آیین نامه اصطلاح‌نامه نگارى

 مقدمه

وجود معیارها و دستور العمل های کارشناسی شده و هماهنگ با استانداردهای جهانی در تدوین اصطلاح نامه علوم اسلامی برای کنترل و تضمین دقت و هماهنگی میان محققان در بخش های مختلف اصطلاح نامه نگاری امری ضروری می باشد . آیین نامه اصطلاح نامه نگاری ، مجموعه ای از دستورالعمل ها است که هماهنگ با اهداف گروه پژوهشی اصطلاح نامه و فرهنگ نامه مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی تهیه شده است . از این رو همه اصطلاح نامه نگاران باید یکایک نکات مندرج در این آیین نامه را مورد توجه و دقت قرار داده و آنها را کاملا رعایت کنند . بی توجهی و عدم رعایت اصول این آیین نامه ضمن اتلاف وقت محققان و ارزیابان ، سبب افزایش هزینه ها وناهماهنگی مجموعه خواهد شد و کیفیت محصولات علمی مجموعه را کاهش خواهد داد .
لازم به ذکر است که مواد این آیین نامه در پی کسب تجارب چندین ساله ، در اسفند ماه 1386 مورد بازنگری قرارگرفته است .

فصل اول : كلیات و تعاریف

تعریف اصطلاح‏نامه (THESAURUS)

اصطلاح‏نامه، مجموعه‏ى اصطلاحات کنترل شده در یك حوزه معرفتى است كه فهرستى از واژه‏هاى كلیدى و كاربردى آن حوزه را ارائه مى‏دهد و روابط سلسله مراتبى، ترادف و وابستگى بین مفاهیم را به نمایش مى‏گذارد و ازنظرساختارى، گنجینه‏ى واژگان كنترل شده و سازمان یافته از مباحث خاص دانش بشرى است.

ضرورت اصطلاح‏نامه

همه روزه به میزان بسیار زیادى بر حجم اطلاعات افزوده مى‏شود تولید كنندگان اطلاعات با زبان آزاد، اصطلاحات رشته تخصصى خود را به كار مى‏برند و حتى اصطلاحات نوینى را پدید مى‏آورند. و گاهى یك نویسنده اصطلاحى را با معنایى متفاوت به كار مى‏برد . استفاده كنندگان از اطلاعات نیز با فرهنگ‏ها و سطوح متفاوت دانش، گاهى با كم‏ترین اطلاع از وسعت دامنه‏ى این موضوعات براى بازیابى مدارك به مراكز اطلاع‏رسانى مراجعه مى‏كنند. در این میان اطلاع رسانان باید نقش هادى و واسطه را ایفا كرده با تولید كنندگان و مصرف كنندگان اطلاعات هم زبانى كنند و جستجوگر را در كم‏ترین زمان ممكن به بیشترین اطلاعات مورد نظر رهنمون سازند. بهترین روش استاندارد در دانش اطلاع‏رسانى نمایه‏سازى است كه بر اساس اصطلاح‏نامه ذخیره و بازیابى شود كه ابتدا محتواى مدارك را در قالب واژه‏هایى توصیف نموده و براى موضوع‏هاى مختلف یك اصطلاح (كلید واژه) اختصاص مى‏دهند و سپس تمامى مدارك و اطلاعات مربوط به آن موضوع را تحت همان نام یا «اصطلاح» طبقه بندى مى‏كنند و چون در مركز اطلاع‏رسانى و حوزه‏هاى علوم مختلف تعداد اصطلاحات زیاد و متنوع است، مسئله‏ى رابطه بین اصطلاحات از قبیل رابطه‏ى ترادف، اعم، اخص و... و همچنین تعریف و طبقه‏بندى موضوعى آن‏ها ضرورت بیشترى پیدا مى‏كند. تدوین مجموعه‏ى اصطلاح‏نامه (تزاروس) خرد و كلان براى حل این مشكلات است.

اهداف اصطلاح‏نامه

ـ ترسیم ساختار کلی علم به کمک برقراری روابط منطقى میان مفاهیم اصطلاحات آن علم ؛

ـ تهیه‏ى واژگانى استاندارد براى حوزه‏ى موضوعى خاص، به منظور یك سان سازى مدخل‏هاى نظام ذخیره وبازیابى اطلاعات؛

ـ تهیه‏ى نظام ارجاعات بین اصطلاحات مترادف و شبه مترادف براى كاربرد اصطلاحى واحد از مجموعه‏ى مترادفات و... در شبكه اصطلاحات؛

ـ تهیه‏ى راهنما براى کاربران و نمایه‏سازان ، جهت انتخاب اصطلاح صحیح براى موضوع مورد جست‏وجو .

ویژگى‏هاى اصطلاح‏نامه

ـ نشان دادن روابط معنایى میان اصطلاحات هر علم و تعیین جایگاه آنها در علم ؛

ـ اصطلاح‏نامه قابل گسترش است و هرگز بسته و پایان یافته تلقى نمى‏شود و شكل و اندازه‏ آن تابع زمان وسیاست‏گزارى است.

تعریف اصطلاح

اصطلاح ، واژه کنترل شده و سازه لفظی یک مفهوم از دانش خاص است . این معنا فراگیرتر از اصطلاحات خاص رایج در علوم می باشد .

شكل اصطلاح

اصطلاح به لحاظ نوع كلمات چند صورت دارد:

1ـ اسم یا عبارت اسمى

ترجیح دارد كه اصطلاح، اسم یا عبارت اسمى باشد. عبارات اسمى به گروه اصطلاحات مركب تعلق دارند و به دو صورت ممكن است ظاهر شوند:

الف: عبارت وصفى مانند: بیع ربوى

ب: عبارت اضافى مانند: بیع صبى

2ـ صفت

حتى الامكان باید از بكارگیرى صفت در اصطلاح پرهیز كرد مگر در صورتى كه در یك زبان فنى معناى خاصى داشته باشد.

مثلاً « فارسى » به معناى « زبان فارسى » پذیرفته شده و به جاى آن به كار مى‏رود. مانند:


فارسى زبان فارسى
بج: زبان فارسى بك:فارسى

در زبان‏هایى كه صفت بعد از موصوف قرار مى‏گیرد مى‏توان از یك صفت به عبارت اسمى كه آن صفت را در
برمى‏گیرد ارجاع داد. مثلاً مى‏شود صفت «پاستوریزه» را به اصطلاحات مركبى چون «كره پاستویزه» و «شیر پاستوریزه» و غیره ارجاع داد . مانند:

پاستوریزه بك: شیر پاستوریزه

3ـ قید

قیدها نظیر « بسیار » یا « زیاد » را نباید به تنهایى به عنوان اصطلاح به كاربرد.

از عباراتى كه با قید شروع مى‏شوند نیز باید حتى الامكان پرهیز كرد مگر آن كه در یك زبان فنى معناى خاصى یافته باشند.مانند: تندخوانى

4ـ فعل

از به كار بردن افعال به صورت مصدر یا وجه وصفى به عنوان اصطلاح باید پرهیز كرد . فعالیت‏ها را باید به شكل اسم یا اسم فعل منعكس ساخت. مانند:

آشپزى (نه « آشپزى كردن ») ویراستارى (نه « ویراستن »)شكل مفرد و جمع اصطلاحات

گاهى یك اصطلاح، هم به صورت مفرد استعمال شده، و هم به صیغه‏هاى مختلف جمع. در این گونه مواردبه روش ذیل عمل مى‏شود:

1ـ شكل مفرد و شكل‏هاى مختلف جمع، همگى اخذ مى‏شود. و در تدوین نهایى، اگر در یك صفحه رایانه‏اى قرار بگیرند، فقط شكل مرجح، ذكر شده و بقیه حذف مى‏گردد.

2ـ در تعیین مرجح، اصل بر این است كه شكل مفرد واژه، مرجح شود مگر اینكه شكل جمع، در آن علم بیشتررایج باشد. این اصل در همه موارد ـ اعم از تك واژه و تركیبى ـ جارى است.

شكل فارسى یا غیر فارسى اصطلاحات

ـ در اصطلاح نامه‏هاى فارسى علوم اسلامى، اصل بر فارسى نویسى و گزینش ترجمه فارسى اصطلاح است. وشكل غیر فارسى اصطلاح، در صورت لزوم، به عنوان اصطلاح نامرجح أخذ مى‏شود.

ـ اگر شكل غیر فارسى اصطلاح، در كتاب‏هاى تخصصى یا عمومى یك علم ـ كه به زبان فارسى تألیف شده ـ رایج‏تر باشد، همان شكل اصطلاح، مرجح مى‏گردد.

