورد توجه كتاب‏داران قرار گرفته است، چنان كه بعضى از مؤلفان قائل هستند كه اين انحصار اشتباه است.

- P} على آقا بخشى، نمايه‏سازى همارا ص1 ناشر مركز اطلاعات و مدارك علمى ايران نشر{P .1372 اما نگاه يك نمايه‏ساز هم به مفاهيم است و هم به مدارك، يه اين صورت كه نمايه‏ساز هم نگاه استقلالى و موضوعى به مفاهيم دارد، امّا نه فقط يك نگاه كلى و مى‏تواند به مفاهيم جزئى هم به عنوان يك موضوع نگاه كند، البته به شكل كاملاً مستقل از مدرك؛ بنا بر اين، مفاهيم جزئى مثل مفاهيم جزئى چكيده‏نويسى مى‏تواند براى يك نمايه‏ساز مهم باشد و حتى روش چكيده‏نويسى را مى‏تواند براى نمايه‏سازى به كار گيرد، امّا تنها راه براى نمايه‏ساز نيست.

و چكيده‏نويس و رده‏بندى مى‏توانند يك نوع نمايه باشند؛ امّا قطعاً تمام نمايه به اين شيوه‏ها خلاصه نمى‏شود و اساساً يك نمايه ساز براى رسيدن به اطلاعات مجهول به دنبال توصيف اطلاعات است كه براى اين منظور از شيوه‏هاى رده‏بندى و چكيده‏نويسى هم استفاده مى‏شود. البته در بحث نمايه‏سازى به اين مطلب به طور مفصل خواهيم پرداخت.

بنا بر اين، بايد به نمايه‏سازى به عنوان كامل‏ترين شيوه در اطلاع رسانى نگاهى عميق‏تر كنيم؛ به همين علت به اين شيوه به طور مفصل خواهيم پرداخت.

وقتى در اصل نمايه سازى دقت مى‏كنيم در مى‏يابيم كه يك نمايه ساز ابتدا بايد مدرك را خوب درك و آن را تحليل كند و با توجه به نياز هر مجموعه‏اى به موضوع‏هاى فرعى بپردازد؛ بنا بر اين، حتماً نبايد يك نمايه ساز همانند چكيده‏نويس به جزئيات هم توجه كند. در حقيقت چكيده‏نويس و چكيده‏ها نوعى نمايه هستند. بعد از اين مرحله دو حالت وجود دارد يا نمايه ساز اصطلاحاتى را كه قبلاً تهيه شده براى نمايش مطالب به كار مى‏برد و يا اين كه از هر واژه‏اى كه بتواند اطلاعات را نمايش بدهد استفاده مى‏كند و يا اين كه از همان اصطلاحات در مدرك بهره مى‏گيرد "اين بحث در مبحث زبان‏هاى نمايه‏سازى مطرح است كه به آن خواهيم پرداخت". پس توجه نمايه ساز به موضوعات مدرك است و با توصيف، آن‏ها را نمايش مى‏دهد؛ و يا به عبارت ديگر، نمايه ساز به دنبال موضوع‏هاى مدرك و ميان آن‏ها در قالبى فشرده است. پس زبان نمايه‏سازى يكى از اصول مهم به شمار مى‏آيد.

زبان‏هاى نمايه سازى

چنان كه قبلاً گفته شد زبان به عنوان وسيله‏اى براى انتقال مفاهيم و يكى از ابزارهابسيار مهم در اطلاع رسانى مطرح است چرا كه اين مبحث هم با بحث بازيابى اطلاعات ارتباط تنگاتنگ دارد و هم با بحث مهم اصطلاح‏نامه ارتباط دارد. در بعضى از تعريف‏ها آمده: "زبان نمايه‏سازى زبانى است كه براى توصيف موضوع يا ساير جنبه‏هاى اطلاعات يا مدارك در نمايه به كار مى‏رود" و يا تعريف ديگر- P} جنيفر راولى، نمايه‏سازى و چكيده‏نويسى ص91 ناشر سازمان مدارك فرهنگى انقلاب اسلامى نشر1374 چاپ اول.{P مى‏گويد "زبان نمايه‏سازى به زبان ساختگى و قرار دادى اطلاق مى‏شود كه براى مقاصد نمايه‏سازى به ويژه قابليت بازيابى اطلاعات و مدارك به كار گرفته مى‏شود".

- P} على آقابخشى، نمايه‏سازى همارا ص9 ناشر مركز اطلاعات و مدارك علمى ايران نشر{P .1372 زبان نمايه‏سازى را به دو دسته تقسيم كرده‏اند:

الف: زبان آزاد

نمايه‏سازى به زبان آزاد، شيوه‏اى است كه در آن نمايه‏ساز آزاد است از هر واژه‏اى كه بتواند اطلاعات مدرك را برساند، كمك بگيرد، خواه اين واژه‏ها در مدرك باشد و يا خير.

- P} جنيفر راولى، نمايه سازى و چكيده نويسى ص93 ناشر سازمان مدارك فرهنگى انقلاب اسلامى نشر1374 چاپ اول.{P بنا بر اين، نمايه ساز در اين شيوه صرفا يك انتخاب كننده نيست بلكه در حدّ يك واضع اعتبار كننده هست. حال، اگر واژه‏ها از مدرك اصطياد شده و در مدرك موجود باشند نمايه‏سازى به زبان طبيعى مشهور است.

- P} شوراى علمى اصطلاح‏نامه فرهنگى فارسى اصفا ص15 ناشر سازمان مدارك فرهنگى انقلاب اسلامى نشر{P .1374 ب: زبان مقيد

نمايه‏سازى به زبان مقيد شيوه‏اى كه در آن نمايه‏ساز بعد از درك مدرك و موضوع بايد واژه‏هايى و اصطلاحاتى را كه از قبل تهيه و اعتبار و وضع شده براى موضوع مدرك انتخاب كند؛ بنا بر اين، نمايه ساز فقط قدرت انتخاب دارد و نه بيش‏تر و ديگران آزادى عمل در گزينش واژه را ندارد بلكه بايد از فهرستى كه در اختيار او است واژه مناسب را انتخاب كند و آن چه را در سياهه واژگان موجود نيافت به گروه تصويب واژگان پيشنهاد نمايد "مهم‏ترين موارد اين دسته از زبان نمايه‏سازى مى‏شود از سر عنوان‏هاى موضوعى و اصطلاح‏نامه‏ها نام برد" بنا بر بايد قبل از نمايه‏سازى ليستى از واژه‏ها تهيه شود تا بتوان به وسيله آن امر اطلاع‏رسانى را محقق كرد.

البته ريشه زبان‏هاى مقيّد "مهار شده" هم، همان زبان طبيعى است همان گونه كه اساس اصطلاحات همان زبان طبيعى است. منظور از كنترل و مهار واژه‏ها به دو صورت امكان‏پذير است: الف) كنترل‏- P} على آقابخشى، نمايه سازى و چكيده نويسى همارا ص9 ناشر مركز اطلاعات و مدارك علمى ايران نشر{P .1372 رابطه بين واژه‏ها( در بحث اصطلاح‏نامه مى‏آيد) ب) كنترل و مهار الفاظ واژه‏ها كه بارزترين نمود آن در نظام رده‏بندى وجود دارد و مفاهيم به اعداد نمايه شده‏اند.

البته اين دو شيوه در زبان نمايه‏سازى هر يك تنگناها و مزايايى دارند كه اختصاراً بعضى از آن‏ها مورد توجه قرار خواهد گرفت.

