فهرست عناوين
هزار و يك مسئله فقهي (مجموعه استفتائات)

نوري همداني حسين


1
فهرست عناوين
احكام تقليد 1
احكام طهارت و نجاست 5
وضوء 9
غسل 12
احكام ميّت 15
تيمّم 17
احكام نماز 19
احكام نماز مسافر 30
احكام روزه 43
احكام زكاة 49
احكام خمس‏ 53
احكام حجّ 70
احكام اجاره‏ 126
احكام ضمان‏ 130
احكام هبه‏ 137
احكام نكاح و طلاق‏ 139
احكام محرميت 158
احكام وقف‏ 161
احكام نذر 173
احكام وصيّت‏ 177
احكام ارث‏ 182
احكام شكار و ذبح حيوانات‏ 188
احكام خوردنيها و آشاميدنيها 196
احكام حدود و تعزيرات، قصاص و ديات‏ 198
احكام پزشكى‏ 212
سقط جنين 230
پيوند اعضاء 231
مسائل متفرقه 239

احكام تقليد

س‏1 : در اصل مسأله تقليد آيا انسان بايد تقليد كند يا اجتهاد؟

ج : موضوع تقليد تقليدى نيست و يك امر عقلائى است كه انسان در هر رشته به متخصّص

آن رشته مراجعه مى‏كند.

س‏2 : اگر فردى نيّتش اين باشد كه من از فلانى تقليد مى‏كنم و توجّه به اين موضوع

ندارد كه:«تقليد انجام عملِ مستند به فتواى مجتهد است»:

1- آيا به نيّتِ تقليد تقليد محقّق شده يا خير؟

2- آيا مى‏تواند در اينصورت از مجتهد ديگرى تقليد كند ؟

ج‏1 :تنها به نيّت ،تقليد محقّق نمى شود.

ج‏2: مى‏تواند.

س‏3 : آيا تقليد از اعلم بر مكلّف واجب است ؟

ج : واجب است .

س‏4 : در صورتى كه چند مجتهد جامع الشّرائط مساوى باشند يا اعلميّت بعضى بر بعض

ديگر محرز و ثابت نشده آيا مجاز است كه شخص تبعيض در تقليد قائل شده و در مسائل

مختلف فقهى از مجتهدين جامع الشّرائط مختلف تقليد نمايد؟ در اين صورت اگر اين عمل

موجب انتخاب ساده‏ترين فتوا در ميان فتاواى اين مجتهدين در مسائل مختلف گردد آيا

شرعاً چنين عملى كه ظاهراً در نقطه مقابل عمل به احتياط مى‏باشد صحيح و جايز است يا

خير؟

ج :در فرض مذكور تبعيض در تقليد جائز است وقبل از عمل مى‏تواند در بعضى از مسائل

به فتواى اين فقيه و در بعض ديگر به فتواى آن فقيه عمل نمايد، البته اين موضوع

همانطور كه گفته شد مربوط به قبل از عمل است ولى بعد از عمل نمى‏تواند در هر

مسأله‏اى كه فتوا وجود داشته از مجتهد به مجتهد ديگر عدول نمايد مگر آنكه دوّمى

اعلم باشد.

س‏5 : آيادر بقاء بر تقليد ميّت، رجوع به حىِّ اعلم لازم است ؟

ج : بلى در مسأله بقاء بر تقليد ميّت بايد از حىِّ اعلم تقليد كرد.


2

س‏6 : باقى ماندن بر تقليد ميّت در چه صورت جائز و در چه صورت جائز نيست ؟

ج : كسى كه در بعضى از مسائل به فتواى مجتهدى عمل كرده بعد از وفات او مى‏تواند در

همه مسائل بر تقليد او باقى بماند مگر در صورتى كه مجتهد زنده اعلم از متوفّى باشد

در اين صورت رجوع به آن مجتهد زنده واجب است.

س‏7 : كسى كه در گذشته از امام (ره)تقليد مى‏كرد بعد مقلّد آيه الله اراكى شد و در

قسمتى از مسائل باقى بر تقليد امام بود حالا كه مقلّد حضرتعالى شده مى‏تواند در

برخى از مسائل از امام تقليد كند و برخى از آيه الله اراكى و بعضى از حضرتعالى ؟

ج : در آن مسائلى كه از امام رضوان الله عليه به آيه الله اراكى عدول نكرده است

مى‏تواند در تقليد از امام باقى باشد.

س‏8 : در صورتى كه مجتهدى كه از دنيا رفته از مجتهد زنده اعلم باشد و يا احتمال

اعلميّت او نسبت به مجتهد زنده وجود داشته باشد،آيا مقلّدين او ميتوانند تمام يا

برخى احكام را از مجتهد زنده تقليد نمايند؟

ج : بلى مى‏توانند.

س9 : روشن است كه همه مراجع تقليد فعلى بقاء بر تقليد ميّت را جائز مى‏دانند،آيا

مى‏شود انسان بدون رجوع به مرجع تقليد حىِّ معيّنى، بر تقليد از ميّت باقى بماند؟

ج : لازم است در مسأله بقاء، از حىّ تقليد كرد ولى تعيين لازم نيست .

س‏10 : آيا بر مجتهد متجزّى تقليد حرام است، بر زن مجتهد چطور؟

ج : در هر دو مورد در آن قسمتى كه اجتهاد كرده است، حرام است .

س11 : آيا شرعاً مى شود به احتياط واجب كه در بعضى مسائل آمده عمل نكرد ؟

ج : بايد به احتياط واجب عمل شود مگر اينكه در اين مورد از ديگرى تقليد شود.

س12 : اگر فقهاء در علم مساوى باشند آيا براى مكلّف جائز است از يكى از آنها تقليد

كند ودر احتياطات واجب به ديگرى رجوع كند ؟


3

ج : جائز است.

س13 : وظيفه نوجوانانى كه آغاز تكليف آنها است در مسأله تقليد چيست ؟

ج : بايد با انجام تحقيق از مجتهد جامع الشّرائط زنده تقليد كنند.

س14 : آيادر يك خانواده اشخاصى كه به سنّ تكليف مى‏رسند هر كدام جداگانه براى خود

بايد مرجع تقليد انتخاب كنند يا اينكه تنها ولى خانواده كافى است؟، آيا زن هم بايد

تنها خودش مرجع تقليد انتخاب كند يا اينكه شوهر يك مرجعى را كه انتخاب كرده زن هم

مى‏تواند به همان رساله عمل كند؟و اگر فردى از خانواده تاكنون به رساله مرجعى كه از

دنيا رفته عمل كرده و مرجع ديگرى انتخاب نكرده است تكليفش چيست؟ آيا مى‏تواند باقى

بر تقليد از ميّت بماند يا مرجع ديگرى انتخاب كند؟

ج : در انتخاب مرجع تقليدافراد خانواده مختارند ميتوانند همه يك مرجع تقليد داشته

باشند واگر تشخيص‏هايشان متفاوت باشد مرجع تقليد متفاوت داشته باشند. بلى كسى كه

تازه بحدِّ بلوغ ميرسد نمى‏تواند از مجتهد ميّت تقليد كند ولى كسانى كه در زمان

حيات يك مجتهد كه فعلاًاز دنيا رفته است از او تقليد كرده‏اند مى‏توانند با اجازه

يك مجتهد زنده بر تقليد او باقى بمانند.

س15 : اگر كسى مثلاً مقلّد امام بوده و هست اگر بخواهد به مرجع زنده رجوع كند در

صورتى كه بداند ايشان اعلم بوده‏است مى‏تواند رجوع كند يا خير ؟

ج : اگر بداند كه ايشان اعلى اللّه مقامه اعلم بوده‏اند باز هم مى‏تواند به مرجع

زنده‏مراجعه كند.

س16 : آيا رجوع از حضرت امام رضوان اللّه عليه به حضرت عالى صحيح است يا خير؟ و

چنانچه صحيح نباشد نمازهائى كه خوانده‏ام و روزه‏هائى كه گرفته‏ام چه حكمى دارد؟

ج : صحيح است ولى نمى‏توانيد دوباره به نظر حضرت امام قدّس سرّه رجوع كنيد و نماز

و روزه‏اى كه مطابق فتواى ايشان بجا آورده‏ايد صحيح است .

س17 : آيا عمل به احتياط رجحان دارد ياتقليد نمودن ؟


4

ج : اگر موجب عسر و حرج نباشد عمل به احتياط راجح است .

س18 : براى شخص محتاط آياحدود دائره احتياط در احكام بين فقهاست و آيا واجب است

فتاوى فقهاى گذشته را داخل كرد يا خير؟

ج : بلى لازم است .

س19: آيا سفارشها و دستورهاى اخلاقى دين مبين اسلام در قلمرو تقليد قرار مى‏گيرد

يا اينكه چون برخى از آنها تكليف الزامى ندارد از حوزه قلمرو تقليد خارج است؟

ج: دستورهاى اخلاقى در قلمرو تقليد قرار ندارد مگر اينكه با يكى از احكام خمسه

تكليفى يعنى وجوب يا استحباب يا حرمت يا كراهت يا مباح ارتباط پيدا كند.


5

احكام طهارت و نجاست

س20 : آيا آب دوشى كه معلوم نيست متّصل به كرّ بوده يا خير ،چيز نجس را تطهير

مى‏نمايد يا خير؟ وضوء و غسل با آن چگونه است؟

ج : آب مطلقاً چيز نجس قابل طهارت را پاك مى‏كند ووضو وغسل با آن صحيح است. تفاوت

كرّ و جارى با آب قليل در موارد ديگر - غيرآنچه كه در فوق ذكر شد - مى‏باشد مثلاً

قليل به ملاقات نجس يا متجّنس، نجس مى‏شود ولى كر يا جارى، تا رنگ يا بوى و يا طعم

آن تغيير نكند پاك است و نيز در آب قليل، تطهير گاهى احتياج به تعدّددارد ولى در

كرّ و جارى تعدّد لازم نيست و همچنين .

س21 :بعدازنيم‏پخت شدن برنج (حين آبكش كردن) فضله موش در داخل برنج پيدا شد آيا با

آب كشيدن پاك مى‏شود؟

ج : پاك مى‏شود.

س22 : گوشتى كه از دهان سگ گرفته مى‏شود با آب كشيدن پاك مى‏شود يا خير، در صورتى

كه از دندان سگ باقى بماند چه حكمى دارد و اگر اثرش باقى نماند چه حكمى دارد؟

ج : باآب كشيدن پاك ميشود چه اينكه اثر دندان باقى بماند يا باقى نماند.

س23 : اگر ظاهر گندم و برنج و صابون و مانند اينها نجس شود با فرو بردن در آب كر و

جارى پاك مى‏گردد، و اگر باطن آن نجس شود چطور؟

ج : اگر به اندازاه‏ى در آب بماندكه آب كر يا جارى به باطن آن نيز نفوذ كند باطن

نيز پاك مى‏شود.

س24 : اگر چيز نجس را كه بايد دوبار بشويد يك بار بشويد ولى مقدار آبى كه يك بار

مى‏شويد بيشتر از مقدار آبى است كه دوبار ميشويد،آيا ان چيز پاك مى‏شود؟

ج : زيادى آب ميزان نيست و در موارد لزوم تعدّد بايد مراعات شود.

س25 : قسمتى از منزل كه نجس مى‏شود و امكان اين كه آب جارى يا آب قليل به سوى آن


6

ريخته و از محلى خارج شود نمى‏باشد براى پاك شدن آن جاها به چه ترتيب بايد عمل شود؟

ج : اگر به وسيله آب كر تمام محل نجس شسته شود و غُساله از محل نجس حركت كرده و

رَدّ شود پاك مى‏شود و يكى از راههايى كه ممكن است اين است كه نقطه‏اى را بِكَنَندو

حفره‏اى ايجاد كنندكه غُساله به آنجا سرازير شود و بعداًروى آن را بپوشانند.

س26 : اگر دهان خونى شود، و در دهان، دندان مصنوعى طورى باشد كه به دندان‏هاى

طبيعى چسبيده باشد و به هيچ طريق نشود آن را براى تطهير از دهان بيرون آورد، نحوه

تطهيرش چگونه است؟

ج : بنابر احتياط واجب حكم دندان طبيعى را ندارد كه به زوال نجاست پاك شود و بايد

آب را در دهان بگيرد و تطهيرش كند.

س27: آيا تابيدن آفتاب از پشت شيشه بر جسم نجس پاك كننده است؟

ج: اگر از شيشه، مستقيم بر جسم نجس بتابد پاك كننده است.

س28 : فاصله چاه آب آشاميدنى و چاه آب توالت چند متر بايد باشد و آيا زمين نسفت با

زمين نرم فرق دارد و يا اگر زمينى كه همه‏اش سنگ است و چند متر از چاهى كه همه‏اش

نرم است پائين‏تر كنده شود به نحوى كه رطوبت چاه توالت به چاه آب آشاميدنى سرايت

نمايد و مزه آب چاه تغيير كند نجس مى‏شود يا خير؟

ج : نقاط زمين از جهت سِفت بودن و سفت نبودن و نيز از جهت پستى و بلندى متفاوت است

و بايد طورى باشد كه سرايت نكند. آب چاه تا رنگ و يا بو و يا مزه‏اش به واسطه نجاست

تغيير نكند نجس نمى‏شودولى مسئله تنها نجس شدن نيست و آب آشاميدنى بايد پاكيزه

باشد.

س‏29 : اگر حيوان حرام گوشتى مانندگربه و غيره به چاه ببفتد و متلاشى شود آيا

كشيدن آب چاه لازم است، واگر لازم است لطفاًمقدار آن را مشخص كنيد، و اگر موى حيوان

در چاه بماند وظيفه چيست؟


7

ج : اگر مزه آب و يا رنگ و يا بوى آن تغيير نكرده است كشيدن آب از جاه لازم نيست و

در صورتى كه تغيير در صفاتى كه ذكر شد به وجود آمده باشد بايد آنقدر آب از چاه

بكشيد تا تغيير زائل شود و آب چاه صفا و رنگ طبيعى خود را باز يابد.

س30 : ايا دست انسان به كافر و يا سگ و خوك خشك بخورد، بازهم نجس مى‏شود يا بايد

مرطوب باشد تا دست نجس شود؟

ج اگر مرطوب باشد نجس مى‏شود.

س‏31 : آيا ملاقى سوم، از متنجس دوم نجس مى‏گردد يا خير پاك مى‏باشد؟

ج : نجس مى‏شود هر قدر واسطه زياد هم باشد.

س32 : اگر دست و صورت و لباس شخصى نجس باشد و يا بچه‏اى كه همراه او مى‏باشد نجس

باشد آيا به صاحب خانه بگويد و آيا مسئول نيست؟

ج : مسئول نيست و لازم نيست به او بگويد در صورتى كه با او معاشرت نداشته باشد.