اقسام اصطلاح

اصطلاح ساده : اصطلاحى است كه قابل تفكیك به دو اصطلاح مستقل نباشد چه این كه واژه‏اى بسیط و غیرمركب باشد، مانند:وجود.

و چه از واژگانى تركیب شده باشد كه هر جزء آن توان تبدیل شدن به یك اصطلاح مستقل در اصطلاح نامه را نداشته باشد، مانند:شكل دوم

اصطلاح مركب: اصطلاح مركب شامل چندین واژه است، كه هر یك از آن‏ها توان تبدیل شدن به یك اصطلاح مستقل در اصطلاح‏نامه را داشته باشد. گاه براى بیان یك مفهوم یا ابراز یك عقیده، تركیب چندین اصطلاح ضرورى است در چنین مواردى این اصطلاحات را مى‏توان از قبل در نظام زبان، تركیب (پیش همارا) كرد و لذا باید در اصطلاح‏نامه نیز یافت شوند، یا این كه باید آن‏ها را بازیابى تركیب (پس همارا) كرد.

مثلا: دو اصطلاح « بیع » و « خیار » را در جایى كه هر دو بیانگر یك مفهوم باشند باید تركیب كرد به « بیع خیارى ».

اگر هر یك از واژه‏هاى اصطلاح مركب به عنوان یك اصطلاح ساده در اصطلاح‏نامه وجود داشته باشند اصطلاح مركب ( پیش همارا ) خوانده مى‏شود.

اصطلاحات مركب ( پیش همارا ) وقتى در اصطلاح‏نامه منظور مى‏شوند كه:

1ـ واژه‏هاى تشكیل دهنده‏ى آن به تنهایى نیز به عنوان اصطلاح به كار روند؛ [1]

2ـ واژه‏مرکب ، معنایى متفاوت از معناى اصلى خود داشته باشند. [2]

اصطلاح أخص، اعم و رأس

اصطلاح اخصواژه‏اى است كه دلالت بر موضوع خاص دارد و مفهوم آن محدودتر از اصطلاحى است كه به عنوان اعم براى او در نظر گرفته شده.

اصطلاح اعم معرف یك رده یا كل است و مفهوم آن وسیع‏تر ازهر یک ازاصطلاحاتى است كه به عنوان اخص براى او آورده مى‏شود.

ـ مفهوم اعم و اخص از مفاهیم نسبى است بنابراین یك اصطلاح اعم نسبت به مفهوم وسیع‏تر حاكم بر آن اخص است تا به« اصطلاح رأس» برسد كه دیگر فوق آن مفهومى وسیع‏تر وجود نداشته باشد.

همچنین یك اصطلاح اخص نسبت به مفهوم محدودتر كه تابع او است اعم است تا برسد به مفهوم اخصى كه در آن رده و مقوله مفهومى خاص‏تر از او نباشد.

به اصطلاح اعمى كه خود داراى اعم نباشد «اصطلاح رأس» مى‏گویند. این اصطلاح در رأس رده‏ى سلسله مراتبى قرار مى‏گیرد .

گاهى ممكن است اصطلاح رأس و اصطلاح اعم یكى باشند و آن زمانى است كه اصطلاح اخصى كه به كار رفته آن قدر به رأس هرم سلسله مراتب نزدیك باشد كه تنها اعمى را كه مى‏توان برایش در نظر گرفت همان اصطلاح رأس است،چون در سلسله‏اى نظام‏دار هیچ اصطلاحى بدون اعم نمى‏تواند باشد.

اصطلاح مرجح و اصطلاح نامرجح

از میان اصطلاحات مترادف و شبه مترادف دریک علم ، اصطلاحی که برای نشان دادن یک مفهوم برگزیده شده وسایر اصطلاحات به آن ارجاع داده میشود اصطلاح مرجح نامیده می شود و سایراصطلاحات را نامرجح میگویند . اصطلاح مرجح در نمایه سازی، «توصیفگر» نامیده می شود .

واژه‏هاى مشترك ـ چك لیستى

واژه هایی كه در همه یا بسیارى از علوم مفهومى یك سان داشته و به منظور پشتیبانى از اصطلاح‏نامه در امر بازیابى و نمایش مندرجات متن ـ در نمایه‏سازى ـ به كار گرفته مى‏شوند،«واژه‏ ها ى مشترك یا چک لیستی» نامیده می شود . مانند: تعریف، اقسام، نقد، دیدگاه، شرایط، آثار و... .

«واژه‏ى مشترك» مفهوم خاص از یك علم را به طور مستقل افاده نمى‏كند و براى رساندن بار اطلاعاتى خاص لازم است كه با یك اصطلاح تركیب شود مانند: تعریف + استصحاب.

شاخصه‏هاى اصلى واژه‏هاى مشترك عبارت است از:

1ـ در همه یا بسیارى از علوم مفهومى یك سان دارند؛

2ـ واژگان كمكى هستند كه به صورت پسوند یا پیشوند با اصطلاحات یك علم توسط نمایه‏سازان تركیب مى‏شوند تا بار معنایى متن را رساتر ارائه كنند؛

3ـ در دانشى خاص به عنوان اصطلاح به شمار نیایند چه به صورت واژه‏ى تركیبى و یا اصطلاح بسیط.

این ویژگى دو مورد را از شمول « واژه‏ى مشترك » خارج مى‏كند :

الف ـ مواردى كه از «واژه‏ى مشترك» بحث مفهومى شده مانند «تعریف» در مبحث معرف و حجت منطق كه ازآن بحث مفهومى مى‏شود یك اصطلاح منطقى است و در جایى كه از «تعریف» به عنوان یكى از مصادیق تعریف سخن به میان مى‏آید «واژه‏ى مشترك» به شمار مى‏آید . مانند:تعریف + قیاس .

اصطلاح‏نامه نگار باید هر یك از دو مورد را با آوردن یادداشت دامنه به كاربران توجّه دهد.

ب ـ موردى كه «واژه‏ى مشترك» با واژه‏اى دیگر تركیب یافته و مجموعاً مفهوم خاص از یك علمى را بیان كنند، مانند «برهان صدیقین» كه این تركیب به عنوان یك اصطلاح پذیرفته شده است هر چند كه برهان به تنهایى «واژه‏ى مشترك» است.

4ـ در علمى خاص به صورت رده‏اى با زیر مجموعه نباشند. در مواردى كه «واژه‏ى مشترك» به صورت تركیب با اصطلاح دیگر به عنوان یك رده با زیر مجموعه‏ى بیش‏تر از یك اصطلاح، اصطلاحاتى از یك علم را تحت پوشش قرار مى‏دهد، باز در حكم اصطلاح است و در اصطلاح‏نامه وارد مى‏شود.

مانند: «آثار تقوى» در علم اخلاق یا «شرایط بیع» و «شرایط قاضى» در علم فقه .

تبصره: در مواردى كه یك اصطلاح با واژه‏ى چك لیستى اشتراك لفظى داشته باشد بر اصطلاح‏نامه نگار لازم است علاوه بر ثبت درواژه های چک لیستی ، آن را به اعتبارمعنای اصطلاحی در زمره‏ى اصطلاحات علم مربوط هم وارد نماید .مانند« احكام » كه مشترك لفظى است بین دو معنا :

1ـ به معناى «اعتبار شارع» یا «خطاب شارع» كه در این صورت به عنوان اصطلاح علم «فقه» و «اصول فقه» مطرح است؛

2ـ به معناى «آثار، ویژگى‏ها و فروعات» كه در این صورت واژه مشترك است.

در این موارد بر اصطلاح‏نامه نگار لازم است كه احكام به معناى اوّل را در زمره‏ى اصطلاحات علم «فقه» یا «اصول فقه» وارد نماید و احكام به معناى دوم را در ردیف واژه‏هاى مشترك درج نماید و با آوردن یادداشت دامنه مطلب را به كاربران گوشزد نماید.

رابطه پیشینی و رابطه پسینی

رابطه‏ى پیشینی یا اصطلاح‏نامه‏اى ما بین اصطلاحاتى است كه منطق و عرف آن‏ها را مرتبط مى‏داند و هیچ گونه وابستگى به مدرك و سند خاصی ندارد و در حقیقت پیوندى است كه عقلاً یا عرفا بین مفاهیم اصطلاحات یك علم ایجاد مى‏شود.

رابطه پسینی ناظر به اصطلاحاتی است که میان آنها پیوند و رابطه‏ى معنا شناختى و همیشه صادق در نظر عرف و عقل وجود ندارد و پیوند این‏ها بدین خاطر است كه در سند خاص بین آن‏ها پیوند برقرار شده است .