مزاياى زبان طبيعى‏

از مزاياى زبان طبيعى مى‏توان به الف: گونه‏گونى واژه‏ها، به دليل اين كه نمايه ساز آزاد است از هر واژه‏اى براى نمايه خود كمك بگيرد، و به همين علت ذخيره اصطلاحات به اندازه كرت مدارك تكثير پيدا كرده است و ديگر نمايه‏ساز با كمبود اصطلاح مواجه نمى‏شود ب: همخوان بودن زبان نمايه با زبان مدرك، يكى ديگر از مزاياى اين زبان است و دقيقاً زبان نمايه با زبان مدرك يكى است و ديگر اصطلاحى به دليل نبود اصطلاح جاى‏گزين اصطلاح نزديكش نمى‏شود و ميان زبان مدرك و نمايه‏ساز هم سويى وجود دارد.

تنگناهاى زبان طبيعى‏

يكى از تنگناهاى اين زبان از هم گسيختگى اصطلاحات و نمايه‏ها و دقيقاً نقطه مقابل نظام يافتگى زبان مهار شده است. اين از هم پاشيدگى موجب مى‏شود تا مدخل ورودى به اطلاعات فقط از همان راه نمايه شده باشد؛ به عبارت ديگر، ما با شمارى از نمايه‏هاى تك مدخلى براى ورد به اطلاعات مواجه هستيم.

و از ديگر تنگناها مى‏توان به تكثر زبان اشاره كرد، چرا كه در زبان طبيعى، زبان نمايه‏سازى استانداردى ندارد و وحدتى نمى‏توان بين نمايه‏ساز و جست‏وجوگر پيدا كرد؛ بنا بر اين، ما با عدم وحدت زبان نمايه‏ساز و زبانى كه با منطق ماشين هم خوان باشد مواجه هستيم كه اين امر سرعت و دقّت در امر اطلاع‏رسانى را كاهش مى‏دهد.

مزاياى زبان مهار شده‏

از مزاياى زبان كنتر شده مى‏توان الف: نظام يافتگى و ايجاد وحدت و يكپارچگى ميان اصطلحات را نام برد كه اين امر در بازيابى اطلاعات بسيار كارساز است چرا كه در اين زبان يكپارچگى ايجاد نمى‏شود، مگر به ايجاد روابط ميان اصطلاحات (كه نمود بارز آن در اصطلاح‏نامه است). بنابراين، بازيابى اطلاعات مى‏تواند از مدخل‏هاى گوناگونى صورت پذيرد و در واقع ما با نمايه‏اى روبرو هستيم كه داراى اجزا و مدخل‏هاى گوناگونى است و در عين حال از يك وحدت و انسجام برخوردار است.

ب: وحدتى كه ميان زبان نمايه ساز و جست‏وجوگر پديد مى‏آيد سرعت را در امر بازيابى اطلاعات به شكل قابل توجهى افزايش مى‏دهد. و گزينش اصطلاحات نظام‏مند مى‏شود و ديگر همانند زبان آزاد مبنايش سليقه نيست بلكه منطوح است. و سليقه در زبان آزاد مبناى همه اصطلاحات و در اين زبان روابط بين اصطلاحات منطقى است كه با اصول برنامه‏اى نرم‏افزارى كه از يك نظام منطقى تبعيت مى‏كند سازگارى مناسبى دارد.

نظام‏هاى نمايه‏سازى‏

از جمله بحث‏هاى بسيار مهم در نمايه‏سازى، مبحث نظام‏هاى نمايه‏سازى است كه اين بحث در بازيابى اطلاعات تأثير به سزايى دارد و در نمايه سازى تقسيم‏هايى پديد مى‏آورد.

در نمايه سازى دو نظام وجود دارد:

الد: نظام پيش همارا

در پيش همارا، نمايه‏ساز هنگام نمايه كردن، اصطلاحات را باهم تركيب مى‏كند و در واقع مفاهيم به صورت بسيط نيستند و به شكل مركب هستند.

ب: نظام پس همارا

در پس همارا نمايه‏ساز هنگام نمايه كردن هيچ گونه دخالتى در تركيب واژه‏ها نمى‏كند و اين كار در زمان بازيابى اطلاعات انجام مى‏شود.

- P} على آقابخشى، نمايه‏سازى همارا ص10 ناشر مركز اطلاعات و مدارك علمى ايران نشر{P .1372 از مصاديق معروف گروه اول مى‏توان به سر عنوان‏هاى موضوعى و از مصاديق گروه دوم مى‏توان اصطلاح‏نامه‏ها را نام برد. هر يك از اين دو گروه مزايا و نارسايى‏هايى دارند.

مزايا و تنگناهاى نظام پيش همارا

از مزاياى اين نظام مى‏توان به دقت در امر بازيابى كه يكى از مزاياى اين نظام است نام برد، چون نمايه‏ساز مفاهيم را به شكل تركيبى اخذ كرده است درست مثل مدرك؛ بنابراين، ديگر چيزى به عنوان ريزش كاذب وجود ندارد و يا اگر داشته باشد بسيار ناچيز است. در واقع نمايه‏ساز اصطلاحات مركب را به عنوان مفهومى واحد مى‏نگرد و اين سر عنوان‏ها را به جاى يك كل قرار مى‏دهد. البته نوع تركيب اصطلاحات در اين سيستم خاص مى‏تواند به صورت تركيب‏هاى معكوس ارائه شود.

از نارسايى‏هاى نظام پيش همارا مى‏توان انعطاف ناپذيرى آن دانست؛ چرا كه اصطلاحات مركب هستند و هر قيد اضافى اين عدم انعطاف را افزايش مى‏دهد، و پويايى از اصطلاح سلب مى‏شود و نمايه‏ساز ناگزير است براى هر حالتى و فرعى اصطلاحى را اخذ كند. با وجود اين، اصطلاحات و تركيبات محدود هستند و چه بسا حالت و اصطلاحى را اخذ نكند و هر چه تركيبات در اين اصطلاحات بيش‏تر باشد اين امر نمود بيش‏ترى پيدا مى‏كند. منظور از پويايى اين است كه در زمان بازيابى مى‏توان از شيوه‏ها و تركيبات متفاوت استفاده كرد. پس در نظام پيش همارا تمام تركيبات اخذ مى‏شود كه اين امر كثرت محدودى از تركيبات را، در صورت دقت و توجه به نكات ياد شده، پيش روى جست‏وجوگر قرار مى‏دهد. و اين، محدود است به تركيبات موجود.

مزايا و تنگناهاى نظام پس همارا

يكى از ويژگى‏هاى اين نظام، انعطاف پذيرى و پويايى اصطلاحات در بازيابى است كه مى‏توان از هر تركيبى براى بازيابى بهره‏مند شد و قابليت همارايى را تا حدى بالايى داراست و اين، در سايه بسيط بودن مفاهيم است كه قابليت تركيب با هر مفهوم ديگرى را براى خود حفظ كرده است؛ البته اين امر نارسايى‏هايى را هم براى اين نظام پديد مى‏آورد و آن كثرت در مدرك در زير واژه است كه موجب ريزش ناخواسته اطلاعات مى‏شود. به اين دليل كه در تجريه اصطلاحات و يا همان پس همارا اصطلاح به صورت تجريه هست و سند تركيب هم به هر يك از اصطلاح تجزيه شده عرضه مى‏شود؛ براى مثال، اگر فلسفه تاريخ پس همارا و تجزيه گردد، سند فلسفه تاريخ به هر يك از دو اصطلاح تجزيه شده داده مى‏شود و در جاى ديگر اگر تاريخ فلسفه هم تجزيه شود، سند تاريخ فلسفه هم به هر دو اصطلاح تجزيه شده "فلسفه" و "تاريخ" ارائه مى‏گردد كه اين امر در زمان بازيابى يكى از دو اصطلاح فلسفه تاريخ يا تاريخ فلسفه ديگرى هم بازيابى مى‏شود كه به طور ناخواسته است و در اصطلاح به آن ريزش كاذب مى‏گويند؛ البته براى كاهش اين معضل راه‏هايى چاره انديشى شده، مانند روابط نحوى ميان اصطلاحات تجزيه شده و يا رابطه هنتشها. بنابراين، هر تركيبى در مرحله نمايه‏سازى دليل پيش همارايى شدن اصطلاح است. با اين توضيح، مى‏توان گفت كه پيش همارايى اصطلاح و پس همارايى يك امر نسبى است به اين صورت كه اصطلاحى نسبت به تركيبى پيش همارا و نسبت به تركيبى ديگر پس همارا مى‏باشد و مى‏توان گفت كه در نظام پيش همارا ما با فراوانى اصطلاحات مواجه هستيم و با تركيبات محدود، ولى در نظام پس همارا ما با كمبود اصطلاح مواجه هستيم با فراوانى تركيبات.