س33 : آيا متنجس منجِّس است يا خير؟ و آيا فرقى بين جامد ومايع نيست؟

ج : متنجّس اگر با رطوبت مسريِّه با چيز ديگر ملاقات كند منجس است.

س34 : خواهشمندم در مورد يقين توضيح دهيد،آيا يقين فقط ديدن است؟ و كسى كه نابينا

است چطور مى‏تواند در مورد نجس وپاكى چيزى يقين كند؟

ج : به غير ديدن هم ممكن است يقين حاصل شود و تا يقين نكرده اجتناب لازم نيست و در

اين موارد اطمينان مثل يقين است.

س‏35 : آيا حيوانى كه وطى مى‏شود، يعنى انسان با آن آميزش كند نسل آن حيوان هم نجس

مى‏شود يا خير؟

ج : نسل آن حيوان هم حرام است ولى نجس نمى‏شود و مدفوع آن حيوان نجس است.

س 36: خون لخته شده در داخل جگر و رگ گوسفند و مرغ و غيره در صورتى كه بتوان آنرا

جدا كرد آيا نجس مى‏باشد يا خير؟


8

ج: در صورتى كه موقع زبح خون به اندازه متعارف خارج شده است پاك است ولى اگر لخته

خون است نبايد آنرا خورد.

س37 : اگر قرآن نجس شود مى‏توان آن را شست؟

ج : بايد شست.

س38 : نظر حضرتعالى درباره طهارت يا عدم طهارت اهل كتاب چيست و بفرماييد معاشرت و

دوستى و هم سفره شدن مسلمين با ايشان جايز است يا خير؟

ج : اهل كتاب يعنى يهودى و نصارى محكوم به طهارت مى‏باشند و معاشرت با آنها اگر

شخص تحت تأثير فرهنگ آنها قرار نگيرد اشكال ندارد.

س‏39 : متأسفانه با رشد زياد فرقه ضالّه بهائيت، مسلمين ضعيف الايمان مبتلا به

معاشرت با ايشان شده‏اند لطفاً بفرمائيد رفت و آمد و شركت در مراسم ايشان و دعوت

آنها به مراسم خود مخصوصاً مراسم ترحيم كه غالباًدر مساجد بر پا مى‏گردد چه حكمى

دارد؟

ج : بهائيت محكوم به نجاست مى‏باشند معاشرت با آنها جائز نيست و دعوت آنهابه مساجد

نيز جائز نيست.


9

وضوء

س40 : وضوء گرفتن قبل از وقت نماز به نيّت نماز چه حكمى دارد؟

ج : در اين فرض به قصد با طهارت بودن وضوء بگيرد و اگر به اين قصد وضوء گرفت

مى‏تواند تمام اعمال مشروط به طهارت چه نماز ادا و چه قضا و چه دست زدن به كلمات

قرآن و غيره را انجام داد.

س41 : آياوضوء به خودى خود استحباب نَفسى دارد يا خير؟ و اگر شخصى در موقع وضوء

گرفتن همينقدر كه بگويد وضوء مى‏گيرم قربة الى اللّه كافى است يا بايد يكى از غايات

را كه مطلوب است در نظر بگيرد و نيّت كند؟ و اگر غايت لازم است نفس طاهر بودن غايتى

محسوب مى‏شود يا خير؟

ج : لازم است يكى از غايات را قصد كند و اگر وقت نماز داخل نشده است به قصد اين كه

با طهارت باشد وضوء بگيرد.

س42 : شخصى كه وضوء مى‏گيرد چه در وقت، چه قبل از وقت و هيچ غايتى نيز در نظر

ندارد، فقط مى‏خواهد با وضوء باشد، آيا با اين وضوء مى‏تواند نماز بخواند؟

ج : لازم است يكى از غايات (اهداف)را در نظر بگيرد اگر وقت نماز است به قصد نماز

وضوء بگيرد و اگر وقت داخل نشده است به قصد اين كه با طهارت باشد وضوء بگيرد و اگر

مقارن دخول وقت است به قصد اين كه مهيّا باشد براى نماز خواندن نيز مى‏تواند وضوء

بگيرد.

س43 : شخصى كه هر دو دست او فاقد حس و حركت است طورى كه نمى‏تواند هنگام وضوء

دستها و صورت را آب بكشد و همچنين قادر به مسح سر و پاها نيست براى براى وضوء چگونه

بايد عمل كند؟

ج : واجب است از اشخاص ولو با اجرت در صورت امكان براى شستن و مسح كشيدن كمك

بگيرد.

س44 : شخصى قبل از اين كه مسح سر و پا را بكشد باتر بودن دست چپ باز دست چپ را روى


10

دست راست مى‏كشد و دستها را به هم مى‏مالد، آيا اين عمل موجب بطلان وضوء است؟

ج : لازم است قبل از مسح به اعضاى وصوء دست نزند تا مسح با رطوبتى كه در دست باقى

مانده است انجام بگيرد.

س45 : شخصى كه يك يا دو پايش قطع شده آيا نياز به مسح دارد؟ در صورتى كه جواب مثبت

باشد چگونه بايد مسح نمايد؟

ج : در فرض مذكور مسح ساقط است.

س46 : آيا كسى كه پاى مصنوعى دارد لازم است به هنگام وضوء، همان را مسح كند؟

ج : لازم نيست.

س47 : آيا با دست مصنوعى در فردى كه دستش از مچ قطع شده است مى‏توان مسح كشيد؟

ج : بلى مى‏تواند و لازم است.

س48 : شخصى كه زخم يا دمل يا شكستگى در سر يا پاها دارد و روى آن باز است و آب

ريختن نيز روى آن ضرر دارد آيا بايد تيمم كند؟ در غير اين صورت چه بايد بكند؟

ج : در فرض مذكور لازم است پارچه پاكى روى زخم يا دمل يا شكستگى بگذارد و روى

پارچه را باترى آب وضوء مسح كند و اگر گذاشتن پازچه ممكن نباشد بايد به جاى وضوء

تيمم كند، اين نوع مسح و همچنين موضوع شستن اعضاى وضوء با اين عذر راوضوى

«جبيره‏اى» مى‏گويند و در توضيح المسائل از مسأله 345-325 احكام آن ذكر شده است.

س49 : دست شكسته كه گچ گرفته شده پس از وضوى جبيره تيمم هم لازم است يا خير؟

ج : در فرض مذكور تيمم لازم نيست.

س50 : پارچه‏اى كه براى جبيره در محلّ وضوء مى‏گذارند علاوه بر طهارت و اباحه، آيا

شرط ديگرى هم دارد مثلاً از ابريشم و از اجزاء حيوان حرام گوشت نباشد، يا خير؟

منظور نماز خواندن با آن است كه چه حكمى دارد؟

ج :نماز با آن صحيح نيست.

س51 : بقيه آب ظرفى كه از مستراح بر مگردد، با آن آب وضوء گرفتن كراهت دارد يا

خير؟


11

ج : كراهت آن ثابت نيست.

س52 : آيا در كلماتى مانند «بسمه تعالى» يا «هو» يا كلمات فارسى مانند «خدا» و

غيره اجتناب از دست زدن بدون وضوء به آن لازم است و حكم اسماء جلاله را دارد؟

ج : ضمير در بسمه تعالى و غيره حكم اسم جلاله را ندارد ولى نام خداى سبحان در هر

لغتى حكم اسم جلاله را دارد.

س53 : آيا افرادى كه اسمشان عبداللّه، حبيب‏اللّه،...اگر بدون وضوء آنرا بنويسند و

يا مسح كنند چه حكمى دارد؟

ج : نوشتن لفظ جلاله (كلمه «اللّه» بدون وضوء اشكال ندارد ولى دست زدن بدون وضوء

حرام است هر چند جزءِ اسم كسى شده باشد.

س54 : آيا وضوء اثرات منفىِ با جنابت شير دادن را از بين مى‏برد؟

ج : نمى‏برد.


12

غسل

س55: آيا بعد از انجام غسل احتياجى به وضوء گرفتن براى نماز هست يا خير؟

ج: در غسلهاى واجب غير از غسل استحاضه متوسطه و كسيره كه مربوط به خانمهاست، گرفتن

وضوء براى نماز واجب نيست و در غسلهاى مستحب نيز با شرحى كه در مسأله 645 در رساله

ذكر كرده‏ايم گرفتن وضوء براى نماز واجب نيست.

س56 : آيا زن كه در عادت ماهيانه است مى‏تواند به مجالس سخنرانى و موعظه (دعا) و

حتّى نماز جماعت و جمعه برود و به خطابه گوش دهد امّا نماز نخواند و كنار بنشيند؟

ج : در غير مسجد مى‏تواند بنشيند و گوش بدهد.

س57: خانمى كه براى جلوگيرى از حاملگى از دستگاه آى يودى يا قرص استفاده مى‏كند

اگر دراين حالت خونريزى يا لك بينى داشته باشد وظيفه چيست؟

ج : در صورتى كه يك دفعه چند ساعت يا چند دقيقه‏اى باشد يا ابتدا و انتهاى آن كمتر

از سه روز باشد حيض نيست و استحاضه است ولى اگر سه روز يا بيشتر باشد و مصادف با

ايام عادت باشد حيض است و احكام هر دو از حيث غسل و وضوء و...در رساله مذكور است.

س58 : اگر كسى شب خوابهاى شهوت‏انگيز ببيند و در خواب تحريك شود امّا منى بيرون

نيايد، ولى بعد از خواب قبل از ادرار عمل استبراء انجام مى‏دهد و مى‏بيند مقدارى

ماده سفيد و تقريباً لزج مانند از او خارج مى‏شود در اينجا حكم و وظيفه شرعى چيست؟

يا اگر كسى در ماه رمضان با خود ملاعبه كند و احساس كند كه منى هم جهش كرده ولى از

بيرون آمدن آن جلوگيرى كند، و بعد از چند دقيقه آب سفيدى ببيند روزه او چه حكمى

دارد؟ يا اگر در حال بيدارى با توجه به تحريك (عمدى يا غير عمدى) قبل از ادرار و بر

اثر تبراء از او اين مادّه بيرون آمد حكم چيست؟ و اگر همين عمل در ماه رمضان باشد و


13

شخص از بيرون آمدن منى جلوگيرى كند و بعداً اين مادّه را ببيند حكم چيست؟

ج : تا علم به خروج منى پيدا نكند غسل واجب نيست ولى اگر علم حاصل كرد در هر صورت

جنب است و احكام جنابت مترتّب مى‏شود و غسل هم بايد بكند.

س‏59 : كسى كه پروستات عمل كرده و موقع مقاربت هم منى غسل خارج نمى‏شودو يقين دارد

كه در مثانه مى‏ريزد چون يكى از مواردِ جنابت دخول است كه چه منى خارج شود يا خير،

بايد غسل كند حالا اگر اين آدم در خواب محتلم شود و وقتى كه بيدار شد احساس لذّت و

سستى بدن كرد كه اين دو علت جنابت ولى چون در بيدارى هم منى خارج نمى‏شود و به

مثانه مى‏ريزد در خواب هم همين طور است، آيا غسل دارد يا خير؟

ج : در صورتى كه يقين دارد كه منى از محلّ خود خارج شده است بايد غسل كند.

س60 : آياغسل جنابت فى نفسه و به خودى خود مستحب است يا خير؟ و اگر مستحب است آيا

مى‏توان با آن نماز خواند؟

ج : بلى به خودى خود مستحب است و براى نماز خواندن واجب مى‏شود و نماز با آن را تا

باطل است مى‏تواند بخواند و وضوء گرفتن واجب نيست.

س61 : شخصى هنگامى كه غسل جنابت به او واجب مى‏شود بقدرى آن را تأخير مى‏اندازد كه

وقت نماز تنگ ميشود و لذا با تيمم نماز مى‏خواند و بعداً مثلاً فرداى آن روز غسل

مى‏نمايد. نظر حضرت عالى در اين باره چيست؟

ج : با امكان غسل كردن، تأخير آن حرام است ولى اگر بتأخير انداخت تا وقت تنگ شد

نماز با تيمم، صحيح است.

س62: اگر مسافرى در دريا جنب شد آنجا حمّام نيست و خاك هم ندارد تا تيمّم كند وقت

نماز هم تنگ است لطفاً بفرمائيد وظيفه‏اش چيست؟

ج : اگر غسل و تيمّم هيچيك ممكن نيست «فاقد الطهورين» است نماز را با همان حال

بخواند و بعداً با تحصيل طهارت قضا كند.


14

س63 : اگر هنگام صبح بيدار شديم و متوجه شديم كه جنب شده‏ايم و آب و وقت لازم براى

غسل نداريم براى خواندن نماز واجب صبح و ظهر و عصر و شام بايد چه كرد. و اگر در ماه

مبارك رمضان بود آيا روزه ما صحيح است يا خير؟

ج : در فرض مذكور لازم است كه تيمّم بدل از غسل كنيد و نماز صبح را بخوانيد و براى

نمازهاى بعد نيز اگر ممكن است غسل كنيد و اگر در ماه رمضان بعد از طلوع فجر جنب

شده‏ايد و اين جنابت چون در خواب عارض شده روزه‏تان صحيح است و براى نماز غسل و يا

تيمم بدل از غسل كنيد و شرح آن در رساله توضيح المسائل مذكور است.

س64: آيا تماس بدن شخص جنب و يا شخص بدون وضو با جواهرات منقّش به تصوير "كعبه

مقدس" يا آرم "اللّه" جايز است؟

ج : جايز نيست .

س‏65: آيا غسل جمعه براى رفتن به نماز جمعه واجب است يا خير؟

ج : غسل جمعه واجب نيست ولى با آن مى‏توان نماز خواند و احتياج به وضوء نيست.

س66 : اگر در حين غسل بادى از مخرج غائط خارج شود و يا بول كند آيا اعاده غسل لازم

است؟

ج : غسل را به اتمام برساند ولى نمى‏تواند با آن نماز بخواند و براى نماز بايد

وضوء بگيرد.


15

احكام ميّت

س67 : آيا ميّت نجس است يا خير و غسل دادن ميّت به خاطر نجاست وى مى‏باشد يا به

خاطر چيزهاى ديگر؟

ج : ميّت عادى قبل از غسل نجس است و غسل دادن او يك حكم شرعى الزامى است وبعد از

غسل پاك مى‏شود.

س68 : آيا خشك وتر بودن بدن ميّت در حكم مسّ آن فرق دارد يا خير؟

ج : براى غسل مسّ ميّت خشك و تر بودن فرق ندارد.

س69 : قطره آبى كه در اثناى غسل دادن ميّت به لباس فردى كه كنار ايستاده است اصابت

كرده، آيا مى‏تواند با آن لباس نماز بخواند يا خير؟

ج : بلى مى‏تواند.