مثلاً نمایه‏سازى كه به موضوعى در باب «قرآن و احوال مؤمنان در عالم قیامت» مى‏پردازد ممكن است سه اصطلاح «قرآن»، «مؤمنان» و «عالم قیامت» را براى مدرك تعیین كند. رابطه‏ى این اصطلاحات با یكدیگر به مدرك و سند بستگى دارد ومجموعاً موضوع مدرك را خلاصه مى‏كنند و به تبع مدارك متنوع ممكن است متفاوت شوند. چرا كه میان این اصطلاحات پیوند و رابطه‏ى معنا شناختى و همیشه صادق در نظر عرف و عقل وجود ندارد و پیوند این‏ها بدین خاطر است كه در سند خاص بین آن‏ها پیوند برقرار شده است . اما«قرآن» با اصطلاح عام‏ترى مانند «كتاب آسمانى» و نیز اصطلاح خاص‏ترى همانند «سوره‏هاى قرآن» در نظر عقل و عرف مرتبط است و همچنین «مؤمنان» با اصطلاح فراترى چون «مكلفین» و نیز با اصطلاح فروترى همانند «مؤمن متقى» در نظر عقل مرتبط است و اصطلاح «عالم قیامت» هم با اصطلاح اعمى چون «عالم آخرت» عقلا در ارتباط است .

تذكر : از میان انواع مختلف روابط اصطلاح‏نامه‏اى، رابطه ترادف حقیقى، و اعم و اخص، و وابستگى تداعى معانى، از مصادیق رابطه پیشین بوده، و رابطه شبه ترادف، و وابستگى متنى، از مصادیق رابطه پسین مى‏باشند.


 

فصل دوم: اقسام روابط اصطلاح‏نامه‏اى

سه قسم رابطه بین اصطلاحات در اصطلاح نامه وجود دارد :

1- رابطه هم ارز (رابطه ترجیحی)

اصطلاحات هم ارز، اصطلاحاتی هستند كه درعرف اصطلاح‏نامه ای به یك مفهوم اشاره دارند و شامل دو گروه از اصطلاحات مى‏شوند:

الف) مترادفها

اصطلاحاتى هستند كه معناى آن‏ها در عبارات از تمام جهات یك‏سان است، به گونه‏اى كه بشود آن‏ها را بجاى یکدیگر براى ارائه مفهوم واحد به كار برد.

برخى از مترادف‏هایى كه معمولاً با آن‏ها روبرو مى‏شویم :

ـ اصطلاحاتى كه از لحاظ زبان‏شناسى ریشه‏هاى متفاوت دارند؛

مانند:حریق: آتش‏سوزى

ـ نام‏هاى رایج و نام‏هاى علمى؛

مانند:جوهر لیمو: اسید سیتریك

ـ نام‏هاى متفاوت براى مفاهیم نو؛

مانند:جامعه ستیزى: جامعه‏گریزى

ـ املاهاى متفاوت از قبیل صورت‏هاى مختلف یك ریشه یا جمع‏هاى بى قاعده؛

مانند:اتاق: اطاق

مدرسه‏ها: مدارس

ـ اصطلاحات جارى و متداول در مقابل اصطلاحات كهنه و نامقبول؛

مانند:هواپیما: طیاره

دادگسترى: عدلیه

ـ اصطلاحاتى كه از فرهنگ‏هاى متفاوت كه داراى زبانى مشترك هستند اخذ شده باشد؛

مانند:میدان: فلكه

ـ اختصارات و نام‏هاى كامل.

مانند:هما: هواپیمایى ملّى ایران

بسمله: بسم اللّه الرحمن الرّحیم

«اختصارات و آغازه‏ها را نباید به عنوان اصطلاحات مرجح به كار برد مگر این كه به طور گسترده مورد استفاده قرار گیرند و از شكل كامل معروف‏تر و متداول‏تر باشند» ؛

مانند:هما هواپیمایى ملّى ایران

بج: هواپیمایى ملّى ایران بك: هما

ـ هر گاه صورت مفرد و جمع كلمات به لحاظ الفبایى بقدرى متفاوت باشند كه بین آن‏ها در ردیف الفبایى اصطلاح‏نامه اصطلاحات دیگرى فاصله شود شكل غیر مرجح از آن دو به شكل مرجح ارجاع داده مى‏شود؛

مانند:احزاب حزب

بج: حزب بك: احزاب

ـ واژه‏هاى عاریتى و ترجمه‏ى آن‏ها؛ واژه‏ى عاریتى اصطلاحى است كه از سایر زبان‏ها گرفته شده و به عنوان اصطلاح ابداعى جدید پذیرفته شده ـ این گونه اصطلاحات اگر استعمالشان تداول پیدا كرده باشد در اصطلاح‏نامه آورده مى‏شود و اگر این واژه و ترجمه‏ى آن هر دو در اصطلاح‏نامه موجود است، در صورتى كه واژه‏ى عاریتى ازمقبولیت بیش‏ترى برخوردار است ترجمه‏ آن به عنوان اصطلاح نامرجح آورده شود و اگر ترجمه متداول‏ترباشد باید آن را مرجح دانست. در هر دو صورت رابطه‏ى دو سویه بین آن‏ها برقرار مى‏شود؛

مانند:سوسیالیسم:جامعه‏گرایى

ـ اسم‏هاى عام و نام‏هاى تجارتى؛ كالایى كه نام تجارتى مشخص دارد و اسم عامى نیز براى آن وجود دارد باید نام تجارتى را به عنوان اصطلاح مرجح پذیرفت مگر این كه اسم عام از تداول بیش‏ترى برخوردار باشد؛

مانند :دستمال کاغذی:کلینکس

ـ اسم مكان؛ گاهى نام كشورها و مناطق جغرافیایى در زبان‏هاى مختلف متفاوت است حتى در یك زبان هم ممكن است متفاوت باشد؛

مانند:شهر رى :شاه عبدالعظیم (شهر)

به طور كلى نامى كه معروف‏تر و متداول‏تر است به عنوان اصطلاح مرجح آورده شود. در شرایط مساوى نام رسمى بر نام رایج ترجیح دارد به هر صورت ارجاعات دو سویه بین صورت‏هاى مرجح و نامرجح ضرورى است؛

مانند:شهر رى شاه عبدالعظیم (شهر)

بج: شاه عبدالعظیم (شهر)بك: شهر رى

در این گونه موارد و موارد مشابه مترادف‏ها بایستى در اصطلاح‏نامه آورده شوند و اصطلاحى كه در هر علمى معروف ‏تر و متداول‏تر است به عنوان اصطلاح مرجح و بقیه به آن ارجاع داده شوند.

براى برقرارى رابطه‏ى هم ارز میان اصطلاحات مرجح و نا مرجح و نشان دادن رابطه‏ دو سویه معمولا ازعلامت‏هاى:

بك: (بكار ببرید) قبل از اصطلاح مرجح استفاده مى‏شود؛

بج: (بكار برید بجاى) قبل از اصطلاح نامرجح استفاده مى‏شود؛

مانند:حجت موصل تصدیقى

بج: موصل تصدیقى بك: حجت

ب) شبه مترادفها

اصطلاحاتى هستند كه معناى آن‏ها عموماً و در تداول عام متفاوت است ولى از آنجا که اطلاعات این اصطلاحات عمدتا در منابع در یک جا ذکر می شود براى هدف‏هاى نمایه‏سازى به عنوان مترادف از آن‏ها استفاده مى‏شود .

میزان استفاده از شبه مترادف‏ها تا حدود زیادى بستگى به زمینه موضوع اصطلاح‏نامه دارد . شبه مترادف‏ها تنها در زمینه‏هاى موضوعى جنبى[3]به كارمى‏روند.

و در اصطلاح‏نامه‏هاى تخصصى كه به طور دقیق‏ترى موضوعات تنظیم مى‏شود نباید از آن‏ها براى كاهش تعداد اصطلاحات مرجح استفاده كرد. مثلاً در موضوع «خیر و شر»، و «خوف و رجا» اگر بخواهیم رابطه‏ى شبه مترادف جارى كنیم لازمه‏اش این است كه «شر» یا «رجا» را به عنوان اصطلاح غیر مرجح به «خیر و شر» یا «خوف و رجا» ارجاع دهیم و این عمل در نظرمتخصصان موضوعى كه به طور مستقل و تفصیلى از هر دو بحث مى‏كنند پسندیده نخواهد بود.

بدین سبب استفاده از این شیوه در اصطلاح‏نامه‏هاى علوم اسلامى توصیه نمى‏شود مگر در بحث‏هاى جنبى یك موضوع.