فصل دوم: اصطلاح‏نامه‏

شايد اين تصور پيش آيد كه چرا از ميان نمايه‏ها، نمايه اصطلاح‏نامه را به عنوان يك مبحث برگزيده شده كه بهترين علت مى‏تواند ويژگى‏هايى باشد كه اصطلاح‏نامه از آن برخوردار است و با عث شده كه اصطلاح‏نامه نسبت به ديگر نمايه‏ها ممتاز شود هم از لحاظ دقت و هم از لحاظ سرعت، كه در اين مقال بعضى از اين ويژگى‏ها بررسى مى‏شود.

تعريف اصطلاح‏نامه‏

از اصطلاح‏نامه تعريف‏هاى گوناگونى شده كه بعضى از آن‏ها در زير مى‏آيد:

"اصطلاح‏نامه زبان نمايه‏اى ساخت دار و كنترل شده‏اى كه در نظام نمايه‏سازى بعد همارا از آن استفاده مى‏شود" و يا در تعريف ديگر "اصطلاح‏نامه از نظر وظيفه و كاكرد، وسيله‏اى است براى‏- P} على آقابخشى، نمايه‏سازى همارا ص27 ناشر مركز اطلاعات و مدارك علمى ايران نشر{P .1372 سامان دادن به واژه‏ها و برگرداندن زبان طبيعى مدرك يا نمايه‏سازان و يا استفاده كنندگان به زبان كنترل شده سيستم، يعنى زبان اطلاعاتى است"

- P} همان ص{P .27 و يا در جايى ديگر گفته شده "اصطلاح‏نامه، واژگان زبان نمايه‏اى كنترل شده‏اى است كه طبق اصول طورى سازمان يافته كه روابط پيشين بين مفاهيم (نظير اعم و اخص) را روشن مى‏سازد".

- P} درك آوستين، راهنماى تهيه و گسترش اصطلاح‏نامه يكزبانه ص9 ناشر مركز اسناد و مدارك علمى ايران.{P شايد بتوان گفت كه تعريف اول و سوم مكمّل يك ديگر هستند چرا ه تعريف اول ناظر به دو خصوصيت و ويژگى اصطلاح‏نامه است: الف) سازمند و مقيّد بودن زبان اصطلاح‏نامه كه سر عنوان‏هاى موضوعى هم با اصطلاح‏نامه‏ها در اين ويژگى مشترك هستند.

ب) بعد همارايى يا همان پس همارايى اصطلاح‏نامه است كه در امر بازيابى دخالت دارد و سرعنوان‏ها از ان ويژگى برخوردار نيستند بلكه از جمله نمايه‏هاى پيش همارا محسوب مى‏شوند. امّا تعريف سوم، ويژگى سوم اصطلاح‏نامه را بيان مى‏كند.

ج)اصطلاح‏نامه به روابط پيشينى مفاهيم توجه دارد، و يا به عبارت ديگر به روابط منطقى بين مفاهيم مى‏پردازد و سرعنوان‏ها از اين ويژگى برخوردار نيستند؛ امّا تعريف دوم ناظر به غايت اصطلاح‏نامه است كه اين غايت مشترك با سرعنوان‏ها نيز هست؛ در اين جا به طور جداگانه هر يك از اين خصوصيات و ويژگى‏ها مورد بررسى قرار مى‏گيرد.

الف: مقيد بودن زبان اصطلاح‏نامه‏

چنان كه در مبحث اول گذشت، مسئله زبان در نمايه‏ساى يكى از محورهاى اصلى به شمار مى‏آيد كه باعث به وجود آمدن روش‏هاى گوناگونى در نمايه شده است.

اصطلاح‏نامه‏ها از جمله نمايه‏هاى مهار شده شمرده مى‏شود در دو زمينه:

!- مهار الفاظ اصطلاحات:

گاهى اصطلاحات به شكل حروف و كلمات و گاهى به صورت اعداد و ارقام رائه مى‏شوند و يا هر اختصار و قرار داد ديگرى به دليل اين كه تعيين الفاظ و زبان در اصطلاح‏نامه يك امر قرار دادى و جعلى است كه به سياست‏گذارى مركز بستگى دارد كه چه شيوه‏اى را پسنديده است.

-2 مهار روابط اصطلاحات‏

بحث درباره روابط ميان اصطلاحات به عنوان ويژگى دوم به طور جداگانه خواهد آمد؛ اما سامان دادن به اصطلاحات در اصطلاح‏نامه به اين معنا است كه مدخل‏هاى ورود به اطلاعات شناسايى شده و راه‏هاى رسيدن به يك مفهوم از راه مفهوم عام يا مترادف يا وابسته يا خاص، هر چند رابطه اين مفاهيم يك رابطه منطقى به حساب مى‏آيد و قرار دادن اين روش براى رسيدن به اطلاعات مورد نظر از مسائل مهار شده اصطلاح‏نامه محسوب مى‏شود.

بنابراين، سامان دادن در اصطلاح‏نامه‏ها يك اصل بلكه جزء ماهيت آن‏ها است.

ب: روابط پيشنى و اصطلاح‏نامه‏ها

شايد بتوان گفت كه بارزترين ويژگى اصطلاح‏نامه همين توجه به روابط پيشنى مفاهيم است كه هيچ يك از نمايه‏ها اين خصوصيت را ندارند. اين كه اصطلاح‏نامه به روابط پيشنى مفاهيم توجه كرده، ثمرات و منافعى دارد كه شرح آن‏ها خواهد آمد؛ اميا پيش از آغاز بحث اصلى لازم به ذكر است كه بحث پيشن و پسين در نمايه‏سازى در دو جا مطرح گرديده كه عبارت‏اند از:

-1 در بحث بازيابى اطلاعات و تركيب اصطلاحات كه اصطلاح‏نامه‏ها را از جمله نمايه‏هاى پس همارا هستند به اين معنا ه تركيب اصطلاحات در زمان بازيابى اطلاعات صورت مى‏گيرد نه قبل از ن ولى در سرعنوان موضوعى عكس اصطلاح‏نامه‏ها تركيب اصطلاحات پيش از زمان بازيابى صورت گرفته است و به همين علت پيش همارا ناميده شده‏اند.

-2 درباره روابط مفاهيم با يك دگير در اصطلاح‏نامه‏ها به دليل توجه به روابط مفاهيم با يك ديگر اين سوال پيش مى‏آيد كه رابطه مورد توجه اصطلاح‏نامه‏ها به رابطه‏اى است، رابطه منطقى يا رابه نحوى و مدركى.