س70 : ميّت را دفن كرده‏اند ولى در غسل، حنوط كلاً فراموش شده است در چنين مواردى

چه بايد كرد؟

ج : در صورتى كه جسد نپوسيده است و بيرون آوردن آن مستلزم هتك حرمت او نمى شود، و

يا موجب آزار و اذيّت ديگران نمى‏گردد بايد نبش قبر كرده و با ضوابط شرعى حنوط كرده

و دوباره دفن كنند.

س71 : غسّالى كه با معاونش مشغول تطهير و تغسيل ميّت مى‏باشد در حال تطهير و تغسيل

چنانچه از قطرات آب ترشح بكند به لباس ايشان بعد از اتمام سه غسل، لباس آنها پاك

مى‏باشد يا خير؟

ج : اگر،با آب قليل غسل مى‏دهند بعد از اتمام، لباس مذكور را تطهير نمايند.

س72: شخصى از دنيا رفت و در طبقه بالاى قبر دفن گرديده است، بعد از گذشت سه روز

غسّال آمد و خبر داده است كه يكى از اغسال ثلاثه فراموش گشته، آيا مى‏شود در چنين

مواردى با توجه به اينكه فرد ديگرى نيز در طبقه زيرين دفن شده نبش قبر نمود؟

ج: در صورتى كه با گذشت زمان جسد متعفن نشده كه موجب هتك احترام ميّت يا اذيّت

ديگران باشد لازم است كه نبش شود و غسلها با ترتيب صحيح انجام گيرد.


16

س73: نماز خواندن بر جنازه شخصى كه اقدام به خودكشى كرده چه صورتى دارد؟

ج: اقدام به خودكشى كردن مسلمان موجب سقوط نماز ميّت بر جنازه‏اش نمى‏شود.

س74: خانمى از دنيا رحلت كرده كه جنين در شكم او نيز از دنيا رفته است ولى جنين

كامل الخلقه و بعد از 4 و 5 ماهگى است، تكليف در مورد فن اين زن و بچّه واقع در شكم

او چيست؟

ج: در فرض مذكور ماد را رو به قبله به طور متعارف دفن نمايند.

س75: در صورت اتمام دفن ميّت با كفن نجس وظيفه چيست؟

ج: در صورتى كه بر بدن ميّت، بو نيفتاده كه موجب هتك احترام ميّت شود، قبر را نبش

كنند و اگر ممكن است كفن را عوض كنند و الاّ آن مقدار را قطع كنند و بردارند.

س76: شخصى وصيّت كرده بعد از فوتش او را در عتبات عاليات دفن كنند، لكن به علّت

وضعيت موجود چنين كارى ممكن نيست، آيا مى‏شود او را موقتاً دفن كرده و بعد با نبش

قبر جنازه را منتقل نمايند؟

ج: در فرض مذكور جائز نيست.


17

تيمّم

س77: آيا تيمّم بر موزائيك و سنگفرش صحيح است؟

ج: تيمّم بر سنگفرش صحيح است ولى بر موزائيك اگر از سنگ پخته درست شده است اشكال

دارد.

س78: آيا در تيمّم دست را روى خود بينى كشيدن هم لازم است يا منظور از روى بينى كه

مى‏فرمايند، بين دو ابرو مى‏باشد؟

ج: مسح روى بينى لازم نيست.

س‏79: اگر كسى كه وظيفه‏اش تيمّم است به علت شكستگى يك دست، نتواند آن را به

پيشانى برساند، آيا براى كشيدن به پيشانى، يك دست سالم كافى است يا اين كه نايب

گرفتن لازم است؟

ج: در فرض مرقوم با دست سالم تيمّم كند و گرفتن نائب لازم نيست.

س80: در تيمّم بدل از غسل و بدل از وضو كه از نظر جناب عالى فرق ندارند چند ضرب

لازم است؟

ج: در هر دو يك ضربت كافى است و شرح آن در مسائل تيمّم است.

س81: آيا با تيمّم بدل از غسل جنابت مى‏شود به مسجد و يا به مشاهد مشرّفه وارد شد؟

ج: اگر تيمّم براى تنگى وقت نباشد بلكه براى عذر ديگرى باشد اشكال ندارد.

س82: آيا زن حائض بعد از تمام شدن عادت و قبل از غسل مى‏تواند با تيمّم بدل از غسل

به مسجد برود؟

ج: اگر عذر از غسل كردن دارد مى‏تواند.

س‏83: كسى كه جنب است در صورت ناچارى ومثلا ضرر آب بر بدنش يا شكسته و زخمي بودي

بدن و نبودن آب تيمّم بدل از غسل جنابت آيا بخاطر شركت در مجالس ختم و غيره

مى‏تواند وارد مسجد بشود يا خير ؟

ج: ورود به مسجد در فرض سؤال مانع ندارد و حكم كسى را دارد كه غسل كرده است.

س 84 : شخصى آب نداشت و يا آب براى او ضرر داشت و لذا تيمّم بدل از غسل جنابت كرد،


18

آيا مى‏تواند داخل مسجد گشته ، قرآن بخواند و يا ... ؟

ج: مانع ندارد و حكم كسى را دارد كه غسل كرده است.

س75: در تيمّم بدل از وضوء براى كسى كه اطمينان دارد تا چندين روز ديگر نمى‏تواند

وضوء بگيرد، آيا قبل از اذان مى‏تواند تيمّم كند يا بايد بعد از اذان تيمّم كند؟

ج: تيمّم قبل از وقت براى نماز بعد از وقت صحيح نيست.


19

احكام نماز

س 86 : فردي كه با پول غصبي عطر يا ادوكلن خريده و استفاده مي كند اگر در هنگام

نماز از آن استفاده نمايد چه حكمي دارد ؟

ج : اين عمل حرام است و بايد از آن اجتناب شود ولي نماز را باطل نمي كند .

س87: آيا با خون هموروئيد(بواسير) داخلى يا خارجى مى‏توان نماز خواند؟

ج: اگر خون فقط در داخل است و به خارج سرايت نكرده است حكمى ندارد ولى اگر خارجى

است لازم است اگر تطهير ضرر و مشقّت ندارد براى نماز تطهير شود و اگر تطهير هر چند

با آب گرم ضرر دارد لازم نيست.

س‏88: عينكى كه دسته آن مخلوط به طلا و يا طلاى آن ظاهر است استفاده از آن براى

مرد و نماز خواندن با آن چه صورت دارد؟

ج: در صورتى كه طلاى دسته عينك ظاهر است استفاده از آن براى مرد حرام و نماز با آن

باطل است. و در صورتى كه مخلوط است اگر مستهلك است اشكال ندارد.

س89: اگر در دو جاى بدن يا لباس لكّه خون، هر كدام به اندازه حدوداً يك درهم باشد

آيا نماز خواندن اشكال دارد؟

ج: اشكال دارد و لازم است اقلاً يكى از آنها را آب بكشد.

س90: نماز خواندن با كفش و دستكش گرچه پاك باشند چه حكمى دارد؟

ج: با دستكش كه اشكال ندارد ولى كفش چون مانع رسيدن انگشت بزرگ پا به زمين است

اشكال دارد.

س91: اگر كسى مالى را پيدا كند و انجام وظيفه نكند و قصد هم نداشته باشد در آينده

به وظيفه شرعى خود عمل نمايد و آن مال پيدا شده همراهش باشد و نماز بخواند آيا

نمازش صحيح است يا خير؟

ج: اگر مال را بردارد و قصد ايصال به صاحب آن و عمل به وظيفه شرعيه خود نداشته

باشد نماز با آن در حكم نماز با مغصوب است.


20

س92: آيا چادر در نماز شرط است يا مى‏توان نماز را با مانتو و روسرى يا مقنعه

خواند و بفرماييد در فرادى و جماعت فرقى دارد يا خير؟

ج: ميزان در نماز پوشش است به هر وسيله‏اى باشد.

س‏93: نماز خواندن با انگشتر و لباسى كه داراى صورت و عكس جاندار و غير جاندار است

چه حكمى دارد؟ همچنين نماز خواندن در مكانى كه مجسمه يا عكس بر در و ديوار آن نصب

شده چگونه است؟

ج: مكروه است با اين معنا كه تأثير در تقليل ثواب و فضيلت دارد.

س94: بدن برخى از بيماران بسترى در بيمارستان به واسطه خونگيرى و... نجس است و

بعضى نيز داراى لباس نجس مى‏باشند. در صورتى كه امكان غسل و دسترسى به لباس پاك

نباشد براى اداى نماز چگونه بايد عمل كنند؟

ج: در فرض مذكور بايد با بدن نجس و با همان لباس نماز بخواند.

س95: نماز خواندن در بانك‏ها و ادارات و امثال آن مدارس كه اغلب وضعيت ملكى آن‏ها

معلوم نيست چه صورتى دارد؟

ج: اگر علم به غصب بودن محل ندارد و در تحت تصرف مسؤولين حكومت اسلامى است اشكال

ندارد.

س96: نماز خواندن در شركتها و يا خانه‏هايى كه مردم در آنها سكنى گزيده‏اند اما آن

خانه‏ها و يا زمينهاى آنها براى مالكينى است كه به خارج كشور سفر كرده‏اند، چه حكمى

دارد؟ اگر دولت آنها را در اختيار مردم قرار داده است چطور؟

ج: نماز خواندن و ساير تصرّفات در آنها فقط پس از در نظر گرفتن ضوابط حكومت اسلامى

جائز است.

س97: تزئين و زينت كارى مساجد با نقّاشى و كاغذ ديوارى عكس دار، همچنين نصب قاب

عكس و منظره در اين مكان‏ها چه حكمى داد؟ نقاشى كردن مناظر و حيوانات، همچنين

نگهدارى، به كارگيرى و فروش آنان چه حكمى دارد؟

ج: در مسجد مكروه است و در غير مسجد اشكالى ندارد.

س98: طبخ غذا و خوردن آن در مساجد در صورتى كه با نظافت و حرمت مسجد و اقامه جماعت


21

منافاتى پيدا كند چه حكمى دارد؟

ج: انجام افعالى كه موجب تنجيس مسجد مى‏شود يا با احترام مسجد منافات دارد، يا

مخلّ عبادت در مسجد مى‏شود جائز نيست.

س99: نشستن در مسجد بعد از اتمام نماز و صحبت كردن در مورد مسائل شخصى كه مسلماً

استفاده از امكانات مسجد مانند آب، برق، گاز و... را نيز در پى دارد، حكمش چيست؟

ج: در صورتى كه مزاحم عبادات و اجتماعات معمول در مسجد نباشد و صحبتها نيز مشتمل

بر محرّمات مثل غيبت و دروغ نباشد اشكال ندارد.

س‏100: چنانچه حضرتعالى اطلاع داريد چندى قبل از طرف مسئول امور مساجد اعلام گرديد

كه مى‏شود در مساجد برنامه‏هاى عقد و جشن ازدواج برپا نمود و اين موضوع در صدا و

سيماى جمهورى اسلامى قرائت گرديد و همچنين در بعضى از روزنامه‏هاى كشور به چاپ

رسيد.

با توجه به اهميّتِ احترام به مساجد و حفظ شؤون آن در قرآن و احاديث معصومين

عليهم‏السلام و آنكه چنين برنامه‏هايى با شؤون مساجد منافات دارند و همچنين مقدمه

بر بعضى از منكرات از قبيل لهو و لعب و موسيقى و غيره و عواقب و اثرات سوء را به

دنبال دارد. مى‏خواهيم نظرتان را در اين گونه برنامه‏ها در مساجد بفرماييد.

ج: چون مسجد جايگاه عبادت خداوند است و رعايت احترام آن لازم است بنابراين اگر به

اجراء صيغه عقد در مسجد و اجتماع تنها براى اين منظور باشد، مانعى نيست بلكه رجحان

دارد و امّا انجام مراسم جشن و عروسى مخصوصاً با همراه بودن با جريان‏هايى كه در

سؤال ذكر شده است و متعارف است جائز نيست و لازم است مسؤولين محترم برى سهولت امر

ازدواج و فراهم كردن وسائل زندگى جوانان اهتمام بيشترى بخرج بدهند.

س‏101: آيا خواندن نمازهاى يوميّه در پنج وقت رجحان دارد؟

ج: رجحان پنج وقت، جدا از هم ثابت نيست.

س‏102: در ايام ماه مبارك رمضان در تمامى مساجد نماز جماعت برگزار مى‏شود، در اول


22

وقت بعد از اذان صبح، از شبهاى دوازدهم لغايت 23 رمضان اگر نمازگزار، نماز را

بلافاصله بعد از اذان صبح بخواند، نماز او اشكال دارد يا بايد حدود ده دقيقه صبر

نمايد؟

ج: با رعايت اوقاتى كه در تقويم‏ها نوشته شده است اشكال ندارد و فرقى ميان اين

شبها و شبهاى ديگر نيست.

س‏103: آيا در شب‏هاى مهتابى لازم است بعد از اذان صبح مقدارى خواندن نماز صبح را

تأخير انداخت تا روشنى صبح بر نور ماه غلبه محسوس پيدا كند؟

ج: فرقى ميان شبهاى مهتابى و غير مهتابى نيست.

س‏104: آيا در وقت اختصاصى نماز ظهر يا مغرب يا غيره مى‏شود نماز مستحبى بخوانيم

يا خير؟

ج: در وقت اختصاصى آخر وقت لازم است نماز صاحب وقت را بخوانيم كه قضا نشود، ولى در

غير اين صورت خواندن نماز مستحبى جائز است.

اذان:

س‏105: آيا شهادت بر «على ولى اللّه» در اذان لازم است؟

ج: چون اكنون شهادت به ولايت حضرت امير مؤمنان‏عليه‏السلام شعارى براى تشيّع شده

است گفتن آن حتّى الامكان لازم است.

س‏106: آيا اذان راديو و تلويزيون جمهورى اسلامى ايران حجّت است و مى‏شود با آن

نماز خواند و روزه را افطار كرد؟

ج: بلى براى اهالى شهر محل پخش و اهالى اطراف كه به آن شهر نزديك و هم افقند حجت

است و نماز و افطار مطابق آن مانعى ندارد.

قيام:

س‏107: بيمارى كه ايستاده نماز مى‏خواند ناگاه در بين نماز احساس سرگيجه و عجز

مى‏كند آيا مى‏تواند بقيه نماز را به حالت نشسته يا خوابيده بخواند؟

ج: بلى با رعايت ترتيب مذكور در سؤال مى‏تواند.

س‏108: آيا كسى كه مقلّد جنابعالى مى‏باشد مى‏تواند يك ركعت نافله نماز عشاء را

ايستاده بخواند يا خير؟

ج: نماز وُتيره را بايد نشسته بخواند.

س‏109: آيا اداء كردن كلمات در نماز از مخرج واقعيشان واجب است؟

ج: بايد كلمات طورى ادا شود كه عرف عرب آن را صحيح بداند.


23

س‏110: كسى كه دندانش افتاده يا كشيده و نمى‏تواند كلمات را درست قرائت نمايد، آيا

لازم است دندان مصنوعى بگذارد؟

ج: بلى، در صورت قدرت واجب است.