اطلاق كلى‏تر؛ به شیوه‏اى اطلاق مى‏شود كه در آن نام یك رده و نام اعضاى آن به عنوان مجموعه‏اى هم ارز
تلقى مى‏شود (نظیر شبه مترادف‏ها) در این روش اصطلاح اعم، اصطلاح مرجح قرار مى‏گیرد؛

مانند:سنگ‏ها مرمریت

بج: مرمریت بك: سنگ‏ها

گرانیت گرانیت

و غیره بك: سنگ‏ها

از این شیوه باید پرهیز كرد مگر در باب اصطلاحاتى كه قلمرو جنبى زمینه موضوعى اصطلاح‏نامه را در برمى‏گیرند.

2ـ رابطه‏ى سلسله مراتبى

این رابطه كه به آن « رابطه‏ى درختى » و یا « اعم و اخص » نیز اطلاق مى‏شود بیان كننده رابطه‏ اعم و اخص میان مفاهیم است.

اصطلاح اعم ، معرف یك رده یا كل است و حال آن كه اصطلاح اخص اشاره به اعضا یا اجزاى آن دارد.

این رابطه با آن كه براى تعیین نسبت اعم و اخص به كار مى‏رود ولى مى‏تواند در مرحله بازیابى وسیله‏ى مناسبى براى گسترش و یا كاهش جستجو براى محققان باشد.

براى ارجاعات دو سویه از اختصارات زیر استفاده مى‏شود:

ا.ع: (یعنى اصطلاحات اعم) این علامت پیش از اصطلاح اعم (حاكم) قرار مى‏گیرد،

ا.خ: (یعنى اصطلاح اخص) این علامت پیش از اصطلاح اخص (تابع) قرار مى‏گیرد؛

مانند:نمازهاى یومیه نمازهاى واجب

ا.ع: نمازهاى واجب ا.خ: نمازهاى یومیه

معیار اعم و اخص در اصطلاح‏نامه

عام و خاص در اصطلاح‏نامه بسیار وسیع‏تر از عام و خاصى است كه در علم اصول فقه و منطق مصطلح است.

عام و خاص در اصطلاح‏نامه شامل عام و خاص، و مطلق و مقید (در اصول فقه)، جنس و نوع، كل و جزء و كلى و جزئى (در منطق) مى‏شود.

معیار و ملاك اعم و اخص بودن در این جا همان شمول و فراگیرى است. به عبارت دیگر منظور از عام وخاص همان معناى متداول عرفى و لغوى آن است، كه عام عبارت است از شمول و فراگیرى مفهوم لفظ نسبت به تمام مفاهیمى كه مى‏توانند تحت معناى آن قرار گیرند و خاص در مقابل آن است.

انواع رابطه‏ى سلسله مراتبى

رابطه‏ى سلسله مراتبى، خود بر سه قسم است :

الف) رابطه‏ى جنس و نوع: كه معناى وسیع‏تر نقش اعم و مفهوم ضیق‏تر نقش اخص را بر عهده مى‏گیرند مراد از جنس و نوع در اصطلاح‏نامه نیز وسیع‏تر از جنس و نوع در منطق است و شامل نوع و صنف، جنس و صنف، صنف اعم و صنف اخص، مطلق و مقید، وعام و خاص(غیرازجزئى حقیقى) و آنچه به منزله جنس و نوع و صنف است هم می شود.

مانند:انسان بیع

ا.خ: انسان سیاه پوست ا.خ: بیع نقد

انسان سفید پوست بیع نسیه

در صورت لزوم رابطه‏ى جنس و نوع را مى‏توان با اختصارات زیر نشان داد:

ا.ع.ج = اصطلاح اعم (جنس و نوع )

ا.خ.ج = اصطلاح اخص (جنس و نوع)

مانند:حیوانات خشكی حیوانات

ا.ع.ج: حیوانات ا.خ.ج: حیوانات خشكى

ب) رابطه‏ى كل و جزء: این رابطه شامل مواردى است كه جزء، نام كل را به طور ضمنى در بردارد و معمولاً مى‏توان كل را به عنوان مضاف الیه جزء قرار داد. در این گونه موارد كل، نقش اصطلاح اعم ، و جزء، نقش اصطلاح اخص را به عهده دارد. این گونه رابطه به طور غالب در تركیباتى است كه مجموع اجزا با یك دیگر تشكیل دهنده‏ى كل هستند، مانند:

قضیه حملیه ا.خ:محمول موضوع

شرط صدق رابطه كل و جزء این است كه :

1ـ با انتفاى جزء، كل هم منتفى شود ؛

2ـ حمل كل بر جزء صحیح نباشد.

با توجه به این دو معیار، بعضى از مصادیق رابطه كل و جزء به این قرار است :

مركب اتحادى خارجى(مثل ترکیب جسم از ماده و صورت) ، مركب انضمامى صناعى(مثل ترکیب سکنجبین از سرکه و شیره) ، مركب انضمامى اعتبارى(مثل ترکیب جامعه مسلمین از افراد مسلمان) ، مركب انضمامى طبیعى(مثل ترکیب انسان از اعضای مختلف) ، مركب طبیعى حقیقى (داراى صورت و فاقد نفس، مثل تركب آب از اكسیژن و هیدروژن، داراى صورت و قواى نباتى مثل گیاهان، و داراى صورت و قواى حیوانى مثل حیوانات).

ـ برخى از عناوین، بیانگر مجموعه‏اى از اجزاء یك كل است مثل «اركان نماز» كه بیانگر دسته اى ازاجزاء نماز است. رابطه بین این عناوین و كل مركب (مثل رابطه بین اركان نماز و نماز) هم، رابطه «جزء و كل» است.

در صورت لزوم رابطه‏ى كل و جزء را مى‏توان با اختصارات ذیل آورد:

ا.ع.ك = اصطلاح اعم (كل و جزء)

ا.خ.ك = اصطلاح اخص (كل و جزء)

مانند:

سوره بقره قرآن

ا.ع.ك: قرآن ا.خ.ك: سوره بقره

ج) رابطه‏ى موردى : این رابطه پیوند میان مفهومى عام و موردى از آن مفهوم را نشان مى‏دهد.

مورد، یك رده‏ى تك عضوى است كه با اسم خاص بیان مى‏شود و به عبارت دیگر مورد عبارت است از تك تك اشخاص و افراد خارجى یك مفهوم؛

مانند:

مصاحف (مفهوم عام )انسان (مفهوم عام )

ا.خ: مصحف على (ع)(مورد)ا.خ:حسن (مورد)

على (مورد)

ـ معیار رابطه موردی این است كه حمل مفهوم عام بر فرد خارجى صحیح باشد مثل زید و انسان، به خلاف فلان سرباز و لشكر.

در اصطلاح نامه، از آنجا كه غالباً تفاوتى میان مفرد و جمع نیست، رابطه فرد خارجى با مفهوم عام ـ ولو به صیغه جمع ـ رابطه «مفهوم ـ مصداقى» تلقى مى‏گردد.

روابط چند سلسله مراتبى

بعضى از مفاهیم در آن واحد مى‏توانند منطقاً به بیش از یك مقوله تعلق داشته باشند در این گونه موارد روابط چند سلسله مراتبى برقرار مى‏شود؛

مانند:علم الهى

ا.ع : صفات ثبوتیه الهى

علم

در مثال بالا اصطلاح (علم الهى) بر اساس رابطه‏ى عام و خاص نسبت به دو اصطلاح اعم در موضع اخص قرار دارد.

در بعضى موارد رابطه‏ سلسله مراتبى ممكن است مبتنى بر روابطى باشند كه منطقاً متفاوتند، در این صورت از عبارت راهنما استفاده مى‏شود ؛

مانند: جمجمه

ا.ع : سر

استخوان‏ها

كه در این مثال پیوند مابین «استخوان‏ها» و «جمجمه» مبتنى بر رابطه‏ى جنس و نوع است (جمجمه نوعى استخوان محسوب مى‏شود) و حال آن كه پیوند میان «سر» و «جمجمه» مبتنى بر رابطه‏ى سلسله مراتبى كل و جزء است (جمجمه جزئى از سر است) .