!- روابط منطقى (روابط پيشنى)

براى درك صحيح روابط پيشين بين مفاهيم بايد به روابط به طور جداگانه توجه شود، ولى پيش از هر چيز ذكر اين مطلب ضرورى است كه روابط ميان مفاهيم بايد در چارچوب منطق اطلاع‏رسانى و اصطلاح‏نامه باشد؛ به اين معنا كه بايد روابط مفاهيم با اهداف اصطلاح‏نامه سازگار و براى نيل به اهداف اصطلاح‏نامه جنبه كاربردى داشته باشد؛ بنابراين، اصطلاح‏نامه و اصول و اهداف آن بر نفس اين روابط مقدم است. و اين روابط صرفاً وسيله‏اى براى رسيدن به اطلاع‏رسانى دقيق، مورد توجه قرار مى‏گيرند و خود به خود موضوعيتى ندارند و اگر روشى بهتر و دقيق‏تر براى اطلاع‏رسانى وجود داشته باشد قطعاً آن روش را اتخاذ مى‏كنيم. به هر روى، رابطه پيشنى، رابطه‏اى است حقيقى و منطقى بين مفاهيم كه هميشه صادق هستند و قراردادى نيستند.

- P} محمدهادى يعقوب‏نژاد، در آمدى بر مبانى اصطلاح‏نامه ص64 ناشر مركز مطالعات چاپ اول {P .1375

:1-1 رابطه هم ارز

رابطه هم ارز عبارت است از: "وقتى كه دو يا چند اصطلاح، از لحاظ هدف‏هاى نمايه‏سازى به يك مفهوم اشاره دارند" وقتى به تعريف برگرديم و به دقت درباره‏اش فكر كنيم در خواهيم يافت كه بيش‏- P} درك آوستين، راهنماى تهيه و گسترش اصطلاح‏نامه يكزبانه ص ظة ناشر مركز اسناد و مدارك علمى ايران.{P از مترادفات را شامل مى‏گردد، بلكه هر آن چه از نظر نمايه‏سازى به يك مفهوم اشاره دارد بين آن‏ها رابطه هم ارز بر قرار است. از اهداف نمايه‏سازى دست يافتن آسان به اطلاعات است. و در اين ميان اگر دو مفهوم رابطه‏اى دارند كه به يك مفهوم اطلاعاتى واحدى‏

اشاره دارند بين اين دو مفهوم رابطه هم ارز براقرار شده است، حال مى‏تواند اين ارتباط ترادفى كه از اشكال اربعه منطق هست، باشد و مى‏تواند ترادف منطقى نباشد؛ ولى نگاهى به يك مفهوم اطلاعاتى‏- P} درك آوستين، راهنماى تهيه و گسترش اصطلاح‏نامه يكزبانه ص41 ناشر مركز اسناد و مدارك علمى ايران.{P داشته باشند، مثل قبض و اقباض،ترى و خشكى كه رابطه منطقى بين هر يك با ديگرى تباين است؛ حالى كه نگاهشان به يك منبع اطلاعاتى است و اين امر به دليل وابستگى اين مفاهيم با يكديگر است، به صورتى كه اطلاعات هر مفهوم مى‏تواند اطلاعات براى ديگرى هم باشد؛ به طورى كه درك هر يك بدون ديگرى امكان‏پذير نيست، و هر يك را مى‏توان به ديگرى اسناد داد؛ البته استفاده از شبه مترادف‏ها مباحثى دارد كه در اين مجال نمى‏گنجد.

:1-2 رابطه سلسله مراتبى‏

شايد بتوان گفت كه يكى از روشن‏ترين و برجسته‏ترين روابط در اصطلاح‏نامه‏ها همين روابط سلسله مراتبى است كه برهمان روابط منطقى تكليه زده است. در واقع روابط سلسله مراتبى نگاهش به روابط طولى مفاهيم است و اين رابطه عكس رابطه هم ارز هست كه به رابطه تطبيقى مفاهيم توجه دارد؛ بنابراين، به دليل طولى بودن اين رابطه منطق حكم مى‏كند كه اين ارتباط به صورت عام و خاص باشد كه در اصطلاح‏نامه به سه صورت خودنمايى مى‏كند:

الف: رابطه جنس و نوع ب: رابطه كل و جزء ج: رابطه موردى

:1-3 رابطه همبسته‏

وقتى به روابط ميان مفاهيم در اصطلاح‏نامه توجه شود به نظر مى‏رسد تمام راه‏هاى رسيدن به اطلاعات براى يك اصطلاح‏نامه نويس اهميت دارد، چه به كمك مفاهيم مترادف يا هم ارز و يا مفاهيمى كه در طول مفهوم مطلوب قرار دارد؛ به عبارت ديگر، رابطه سلسله مراتبى. در روابط منطقى رابطه‏اى وجود دارد كه از آن به تباين ياد مى‏شود حال آيا اين رابطه هم مى‏تواند ما را در اصطلاح‏نامه ننگارى كمك كند يا خير؟

پيش از اين كه درباره جواب اين سوال دقت شود بايد ابتدا مفهوم تباين روشن گردد. تباين رابطه‏اى بين دو مفهوم است كه هيچ يك بر افراد ديگرى صادق نيست. اصطلاح‏نامه از اين ارتباط هم براى رسيدن به اطلاعات استفاده مى‏كند به اين صورت كه گاه ميان دو اصطلاح متباين رابطه‏اى به صورت تداعى معنايى وجود دارد و وجود هر يك، ديگرى را به ذهن مى‏آورد؛ البته اين وابستگى نبايد به گونه‏اى باشد كه شبه مترادف برآن اطلاق شود.

اصطلاح‏نامه نيز از روابط هم ارز، سلسله مراتبى و همبسته براى رسيدن به اطلاعات بهره گرفته و يا به تعبير ديگر، از مفاهيمى كه در طول (سلسله مراتبى)و در عرض (وابستگى) و مترادف‏ها كمال استفاده را كرده است.

-2 رابطه نحوى (رابطه پسينى)

رابطه ديگرى كه در نمايه‏ها بين مفاهيم مى‏توان تصور كرد رابطه‏اى است كه مدرك و متن بين دو مفهوم ايجاد مى‏كنند و اين رابطه رابطه‏اى جعلى به جعل مدرك هست و به همين علت به تعداد- P} محمدهادى يعقوب‏نژاد، در آمدى بر مبانى اصطلاح‏نامه علوم اسلامى ص65 ناشر مركز مطالعات دفتر تبليغات اسلامى چاپ{P .1375 مدارك اين روابط هم مى‏تواند متعدد شود؛ پس اين روابط نمى‏تواند مستحكم باشند و فقط به همان مدركى كه اين مفاهيم و موضوعات از آن‏ها اخذ شده‏اند مى‏توانند هدايت كنند. و آن چه اهميت دارد مدرك است. عكس روابط پيشنى. سرعنوان‏ها از مصاديق بارز اين رابطه هستند.

از فوايد و نقيص‏هاى اين دو نوع رابطه مى‏توان:

الف: در روابط نحوى اثرى از استحكام يافت نمى‏شود و تنها استحكام آن‏ها مدرك است؛ به همين علت هم باگونه هايى از روابط رو به رو است كه اين گونه‏گونى به سبب تنوعى است كه در ديدگاه‏هاى صاحب آثار مدارك وجود دارد. و اين مشكلى اساسى در امر اطلاع‏رسانى است؛ چرا كه روابط به اندازه ديدگاه افراد جزئى و مختلف مى‏شوند و بالطبع با تكثر زبان در حيطه روابط مواجه خواهند شد.

ب: روابط نحوى مى‏تواند روابطى مناسب براى فهرست‏ها به حساب آيد؛ چرا كه خوصيت جزئى نگرى در اين گونه روابط و وابستگى آن‏ها به متون مى‏تواند هدايت‏گر خوبى براى دست‏رسى به متون باشد.

ج: روابط نحوى هيچ گونه نگاهى به اصل موضوعات ندارد و به همين علت از روابطى كه اين موضوعات در جاى خودشان مى‏توانند داشته باشند، غافل است؛ پس روابط سلسله مراتبى در اين گونه روابط اخذ نشده است؛ چون فقط بر اساس سيستم الفبايى مى‏توانند بازيابى شوند.