س‏111: شخصى حمد و سوره و اذكار نماز را بلد بوده ولى مدتى نمازش را بدون رعايت

مخارج حروف مى‏خوانده و هرچه ديگران تذكر مى‏دادند در او تأثيرى نداشته چون فكر

مى‏كرده و يقين داشته كه قرائتش صحيح است و حتى شك در غلط بودن قرائتش نداشته اما

حالا متوجه گرديده، حكم نمازهايى كه تا كنون خوانده چه مى‏شود؟

ج: در صورتى كه از جهت غفلت و عدم التفات بدون تقصير، اشتباهى در قرائت و يا ذكر

شده، قضا واجب نيست.

س‏112: آيا اگر انسان ببيند كسى نماز خود را غلط مى‏خواند واجب است به او تذكر

دهد؟

ج: واجب نيست مگر در مواردى كه مسئوليتى نسبت به اشخاص دارد كه مسئول تصحيح اعمال

عبادى آنها نيز مى‏باشد.

س‏113: اگر شخصى پس از حمد يا سوره عمداً يا سهواً صدق اللّه العلىّ العظيم بگويد

آيا بر صحّت نماز او خللى وارد مى‏شود؟

ج: سهواً اشكال ندارد ولى عمداً نگويد.

س114: شخصى در اثناى نماز جهت پاك كردن سينه و باز كردن صدا عمداً چند مرتبه سرفه

مى‏كند و يا صدايى شبيه سرفه از خود ظاهر مى‏كند كه موجب پيدايش دو حرف به بالا

مى‏شود نماز او چه حكمى دارد؟

ج: اشكال ندارد.

س‏115: گفتن «ربّنا فلك الحمد» به جاى «سمع اللّه لمن حمده» آيا صورت شرعى دارد؟

ج: از طريق ما وارد نيست و ما نمى‏گوييم.

س116: برخى از زائران ايرانى از تلفظ كلماتى مانند«لبّيك، غير، يوم و...» فتحه را

به گونه‏اى ادا مى‏كنند كه گاهى حتى احساس مى‏شود به كسره و يا ضمّه متمايل شده است

و در مقابل، بعضى از اهل دقّت و يا وسواس اظهار مى‏دارند كه: بايد فتحه كاملاً ظاهر

شود و در تلفّظ گاهى چنان اشباع مى‏كنند كه شبيه به «الف» مى‏شود، در حالى كه تلفظ


24

برخى از اساتيد قرائت عرب زبان و ائمه جماعت مكّه و مدينه نيز به دقتى كه گروه دوم

لازم مى‏دانند نمى‏باشد لطفاً نظر مبارك خود را در خصوص اداى صحيح اين كلمات مرقوم

بفرماييد.

ج: لازم است طورى تلفظ شود كه آشنايان به لغت عرب آن را فتحه محسوب بدارند،

دقّت‏هاى زائد و وسوسه اعتبار ندارد.

س117: نمازگزار اگر وقت برخاستن عوض بحول اللّه، «يا حىّ و يا قيّوم» بگويد نه

بعنوان ذكر مطلق بلكه به قصد ورود، نمازش چه صورت دارد؟

ج: اگر به قصد ورود گفته است نمازش خالى از اشكال نيست و اگر به قصد ورود نباشد

جائز است.

س118: اگر نون «و لم يكن له» و «اشهد ان لا الا اللّه» به طور ادغام تلفظ

نشود(حروف يرملون مراعات نگردد) قرائت صحيح است يا خير؟

ج: بهتر اين است كه در موارد ذكر شده ادغام كنند، ولى بدون ادغام هم صحيح است.

س119: ذكر تسبيحات اربعه را در نماز چند بار بايد گفت؟

ج: يك مرتبه كافى ات و سه مرتبه گفتن مستحب است.

س120: اگر شك كنيم كه تسبيحات اربعه را يك بار خوانده‏ايم يا دو بار و يا سه بار

تكليف چيست؟

ج: بنا را بر اقلّ بايد گذاشت و خواندن يك دفعه هم در نماز كافى است.

س‏121: اگر در ركوع و سجود افزون بر ذكر واجب، دعا و ذكر غلط خوانده شود به نماز

صدمه مى‏زند؟

ج: به نماز صدمه نمى‏زند.

س122: آيا در ركوع و سجود پس از ذكر واجب، مى‏توان به فارسى دعا كرد؟ در قنوت

چطور؟

ج: در قنوت جائز است.

س‏123: فردى مى‏داند غير از تكبيرة الاحرام تكبيرات ديگر در نماز مستحب است، اين

را هم مى‏داند كه اگر نگويد به نماز اشكال نمى‏رسد و بعد از حال حركت به طرف سجده و

ركوع مى‏گفته، نمى‏دانسته اگر به قصد ورود بگويد بايد در حال سكون بدن بگويد يعنى


25

نمى‏دانسته چنين مسأله‏اى (قصد ورود و قصد ذكر) هست تا بپرسد، آيا نمازهايى كه در

اين مدّت چهل و يا پنجاه ساله خوانده قضا كند يا خير؟

ج: در فرض مسأله نمازش صحيح است.

س‏124: اگر انسان شك كند كه دو سجده به جا آورده يا يك سجده تكليف چيست؟

ج: اگر هنوز در حال نشستن است و نايستاده بيد يك سجده ديگر بجا آورد.

س125: اگر نمازگزار سهواً ذكر ركوع را در سجده بخواند آيا نمازش باطل مى‏شود؟

ج: باطل نيست ولى اگر در حاليكه در سجده است متذكر شد ذكر سجود را نيز بخواند.

س126: در سجده واجب قرآن مهر يا چيز ديگرى كه سجده بر آن صحيح باشد لازم است يا

بهر چيزى مى‏توان سجده كرد؟

ج: بايد چيزى باشد كه سجده بر آن صحيح است مثل مهر نماز يا خاك و سنگ.

س‏127: گاهى در پيشانى انسان جوشهايى پيدا مى‏شود كه هنگام سجده درد مى‏گيرد آيا

مى‏توان صورت را كج روى مهر گذاشت؟

ج: اگر از گذاشتن پيشانى معذور است يكى از دو طرف پيشانى را بگذارد اگر از آن هم

معذور است چانه خود را روى مهر بگذارد.

س‏128: اگر هنگام سجود، كودكى مهر را از جلومان برداشت يا بر اثر رفت و آمد مردم

به كنارى رفت، مى‏گويند سجده بر لباس جايز است، حال اگر جنس لباس همايمان از نفت

(پلاستيك) باشد، سجده بر لباس بهتر است يا پشت دست؟

ج: سجده بر خوردنى و پوشيدنى صحيح نيست و لو اين كه پوشيدنى از جنس نفت باشد در

اين فرض اگر وقت تنگ است بر پشت دست خود سجده كند.

س129: مهرهايى كه بر اثر كثرت سجده رنگ آنها سياه شده است سجده بر آن چه حكمى

دارد؟

ج: اگر مانع از رسيدن بشره پيشانى به مهر است اشكال دارد.

س‏130: گاهى اوقات در سجده اول پيشانى دوبار به مهر مى‏خورد آيا دو سجده محسوب

مى‏شود؟


26

ج: اگر نتواند سر را نگهدارد و بى اختيار دوباره به جاى سجده برسد روى هم يك سجده

حساب مى‏شود و اگر ذكر نگفته باشد بايد بگويد و اگر اين سجده اوّل است سجده دوم را

نيز بجا بياورد.

س131: يكى از دو طرف مهرهاى نماز مقدارى برجستگى دارد آيا سجده بر سطح ناصاف آن

صحيح است؟

ج: صحيح است.

س‏132: مقدار زمان جلسه استراحت را بيان فرمائيد؟

ج: به حدّى كه بدن آرامش پيدا كند و عرفاً به آن جلوس صدق كند.

س133: منظور از سر انگشت كه در سجده بايد بر زمين باشد آيا نوك پاست يا كلّ سطح

ناخن؟

ج: منظور نوك پا است.

س‏134: كسى كه بيمارى و درد شديدى در گردن و يا ستون فقرات دارد و نمى‏تواند سر بر

مهر گذارد و در حالت سجده بعلت درد زياد يك ميز يا چهارپايه كوچك گذاشته و مهر را

روى آن قرار داده آيا مى‏تواند مهر ر بردارد و بر پيشانى نهد؟

ج: اگر قدرت ندارد پيشانى خود را بر زمين بگذارد چانه خود را روى مهر بگذارد و اگر

از آن هم عاجز است جاى ديگر از صورت خود را بر زمين بگذارد، اگر از خم شدن عاجز است

ميزى با متكائى زير مهر بگذارد و روى آن سجده كند، اگر از همه اينها عاجز است

همانطور كه نشسته است مهر را با دست روى پيشانى بگذارد و ذكر سجده بگويد.

س135: شخصى در ركعت اوّل يك سجده را فراموش كرده بلند شد، و در ركعت دوم متذكّر شد

حال آيا ميتواند سجده را بجاآورد يا نمازش اشكال دارد؟

ج:اگر پيش از ركوع ركعت دوّم بيادش آمد برگردد و سجده را بجا بياورد و دو سجده سهو

براى قيام بجا بياورد و اگر بعد از ركوع متذكر شد نمازش را تمام كند و بعد از نماز

سجده فراموش شده را قضا كند و دو سجده نيز بجا بياورد.


27

س136: اگر شخصى در ركعت سوم نماز هنگامى كه در ركوع است و يا بعد از آن متوجّه شود

كه در ركعت دوم تشهّد را نخوانده است چه كار بايد بكند؟

ج: بعد از نماز قضاى تشهد را با و سجده سهو بجاى بياورد.

س137: در تشهّد نماز اگر شهادت ثالثه (اشهد ان علياً ولى اللّه) به قصد قربت

خوانده شود جايز است يا خير؟

ج: به قصد ورود نباشد اشكال ندارد.

س138: نسبت به نمازهايى كه مى‏خوانم زياد شك مى‏كنم البته نه شك در ركعات و يا

ركن‏هاى نماز بلكه شك در اين كه آيا تمام قسمت‏هاى نماز را صحيح اداء كرده‏ام يا

خير؟ آيا بايد به اين شك‏ها اعتنا كنم؟

ج: شك اگر ناشى از وسوسه باشد، نبايد اعتنا كنيد.

س139: شخصى در نماز عصر يادش مى‏افتد كه نماز احتياط ظهر را نخوانده است وظيفه او

چيست؟

ج: احتياط آن است كه نماز عصر را بهم بزند و نماز احتياط ظهر را بجا بياورد سپس

نماز ظهر را مجدداً اعاده نمايد و بعد نماز عصر را بخواند.

س140: شخصى از طرف ميّت نماز آيات خوانده و بعد از تقسيم سوره توحيد از جهت

ندانستن مسئله بعد از هر ركوع سمع اللّه لمن حمده گفته و بعد بقيه سوره را خوانده و

بعد از خواندن نمازها متلفت شده كه اشتباه كرده حالا نمى‏داند كه چه مقدار نماز

بوده و اسم شخصهائى كه اجير شده هم از يادش رفته آيا نياز به نماز قضا دارد يا

احتياج نيست؟

ج: اشكال ندارد.

س‏141: شخصى اجير مى‏شود براى چند نفر كه مدتى صوم و صلاة بجا آورد ولى مدت صوم و

صلاة را فراموش نموده و نمى‏داند چند مدت است تكليف چيست؟

ج: اگر مراد مقدار صوم و صلاة است مى‏تواند به قدر متيقن اكتفاء كند لكن احتياط آن

است كه به قدرى بجا آورد كه يقين حاصل شود براى الذمّه شده است.

س142: كسى بعد از گذشتن وقت نماز ظهر و عصر مى‏داند چهار ركعت نماز خوانده ولى


28

نمى‏داند به كدام نيّت خوانده وظيفه‏اش چيست؟

ج: بايد چهار ركعت نماز قضا به نيّت نمازى كه بر او واجب است بخواند.

س143: اگر نمازگزار سهواً مدّتى يك ذكر مستحبّى در نماز را اشتباه تلفظ كرده باشد،

آيا نمازهايى را كه خوانده است بايد قضا كند؟

ج: احتياج به قضا ندارد.

س144: كسى كه يادش رفته چند ركعت يا چند روز نماز يا روزه قضا دارد تا به جا

بياورد چه بايد بكند تا واجباتش را تكميل گرداند؟

ج: آن مقدار از نمازها يا روزه‏ها را كه يقين دارد قضا شده است بايد قضا كند و

احتياط مستحبّ آن است كه اكثر را مراعات كند.

س145: بيمارانى كه به مدّت مثلاً يك روز يا هر چند روز به حالت بى‏هوش هستند، و در

اثر بيمارى به حالت اغماء روند يا طى عمل جراحى توسط پزشك بيهوش شوند و نتوانند

نماز بخوانند آيا نمازهاى اين مدّت را بايد قضا كنند؟

ج: در فرض مسأله اگر تمام وقت نماز بى‏هوش بوده است، قضا بر او واجب نيست.

س146: مريضى كه سكته كرده و مدتى بسترى بوده و فاقد حسّ حركت و شعور است آيا نماز

از او ساقط است يا خير؟ و بعد از او ورثه بايد نمازهاى او را قضا كنند يا ضرورتى

ندارد؟

ج: در فرض مذكور مانند بيهوشى است كه حكم آن مذكور گرديد و قضا ندارد و نماز از او

ساقط است و بر ورثه هم قضا واجب نيست.

س147: هنگامى كه شروع به انجام واجبات كردم گاه گاهى جنب مى‏شدم ولى چون از

خانواده شرم داشتم براى غسل به حمام نمى‏رفتم و با همان حالت جنب، البته با تيمّم

نمازم را مى‏خواندم حال چه دستورى مى‏فرماييد؟

ج: خجالت كشيدن عذر نيست بايد نمازهاى مذكور را قضاء كنيد.

س148: كسى كه نماز عشاء را ترك كرده، آيا بايد روز بعد روزه بگيرد، در صورتى كه

روزه بگيرد اين روزه واجب است يا خير؟


29

ج: قضاى آن واجب است ولى روزه آن واجب نيست.

س149: كسى كه قضاء چندين سال نماز بر عهده دارد چگونه بايد بخواند كه بتواند به

امورات زندگى هم برسد؟

ج: به تدريج بايد بخواند، فوريّت لازم نيست ولى مسامحه نكند.

س‏150: آيا شخصى كه قضاى نمازهاى مادرش را به جا مى‏آورد بايد ايّامى كه نماز بر

او واجب نبوده است (مثل ايّام عادت و...) از قضاى روزهاى سال كم كند يا اينكه بايد

تمام سال را براى او قضا نمايد، با توجه به اينكه اين شخص نمى‏داند مادرش در سال

چند روز داراى عذر شرعى بوده است؟

ج: نماز قضاى مادر در صورتيكه از روى تمرّد و طغيان ترك نشده باشد در حدّيكه يقين

دارد، باحتياط واجب بايد قضا نمايد ولى در جائيكه محرز نيست يا واجب نبوده (مثل

ايّام عادت) قضاء و لازم نيست‏


30

احكام نماز مسافر

س151: لطفاً منظور از وطن را روشن بفرماييد.