3ـ رابطه همبسته (وابسته)

رابطه همبسته (وابسته) رابطه‏اى است میان دو اصطلاح كه نه اعضاى یك مجموعه مترادف هستند ونه مى‏توان آن را در سلسله مراتبى قراداد كه یكى اخص دیگرى باشد ؛ در عین حال چنان ذهناً با یکد‏یگرهمبستگى دارند كه باید پیوند آن‏ها در اصطلاح‏نامه منعكس شود، چرا كه در نمایه‏سازى و بازیابى دامنه‏ى جست‏وجو را گسترش مى‏دهد و اطلاع از یكى بر وسعت اطلاع از دیگرى مى‏افزاید. رابطه‏ى وابستگى دو سویه است و با علامت اختصارى «ا.و:» «اصطلاح وابسته» نشان داده مى‏شود ؛

مانند:ایجاب سلب علم جهل

ا.و:سلب ا.و: ایجاب ا.و:جهل ا.و:علم

براى برقرارى رابطه‏ى وابستگى ضابطه‏هاى ذیل لحاظ مى‏شود:

الف) پیوند ذهنى ؛ اگر دو اصطلاح از نظر مفهومى چنان به هم پیوند خورده باشند كه اگر یكى به ذهن آید دیگرى تداعى كند ؛ رابطه‏ى وابستگى بین آن دو برقرار مى‏گردد.

مانند:وجود و عدم

ب) پیوند بحثى ؛ اصطلاحاتى كه با هم رابطه‏ى ذهنى نزدیك ندارند ولى جاى گاه بحثى واحدى دارند به نحوى كه معمولاً یكى در ضمن بحث از دیگرى طرح مى‏شود ؛

مانند:ایجاب و قضیه موجبه

اصطلاحاتی که از طریق وابسته به یكدیگر پیوند مى‏یابند بر دو نوع هستند :

1ـ اصطلاحاتى كه به یك رده تعلق دارند. معمولاً اصطلاحاتى كه در یك رده با توجه به لحاظ خاصى تقسیم شده‏اند به یكدیگر وابسته مى‏شوند؛

مانند:الفاظ الفاظ خارجى

(به لحاظ جاى‏گاه وجودى)ا.ع: الفاظ

ا.خ:الفاظ خارجی ا.و: الفاظ ذهنى

الفاظ ذهنى

2ـ اصطلاحاتى كه در رده‏هاى متفاوت قرار دارند.

بعضى از مصادیق پیوند ذهنى میان دو اصطلاح از رده‏هاى متفاوت، به این قرار است:

ـ عمل و محصول آن

مانند:وضو طهارت

ا.و: طهارت ا.و: وضو

ـ زمینه بررسى و پدیده مورد بررسى

مانند:انسان‏شناسی انسان

ا.و: انسان ا.و: انسان‏شناسى

ـ عمل و فاعل آن

مانند:صلات مصلّى

ا.و: مصلّی ا.و:صلات

ـ عمل و مفعول آن

مانند:دعوی مدعى علیه

ا.و: مدعى علیه ا.و:دعوى

ـ شى‏ء و كار برد آن

مانند:آب آشامیدن آب

ا.و: آشامیدن آب ا.و: آب

ـ مفاهیمى كه وابستگى علّى دارند

مانند:ارتدادكفر

ا.و: كفر ا.و: ارتداد

ـ مادّه و شى‏ای كه از آن ساخته شده

مانند:شراب آب انگور

ا.و:آب انگور ا.و: شراب

ـ مفاهیم در رابطه با ویژگى‏هایشان

مانند:مواد مخدّر اعتیاد

ا.و: اعتیاد ا.و:مواد مخدّر

مفاهیم در رابطه با ریشه‏هایشان

مانند:آیات مدنی مدینه

ا.و: مدینه ا.و:آیات مدنى

ـ عمل و ابزار انجام آن

مانند:قتل اسلحه

ا.و: اسلحه ا.و: قتل

ـ عبارات نامستقل و اسم‏هاى مندرج در آن‏ها

مانند:خوردنى‏ها آداب خوردنى‏ها

ا.و: آداب خوردنى‏ها ا.و:خوردنى‏ها

ـ مفاهیم متضاد

مانند:خیر شر

ا.و: شر ا.و: خیر

- و موارد دیگر از قبیل: تداخل استعمالی و كاربردى(مثل قایق و كشتى كه گاهى به جاى یكدیگر استعمال مى‏شوند)، اشتقاق تكوینى (مثل استر و قاطر، كه اوّلى از آمیزش الاغ نر و اسب ماده، و دومى از الاغ ماده و اسب نرحاصل مى‏شود)، اشتقاق ادبى(مثل كفر و كافر)، فاعل و مفعول، علّت و معلول، سبب و مسبب (فعل و نتیجه)، فعل و اثر، فعل و جزا، فاعل و ابزار یا آثار یا نتیجه یا جزا، مصادیق اعراض نسبى (شامل نسبت‏هاى: اضافه، متى، این، انفعال، فعل و جده)و مصادیق اقسام تقابل(تضاد، عدم و ملكه، تضایف، تناقض)، «مضاف و مضاف الیه» با مضاف الیه.

روابط بین مقوله‏اى

براى پرهیزاز ابهام و به منظوربرقرارى روابط معنایى كامل‏تر در اصطلاح‏نامه استفاده از امور ذیل اهمیت زیادى دارد:

1ـ توضیحگر(عبارت توضیحى)

توضیحگر، عبارتی است که درون پرانتز و بعد از اصطلاح می آید و نقش آن ، تمایز معانى مشترکات لفظی است .

مانند :قیاس (اصول)شیر (غذا)

قیاس (منطق )شیر (حیوان)

ـمشترکات لفظی یا كلمات چند معنایى، به كلماتى با املا و حروف یكسان و معانى متفاوت اطلاق مى‏شود.

ـ توضیحگر بخش جدایى‏ناپذیر اصطلاح است و كلمات متشابه همراه توضیحگر مجموعاً یك اصطلاح تلقى مى‏شود.

- توضیحگر حتى الامكان باید گویا باشد، و در صورت عدم امكان، به اجمال آن بسنده، و ابهام آن از طریق یادداشت دامنه برطرف مى‏شود.

2ـ یادداشت دامنه

یادداشت دامنه توضیح مختصرى است در بیان چگونگى كاربرد اصطلاح درنمایه‏سازى، كه گاهى ممكن است تا حدّ یك تعریف كامل باشد.

اطلاعاتی را که مى‏توان از طریق یادداشت دامنه ارائه داد عبارتند از:

الف ـ رفع هر گونه ابهام معنایی اصطلاح؛

ب- توسعه یا تضییق دایره مفهومی اصطلاح ؛

ج- تاریخى كه اصطلاح پذیرفته شده یا دامنه‏ى آن مورد تجدید نظر قرار گرفته است؛

د- مأخذ اصطلاح، به ویژه در باب واژه‏هاى نو؛ یعنى اصطلاحاتى كه به تازگى ابداع شده و نمایشگر مفاهیمى جدید هستند؛

هـ -تاریخچه، وجه تسمیه، وجه ترجیح، معناى اصطلاح نامأنوس، دستور العمل‏هاى فنّى براى كاربران و نمایه سازان ، بیان وجه حصر موارد اخص (مثلاً: با توجه به مبناى مشهور، یا فلان مكتب) و...

3ـ عبارت راهنما(چهریزه)

عبارت راهنما همان لحاظ تقسیم است كه اساس منطقى تقسیمات یك موضوع و جهت و جنبه تقسیم آن را نشان می دهد تا طرح ریزى بخش نظام یافته اصطلاح‏نامه را سهولت بخشد.

مانند:عرض

(به لحاظ ظرف تحقق)

عرض خارجى

عرض ذهنى


 

فصل سوم: روش های سازمان دهى و نمایش اصطلاحات

1ـ نمایش الفبایى

دراین نوع نمایش كلیه‏ اصطلاحات نمایه‏اى خواه مرجح یا نامرجح، به صورت الفبایی و به شیوه ذیل تنظیم می گردند :

اصطلاح

ادله

ى. د: یادداشت دامنه

مراد ادله احکام(مقابل اصول عملیه) می باشد

بج: اصطلاح نامرجح

ادله اجتهادی، ادله محرزه، دلیل محرز و...

ا. ر: اصطلاح رأس

اصول فقه

ا. ع: اصطلاح اعم

اصول فقه

ا.خ: اصطلاح اخص

ادله اربعه، ادله اوّلی، ادله ثانوی و...

ا.و: اصطلاح وابسته

حجیت، طریقیت، قواعد و...

تذکر: با ارجاع اصطلاح نامرجح به اصطلاح مرجح اطلاعات مربوط به آن را از طریق اصطلاح مرجح می یابیم .

ساده‏ترین شیوه براى تدوین اصطلاح‏نامه روش الفبایى است. ولى به لحاظ این كه در یك اصطلاح‏نامه الفبایى نمى‏توان كلیه‏ى اصطلاحات اعم و اخص را كه تشكیل یك سلسله مراتب مى‏دهند در یك جا قرار داد و روابط معنایى و رده‏اى میان مجموعه واژه‏هاى هر بخش را بیان كرد، تبعیت از «روش نظام یافته» براى ایجاد روابط نظام‏دار میان اصطلاحات، اولویت و ترجیح دارد.