رده‏بندى، اصطلاح‏نامه‏

بعد از بررسى روابط سلسله مراتبى در اصطلاح‏نامه شايد مهم‏ترين مطلبى كه بايد مورد بررسى قرار گيرد، تعامل اصطلاح‏نامه و رده‏بندى است. اصطلاح‏نامه‏ها در پى اهداف اطلاع‏رسانى از رده‏بندى به خوبى بهره برده‏اند، و رده‏بندى يك شيوه براى اطلاع‏رسانى است و خود به خود موضوعيتى ندارد و اساساً يك اصطلاح‏نامه‏نويس به دنبال رده‏بندى علم نيست بلكه رده‏بندى مدخل‏ها نظر او را به خود جلب كرده است.

و محدوده استفاده از رده‏بندى در اصطلاح‏نامه از دو نظر مورد بررسى قرار مى‏گيرد:

نخست اين كه استفاده از رده‏بندى به مدخل‏ها و اصطلاحات بستگى دارد و نبايد اصول اوليه اصطلاح‏نامه تحت الشعاع رده‏بندى قرار گيرد.

دوم اين كه نگاه اصطلاح‏نامه‏نويس به رده‏بندى يك نگاه استقلالى نيست بلكه صرفاً يك نگاه تبعى برا رسيدن به اهداف اصطلاح‏نامه است. و بيش از اين نمى‏توان ان دو مطلب را دنبال كرد، چرا كه هر يك از اين دو مطالب فراوانى با خود دارد كه بايد به طور جداگانه و در مجالى كافى ارزيابى شود.

اصطلاح‏نامه و تركيب‏

يكى از مباحث نشبتاً پيچيده در اصطلاح‏نامه اصطلاحات مركب است.

اساساً اصطلاحات نمايه‏اى در اصطلاح‏نامه "به شكل اسم يا عبارت اسمى بيان مى‏شود. اصطلاح نمايه‏اى ممكن است بيش از يك كلمه باشد كه در اين صورت آن را اصطلاح مركب مى‏خوانند" امّا- P} درك آوستين، راهنماى تهيه و گسترش اصطلاح‏نامه يكزبانه، ص8 ناشر مركز اسناد و مدارك علمى ايران.{P اصطلاح مركب در اصطلاح‏نامه چيست؟ "نوعى اصطلاح نمايه‏اى است كه مى‏توان آن را از لحاظ واژه‏شناسى به اجزاى جداگانه تقسيم كرد و هر يك از آن اجزا را مانند يك اسم مستقلاً به عنوان اصطلاح نمايه‏اى به كار برد" و البته اين تركيب يا به صورت وصفى و يا به صورت اضافى مى‏آيد.- P} همان ص{P .7 قاعده كلى، عدم تركيب اصطلاحات در اصطلاح‏نامه است مگر در مواردى كه احتمال انحراف در درك مطلب پيش بيايد.

- P} همان ص{P .27 بنابراين اصطلاحات يا به صورت مفاهيم بسيط ارائه مى‏شوند و يا مركب و اصطلاحات مركب شرايطى دارند كه ذكر شد. حتى الامكان نبايد مفاهيم را به صورت تركيبى ارائه كرد و اين كه در اصطلاح‏نامه اصل، اخذ مفاهيم به صورت بسيط است و مركب يك استثنا است به دو دليل:

الف: ماهيت اصطلاح‏نامه چنان كه در گذشته گفته شد از نظام‏هاى پس همارا است و تركيب در اصطلاحات با پيش همآرايى سازگار است و با اصطلاح‏نامه ناسازگار. هر چه مميزها به كانون افزوده شوند از پويايى اصطلاح در زمان بازيابى فرو خواهند كاست چرا كه قدرت تركيب در زمان بازيابى محدودتر مى‏شود؛ به همين علت، گوناگونى تركيب‏ها نيز افزايش مى‏يابد؛ با وجود اين، هم چنان اصطلاح‏نامه محدود به تركيب‏هاى موجود است؛ ولى بسيط بودن اصطلاح در زمان بازيابى توان تركيب را براى خود حفظ كرده و اصطلاح مى‏تواند تركيب‏هاى متفاوتى را پذيرا گردد؛ بنابراين يك بازيابى راحت و دقيقى مى‏ماند كه البته احتمال ريزش كاذب اطلاعات به دنبال پس همارايى اطلاعات نيز وجود دارد كه در اين خصوص راه‏كارهايى ارائه شده كه در اين مجال نمى‏توان به آن اشاره كرد و فرصتى ديگر مى‏طلبد، فقط بايد به همين مطلب بسنده كرد كه پس همارايى از اركان و ماهيات اصطلاح‏نامه است و نبايد از آن به دلايل مختلف به راحتى گذشت و اين يكى از ويژگى‏هاى برجسته اصطلاح‏نامه با ديگر نمايه‏ها است؛ هر چند اصطلاح‏نامه گاهى تركيب را پذيرفته كه از استتثناها محسوب مى‏شود. بنابراين، هر چه اصطلاحات بسيط در اصطلاح‏نامه افزايش يابد گونه‏گونى اصطلاحات كم‏تر مى‏گردد و اسناد بيش‏تر، و بالعكس هر چه اصطلاحات مركب بيش‏تر شود، گوناگونى در اصطلاح‏نامه بيش‏تر ولى اسناد كم‏تر.

ب: با تركيب اصطلاحات به صورت پيش همارا جوينده اطلاعات در علم به يك انتخاب ناخواسته وادار و ناگزير مى‏شود؛ به اين صورت كه مراجعه كننده در علم با تركيب‏هاى ناخواسته مواجه و راه‏هاى رسيدن به مطالب براى او محدود مى‏شود كه اين امر با اهداف اطلاع‏رسانى و دست يافتن آسان به اطلاعات هم سويى ندارد و چه بسا جوينده متوجه اين تركيب‏ها و منظورشان نشود و به دل سردى وى از اين كار بينجامد.

منابع و مآخذ

-1 عباس حرّى، مرورى بر اطلاعات و اطلاع‏رسانى، ناشر كتابخانه س اول.1372

-2 على آقابخشى، نمايه‏سازى همارا، ناشر مركز اطلاعات و مدارك علمى ايران نشر.1372

-3 درك آوستين، راهنماى تهيه و گسترش اصطلاح‏نامه يكزبانه، ناشر مركز اسناد و مدارك علمى ايران، ويرايش دوم.

- 4 جنيفر راولى، نمايه‏سازى و چكيده‏نويسى ناشر سازمان مدارك فرهنگى انقلاب اسلامى نشر1374 چاپ اول.

-5 شوراى علمى اصطلاح‏نامه، اصطلاح‏نامه فرهنگى فارسى اصفا، ناشر سازمان مدارك فرهنگى انقلاب اسلامى نشر.1374

-6 محمدباقر مقدم، در آمدى بر رده‏بندى علوم، ناشر كتابخانه آيت الله مرعشى"ره" نشر1373 چاپ اول.