ج: همانطور كه در رساله توضيح المسائل هم آمده، محلى را كه انسان براى اقامت و

زندگى خود اختيار كرد، وطن او است، چه در آنجا به دنيا آمده و وطن پدر و مادرش

باشد، يا خودش آنجا را براى زندگى اختيار كرده باشد و در صدق وطن بودن قصد هميشه

ماندن نيز معتبر نمى‏باشد اگرچه لازم است ماندن خود را محدود به مقدار معيّن نكند

وگرنه وطن صدق نمى‏كند.

س152: كسى كه دو محل را براى زندگى اختيار كرده مى‏تواند آنها را وطن خويش محسوب

كند؟

ج: بلى هر دو وطن او است.

س153: در رساله‏ها در مورد وطن ذكر شده كه انسان اگر شش ماه در محلّى بماند وطن او

محسوب مى‏شود، آيا در اين مدّت مى‏تواند مسافرت كند يا اينكه بايد همه شش ماه را در

يك محلّ بماند و اگر مسافرت كند، آيا به اين قصد ضرر مى‏رساند يا خير؟

ج: لازم است مدّتى به قصد توطّن بماند به اندازه‏اى كه كسانى كه از قصد او اطلاع

دارند بگويند كه فلانى اهل اينجا شده است. شش ماه موضوعيت ندارد و مسافرت مختصر در

بين مضرّ نيست.

س154: اينجانب با اجازه و فتوى حضرتعالى بر تقليد از (حضرت امام رضوان اللّه تعالى

عليه باقى مانده‏ام پنج سال پيش از زادگاهم در روستا به قم كوچ كردم و ديگر اميد و

قصد برگشتن نداشتم لذا قم را وطن قرار دادم چون قصد دائم محقق بوده و هر موقع به

زدگاهم مى‏رفتم يا قصد عشره مى‏كردم و يا نماز شكسته مى‏خواندم. تابستان امسال از

طرف دفتر نمايندگى ولى فقيه در سپاه مأموريت گرفتم به شهر انديمشك و به همراه

خانواده در آن شهر سكن شدم. مدّت زمان اين سكونت اصلاً معيّن نيست. از انديمشك تا

محل كارم كه پادگانى است واقع در كرخه حدود 21 كيلومتر راه است كه هر روز اين مسير

را رفت و آمد مى‏كنم.


31

در رساله حضرت عالى ديدم كه براى قصد توطّن در محلى كه براى زندگى انتخاب شده قصد

ماندن دائم معتبر نيست و كسى كه مدّت نامعينى در محلى بخواند زندگى كند مى‏تواند

آنجا را وطن قرار دهد. بنده در اين يك مسئله رجوع كرده‏ام به حضرت عالى و نمازم را

هم در انديمشك و هم در پادگان كامل مى‏خوانم. با توجه به اين مطالب آيا شكسته

خواندن نمازم در زادگاهم (با توجه به اينكه قصد برگشتن ندارم) اشكال دارد يا خير؟

ج: اگر انديمشك را وطن خود قرار داديد و نمى‏خواهيد بصورت موقّت در آنجا بمانيد در

اين صورت آنجا براى شما وطن محسوب شده نماز را تمام مى‏خوانيد و روزه هم صحيح است

امّا در صورتى كه ماندن شما در آن شهر موقّت باشد ولو به مدّت طولانى آنجا براى شما

وطن بحساب نخواهد آمد. و اگر در آنجا قصد اقامه نكنيد نماز شما قصر و روزه شما صحيح

است. و نسبت به وطن اصلى خود چون اعراض محقّق شده است اگر قصد اقامه ده روز نداشته

باشيد بايد نماز را قصر بخوانيد.

س155: گاه گاهى كه به قم مى‏آيم چون قطع علاقه نكرده‏ام نمازم را كامل مى‏خوانم و

روزه‏ام را مى‏گيرم آيا اشكال ندارد؟

ج: اگر شهر قم را وطن خود قرار داده‏ايد حتماً نماز را تمام بخوانيد و روزه هم

صحيح است.

س156: پدر و مادرم 30 سال پيش از زادگاه خود به همدان آمده‏اند و از آن به بعد هر

هفته يك روز يا هر ماه دو روز رفت و آمد دارند. آيا پدر و مادرم بايد در آنجا نماز

را كامل بخوانند؟ حكم روزه چطور است؟ فرزندان چه حكمى درباره نماز و روزه دارند آيا

بنده كه 21 سال دارم وقتى به زادگاه پدرم و پدر بزرگم مى‏روم نماز را بايد كامل

بخوانم يا شكسته؟ روزه چطور؟

ج: كسى كه در محلّى به عنوان وطن اقامت داشته يا وطن آباء واجدادى او بوده مادامى

كه از آنجا اعراض نكرده و هنوز آنجا را وطن خود مى‏داند هر وقت كه بانجا مسافرت كند


32

نماز و روزه‏اش آنجا تمام است و در بين راه اگر مسافت شرعى است قصر است.

س‏157: طلبه‏اى همدانى هستم در تهران ، اول اتوبان بهشت زهرا كه جزء شهر رى است

مشغول تحصيل علوم دينى هستم و قصد دارم كه هر وقت موفّق شوم براى ادامه تحصيل به قم

بروم براى تمام خواندن نمازهايم قصد عشره مى‏نمايم آيا مى‏توانم در اين ده روز براى

زيارت حضرت عبد العظيم‏عليه‏السلام يا براى زيارت مرقدم امام «رضوان اللّه تعالى

عليه» يا براى شركت در نماز جمعه به دانشگاه تهران بروم؟

ج: يك مرتبه رفتن به مرقد امام رضوان اللّه عليه يا دانشگاه تهران در ده روز كه دو

سه ساعت بيشتر طول نكشد به اقامه شما ضرر نمى‏رساند و به حضرت

عبدالعظيم‏عليه‏السلام كه جزء شهر رى است هر روز برويد اشكال ندارد.

س158: چند سالى است شهرستان كرج را وطن اخذ نموده و سه ماه پيش در يك سازمانى در

تهران به صورت قراردادى به مدت 89 روز مشغول به كار شدم فعلاً مدت تمام شده و

قرارداد يكساله بسته‏ام و قرار است رسمى بشوم و هر روز صبح از كرج به تهران بروم و

برگردم در اين مدّت يكسال تكليف نماز و روزه‏ام از نظر قصر و اتمام و شكستن روزه

چيست؟

ج: در صورتى كه مقتضاى شغل جنابعالى اين است كه مدتى از سا را از وطن خود به

نقطه‏اى رفت و آمد داشته باشيد در سفر اول نماز شما قصر و در سفر دوم به بعد تا

هنگامى كه ده روز پشت سرهم در وطن خود نمانيد و در مقصد نيز ده روز قصد اقامه نكنيد

نماز و روزه شما تمام است.

س159: شخصى تهران را وطن خود قرار داده ولى به علّت مشكل مسكن تصميم دارد كه براى

مدّت غير معيّنى در كرج اقامت نمايد، چنانچه قصد اقامت دائمى در كرج را نداشته باشد

نماز و روزه او در كرج چگونه است؟ ضمناً اين شخص چنانچه محلّ كارش تهران باشد نماز

و روزه‏اش در تهران چگونه است؟


33

ج: تا هنگامى كه از تهران اعراض نكرده است نمازش در تهران تمام و روزه‏اش صحيح است

ولى چون كرج وطن او نيست در مسافرت به آن نماز و روزه‏اش قصر است مگر اينكه به كرج

به واسطه شغلش رفت و آمد داشته باشد و ده روز پشت سر هم در تهران نماند كه در اين

صورت نماز و روزه‏اش در رفت و آمد به كرج هم تمام است.

س160: يك نفر از وطن اصلى اعراض كرده، الآن مى‏خواهد دوباره آن وطن را برگرداند،

طريقش را بيان فرماييد.

ج: لازم است مدّتى در آنجا به قصد توطّن بماند.

س161: شخصى وطن و مسقط الرأس او آبادان است، اكنون ساكن ماهشهر شده ولى از آبادان

اعراض نكرده، بچه‏هايى دارد كه بعضى در آبادان متولّد شده بودند و صغير بودند و

بعضى در ماهشهر به دنيا آمده بودند، با اينكه اينها الآن بالغ شدند ولى در خانه پدر

هستند و از پدر جدا نشدند و پدر از آبادان اعراض نكرده، اگر بچه‏اى او چه متولدين

آبادان و چه متولدين ماهشهر به آبادان سر بزنند نمازشان چگونه است؟

ج: از وطن آباء و اجداد خود تا اعراض نكرده‏اند وطن آنها محسوب مى‏شود و نمازشان

در آنجا تمام است.

س‏162 شخصى مأموريت دارد دو سال از طرف اداره در شهرى كار كند، آيا دو سال كه در

آنجاست، حكم وطن بر آن شهر مترتّب مى‏شود يا خير؟

ج:مترتّب نمى‏شود.

س163: نظر حضرت عالى درباره بلاد كبيره چيست آيا تهران را بلاد كبيره مى‏دانيد يا

خير؟

ج : بين بلاد كبيره و صغيره فرق نيست و كبيره هم مانند صغيره است، مگر اينكه آن قدر

بزرگ باشد كه رفتن از يك نقطه به نقطه ديگر آن شهر، مسافرت وجدا شدن از وطن محسوب

شود و تهران فعلاً اينطور نيست.

س164: زن وقتى شوهر نمود تابع اوست اگر شوهر در شهرى دور از زادگاه زن اقامت نمود

و در طول سال گاهى يك بار به زادگاه زن مى‏روند نماز آن زن چگونه است؟


34

ج: مادامى كه زن از وطن اصلى و زادگاه خويش اعراض نكرده باشد هر وقتى كه به آنجا

سفر كند نمازش تمام و روزه‏اش صحيح است، و تنها شوهر كردن زن دليل اعراض نيست.

س165: زنى اهل شيراز با شخصى اصفهانى ازدواج كرده است و در اصفهان ساكن شد آيا اين

به معناى اعراض قهرى زن از وطن اصلى است؟

ج: ازدواج به معناى اعراض از وطن اصلى نيست و تا اعراض قلبى و عملى نكرده است نماز

او در وطن اصلى خود در هر موقع كه آنجا برود تمام و روزه‏اش صحيح است.

س‏166: اگر زن بگويد من با شوهرم زندگى مى‏كنم ولى از وطنم اعراض نكردم طورى كه

اگر شوهرم مرد يا طلاقم داد به وطنم بر مى‏گردم، آيا اين گفته زن سبب مى‏شود كه

وطنش از وطنيّت نيفتد و اگر جهت سر زدن به خانه پدر بيايد نمازش قصر است يا تمام؟

ج: در اين فرض وطن او از وطن بودن نيفتاده هر موقع كه آنجا برود نمازش تمام و

روزه‏اش صحيح است.

س‏167: اگر هنگام رفتن زن به شهر شوهر در ذهنش اعراض و عدم اعراض نبوده، در اين

صورت اگر به خانه پدر سر بزند نمازش قصر است يا تمام؟

ج: تمام است.

س‏168: طلبه‏ها براى تبليغ به شهرستان و روستاها اعزام كه مى‏شوند، آيا مى‏توانند

در طول ماه مبارك رمضان هر روز به شهر بروند كه فاصله آن كمتر از چهار فرسخ است و

برگردند ولى نماز و روزه‏هاشان را تمام بخوانند و بگيرند؟

ج: بعد از قصد اقامه در يك نقطه و خواندن يك نماز چهار ركعتى و يا اصلاً بعد از

اقامه ده روز جريانى پيش آمد كه هر روز كمتر از چهار فرسخ رفت و آمد مى‏كند نمازش

تمام و روزه‏اش صحيح است.

س‏169: بنده قصد داشتم در هر هفته پنجشنبه در يك روستا بمانم و شب جمعه در يك

روستاى ديگر و بقيّه هفته را در قم زندگى كنم، آيا نماز اينجانب در اين دو شب تمام

است يا قصر، جواب مرقوم فرماييد؟


35

ج: اگر شغل جنابعالى اقتضا مى‏كند كه هفته‏اى يك دو شب در سفر باشيد و شغل را در

مسافرت انجام بدهيد، نماز و روزه جنابعالى در سفر اول قصر و در سفر دوّم به بعد

تمام است.

س‏170: تكليف نماز و روزه كسانى كه در مكانى غير از وطن خود سكونت دارند و مشخّص

نباشد چند روز در آنجا مى‏مانند چيست و چنانچه يك يا دوبار قبل از اتمام عشره از

حدّ ترخّص خارج شوند چه وظيفه داند؟

ج: اين افراد اگر قصد اقامه ده روز نكنند نماز و روزه آنها قصر است و در صورتى كه

از اوّل قصد خروج از حدّ ترخّص در ده روز را نداشته يا فقط يك دفعه قصد خروج در ظرف

دو سه ساعته داشته و قصد اقامه كرد ولى بعد از خواندن يك نماز چهار ركعتى قصد كرد

كه از حدّ ترخّص خارج و به مسافت كمتر از چهار فرسخ شرعى كه 22/5 كيلومتر است برود

و برگردد به اين ترتيب به قصد اقامه ضرر نمى‏رسد و نماز و روزه او تمام است هرچند

مكرّر رفت و آمد بكند.

س‏171: شخصى به خيال اين كه رفقايش مى‏خواهند ده روز در مكانى يا شهرى بمانند قصد

كرده كه او هم ده روز در آنجا بماند و بعد از خواندن يك نماز چهار ركعتى فهميد كه

آنها چنين قصدى ندارند، تكليف او چيست؟ اگرچه خودش هم ديگر در آنجا نمى‏خواهد

بماند؟

ج: در فرض مرقوم اگر خودش هم از ماندن منصرف شود، تا مدتى كه در آنجا هست بايد

نماز را تمام بخواند.

س‏172: اينجانب سال گذشته يك روز مانده به ماه رمضان براى ادامه تحصيل به عنوان

دانشجو به خرم آباد رفتم (در ضمن بنده، زاده و ساكن همدان هستم) با قصد 10 روزه و

نماز را هم كامل خواندم و پس از 5 يا 6 روز بعد مشكلى داشتم نتوانستم بمانم و به

همدان باز گشتم و چند روز كه در همدان ماندم قصد سفر دوّم را كردم البته با قصد 10


36

روزه، روزه گرفتم و نماز را هم كامل خواندم و پس از آن سه هفته يك بار يا دو هفته

يك بار يا 45 روزه يا 30 روزه رفت و آمد مى‏كردم و مى‏كنم و از سفر دوّم به بعد

نمازم را كامل بجا مى‏آورم.