2ـ نمایش نظام یافته

در روش نظام یافته، واژه‏ها به عنوان یك مجموعه‏ى ساخت‏دار و منسجم در نظر گرفته مى‏شوند و از طریق روابط قیاسى و منطقى موجود بین واژه‏ها سعى مى‏شود یك تصویر متجانس و زنجیره‏اى از گروه‏هاى مختلف واژه‏ها (و در عین حال از جهت معنایى مرتبط) به دست داده شود به ترتیبى كه هر واژه سر نخى باشد براى جست‏وجوى واژه‏هایى كه در مجموعه از حیث معنایى ارتباط دارند.

- در بخش نظام‏یافته یادداشت دامنه، اصطلاحات معادل (مترادف) و اصطلاحات وابسته (همبسته) ذکر میشود و اصطلاحات اعم و اخص از طریق موضع هر اصطلاح در سلسله مراتب آن و میزان تورفتگى در ردیف‏ها نشان داده مى‏شود.

ـ عبارت راهنما در بخش نظام یافته آورده مى‏شود تا اساس منطقى تقسیمات یك موضوع و جهت تقسیم آن را نشان دهد.

3ـ نمایش ترسیمى

در این نوع از نمایش اصطلاح‏نامه فقط ساختار سلسله مراتب اصطلاحات تنظیم مى‏شود و براى محققان ومراجعه كنندگانى كه فقط ترسیمى از اصطلاحات اعم و اخص را مى‏جویند مفید است . در روش ترسیمى اعم و اخص ها همراه با لحاظ تقسیم ذکر می شوند ، ولی واژه های مترادف (بج ها) و وابسته و یادداشت دامنه ذکر نمی شود .

فصل چهارم : اختصارات (نمادها)

برخى از اطلاعات فرعى را كه همراه اصطلاح مى‏آیند مى‏توان با علایم و اختصارات نشان داد كه معمولا پس از اصطلاحات قرار مى‏گیرند:

یادداشت دامنه

ـ ى. د: (SN) ؛ یادداشتى كه پس از یك اصطلاح مى‏آید و معناى خاص و كاربردى آن را در یك زبان نمایه‏اى نشان مى‏دهد.

روابط هم ارز

ـ بج: (UF)( به كار برید بجاى) : اصطلاح بعد از آن، مترادف یا شبه مترادفى نامرجح است.

ـ بك: (USE)( به كار برید) : اصطلاح بعد از آن، اصطلاحى مرجح است كه از میان مترادف‏ها انتخاب شده است وجوینده، اطلاعات مورد نیاز خویش را باید در زیر بخش آن اصطلاح، به دست آورد.

روابط سلسله مراتبى

ـ ا. ر: (TT) اصطلاح رأس:

اصطلاح بعد از این علامت، نام عام‏ترین رده‏اى است كه اصطلاحات خاص مورد نظر، به آن تعلق دارد (این علامت اختصارى‏گاه در بخش الفبایى اصطلاح‏نامه به كار مى‏رود)

ا.ع: (BT) اصطلاح اعم:

اصطلاح پس از این علامت اختصارى، مفهومى با بار معنایى وسیع‏تر را نشان مى‏دهد.

ـ ا.خ: (NT) اصطلاح اخص:

اصطلاح پس از این علامت اختصارى، مفهومى با بار معنایى محدودتر را نشان مى‏دهد.

رابطه همبسته

ـ ا.و: (RT) اصطلاح وابسته:

اصطلاح پس از این علامت با اصطلاح مدخل همبستگى دارد ولى مترادف، شبه مترادف، اعم یا اخص آن نیست.


 

ضمیمه
-

شیوه نامه ‏اجرایی تدوین اصطلاح‏نامه

مراحل اجرایی تدوین اصطلاح نامه:

1ـ شناسایى منابع

شناسایى منابع و مآخذ از راه‏هاى زیر ممكن است:

ـ رجوع به كتاب‏هایى كه در زمینه كتاب‏شناسى موضوعى اصطلاح‏نامه نوشته شده؛

ـ رجوع به كتاب‏خانه‏هاى تخصصى و عمومى؛

ـ رجوع به بانك‏هاى اطلاعاتى و سیستم‏هاى اطلاع ‏رسانى؛

ـ راهنمایى اساتید فن به خصوص اساتید مشاور.

یادآورى: منبع یا سند به چیزی گفته مى‏شود كه حاوى اطلاعات مفید و معتبر در خصوص یك علم باشد.

منابع و مآخذ اصطلاح‏نامه عبارت است از:

ـ اصطلاح‏نامه‏هاى موجود در آن رشته‏ى علمى یا رشته‏هاى وابسته؛

ـ واژه‏نامه‏هاى تخصصى؛

ـ دانش‏نامه‏ها و موسوعه‏ها؛

ـ كتاب‏هایى كه شامل چند رشته‏ علمى و یا بخش‏هایى از آن مى‏گردد؛

مانند:« شفا »ی بوعلى« الرسائل » امام خمینى؛

ـ كتاب‏هایى كه دوره‏ى كامل علم را در بر مى‏گیرند؛

مانند:« جواهر الكلام »

ـ كتاب‏هایى كه تنها در برگیرنده‏ بخش خاصى از یك علم هستند؛

مانند:« الاسس المنطقیه للاستقراء » محمدباقر صدر

ـ پایان نامه‏ها و رساله‏هاى تخصصى؛

ـ مقالات و مجلات تخصصى؛

ـ فیلم، سى‏دى، نوار صوت، سخنرانى، جلسه درس و مصاحبه.

2ـ طبقه بندى منابع

در طبقه‏بندى منابع، گزینه‏هاى ذیل مورد نظر قرار مى‏گیرد:

ـ از حیث اعتبار منابع (دست اول یا دست دوم)؛

ـ ادوار مختلف علم (قدما، متأخرین، معاصر)؛

ـ شیعى یا سنى؛

ـ درسى یا غیر درسى؛

ـ مقارن یا غیر مقارن؛

ـ متن، شرح، تعلیقه یا حواشى.

یادآورى: انتخاب منابع و طبقه‏بندى آن‏ها باید با نظارت استاد مشاور باشد و نسخه‏اى از آن به شوراى علمى ارائه گردد.

3ـ كد گذارى منابع

كد گذارى و نصب بر چسب به منظور سرعت كار و بالا بردن ضریب امنیت انجام مى‏پذیرد.

كد گذارى با عدد یا حروف و یا تلفیقى از آن دو مى‏تواند صورت گیرد. به عنوان نمونه كد گذارى با عدد به شكل زیر است:

ـ كد گروه: ابتدا از سمت چپ كدى كه به گروه اختصاص دارد نوشته مى‏شود؛

ـ كد كتاب: بعد از كد گروه با فاصله ممیّز كد كتاب آورده مى‏شود؛

ـ شماره‏ى جلد كتاب: در صورت چند جلدى بودن بعد از كد كتاب با فاصله ممیّز شماره‏ى جلد كتاب قرار مى‏گیرد.

مانند:

40/105 /8

شماره‏ى جلد كد كتاب كد گروه

4ـ تهیه‏ى شناسنامه‏ى منابع

شناسنامه‏ى اسناد شامل نام اثر، نوع اثر، زبان اثر، موضوع اثر، نام صاحب اثر، ملیت صاحب اثر، مترجم، محقق،ناشر، نوبت و سال چاپ و تعداد مجلدات،طبق فرم شناسنامه‏ى كتاب است.