-7 پاولين آترتون، مبانى نظام‏ها و خدمات اطلاعات، ناشر مركز اطلاعات و مدارك علمى ايران نشر.1373

-8 محمدهادى يعقوب‏نژاد، در آمدى بر مبانى اصطلاح‏نامه علوم اسلامى، ناشر دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه، چاپ اول.1375

مقدمه‏

بدون ترديد حجم اطلاعات در موضوعات و مقولات دينى، با پيشينه هزاره دوران رشد خود با توجه به محدوديت فرصت‏ها و زمان، دست‏يابى را به اين اطلاعات ارزش‏مند و مورد نياز، با دشوارى و موانع پر شمارى روبه‏رو كرده است. و آن چه بر اين دشوارى افزوده است:

خلأ وجود زبان و روش تعريف شده در اصطلاحات كاربردى و نبود نظام پژوهش در منابع و متون است. اين نكته سرآغاز از روشن‏ترين دلايل ضرورت تدوين اصطلاح‏نامه با هدف ذخيره سازى و طبقه‏بندى اطلاعات در حوزه علوم اسلامى است و البته اين دليل نسبت به دلايل ديگر - ضرورت تدوين اصطلاح‏نامه - منزلت برهان مشهودى دارد، و اگر چه به تنهايى بايستگى نظام بخشى و ساماندهى اطلاعات را اثبات و تثبيت مى‏كند، دلايل ديگر هم هر يك به تنهايى ضرورت را ايجاب مى‏كند كه به صورت كوتاه به آن‏ها اشاره مى‏شود:

ضرورت ساماندهى اطلاعات اسلامى‏

-1 اصولاً دين داعيه دار بزرگ و با پيشينيه داراى نظام فكرى و مهندسى ارتباط معارف و مقولات ره‏آورد خويش است و اين ادّعا را نه تنها در تأويل و بطن خود - دين - با عوالم آفرينش مى‏بيند، بلكه در ظواهر گزاره‏هاى درون دينى پيوستگى و ارتباط مضايى، تبيين و تشريح شده است. با اين خصوصيّت در تفكر دينى ارائه نظام معرفتى بايد برابر آن ارتباط معنا شناختى درون دينى و مهندسى تدوين يافته از سوى دين باشد. عرضه عنوان‏هاى موضوعى با گسست از اين ارتباط معنايى، جدا انگارى واژگان موضوعى آن از منزلت و مزرهاى معرفتى يادآور تشبيه معروف لمس و احساس محدود اندام موزون است كههر لحظه بخشى از آن لمس و احساس شود اگر چه آن چه اظهار مى‏شود برابر احساس است، اين هر دو بخشى، از آن وجود كامل و تمامى است كه بايد در تمام ابعاد با يكديگر ديده و ارائه شود. معرفت دينى نظام اندام‏واره جامعى دارد كه ارائه كامل و تامّ آن متناسب با مرزهاى تعيين شده دينى نيازمند به نظام بخشى عنوان‏هاى موضوعى با تعيين سلسله مراتب معنايى آن‏ها است.

-2 بخش وسيعى از عنوان‏ها و كليدواژه‏ها در علوم اسلامى از زادگاه بومى خويش جدا شده و به سرزمين علمى دين انتقال داده شده و مورد پذيرش قرار گرفته‏اند، اين واژگان امضايى، معناى اوليه خود را از دست داده و پوشش جديدى از معنا برگرفته‏اند؛ البته اين پوشش جديد باتوجه به فرهنگ و در اندرون دين شكل يافته است و ارائه آن همواره در نظام معنا شناختى واژگان همين فرهنگ بايد انجام گيرد و چرايى از اين شبكه معناى امضايى زبان دين شبهه اعتبار معنايى را به همراه دارد. ايجاد اين نظام طبيعى است كه با تعريف و تعيين و تبيين روابط پيشينى و پسينى و منزلت‏هاى ارتباطى با ديگر واژگان موضوعى حوزه علوم اسلامى همراه است و اين سامان‏دهى و نظام بخشى با تدوين اصطلاح‏نامه تحقق پيدا مى‏كند.

-3 از مشخّصه‏هاى برجسته روى كرد دين‏شناسى معاصر، روى كرد نظام‏گرا و جامع‏نگر است. در عرصه‏هاى پژوهش فرهنگى علمى، اولين پرسش‏ها از نظام فكرى دين و رح جامع انديشه اسلام است.- اگر چه اين روى كرد عوال و انگيزه‏هاى متفاوت و متنوّعى دارد را تعيين را سبب گرديده كه قلّه‏هاى حوزه‏هاى دين پژوهى با آن رو به رو شده‏اند. و پاسخ به اين پرسش‏ها وجود اطلاعات نظام واره و سامان دهى اطلاعات است تا با تعيين ساختار معارف دين و ارائه آن پاسخ مناسب در خور، به اين روى كرد دوران جديد داده شود.

البته بديهى است تعيين ساختار معارف دين بعد از مرحله نظريه‏پردازى درباره آن و گزينش نمودار برابر واقع دينى است كه با نظر خواهى از صاحب نظران انجام مى‏پذيرد.

-4 در منابع و متون سده‏هاى اخير،عنوان‏هاى موضوعى به صورت فراگير، بدون در نظر داشت تعريف خاص و اشاره به روابط معنايى و تفكيك آن‏ها استفاده شده و مى‏شود. در ميراث مكتوب و گنجينه عظيم معارف، ملاك كار برد عنوان‏ها به جز در موارد قابل شمارش، بيش‏تر تبادر لفظ و سخنيّت ذهنى پديد آوردندگان و مؤلفان بوده است. اين كاربرى گسترده و در هم تنيده عنوان‏هاى متنوع و متفاوت موجب گرديده اطلاعات خاص بخش وسعى از عنوان‏ها، با يك ديگر آميخته گردد و اين آميزش، زمان پژوهشى‏هاى خاص را بسيار طولانى و دست‏رسى به اطلاعات در اين زمينه‏ها را با شبهه‏هايى روبه‏رو نمايد؛ براى نمونه دقت شود به كاربرد موضوعات بعثت، رسالت، نبوّت در اصطلاحات كلامى، اراده و مشيّت خدا، امام، ولىّ، خليفه در منابع و متون علمى، كلامى. با وجود تفاوت‏هاى معنايى در اين موضوعات، بدون جداسازى و در مفاهيم مشترك به كار رفته‏اند.

-5 تحقيقات و پژوهش‏هاى كلّى بدون تعيين روابط معنايى، ارزش اطلاعاتى و پژوهشى خود را از دست داده‏اند. اين پژوهش‏هاى كلّى‏نگر و بدون مرز به همان اندازه كه براى اثبات يك نظريّه به كار مى‏آيند در همان سطح و اندازه نيز براى ردّ و نفى آن كاربرد دارند، با اين نكته ارائه كليّات و عمومات پژوهشى اكنون نه مطلوب است و نه مورد درخواست.

در شرايط نوين پژوهش دينى، آموزه‏هاى مورد پژوهش به صورت موضوعات خاص و با تعيين مزرهاى معنا شناختى مورد نياز است تا به صورت مشخّص مورد استفاده قرار گيرد.

پژوهش در موضوع تبليغ به مفهوم پيام رسانى، آن گاه مورد پذيرش و نظر قرار مى‏گيرد كه دقيقا از اطلاعات دعوت و فراخوانى جدا شده و روابط معنايى و مرزهاى مشترك آن با نويد و مژده دهى از يك سو و با انذار و بيم رسانى از سوى ديگر مشخص گردد.

-6 درحوزه‏هاى مختلف علوم اسلامى پيدايش و وجود گرايش‏ها و نحله‏هاى متعدد و متفاوت بخشى از تاريخ و پيشينه علوم اسلامى را تشكيل مى‏دهد. بسيارى از اين‏ها تأثيرهاى درخورى در فريند تكامل علوم اسلام داشته‏اند. وجود عنوان‏هاى موضوعى در نظريه‏هاى گرايش‏ها در علوم اسلامى قطعه‏هاى اصلى بناى عظيم دانش دينى را تشكيل مى‏دهد.