الف: با توجه به توضيح فوق در سفر اوّ نماز و روزه‏ام چه حكمى دارد؟

ج: چون قصد اقامه كرده و تمام خوانده‏يد صحيح است و همچنين روزه.

ب: در سفر دوم نماز و روزه‏هايم چه حكمى دارد؟

ج: چون بعد از قصد اقامه تمام خوانده‏ايد و روزه گرفته‏ايد صحيح است.

پ: اينكه تا كنون نماز را كامل خوانده‏ام چه حكمى دارد؟

ج: حكم كثير السفر و تمام خواندن نماز حكم كسانى است كه در فاصله كمتر از ده روز

رفت و آمد مى‏كنند نماز شما قصر است و روزه شما نيز ناتمام است.

س‏173: تعدادى از برادران وظيفه در حين خدمت جهت پاسدارى از حدّ ترخص خارج مى‏شوند

حكم نماز و روزه آنها چيست؟

ج: اگر در يك محل قصد اقامه ده روز كرده و يك نماز چهار ركعتى را خوانده و خروج از

حدّ ترخّص تا موقعى كه 22 كيلومتر و نيم راه نرفته باشد به قصد اقامه او ضرر

نمى‏زند و نماز و روزه او تمام است.

س‏174: سرباز كه اختيار در دست خودش نيست نمازش چگونه است؟

سرباز و غير سرباز در حكم قصر و اتمام فرق ندارند. اگر شرائط قصر نماز و روزه كه

در رساله نوشته شده است در بين باشد قصر وگرنه تمام است.

س‏175: دانشجويى حكم نماز و روزه خود مبنى بر قصد ده روز ماندن در شهرى كه در آن

تحصيل مى‏كنند را نمى‏داند. مستدعى است حكم مسأله را بيان فرمائيد:

ج: كسى كه به اقتضاى شغل خود - كارمند اداره يا دانشجو يا كاسب - در مسافت شرعى كه

22/5 كيلومتر و بيشتر رفت و آمد مى‏كند و ده روز پشت سرهم در وطن خود نمى‏ماند و در


37

مقصد هم ده روز قصد اقامه نمى‏كند در سفر اول نمازش قصر و روزه‏اش رإ؛04ظظ مى‏خورد

و بعداً قضاى آن را مى‏گيرد و در سفر دوّم به بعد نماز او تمام و روزه‏اش صحيح است

و اين جريان ادامه دارد، مگر اينكه دوباره در وطن خود ده روز پشت سرهم بماند يا ددر

مقصد ده روز قصد اقامه كند و بماند در اين صورت در سفر اول قصر و در سفرهاى بعد

تمام است.

س‏176: اگر كسى در ضمن كشاورزى كه در همدان دارد شغل ديگرى داشته باشد كه بخاطر آن

به شهرهاى ديگرى فرضاً مسافرت كند حكم روزه و نماز چنين شخصى چطور خواهد بود؟

ج: در آن مدّتى كه شغل خودش را در ضمن مسافرت انجام مى‏دهد و ده روز پشت سرهم در

وطن خود نمى‏ماند و در مقصد هم ده روز قصد اقامت نمى‏كند در سفر اول نماز و روزه‏اش

قصر است و در سفر دوّم ببعد تمام است.

س‏177: پرسنل محترم يكى از يگانهاى نظامى هفته‏اى يكبار جهت خريد از حدّ ترخّص

خارج مى‏شود تكليف نماز و روزه او چطور است؟

فكر مى‏كنم منظورتان از حدّ ترخّص مسافت شرعى كه 22/5 كيلومتر است مى‏باشد اين

قبيل افراد اگر مرتباً به بيش از مسافت شرعى مى‏روند و بر مى‏گردند كثير السفر

مى‏باشند و نماز و روزه آنها در سفر اوّل كه شروع به اين كار كرده‏اند قصر و در سفر

دوم به بعد تا هنگامى كه ده روز در مقصد قصد اقمه نكنند تمام است و اگر قصد اقامه

كردند و ماندند دوباره در سفر اول قصر و بعد از آن مقام است.

س‏178: اگر دانشجويى در يكصد كيلومترى اصفهان اقامت دارد.

الف: براى امرى مثل امتحان دادن و كارهاى مربوط به دانشجويى‏اش بخواهد به اصفهان

برود نماز و روزه او چه حكمى دارد؟

ج: كسى كه به مناسبت شغلى كه دارد در رفت و آمد است به طورى كه ده روز پشت سرهم در

وطن خود نمى‏ماند و در مقصد نيز ده روز قصد اقامه نمى‏كند در سفر اول نماز او قصر


38

است و روزه‏اش را بايد بخورد ولى در سفرهاى بعد نمازش تمام و روزه‏اش صحيح است.

ب: اگر در همين مسأله بخواهد به عنوان تفريح و غير كار دانشجوئى برود چه حكمى

دارد؟

ج: اگر مسافرت ديگرى كه با اشتغالش مربوط نيست پيش بيايد مثل اينكه به زيارت برود

يا براى تفريح مسافرت كند نمازش قصر و روزه‏اش صحيح نيست.

س‏179: شخصى كارش ملوانى است ولى مدّتى با كشتى باربرى و مدتى در سال با كشتى

ماهيگيرى مسافرت مى‏كند آيا نماز و روزه او تمام است يا قصر؟

ج: در صورتى كه ده روز پشت سر هم در وطن خود نمى‏ماند در سفر اول نماز او قصر است

و در سفرهاى بعد تمام است روزه او نيز به همين حكم است.

س‏180: شخصى است كه شغل او مسافرت است اما در يكى از سفرهايش براى بردن لوازم

خانه‏اش مى‏خواهد به مسافرت برود، تكليف او چيست؟

اگر در اين سفر فقط براى بردن اثاث البيت خود مسافرت مى‏كند نمازش شكسته است.

س‏181: شغل من رانندگى است ولى در يكى از سفرهايم جهت فروش ماشين مسافرت كرده‏ام،

حكم نماز من چگونه است؟

ج: اگر شغل شما رانندگى در مسافت شرعى است و مسافرت كرده‏ايد كه اين ماشين را

بفروشيد و ماشين ديگر تهيّه كنيد چون اين موضوع از لوازم شغل شماست نمازتان تمام

است.

س‏182: شخصى كه كارش ملوانى و رفتن به كشورهاى عربى است اگر به خاطر آوردن قاچاق

دستگير شود و چندين روز به خاطر اين مسئله بين خانه و زندان و انتظامات رفت و آمد

كند در مسافت شرعى آيا اين هم جزء شغل او مى‏باشد و نمازش تمام است يا قصير؟

ج: در فرض مسأله نمازش قصر است.

س‏183: آيا خدمت مقدس سربازى شغل محسوب مى‏گردد؟

ج: شغل محسوب مگردد و اگر براى انجام آن رفت و آمد مى‏كند حكم نماز و روزه او از

مسائل قبل معلوم شد.


39

احكام نماز جماعت

س‏184: در مسجدى نماز جماعت برگزار مى‏شود اگر شخصى يا اشخاصى در آخر مسجد پشت

صفها بطور فرادى نماز بخوانند نماز اين شخص يا اشخاص صحيح است يا خير؟

ج: چون خواندن نماز فرادى با اين وضع يك نوع اهانت به جماعت و امام جماعت تلقّى

مى‏شود صحيح نيست.

س‏185: اگر در مسجدى با خواندن نماز غفيله و تعقيبات بين دو نماز مغرب و عشاء

عده‏اى در مسجد حاضر مى‏شوند ولى اگر دو نماز بلافاصله خوانده شود و نماز غفيله و

تعقيبات حذف شود عده نمازگزاران دو برابر شود (چون در حالت اول به عت اطاه نماز و

گرفتارى تعدادى از مؤمنين، گروهى نمى‏توانند در جماعت حاضر شوند) فضيلت كدام را

بيشتر مى‏دانيد؟

ج: ظاهراً دومى ارجح است.

س‏186: آيا تهمت زدن و افتراء بدون دليلى و فحاشى به حضرات محترم روحانى موجب فسق

و خارج شدن امام جماعت از عدالت مشروطه در امام جماعت مى‏باشد يا خير؟ در ضمن

اقتداء كردن به چنين افرادى چه حكمى دارد؟

ج: موضوعات مزبور در فوق از گناهان كبيره است.

س‏187: اينجانب وارد مسجدى مى‏شوم و مى‏بينم دسته دسته و در جاى جاى مسجد، مردم به

صورت فرادى نماز مى‏خوانند، و آقايى هم در قسمتى از مسجد با چند نفر نماز جماعت

مى‏خوانند، كه عموم اين نماز خوآنهااو را عادل نمى‏دانند و اين وضعيت و برنامه هر

روز مسجد است، اينجانب هم به جهت آنكه عدالت آقا برايم احراز نشده نمازم را مانند

ديگران فرادى مى‏خوانم، آيا نمازم باطل است؟ (ناگفته نماند اين وضعيت به پيش يا بعد

از نماز جماعت نامبرده اختصاص ندارد، بلكه اين نمازها پيوسته خوانده مى‏شود.)

ج: نماز فرادى خواندن در آن مكان كه جماعت اقامه شده است اهانت به جماعت است و

جايز نيست.

س188: با توجه به اينكه ثواب نماز جماعت در مسجد زياد است آيا من مى‏توانم بدون


40

رضايت پدر و مادرم براى نماز به مسجد بروم؟ آنها مى‏گويند نبايد تنها به مسجد بروى

و خودشان هم حاضر نمى‏شوند كه براى نماز با من به مسجد بيايند، لطفاً بفرماييد

وظيفه من چيست؟

ج: در موردى كه مرقوم داشته‏ايد (مورد سؤال قرار گرفته است) اطاعت پدر و مادر لازم

است آنها به طور مسلم بر اساس مصلحت شما حرف مى‏زنند.

س‏189: شخصى در مسجد براى نماز جا مى‏گيرد و مى‏رود وضو بگيرد و شخص ديگر جانماز

او را نار زده و در جاى او نماز مى‏خواند، نمازش صحيح است يا نه؟

ج: معصيت كرده ولى نماز او صحيح است.

س190: مسجدى در يك محل بنا شده فعلاً بدون سقف است شركت خواهران به نماز جماعت در

اين مكان مقدّس چه حكمى دارد؟

ج: اشكال ندارد.

س‏191: در نماز جلوى امام جماعت بلندگو را مى‏گذارند تا با صداى او با شنيدن تكبير

به ركوع و سجده بروند امام جماعت هم با قصد ذكر تكبيرها را مى‏گويد، اين جور نماز

جماعت صحيح است يا خير؟

ج: صحيح است.

س‏192: آيا نمازهاى قضاى ديگرى را مى‏توان اماماً يا مأموماً بإ؛59ظظ جماعت

خواند؟ ج: امام جماعت اگر نماز قضاى ديگرى را به قصد نيابت از او مى‏خواند بايد علم

داشته باشد كه اين نماز از ميّت فوت شده است و احتياطى نيست.

س193: آيا امام جماعت به خاطر نظر مأمومين مى‏تواند سوره خاصى را بخواند؟

ج: اگر در اصل خواندن، قصد قربت است و تعيين سوره خاص تبعى است اشكال ندارد.

س194: آيا در نماز قضاى يوميه‏اى كه احتياطاً خوانده مى‏شود مى‏توان امام جماعت

شد؟

ج: صحيح نيست.

س‏195: آيا امام جماعت مى‏تواند نماز استيجارى را به جماعت بخواند؟ و اقتدا نمودن

به امام جماعتى كه نماز استيجارى مى‏خواند صحيح است؟

ج: در صورتيكه يقين داشته باشد كه از منوب عنه فوت شده و نماز قضا را به نيّت او

به عنوان نيابت بجا مى‏آورد نماز امام و مأموم هر دو صحيح است.


41

س196: آيا مى‏شود نماز ظهر و عصر را به عنوان امام جماعت دوبار خواند؟ اگرچه به

نيت نماز قضا هم نباشد؟

ج: در صورتى كه مأمومين مختلف باشند مى‏شود دو بار خواند.

س197: اين جانب از طرف اهالى محترم منطقه‏اى انتخاب شدم تا بدون عمامه نماز جماعت

برگزار نمايم و شخصى روحانى ادّعا دارند كه چون شما ملبّس نيستيد جايز نيست مردم به

شما اقتدا كنند حال با توجه به اينكه تمام اهالى محترم اين محل بنده را قبول دارند،

از حضرت عالى تقاضامندم جواب اين مسئله را توضيح فرماييد:

ج: داشتن عمامه شرط امامت جماعت نيست، در صورتى كه شخص عادل باشد و امام جماعت

بودن او در محلّ اقامه نماز اهانت به علما نباشد، مى‏تواند امامت جماعت بكند.

س198: امامت جماعت توسط شخص غير روحانى كه شرائط آن را دارا باشد چگونه است؟

ج: در امام جماعت روحانى بودن شرط نيست ولى اگر در بين جمعى شخصى روحانى بشد بهتر

آن است كه جماعت به امامت روحانى برگزار شود و امامت غير روحانى اگر موجب هتك حرمت

روحانى شود حرام است.

س199: آيا زن به طور مطلق (دختر دانشجو، يا دختر طلبه و...) مى‏تواند امام جماعت

باشد؟

ج: امامت زن براى زنان در صورتى كه داراى شرائط نماز جماعت باشند مانع ندارد.

س‏200: كسى اين مطلب را مى‏داند كه عدالت در امام جماعت شرط است، ليكن نمى‏داند

فلان عمل (كه در حقيقت مسقط عدالت است) مسقط عدالت است يا خير؟ مدتى بعد معلوم شد

كه آن فعل مسقط عدالت بوده، نمازهايى كه تا كنون خوانده صحيح است يا خير؟

ج: اگر احراز عدالت امام با يقين به صدور عمل مذكور از او، از اين جهت باشد كه

جاهل به معناى عدالت است، اگر جاهل مقصّر باشد جماعت او صحيح نيست و بايد نماز را

اعاده كند.

س‏201: نماز خواندن پشت سر امام جماعتى كه مأمورم او را به عدالت قبول ندارد ولى


42

از روى مصالح پشت سر او نماز مى‏خواند چه حكمى دارد؟

ج: در اين صورت نماز او باطل است.

س‏202: آيا اقتدا به كسى كه معلّم است و عدالت او براى ما محرز نيست چه حكم دارد؟

ج: عدالت در امام جماعت شرط است و لازم است به عدالت امام جماعت اطمينان حاصل كرد.

س‏203: حقير حمد و قرائت و ركوع را ايستاده انجام مى‏دهم ولى براى انجام سجده به

خاطر خم نشدن پاى خودم كه حين تولّد اين گونه بوده ناگزير انگشت بزرگ دوپا به زمين

نمى‏رسد، آيا مى‏توانم اقامه جماعت نمايم؟

ج: مى‏توانيد اقامه جماعت نماييد.