نام گروه:شناسنامه‏ى اسنادشماره فیش:

کد سند

 

كد برنامه

 

نام سند

 

مؤلف

 

تاریخ تولد

 

تاریخ وفات

 

دین

 

مذهب

 

ملیت

 

نوع سند

 

موضوع‏ سند

 

زبان سند

 

تعداد جلد

 

تعداد جزء

 

ت.صفحه

 

مترجم

 

محقق

 

شارح

 

مقرر

 

ناشر

 

تاریخ نشر

 

محل نشر

 

نوبت چاپ

 

تنظیم كننده:تاریخ تنظیم:

نمونه تكمیل شده

نام گروه: فقه شناسنامه‏ى اسنادشماره فیش: 1

كد سند

118

كد برنامه

7

نام سند

المكاسب المحرمه

مؤلف

امام خمینى

تاریخ تولد

1218

تاریخ وفات

1368

دین

اسلام

مذهب

تشیع

ملیت

ایرانى

نوع سند

كتاب

موضوع ‏سند

فقه

زبان سند

عربى

تعداد جلد

2

تعداد جزء

-

ت.صفحه

494

مترجم

 

محقق

 

شارح

 

مقرر

گروهى

ناشر

مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى (ره)

تاریخ نشر

1373

محل نشر

قم ـ اعتماد

نوبت چاپ

اول

تنظیم كننده:سیدمالك طباطبایىتاریخ تنظیم:20/3/82

5ـ تهیه‏ى طرح ابتدایى و تعیین رده‏هاى اصلى

ـ « گروه پروژه» طرح‏هاى جامع و نمودارهاى كاملى را در رده های اصلی به ترتیب اولویت پیش‏نهاد مى‏دهد؛

ـ طرح‏هاى پیش‏نهادى گروه به استاد مشاور جهت اظهار نظر کتبی ارائه میشود ؛

ـ شوراى علمى پس از بررسى طرح ها و نظرات استاد مشاور در مورد رده‏هاى اصلى اعلام نظر مى‏كند؛

ـ طرح‏ها و نمودارها گام به گام در حین عمل تهذیب و تکمیل می گردد و در پایان شكل واقعى خود را در چار چوب محتواى حوزه‏ى علمى اصطلاح‏نامه پیدا خواهد كرد و هر اصطلاحى روابط سلسله مراتبى خود را به دست خواهد آورد.

6- روش تدوین اصطلاح‏نامه

در تصویب اصطلاح و تدوین اصطلاح‏نامه دو روش كاربردى وجود دارد:

الف ـ روش قیاسى: در اجراى این روش، اصطلاحات طى مرحله مقدماتى نمایه‏سازى، از مدارك استخراج مى‏گردد؛ ولى وقتى تا به تعداد كافى اصطلاح گردآورى نشده هیچ‏گونه كوششى براى كنترل واژگان به عمل نمى‏آید و روابط ما بین اصطلاحات تعیین نمى‏شود. پس از این مرحله كلیه اصطلاحات توسط گروهى ازمتخصصان، كه ترجیحاً تركیبى از نمایه سازان و متخصصان موضوعى هستند بررسى مى‏گردد. این افراد نخست به تعیین اصطلاحاتى مى‏پردازند ـ كه نمایشگر عام‏ترین مقولات هستندـ و سپس بقیه‏ى اصطلاحات را بر اساس روابط منطقى آن‏ها، در این مقولات جاى مى‏دهند. بدین ترتیب، ساخت مقوله‏ها از عام به خاص پیش مى‏رود. كنترل واژگان در مرحله‏اى صورت مى‏گیرد كه مقوله‏ها تعیین شده باشند.

ب ـ روش استقرائى: در روش استقرائى، اصطلاحات جدید بعد از گزینش از مدارك و كنترل براى ورود به اصطلاح‏نامه پذیرفته مى‏شوند. كنترل واژگان از آغاز صورت مى‏گیرد و هر اصطلاح بمحض ورود، عضوى از یك یا چند مقوله عام‏ترى تلقى مى‏گردد كه در مرحله مقدماتى به طور موقت ایجاد شده است. بنابراین، اصطلاح‏نامه از خاص به عام پیش مى‏رود.

یاد آوری : در اصطلاح‏نامه علوم اسلامى از روش قیاسى بیش‏تر استفاده مى‏شود هر چند در مواردى ممكن است از هر دو روش استفاده شود؛ مثلاً در مرحله مقدماتى و تصویب ابتدایى از روش استقرائى استفاده كرد و در مرحله نهایى روش قیاسى را به كار برد.

7ـ شیوه‏ى گردآورى‏اصطلاح

الف: مراحل اخذ اصطلاح

اخد اصطلاح از متن حداقل داراى سه مرحله است:

1- آشنایی با مدرک

اولین قدم در تهیه‏ى فهرستى مناسب از اصطلاحات یك مدرك، آشنایى با سند است اصطلاح‏نامه نویس باید از محتوا و ساختار مدرك اطلاع داشته باشد.و براى تشخیص اطلاعات مدرك موارد زیر را بررسى كند:

عنوان، چكیده، مقدمه، پیشگفتار، فهرست مندرجات، شرح روش كار، بحث، نتایج، منابع و مأخذ و...

بررسى كلمات كلیدى از اول پاراگراف‏ها و عناوین فصول و قسمت‏هاى نتیجه‏گیرى، كلمات ته كلامى مانند بنابراین، بدین سبب و... .

2- تحلیل مفاهیم مدرک

تمام مفاهیمى را كه ارزش اطلاع‏رسانى دارند و موضوع مدرك را به خوبى بیان مى‏كنند به عنوان اصطلاح انتخاب كند. تعداد اصطلاحات هر مدرك به اطلاعات اساسى آن مدرك بستگى دارد.

به عنوان یك ضابطه، مفاهیم باید هر قدر كه امكان دارد به طور اخص تعیین شوند مثلاً اگر مدركى در مورد«قضاوت مقلّد» است باید همین اصطلاح به مدرك داده شود و از اختصاص اصطلاح اعم «قضاوت» به آن خوددارى شود.

با این وصف از گزینش اصطلاحاتى كه بار اضافى بر نظام بازیابى وارد مى‏كنند و ارزش اطلاع‏رسانى ندارند پرهیز شود؛ به عبارت دیگر، در صورتى از متن، یك اصطلاح اخذ مى‏شود كه متن مذكور راجع به آن اصطلاح پیام معتنابهى داشته باشد، و اصطلاح مذكور، صلاحیت موضوع واقع شدن در یك قضیه منطقى را داشته باشد. مثلاً از قضیه «یبطل الصوم بالجماع» مى‏توان دو اصطلاح: « مبطلات صوم » و« جماع » را اخذ كرد.

3- گزینش واژه ها و تبدیل آن به زبان مقید اصطلاح نامه ای

وقتى تحلیل مفاهیم تمام شد، اصطلاح‏نامه نگار شروع به گزینش واژه‏هایى مى‏كند كه باید در اصطلاح‏نامه بیایند. واژه‏ها به زبان مقید از میان واژه‏هاى معینى انتخاب مى‏شوند و بعد از كنترل مترادف‏ها اصطلاحات مرجح پذیرفته مى‏شوند. به این كار تبدیل مفاهیم اصلى به اصطلاح گفته مى‏شود.

ب - حالت‏هاى مختلف یك اصطلاح در اسناد و مدارك

سند و مدركى كه اصطلاح از آن گرفته مى‏شود چند گونه است:

1ـ اصطلاح در مدرك به صورت ساده و بسیط وجود دارد، كه به همان شكل و بدون تغییر از متن اخذ و وارد اصطلاح نامه مى‏شود.

مانند:وجود.

2ـ اصطلاح به شكل تركیب استاندارد اصطلاح نامه‏اى در مدرك آمده كه این هم بدون هیچ تغییرى دراصطلاح‏نامه آورده مى‏شود.

مانند:قضیه حملیه

3ـ اصطلاح به زبان طبیعى و كنترل نشده درمتن مدرك آمده كه اصطلاح نویس آن را بعد از كنترل به صورت اصطلاح استاندارد و قابل قبول اهل فن، در اصطلاح نامه قرار مى‏دهد.

مثلاً از متن «توجد للشهرة عوامل و اسباب» اسباب شهرت گرفته مى‏شود.

4ـ هیچ گونه اثر لفظى از اصطلاح در اسناد و مدارك وجود ندارد (یا تاكنون یافت نشده) و بخاطر هدف‏هاى نمایه سازى و اصطلاح نامه نگارى توسط اصطلاح نامه نویس اقدام به جعل آن مى‏شود و با نشانه گذارى دراصطلاح نامه قرار مى‏گیرد، كه به آن اصطلاح جعلى (انتزاعى) گفته مى‏شود.

موارد جعل اصطلاح عبارت است از:

الف: ایجاد مقوله‏هاى اصلى؛

ب: در مواردى كه مفهومى در یك یا چند صفحه و یا پاراگراف بیان شده ولى قالبى كه بتواند اصطلاح بیان كننده آن مفهوم باشد وجود ندارد اما به هر حال باید مطلب در شكل اصطلاحى قرار گیرد.

در این صورت ضمن این كه باید با احتیاط عمل شود، تدوین كنندگان اصطلاح نامه مى‏توانند قالبى را براى بیان آن مفهوم جعل کرده و با علامت ستارهجلو این گونه اصطلاحات آن‏ها را در اصطلاح‏نامه بیاورند و در مقدمه‏ى اصطلاح‏نامه به این موضوع اشاره شودكه اصطلاحاتى كه جلو آن‏ها ستاره قرار گرفته جعلى است.