بسيارى از نحله‏ها با آن نام و عنوان و روى كردهاى علمى خاص خود تنها در گنجينه‏ها مكتوب مانده‏اند، اما دست‏يابى به نظام معرفتى آن‏ها هم بنفسه و ذاتاً در علم به فرايند تكامل علوم در اسلام مطلوب است و هم براى ترسيم نمودار نظريه‏هاى تاريخى دوره‏هاى علوم اسلامى. وابسته چه بسا شبهات نو پيدايى كه ريشه تاريخى و پيشينه نحله‏ها داشته باشد و دست‏يابى به اين بخش از علوم در اسلام با ابراز اصطلاح‏نامه با مشخه‏هاى علمى خاص در علوم اسلامى امكان‏پذير است.

-7 تعبير انفجار اطلاعات، تشبيه بسيار گويايى است در خصوص افزايش تصاعدى اطلاعات در عصر حاضر. اين انفجار در حوزه اطلاعات دينى بسيار شگفت‏آور است؛ زيرا هر لحظه از تمام جغرافياى فرهنگى جهان به سوى دين با نظريّه‏ها، موضوعات، پرسش‏ها، شبهات هدف‏گيرى مى‏شود و اين همه قطع نظر از عنوان‏هاى موجود در اندرون دين و مسائل آن است. با توجه به اين انباشتگى نياز به آن در معارف دين وجود دارد، روش‏هاى موجود، توان پاسخگويى به آن را نمى‏تواند داشته باشد و روش‏مند نمودن فرايند بهره‏جويى از محتواى منابع و متون دينى در برابر حج وسيع درخوسات‏هاى علمى از بايسته‏هاى علمى از بايسته‏هاى غير قابل انكار است. تدوين اصطلاح‏نامه پيش نياز روش‏مند نمودن فرايند استفاده از گنيجه عظيم منابع و متون دينى است.

-8 عنوان‏ها و موضوعات نو آمد در دانش‏هاى بشرى كه با عنوان شناخته شده فعلى در متون گذشته دين پيشينه‏اى ندارند، همواره در حال پيدايش و روبه‏رو رشد هستند. ره يافت به نگرشى دين نسبت به آن عنوان‏ها در اندرون معارف دين نيازمند ارائه ساختار معارف دينى است كه نخست جايگاه عنوان‏هاى نوآمد در ساختار شناخته و سپس با كنكاش علمى از راه عنوان و موضوعات اعم يا اخص يا همبسته آن‏ها به نظريّه دين درباره آن‏ها دست يافت. در سخن ديگر:

اطلاع‏رسانى علمى با توجه به حجم اطلاعات، تنوّع محورها، انبوهگى خواسته‏ها، افزايش و رشد تصادى پرسش‏ها، شبهات نوآمد، موضوعات نو پيدا، در شرايط فرهنگى علمى رسانه‏اى جهان معاصر بدون بهره‏گيرى از روش‏هاى علمى و تجربه شده در طبقه‏بندى بعد از ذخيره سازى اطلاعات و ساماندهى آن ناممكن است. و تعريف و تعيين سلسله مراتب معنايى كليد واژه‏ها با ساختار مناسب با مستندات علمى كه فلسفه وجودى اصطلاح‏نامه را تشكيل مى‏دهد، از اوليّات آماده سازى حوزه‏هاى پژوهش براى پاسخ گويى به انبوه جست‏وجوها است. و تدوين اصطلاح‏نامه با روش‏هاى علمى تا كنون برابر و همتايى در اهداد خود نداشته و ندارد.

اصطلاح‏نامه علوم اسلامى و پيچيدگى‏ها:

تدوين اصطلاح‏نامه علوم اسلامى تجربه تازه‏اى است كه در واحد اصطلاح‏نامه علوم اسلامى مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى نشر يافته و هم چنان پى‏گيرى مى‏شود؛ امّا به حق اين كار سترگ و طاقت فرسايى است كه اضافه بر امتياز و ارزش، پيش‏گامى و سبقت در اطلاع‏رسانى علمى را از آن خود كرده امتياز دقت و دغدغه اتقان و اعتبار را هم به همراه داشته است و آن چه در اين نوشتار بدان اشاره مى‏شود با هدف تكامل بخشى به كار خوب و كامل اين مجموعه موفق است.

اصطلاح‏نامه علوم اسلامى به لحاظ تخصّصى بودن مانند هر اصطلاح‏نامه علمى ديگر لزوما از واژگان علمى و فنّى بهره مى‏جويد و از ثبت عنوان‏هاى غير علمى پرهيز كرده است. تعيين دقيق و تعريف شده نسبت‏هاى معنا شناختى واژگان علمى در سلسله مراتب معنايى اعم، اخص و عنوان همبسته و روابط معنايى و بهره‏مندى از يادداشت دامه و توضيح‏گر و در نهايت ساختار علمى جامع اصطلاحات از مشتركات اصطلاح‏نامه علوم اسلامى با اصطلاح‏نامه‏هاى علوم مستند بودن و داشتن عقبه‏هاى علمى، تخصّصى، نداشتن عنوان‏هاى ذهنى و محاوره‏اى از مشخصّه‏هاى بر جسته اصطلاح‏نامه تخصّصى است كه از مراتب اعتبار و منزلت علمى اين مجموعه‏ها به حساب مى‏آيد.

تفاوت‏ها و پيچيدگى‏ها در اصطلاح‏نامه علوم اسلامى‏

-1 از تفاوت‏هاى شاخص اصطلاح‏نامه علوم اسلامى با ديگر اصطلاح‏نامه‏ها، گستردگى متون و منابع تخصّصى در دانش‏هاى اسلامى است. نگاهى كوتاه به منابع علوم قرآن به مفهوم اوّلى آن كه از آغاز دوران نزول و با نام گزارى آيات و سوره‏ها شكل گرفته و در شكل تعريف شده آن در منابع نام دار علوم قرآن تداوم يافته است و در كتاب‏هاى تفسيرى نزديك به دوران نشر علوم قرآن هم چنان آفرينش و پيدايش اصطلاحات وجود داشته است. اين گستردگى تدوين اصطلاح‏نامه را كمى پيچيده‏تر كرده است. تنوّع اصطلاحات و تعدّد و تفاوت تعريف‏ها و تفاوت ديدگاه‏ها درباره روابط واژگان اينها برخى از پيچيدگى‏هاى برجسته است كه راه كار علمى خاصى مى‏طلبد.

-2 علوم اسلامى، دوره‏هاى تاريخى متنوّعى را در پيشينه خود دارد. در اين دوره‏ها بسيارى از اصطلاحات و عنوان‏ها پيدا شده و طولع و بعد غروب كرده‏اند. اما بسيارى از آن‏ها در اطلاعات و عنوان‏هاى بعد از خود اثر گذار بوده‏اند به شكلى كه تعريف اصطلاحات دوره پسينى بدون شناخت روابط پيشينى تعريف كاملى نيست. از سوى ديگر، آن اصطلاحات غروب كرده اطلاعات علمى خود را باقى گذارده كه آن اطلاعات بخش قابل توجهى از علوم اسلامى را تشكيل مى‏دهند، چشم پوشى از آن بخش از دانش اسلامى و دوره‏هاى تاريخى آن ايجاد گسست و جدايى را به بار مى‏آورد و به جامعيّت اصطلاح‏نامه آسيب مى‏رساند. اين پيچيدگى، ره‏يافت روشمندى مى‏طلبد؛ زيرا به اعتبار اصطلانامه علوم اسلامى مى‏افزايد.