س‏204: روحانى جانباز يك پايش از زير زانو قطع است و الآن با پاى مصنوعى به طور

معمول نماز مى‏خواند آيا امامت جماعت و نماز قضاى ديگران و نيابت در حجّ‏تبرّعاً يا

به صورت اجير شدن توسط چنين شخصى جائز است يا خير؟

ج: اگر مى‏تواند ايستاده نماز بخواند جائز است كه امام جماعت باشد ولى بقيّه موارد

مذكوره جائز نيست.

س‏205: نظر مبارك حضرتعالى در رابطه با امامت جماعت شخصى كه فاقد دست چپ از بالاى

مرفق است چيست؟

ج: اگر عادل است و نماز خود را بر حسب حال خود صحيح ميخواند، عذر مرقوم در فوق

موجب اشكال نيست.

س‏206: آيا امامت نماز عيد فطر در دو مكان براى دو جماعت مختلف صحيح است يا خير؟

ج: استحباب جماعت دوم مشكل است.


43

احكام روزه

س‏207: پزشكان مريضى را از روزه گرفتن منع مى‏كنند ولى خود شخص مى‏داند كه روزه

براى او ضرر ندارد، چنين مريضى چه بايد بكند؟

ج: اگر گفتار پزشكان حتى احتمال ضرر كه خوف ضرر است را در او ايجاد نكند روزه‏اش

صحيح است و بايد روزه بگيرد.

س‏208: روزه دارى كه وظيفه‏اش تيمّم است چون وقت تنگ است، امّا مسامحه مى‏كند به

خيال اينكه اگر مسواك كند به تيمّم هم مى‏رسد در حال مسواك زدن، اذان صبح هم

مى‏گويند، اين سهل انگارى حكم عمد پيدا مى‏كند يا خير؟

ج: اگر مسامحه كرده است حكم عمد را دارد.

س‏209: آيا چرك گلو روزه را باطل مى‏كند؟

ج: اگر در قسمت بالاى گلو است كه مى‏تواند بدون مشقّت آن را به فضاى دهن بياورد و

بيرون بريزد باطل مى‏كند واگرنه باطل نمى‏كند.

س‏210: استفاده از آمپول‏هايى كه به جاى غذا به كار مى‏رود براى روزه دار چه حكمى

دارد؟

ج: آمپول مطلقاً روزه را باطل نمى‏كند.

س‏211: آيا بودن وسايل غير خوراكى مثل وسايل دندانپزشكى در دهان باعث بطلان روزه

مى‏شود؟

ج: اگر خون كه احياناً در اين قبيل موارد در دهان بوجود مى‏آيد و يا آب كه داخل

فضاى دهان مى‏شود را فرود نبرد روزه‏اش باطل نمى‏شود.

س‏212: برخى از بيماران مبتلا به آسم مجبور به استفاده از اسپرى سالبوتامبول و...

براى باز كردن راه تنفسى مى‏باشند حكم روزه اين دسته بيماران چيست؟

ج: با اكتفا به مقدار ضرورت، روزه‏اش صحيح است.

س‏213: تنقيه ضرورى با چيز روان براى بيمارى كه هيچ منع ديگرى براى روزه دارى

ندارد چه حكمى دارد؟

ج: تنقيه با چيز روان هرچند از روى ضرورت هم باشد روزه را باطل مى‏كند.

س‏214: كسانى كه معتاد به دخانيات (سيگار، قليان) و حتّى مواد مخدّرند (ترياك و


44

اين گونه چيزها) آيا در حالت روزه مى‏تواند به مقدار ضرورت استفاده نمايند و مبطل

روزه نيست؟

ج: نمى‏توانند.

س 215 : سيگار كشيدن و استفاده از مواد مخدر مانند ترياك و غيره شرعا چه صورتي

دارد؟

ج : استفاده از مواد مخدر حرام و سيگار نيز اگر مضر باشد حرام است .

س‏215: آيا حنا گذاشتن به سر و دست و يا ماليدن روغن به بدن يا كرم يا براى زخم

دست و پا دواى مرهم و غير آن گذاشتن آيا موجب بطلان روزه مى‏شود؟

ج: موجب بطلان نمى‏شود.

س217: اگر كسى در ماه مبارك رمضان قبل از اذان صبح از خواب بيدار شود و در خواب

محتلم شده باشد و امكان غسل كردن نداشته باشد حكم روزه اين روز فرد چيست؟

ج: قبل از طلوع فجر بايد تيمم بدل از غسل بجا بيآورد در اين صورت روزه‏اش صحيح

است.

س‏218: آيا دارو ريختن مانند قطره چشم به هنگام روزه باعث باطل شده روزه مى‏گردد؟

ج: اگر به فضاى دهان نرسد روزه را باطل نمى‏كند.

س‏219: شخصى صائم در ايّام ماه مبارك رمضان زير دوش مى‏رود تا غسل انجام دهد فشار

دوش اگر به اندازه‏اى زياد باشد كه تمام سر و گردن را فرا گيرد آيا روزه را باطل

مى‏كند؟

ج: روزه‏اش صحيح است.

س‏220: زنى كه چندين سال يا حامله يا مرضعه بوده و نتوانسته روزه بگيرد و روزه

براى او و يا بچه‏اش ضرر داشته است تكليف او چيست؟ حتّى از خودش مال ندارد كفاره

روزه را بدهد و آيا استمرار مرضعه يا حامله هم حكم مريض مستمر را دارد كه قضاى سال

آخر را بگيرد يا حكم فرق مى‏كند؟

ج: در فرض سؤال قضاى سالهاى قبل ساقط است و فقط اگر ضرر ندارد قضاى سال آخر را

بگيرد ولى هر وقت تمكّن پيدا كرد كفّاره روزه‏هاى سالهاى قبل را بدهد.

س221: اگر شخصى در ماه مبارك رمضان از خواب بيدار شود و غذا بخورد سپس متوجه بشود


45

كه از وقت اذان صبح گذشته است آيا روزه اين فرد صحيح است؟

ج: روزه‏اش صحيح است در عين حال قضاى آن روز هم بر او واجب است.

س‏222: آيا انسانى كه خود روزه قضا دارد مى‏تواند قضاى روزه واجب ميّت را بگيرد؟

ج: نمى‏تواند.

س223: اين جانب در سال 1361 مدتى از ماه مبارك رمضان را در جبهه حقّ عليه باطل

بودم و نتوانستم روزه بگيرم از طرف خانواده در خصوص سنّم اختلاف نظر است دقيقاً

نمى‏دانم در آن ايّام مكلّف بوده‏ام يا خير. تكليف روزه فوت شده چيست؟

ج: چون مكلّف بودن جنابعالى در آن تاريخ مشكوك است قضاى آن روزه‏ها واجب نيست.

س‏224: يك نفر در ماه رمضان به سبب فعل حرام روزه‏اش را باطل كرده و نمى‏دانسته كه

آيا به سبب اين فعل حرام روزه باطل مى‏شود يا خير؟

حالا چه وظيفه‏اى دارد؟

ج: اگر جاهل مقصر است بنابر احتياط بايد علاوه بر اين كه روزه را قضا نمايد، كفاره

جمع انجام بدهد يعنى به شصت فقير به هر يك، يك مدّ گندم يا جو يا قيمت آنها را بدهد

و دو ماه پى در پى هم روزه بگيرد.

س‏225: دختر و پسرى كه مى‏دانستند روزه واجب است ليكن اولياء از روى جهالت و

دلسوزى كه: در اين سن تو روزه برايت واجب نيست، مانع از گرفتن روزه آنها مى‏شدند،

خود آنها هم اهل مسئله نبودند، وظيفه در اين مورد چيست؟ با توجه به اينكه اكنون

قادر بر اداء كفاره نمى‏باشند.

ج: در اين مورد فقط قضا واجب است.

س226: تكليف ورثه نيست به فروض زير چيست؟

الف: شخصى ماه رمضان مريض بوده و مرض ادامه داشته تا اوّل ذى حجّه.

ج: قضا واجب نيست.

ب: شخصى مريض بود و مرض او بعد از رمضان برطرف شد و 15 روز زنده بود و 15 شوال فوت

كرد.

ج: اگر در آن چند روز كه خوب شده مى‏توانسته است قضاى روزه خود را بجا بياورد و


46

بجا نياورد قضا لازم است.

س227: آيا زن مى‏تواند در ايّام ماه مبارك رمضان به خاطر اينكه روزه خود را تمام

بگيرد و قضاء روزه بر گردنش نباشد به خاطر عادت ماهيانه كه به او دست مى‏دهد از قرص

ضدّ حاملگى استفاده نمايد؟

و همچنين درباره روزه مستحبّى و نذر چطور؟

ج: در صورتى كه آن قرص مضرّ نباشد و پس از استفاده از آن در موقع عادت ماهانه هيچ

اثرى از خون مشاهده نشود اشكال ندارد.

س‏228: شخصى در ماه مبارك رمضان در جايى قصد اقامه آن ماه را در آن محل كرده است

ولى هميشه بعد از افطار از حد ترخص خارج مى‏شود اما پس از دو ساعت و نيم يا سه ساعت

به آن محل باز مى‏گردد، وظيفه اين شخص نسبت به نماز و روزه‏اش در آن محل چيست؟

ج: اگر از اول، قصد خارج شدن هر شب را داشته قصد محقق نشده است و بايد روزه‏ها را

قضا كند و نمازش را قصر بخواند ولى اگر از اول قصد خروج را نداشت و قصد اقامه كرد و

يك نماز چهار ركعتى خواند و بعد از آن جريان رفت و برگشت فوق انجام مى‏يابد نماز و

روزه‏اش تمام است.

س‏229: آيا گرفتن روزه قضا در سفر صحيح است؟ يا خير؟

ج: صحيح نيست.

س230: روزه مستحب براى شخص مسافر جايز است يا خير؟

ج:روزه مستحب در سفر جائز نيست.

س231: آيا مسافر مى‏تواند در سفر نذر كند كه مثلاً فردا يا امروز را روزه مى‏گيرم

و بعداً آنروز را روزه بگيرد؟

ج: در سفر نمى‏تواند و اگر بخواهد ميتواند در محلّ خود نذر كند.

س232: زائرانى كه در ماه مبارك رمضان به مكه مكرمه و مدينه منوره سفر مى‏كنند اگر

هنگام غروب در مسجد الحرام و مسجد النبى‏صلى الله وعليه وآله وسلم حضور يابند به

لحاظ اين كه اهل سنت زودتر از ما افطار مى‏كنند، آيا زائران ايرانى مى‏توانند همراه


47

آنان افطار كنند يا خير؟

ج: پيش از مغرب شرعى نمى‏توانند افطار نمايند چون آيه شريفه «و اتمّو الصّيام»

انتهاى روزه را شب معرّفى مى‏كند و بنظر حقير تقيّه مداراتى در افطار روزه، راه

ندارد.

س233: آيا اداى كفاره روزه عمدى يا غير عمدى. و كلّاً تمامى كفارات بايد فورى

باشد؟

ج: وجوب اداى كفاره فورى نيست ولى نبايد مسامحه كند.

س234: زنى كه به واسطه مريض بودن در ماه رمضان روزه نگرفته و تا ماه رمضان بعدى

قضاى روزه‏ها را هم نگرفته يا آنكه بدون عذر معصيت كرده و روزه خود را خورده است

آيا پرداخت كفاره او بر خودش است يا شوهرش؟ و اگر بر خود اوست وقتى كه تمكن بر

كفاره ندارد غير از مهريه‏اى كه از شوهر طلبكار است آيا واجب است از مهريه به

اندازه كافى از شوهر خود گرفته و اداى كفاره نمايد يا خير؟

ج: كفاره بر عهده خود اوست و كفاره واجب است و واجب است كه اقدام و سعى كند هرچند

از مهريه بگيرد و بپردازد.

س‏235: خانمى هستم شصت و چهار ساله كه پنجاه سال پيش در سن 14 سالگى ازدواج كردم و

ماه‏هاى رمضان مادر شوهرم نمى‏گذاشت كه روزه بگيرم زيرا بسيار ضعيف بودم به اين

صورت كه مادر شوهرم سحرها مرا بيدار نمى‏كرد و مى‏گفت تو ضعيف هستى و بايد كار كنى،

نمى‏توانى روزه بگيرى آيا بايد براى هر روز 60 فقير را طعام بدهم؟ امّا اين امر از

عهده بنده خارج است. وظيفه من چيست؟

ج: كفاره هر روزه كه اطعام 60 فقير است بر شما واجب نيست ولى در ماه رمضان‏ها كه

روزه خود را به جهت ضعف و عدم توانائى نگرفته‏ايد اگر تا ماه رمضان بعد قدرت گرفتن

روزه را داشته‏ايد و قضاى آنها را تا به حال نگرفته‏ايد هم قضاى آنها بر شما لازم

است و هم كفّاره تاخير بر ذمّه شما آمده است كه براى هر روز يك مُدّ طعام است ولى


48

اگر ماه رمضان بعد نيز قدرت گرفتن روزه را پيدا نكرده‏ايد هر روز يك مُدّ طعام

بدهيد كافى است و قضا واجب نيست و مُدّ ده سير است.

س‏236: شخصى در اثر بيمارى و يا به واسطه بى توجهى روزه خود را عمداً خورده و الآن

متوجه شده كه اشتباه بزرگى را مرتكب شده است و براى كفاره خود هر روزى 60 مسكين را

بايد اطعام بدهد و ميسّر برايش نيست، ولى دخترى دارد كه داراى چند فرزند است و در

شهرستان زندگى مى‏كند و هر سال يكى دو ماه به خانه پدر مى‏آيد آيا مى‏تواند كه

مخارجات آنها را به جاى كفارات خود حساب كند يا خير؟

ج: در صورتى كه در اثر بيمارى كه روزه مضر بوده است روزه خود را خورده است و يا

بدون توجه بوده كه متلفت نبوده است كه خوردن روزه عمداً كفّاره دارد، كفّاره واجب

نيست و فقط قضاى روزه بر او واجب است و حساب كردن مخارج دختر و فرزندان دختر از

كفّاره روزه كه در فوق مرقوم داشته‏ايد صحيح نيست.

س‏237: شخصى فوت كرده و كفاره عمدى پنج روز ماه رمضان و كفاره قسم و نذر و عهد بر

عهده او بوده وظيفه چيست؟

ج: لازم است ز تركه ادا شود.

س‏238: آيا مظالم و كفارات (مثل كفاره روزه) و صدقات واجبه را مى‏شود به واجب

النفقه داد يا خير؟

ج: نمى‏شود.