ج: در متنى كه به مطلبى پرداخته شده و تصوراً داراى شقوقى هست، ولى در این عبارت همه‏ى شقوق ذكرنشده است مانند «عبادت» كه دوشق «عبادات خدا» و «عبادت غیر خدا» قابل تصور است، ولى د راین جا از دو شق بحث نشده است اما به شق دوم براى شكل دهى به طبقه بندى نیاز است، در صورتى مى‏شود این شق غیر مذكوررا آورد كه:

1ـ به نوعى هر چند ضمنى از آن بحث شده باشد؛

2ـ تدوین كنندگان مطمئن باشند كه این اصطلاح در آینده به دست مى‏آید كه در این صورت اصطلاح با همان علامتمشخص شده تا در نهایت آدرس دقیق و مأخذ كاربرد آن ثبت شود.

ـ اصطلاحاتى كه در این صورت (ج) با ستاره مشخص شده است باید در پایان اصطلاح نامه بازنگرى شوند ، تا اگر مأخذ و منبع آن به دست نیامد از اصطلاح نامه حذف شوند.

ج ـ مراحل اجرایى اخذ و تصویب اصطلاح

فرایند اخذ تا تصویب اصطلاح را می توان در هفت مرحله ترسیم کرد. در این مراحل ، پیشنهاد دهنده اصطلاح، کنترل کننده ابتدایی، کنترل کننده نهایی، استاد ارزیاب و شورای علمی به شرح ذیل نقش ایفا می کنند :

مرحله اول : پیشنهاد دهنده اصطلاح، متنرا به دقت مطالعه كرده، و پس از اخذ اصطلاح (مطابق معیار پیش گفته) و پیشنهاد رابطه (اعم از روابط اصلى و بین مقوله‏اى) متن مرتبط با اصطلاح را تقطیع كرده و در بخش تقطیع متن، به همراه آدرس درج مى‏نماید. هیچ اصطلاحى نباید بدون سند و تقطیع متن بماند.

مرحله دوم : كنترل كننده ابتدایى، موارد ذیل را به عنوان محورهاى كنترل، مورد بررسى قرار مى‏دهد:

الف ـ سندهاى اصطلاح (اصل وجود سند، معیار اخذ اصطلاح از سند)؛

ب ـ شكل اصطلاح و روابط پیشنهادى؛

ج ـ یاد داشت دامنه، توضیحگر، عبارت راهنما(نیاز یا عدم نیاز به این موارد، و صحت یا عدم صحت موارد پیشنهادى)؛

د ـ هماهنگى اصطلاحات به لحاظ فارسى ـ عربى، و مفرد ـ جمع، و مرجح و نامرجح؛

هـ - رجوع به متن (مأخذ اصطلاح) جهت اطمینان از اخذ همه اصطلاحات موجود در متن.

تذكر: در محور اول و پنجم، ده درصد اسناد و متون بررسى مى‏شود كه در این مقدار، اگر بیست درصد اشكال داشت، مجموع كار عودت داده میشود. و در سایر محورها، همه اصطلاحات پیشنهادى مورد بررسى قرارمى‏گیرد.

مرحله سوم : كنترل كننده ابتدایى، نقایص و كاستى‏ها را با پیشنهاد دهنده اصطلاح مطرح كرده، و مواردى را كه به توافق نمى‏رسند به كنترل كننده دوم (نهایى) ارجاع مى‏دهد.

مرحله چهارم : كنترل كننده دوم (نهایى) در موارد اختلافى، جانب هر طرف را گرفت، به عنوان نظر نهایى تصویب مى‏گردد، و اگرنظر ثالثى داشت در جلسه سه نفره (مركب از كنترل كننده دوم و دو نفر دیگر به انتخاب مسئول گروه پروژه) تعیین تكلیف خواهد شد.

مرحله پنجم : كنترل كننده دوم(نهایى) علاوه بر این، ده درصد از مجموع كار در همه محورهاى پنج گانه را كنترل مى‏كند، و اگر بیست درصد از این مقدار، در محور «الف» و «هاء» مرحله دوم داراى اشكال بود، كلّ كار را با هماهنگى مسئول گروه پروژه، جهت كنترل مجدد این دو محور بر اساس ضوابط پیش گفته، به كنترل كننده ابتدایى عودت مى‏دهد. و نسبت به اشكالات در سه محور دیگر، در جلسه‏اى مركب از كنترل كننده دوم و دو نفر دیگر به انتخاب مسئولگروه پروژه تعیین تكلیف خواهد شد.

مرحله ششم : استاد ارزیاب ده درصد از اصطلاحات را در محورهاى كنترل ارزیابى كرده، و نظر خودرا اعلام مى‏كند.

مرحله هفتم : نظرات استاد ارزیاب در شوراى علمى گروه اصطلاح نامه مطرح، و تصمیم‏گیرى مى‏شود.

8ـ دستورالعمل‏هاى واژه گزینى و تصویب اصطلاح

ـ همیشه در انتخاب واژه، خودتان را جاى استفاده كننده قرار دهید قبول هر واژه در اصطلاح‏نامه باید مستند به نیازهاى بالفعل و بالقوه باشد؛

ـ در ساختن اصطلاحات مرتبط آزادانه عمل كنید و ارتباط معنایى هر یك از آن‏ها را با دیگر شاخه‏ها نشان دهید، نگذارید واژه‏ها به هر جهت روى آورند بدون آن كه تكیه‏گاه معنایى درستى داشته باشند؛ هر چه رابطه‏ وابسته در اصطلاح‏نامه‏ى علمى كم‏تر به كار رفته باشد نشانگر قوت و استحكام بین مفاهیم آن علم است؛

ـ در آوردن اصطلاح نامرجح گشاده دست باشید، و دربه كارگیرى آن‏ها سخت‏گیر و خورده بین نباشید.

9ـ روش آدرس‏نویسى

ـ هر سند و مدركى كه در تدوین اصطلاح‏نامه استفاده مى‏شود لازم است از ابتدا تا انتهاى كار از نظر نوع چاپ، ناشر، و شماره‏ى صفحات یكسان باشد؛

ـ نحوه‏ى آدرس‏نویسى:

ـ اگر مطلب در یك صفحه از مدرك باشد به گونه‏ى زیر عمل شود؛

97/4/105/8

شماره‏ىصفحه شماره‏ىجلد كدكتاب كد گروه

و اگر مطلب در بیش از سه صفحه پى در پى آمده باشد در قسمت شماره‏ى صفحه داخل پرانتز صفحه شروع و صفحه پایانى با فاصله خط تیره‏آورده شود.

(14 ـ 8)/4/105/8

و اگر مطلب در چند صفحه‏ى غیر مسلسل و به صورت پراكنده آمده باشد به شكل زیر عمل شود:

20 و 16/4/105/8

كتاب‏های دو جلدى در یك مجلد به صورت 2ـ1 و... با شماره ى صفحه‏هاى مسلسل به شكل زیر آورده شود.

120/2و 1/101/5

و چنانچه شماره صفحه‏هاى آن غیر مسلسل باشد بدین صورت آورده شود:

150 /2/121/4

كتاب‏هاى چند جلدى كه روى جلد آن‏ها به صورت تك شماره آمده ولى داخل آن چند قسمت است و هرقسمت شماره‏ى صفحات جداگانه داشته باشد به صورت زیر آدرس داده شود:

35 /2 ـ 1/109/8

20/2 ـ 2/109/8

 

شماره‏ى قسمت - شماره‏ى جلد

كتابهاى تك جلدى داراى چند قسمت با شماره صفحه‏هاى جداگانه به شكل زیر آورده شود:

25/2 ـ /172/3

 

شماره‏ى قسمت

ـ كتاب‏هایى كه جلد اول آن‏ها چاپ شده و جلدهاى دیگر هنوز منتشر نشده است همانند كتاب‏هاى چند جلدى عمل شود.


1- مانند : « انسان شناسى » كه مركب از انسان و شناخت است و هر دو به عنوان اصطلاح كاربرد دارند بر خلاف « شك بدوى » كه جزء دوم آن قابلیت اصطلاح بودن را مستقلاً ندارد .

2- مانند: اصل مثبت و برهان صدیقین

3- مثلاً در اطعمه و اشربه فقه انواع حیوانات را به عنوان این كه كدام قابل خوردن است و كدام یك حرام، بحث از حیوانات در این جا « زمینه‏ى موضوعى جنبى است » به خلاف انواع حیوانات در علم « زیست‏شناسى » كه زمینه موضوع اصلى است .

© كليه حقوق معنوي اين سايت مطابق قوانين نرم افزاري متعلق به پژوهشکده مدیریت اطلاعات و مدارك اسلامي مي باشد.