-3 اصطلاحات تخصّصى در هر يك از علوم و طبقه‏بندى آن‏ها به توجه به تعريف خاص آن‏ها، به روشنى قابل بازشناسى از اصطلاحات علوم ديگر است؛ به ديگر سخن، اصطلاحات علمى حوزه اقتصاد را در اقتصاد به خوبى مى‏توان از اصطلاحات حوزه حقوق جدا ساخت و باز شناخت و

و دراين جدا سازى، دشوارى جود ندارد؛ اما در حوزه دانش‏هاى دينى علوم اسلامى معناى عنوان‏ها و كليد واژه‏ها بسيار درهم تنيده و به هم پيوسته است. نگاهى گذار به اصطلاحات اقتصادى با ديد دينى، پيچيدگى‏هاى اصطلاح‏نامه علوم اسلامى را آشكار مى‏كند، مانند اين اصطلاحات، اموال، انفاق، انفال، احسان، ارث، ثروت، ثروت اندوزى، حقوق مالى، خير، مهريّه، گنج، هديه و... .

اين عنوان‏ها، مجموعه‏اى از اصطلاحات اقتصادى، اخلاقى، حقوقى هستند كه در علوم جدا شده اميا در اقتصاد اسلامى عنوان به هم پيوسته‏اى هستند كه روابط خاصى براى آن‏ها تعيين شده است بايد در اصطلاح‏نامه علوم اسلامى ارائه شود؛ اما اين كه نمودار نسبت‏ها در اين عنوان‏ها چگونه جدا سازى شود، از ظرافت‏هاى اصطلاح‏نامه علوم اسلامى است.

-4 وجود مراتب معنايى در عنوان‏هاى موضوعى از دشوارى‏هاى جداسازى عنوان‏هاى مشترك در علوم متفاوت است. در عنوان‏هاى كليدى در علوم اسلامى، تأثير مراتب معنايى، يك عنوان را در چند علم تأثير گذار نموده است و اين تكثّر مفهومى در عنوان واحد، نظام اصطلاح‏نامه را با چالش جدّى روبه‏رو نموده است. نگاهى به سر عنوان‏هاى موضوعى امام، خليفه، ولىّ، اراده، مشيّت، نبوّت، رسالت، بعثت و... در تدوين اصطلاح‏نامه تخصّصى كلام جست‏وجوگر را الفاظى در جايگاه‏هاى متعدّد و با روابط متفاوت مى‏بيند كه جداسازى اين‏ها از هم با توجه به منابع مشترك، كارى بس دشوار خواهد بود. رهيافت حس اين تفاوت گسترده اصطلاح‏نامه در حوزه علوم اسلامى با اصطلاح‏نامه تخصّصى به شكل كلّى نظام بخشى اصطلاحات‏يابى مى‏نمايد.

-5 از پيچيدگى‏هاى تدوين اصطلاح‏نامه علوم اسلامى مرزبندى معنا شناختى اصطلاحات اين حوزه خاص از معانى ذهين و غير علمى است و ره يافت به معانى نفس الامرى در درون فرهنگ دين تلاشى بايسته و پيچيده است كه نخست بايد در ساختارهاى اطلاعات ظهور و بروز پيدا كند؛ به ديگر سخن در فرهنگ مكتبو اسلام با ترايخ هزار ساله خود و توسعه انديشه دينى در علوم متعدّد بسيار طبيعى است كه جاى گاه اصلى موضوعات و عنوان‏ها در طول اين مدت تغيير يافته باشد در روابط معنايى آن‏ها شرايط جديدى پديد آورده است.

تدوين اصطلاحات با توه به اين كه بايد با كدام معنا و رابطه باشد، اصطلاح‏نامه راهنماى ارائه نظام داره كدام دوره از تاريخ كاربرد واژگان موضوعى است دوران نزول پيدايش چينش اصطلاحات و يا دوره‏هاى تأولى و گسترش اصطلاحات و در صورت تفاوت معنايى و بنيادى ملاك گزينش كدام دوه است، و چه رابطه‏اى بين معانى دوره‏هاى تاريخى بايد ايجاد گردد.

بخشى از پيچيدگى‏هاى كاربردى است كه در واقع تفاوت‏هاى اصولى اصطلاح‏نامه علوم اسلامى با اصطلاح‏نامه تخصّصى علوم را بيان و روشن مى‏كند.

در اين بخش كوتاه به موارد قابل توجه و تأمل كه در اصطلاح‏نامه علوم قرآن وجود دارد اشاره مى‏شود:

يادآورى اين نكته را لازم مى‏دانم كه كار سترگ تدوين اصطلاح‏نامه تخصّصى به دست محققان سخت كوش و پر تلاش گام بلندى به حساب مى‏آيد كه در عرضه اطلاع رسانى علوم اسلامى برداشته شده است:

تجربه ارائه نظام واره كليد واژه و عناوين و اصطلاحات در علوم اسلامى اگر چه تازه است، با دقت و منزلت علمى مطلوبى به انجام رسيده است. در اين جا به نمونه كوتاه اشاره مى‏شود:

-1 ص99 در كليدواژه آيات ملاك عنوان‏هاى اخص مبهم است و ساختار آن نياز به بازبينى دارد.

با اين كه آيات آفاقى، آيات امور غيبى، آيات انبيا، آيات انفسى... عنوان‏هاى انتزاعى است كه آمده و ثبت شده‏اند، از آيات اراده، آيات انفال، آيات مشيّت نشان نيست.

-2 ص99 آيات انبيا مبهم است؛ زيرا آيات رسالت، آيات نبوت هم داريم. و ديگر اين كه آيات انبيا تبادر معنايى به معجزهات دارد؟!

-3 ص112 در آيات نام‏دار آية الكرسى، آيه كنز و... نشانى نيست.

-4 ص113 آيه "و ان يكاد" آيا عنوان محاوره است يا عنوان علمى و چه ترجيحى بر آيه چشم زخم داشته است؟

-5 ص133 در حالى كه آيه "ان يكاد"آمده است، آيه اكمال دين، بج مايده آيه.3 آيه تبليغ بج مائده67 نشان نيست.

-6 ص177 تفاسير باطنيه به درستى آمده است؛ اما در ص305 مفسران باطنى نيامده است؛ در حالى كه تفاسير صوفى در ص178 همآهنگ با ص305 مفسران باطنى آمده است.

-7 ص176 تفاسير اشارى با تفاسير باطنيه دو عنوان وابسته هستند كه ارتباط ايجاد نشده است.

-8 ص273 كاتبان وحى، كتابت وحى، و در ص314 نزول قرآن در همه موارد وحى به عنوان اصطلاح وابسته تعريف شدهاست، ظاهراً نسبت اعم است و در نزول قرآن و... وحى شامل كتاب‏هاى آسمانى هم مى‏شود.

-9 ص266 قسم‏هاى قرآن از نظر ساختارى مبهم است. فلسله گزينش معلوم نيست. قسم به تين، زيتون، شهر امن، سين،پرتوهاى ماده و... ثبت نشده است.

-10 همآهنگى و ساختار نظام در سلسله مراتب معنايى اصطلاحات از نشانه‏هاى اعتبار و جامعيت علمى اصطلاحه‏نامه به شمار مى‏رود كه با دقت و وسوسه پى‏گيرى مى‏شود. با نگاهى به ساختار گسترده اصطلاحات در عنوان‏هاى آيات، ترجمه، قصص و مقايسه آن با عنوان‏هاى تدبّر و تفكر، ص159 ا.ع: مستحبات قرائت قرآن‏

فهم قرن ص258 بك فضيلت تأمل در قرآن‏

اوّل‏ها نمايشگر ساختارى بسيار گسترده است و گروه دوم عنوان‏هاى اصلى، بسيار مهم و با مستندات علمى اما بسيار كوتاه و گذرا كه نا همآهنگى ساختار را به همراه مى‏آورد.

البته بدون ترديد راه طى شده اصطلاح‏نامه علوم اسلامى كار بسيار متين و مطلوبى است كه به خوبى انجام يافته توانمندى محققان براى خوانندگان نويد تكامل مى‏هد.

+ نظر جدید

تصویر امنیتی کد جدید