49

احكام زكاة

س‏239: اين جانب به ياد دارم كه در زمان قديم پدرم كه كشاورز بود و باغ انگور زياد

داشت به من مى‏گفت كه انگور ما به حدّ زكات رسيده است ولى چون مقروض هستم و نفرات

عائله‏ام زياد است نمى‏توانم زكات بپردازم با توجه به مسئله فوق الذكر من يقين دارم

كه در ذمه پدرم زكات هست و مى‏خواهم آن را بپردازم، حال براى من دو سؤال مطرح است:

1- چه مقدار زكات بايد بدهم، چون مقدار زكاتى را كه در ذمه پدرم بوده نمى‏دانم و

او هم در اين مورد وصيتى نكرده است.

ج‏1: اگر نمى‏توانيد با فكر و بررسى سالها مقدار آن را تعيين كنيد لازم است حدّاقل

را بپردازيد.

2- آيا زكات كه مى‏خواهم بدهم بايد مثل بدهم يا قيمت؟ كشمش بدهم يا پول، و اگر

بايد پول بدهم آيا بايد به قيمت آن سالها حساب شود يا قيمت فعلى؟

ج‏2: مثل را در نظر بگيريد و بپردازيد و يا قيمت مثل امروز را يعنى كشمش تهيّه

كنيد و بدهد و يا قيمت امروز كشمش را بپردازيد.

س240: كشاورزى تراكتورى دارد و آن خراب شده است، مبلغ دويست هزار تومان خرج آن

كرده است، آيا آن مبلغ مذكور ر سر خرمن از گندم كسر نمايد يا خير؟ و ديگر اينكه با

همان تراكتور براى ديگران كار كرده و مبلغ يكصد هزار تومان فايده برده است.

بنابراين آيا ممكن است بگويم صد هزار تومان را جزء مخارج حساب كند؟

ج: فقط مقدارى از تراكتور كه در راه كارهاى كشاورزى گندم استهلاك شده است را

مى‏تواند از نصاب گندم كسر نمايد و آن صد هزار تومان كه به عنوان اجرت كار تراكتور

از ديگران گرفته را بايد به حساب مخارج تعمير تراكتور بگذارد و از مخارج سال محسوب

مى‏شود.

س‏241: در توضيح المسائل فرموده‏ايد كه در موقع پرداخت زكات گندم و جو، مى‏شود

مخارجى را كه براى زراعت خرج كرده‏اند بردارند بعد زكات را بدهند.


50

سؤال اين است كه: اگر كسى مخارجش به اندازه قيمت كاه باشد مثلاً براى زراعت ده

هزار تومان خرج كرده و قيمت كاهى كه از همان زراعت به دست آمده هم ده هزار تومان

است، آيا مى‏تواند مخارج را از گندم و جو حساب كند؟

ج: در آمدى كه از كاه به دست مى‏آيد جزء عايدات است اگر مخارج را از كاه كسر كند

ديگر نمى‏تواند از گندم و جو كسر كند.

س‏242: آيا زكات به مطق سرمايه و ثروت تعلّق مى‏گيرد يا به نُه چيز مذكور در

رساله؟

ج: زكات به همان اشياء مذكور در رساله تعلّق مى‏گيرد.

س‏243: آيا زكات نقدين شامل اوراق نقدينه پول هم مى‏شود؟

ج: نقدين موضوع زكات شامل اوراق نقدى و پول نمى‏شود.

س‏244: آيا ماليات را مى‏توان به جاى ذكات حساب كرد؟

ج: نمى‏توان ماليات را در عرض زكات منظور كرد.

س‏245: اگر كسى مؤونة سالش را نتواند فراهم نمايد و به عسرت بگذراند يا قرض دارد و

نتواند قرضش را اداء كند و مقدارى زكوة هم بر او واجب شده بايد اداء نمايد يا خير؟

ج: در صورتى كه شرايط وجوب زكاة - از جمله رسيدن به حدّ نصاب - در آن مال موجود

است بايد زكاة آن را بدهد.

س‏246: اگر شخصى شب عيد فطر به اشخاص طام دهد نه در خانه خود بلكه در مسجد يا

سالن‏هاى پذيرايى يا جاى ديگر آيا زكاة فطره آنها را بايد بدهد؟

ج: بايد بدهد.

س‏247: اگر شب عيد فطر فرزند در خدمت سربازى يا اينكه در بيمارستان بسترى باشد و

پدر خرج بيمارستان او را بدهد يا اينكه در زندان باشد در اين روض زكاة فطره او بر

عهده چه كسى است؟

ج: فقط در آن صورتى كه در بيمارستان است و پدر خرج بيمارستان او را مى‏دهد بر عهده

پدر است ولى در آن دو صورت ديگر خير.


51

س‏248: پدرى كه فرزندش در شهر ديگرى است حال يا سرباز يا دانشجو و غيره است و

مخارجش را پدر مى‏دهد اگر آن فرزند فطره خويش را بدهد كافى است يا خير؟

ج: اگر نان خور او محسوب مى‏شود و پدر او را وكيل نمايد تا از مال او فطره خود را

بدهد چنانچه اطمينان داشته باشد كه فطره را مى‏دهد كافى است و لازم نيست خودش فطره

او را بدهد.

س‏249: در زكاة فطره آيا كسى كه انسان اجير كرده قو داده كه مخارج او را بدهد فطره

او را بايد داد يا خير؟

ج: اگر شرط كرده كه مخارج او را بدهد و به شرط خود عمل كند و نان خور او حساب شود

بايد فطره او را داد.

س‏250: شخصى چند ساعت قبل از غروب آفتاب شب عيد فطر به ميهمانى مى‏رود لكن براى

فرار از فطره كه به عهده ميزبان است نزديك غروب از منزل خارج شده و بعد از اذان

مى‏آيد آيا با اين حيله فطره را از صاحب خانه ساقط مى‏كند يا خير؟

ج: اگر پيش از مغرب از خانه بيرون رفته به طورى كه در مغرب مهمان او حساب نمى‏شود

زكاة فطره به عهده صاحب خانه نيست.

س‏251: بچّه‏اى كه در شكم مادر است آيا فطريه‏اش واجب است يا خير؟ نظرتان را در

اين مورد بين كنيد.

ج: واجب نيست.

س‏252: اگر كسى كه مقدارى زكاة بر او تعلق گرفته، آيا مى‏شود از فرش‏هايى كه چند

سال د خانه خود از آنها استفاده كرده به عنوان زكاة به مسجد بدهد و براى خود فرش نو

تهيه نمايد؟

ج: اگر فرش براى مسجد مورد احتياج است زكاتى كه بر او واجب است حساب كند و فرشها

را از آن بابت بدهد جائز است.

س‏253: آيا مقلّدين حضرتعالى مجازند كه زكات فطره خود را به امور ساخت مسجد اختصاص

دهند؟

ج: مجازند اقدام بفرمايند.

س‏254: الف: آيا براى تأسيس يك كتابخانه جهت استفاده مردم مى‏شود از زكات، كتاب و


52

كمد خريدارى كرد؟

ج: اگر مورد احتياج عموم است مى‏تواند.

ب: آيا مى‏تواند خود نيز به عنوان يك عضو از آن كتابخانه بهره بردارى نمايد؟

ج: بعد از اداى زكاة با شرط مذكور مى‏تواند.

س 255 : در بعضي از مساجد پولهايي به عنوان فطره و يا صدقات و غيره در صندوق جمع

آوري مي شود ، آيا مي توان وجوه مذكور را در اموري راجع به مسجد از قبيل تعميرات و

يا مصرف آن در كلّيه چيزهاي مربوط به مسجد صرف و خرج نمود يا خير ؟

ج : صرف زكاه فطره براي مسجد جائز است كه باري تعمير يا تاسيس مسجد خرج شود ولي

صدقات را بايد به فقرا داد .

س 256 : احتراما به نظر حضرت عالي مي رسانيم كه از طرف اهالي روستايمان به علّت

داشتن مشكلات فراوان مخصوصا مشكل نبود آب كه زن و بچه هايمان از 3 كيلومتري روستا

آب مي آورند و امسال تصميم گرفته ايم با توفيق خداوند دست به دست همديگر بدهيم و به

روستا آب بياوريم و لذا اجازه مصرف زكاه فطره را در اين مورد تقاضامنديم .

ج : اشكال ندارد ، در راه مذكور و فوق مصرف كنيد .


53

احكام خمس‏

س257: باغى دارم كه در بين درختان آن، نهال خودرو عمل مى‏آيد و بنده سال به سال

آنها را مى‏فروشم، اين عايدى جزو دآمد سال حساب مى‏شود يا بايد فورى تا مى‏فروشم

خمس آنها را بدهم؟

ج: لازم است هر سال نموّ درختان و ارزش آنها را و درخت هايى را كه قطع مى‏كنيد همه

را جزء درآمد سال حساب كنيد.

س‏258: شخصى است شاغل كه در ضمن شغل خويش، داراى 60 عدد كندوى زنبور عسل مى‏باشد،

ارزش هركدام از كندوها بين 5 تا 10 هزار تومان مى‏باشد. كه فعلاً آنها را از او به

اين قيمت مى‏خرند. آيا در سر سال خمس خود، خمس به اين كندوها تعلّق مى‏گيرد يا خير؟

ج: كندوى زنبور عس مانند سائر اموال است در صورتى كه آنها را با تلاش و زحمت (نه

از راه ارث و يا هبه) تهيه كرده است اگر پيش از آنكه سال خمسى او برسد همه آنها يا

مقدارى از آنها با عسلى كه از آنها به دست مى‏آيد را بفروشد و قيمت آنها را در راه

تهيّه مؤنه زندگى خود خرج كند خمس ندارد ولى اگر بماند تا سال خمسى او برسد اموالى

است كه از مؤنه زندگى او اضافه آمده است و خمس بر آن تعلق مى‏گيرد. البته با

استفاده از عسل آنها در بين سال براى خوردن خود و عائله و مهمانهايش به اندازه

متعارف خمس بردارد.

س259: شخصى ماشين سوارى برايش ضرورى است آيا مى‏تواند از طريق جمع كردن درآمد در

طول چند سال اين ماشين را تهيه كند و در صورت جمع كردن، آيا خمس تعلّق مى‏گيرد يا

خير؟

ج: در فرض مسأله فقط درآمد سال آخر براى خريدن ماشين از خمس مستثنى است ولى بايد

خمس درآمدهاى سالهاى قبل را بپردازد.

س‏260: شخصى است هم كشاورزى دارد و هم چند رأس دام دارد دامها به حدّ نصاب نمى‏رسند


54

كه زكات آنها را بدهد و دامها نيز معلوفه هستند و حال اگر اين شخص بخواهد، خمس مالش

را بدهد چه كار بايد بكند، آيا به درآمد كشاورزى و درآمد و منفعت دامها خمس تعلّق

مى‏گيرد و اگر سال اول خمس داد و سال دوم تعداد دامها تغيير نكرد از نظر عدد ولى از

نظر قيمت، آنها بالا رفت آيا بازهم خمس به اضافه قيمت آنها تعلّق مى‏گيرد يا خير؟

ج: در صورتى كه عائدات از هر راهى كه مشروع بوده و از مخارج سالانه اضافه باشد

بايد خمس بدهد و اضافه قيمت نيز در سالهاى بعد خمس دارد.

س‏261: من باغى دارم و سالانه تعدادى نهال ميوه در آن مى‏رويد و سه ساله كه بشوند

آنها را مى‏فروشم آيا خمس آن را سر سالم بپردازم يا همان وقتى كه فروختم؟

ج: در آخر سال خمسى خود بايد قيمت آنرا در نظر بگيريد و خمس آنرا بپردازيد.

س‏262: شخصى است دامدار و كشاورز و دامهاى او نيز به حدّ نصاب نمى‏رسند و اين شخص

علاوه بر كاه و علوفه‏اى كه از كشاورزى خود به دست مى‏آورد مقدارى كاه و علوفه نيز

خريدارى مى‏كند و هنگام پايان سال مقدارى از كاه و علوفه اضافه مى‏آيد وظيفه اين

شخص براى خمس دادن چيست؟ آيا خمس به مقدارى كه مال كشاورزى خودش مى‏باشد تعلّق

مى‏گيرد يا به مقدارى كه خريده شده يا به هر دو و اين در صورتى است كه هر دو كاه

يعنى كاه كشاورزى خودش و كاه خريدارى شده با هم مخلوط شده‏اند؟

ج: مجموعه درآمد سالانه با مجموع مخارج سال مقايسه مى‏شود هرچه كه اضافه باشد خمس

دارد.

س263: آيا چيزى كه مؤونه سال بوده است مانند خانه يا فرش و يا كتاب و وسائل و

لوازم ديگر به همين جهت هم در سرسال خود در موع خمس آن را به حساب نياورده است امّا

بعد از گذشتن سال، آن را مى‏فروشد، خمس به آن تعلق مى‏گيرد يا خير؟

ج: در فرض سؤال چنانچه بعد از گذشتن سال آن را بفروشد در غير خانه خمس بر آن تعلق


55

نمى‏گيرد و در خانه نيز اگر خانه خود را مى‏فروشد تا خانه ديگرى را بخرد خمس بر آن

تعلّق نمى‏گيرد ولى در غير اين صورت بايد خمس پول خانه را بدهد.

س‏264: احتراماً بدين وسيله مشروح حركات و معاملات اقتصادى كه در فاصله 3 سال اخير

خمسى خود انجام داده‏ام جهت اطلاع از ميزان بدهى خود بر اساس فتواى آن حضرت به

استحضار عالى مى‏رساند:

اولاً- در ابتداء رمضان سال 1416 ه ق چون ابتداء كار و شغل جديدم بود مبلغ دويست

هزار تومان بابت خمس يك ميليون تومان موجودى نقد و وسائل دفتر دست گردان نموده و

ميزان بدهى از مبلغ مزبور را نيز چندى پيش تحويل دفتر آن حضرت دادم.

ثانياً- قبل از حلول سال خمسى 1417 ه ق منزلم را با توجّه به سودى كه مى‏كرد و در

آن محل راحت نبودم به مبلغ 000/17500 تومان فروختم و نيز ماشينم را كه اقساط خريده

بودم به نقد فروختم و بإ؛باظظ مقدارى قرض مجموعاً000/28500 تومان محل سكونت جديدى

در شأن خود و خانواده مهى كردم و مجدداً نيز ماشين جديدى به اقساط با توجّه به

اعتبار خود برداشتم و در طول سال 1417 ه ق تا 1418 مشغول پرداخت اقساط و بدهى ملك و

ماشين بوده و اخيراً نيز با اتمام بدهى و پس انداز ديگرى كه داشتم ماشين اقساطى

مزبور را به نقد به مبلغ 000/3500 تومان فروخته و با استقراض مجدد 000/5000 تومان

ماشينى در شأن خانواده و خود به مبلغ 000/11000 تومان ابتياع نمودم عليهذا با عنايت

به اينكه:

1- با ارتحال حضرت امام رحمة اللّه عليه با اجازه مجتهدين حاضر سال 1416 و 1417

ه'ق را بقاء بر ميّت بودم.

2- حدود سه ماه است كه قبل از حلول رمضان 1418 ه'ق براى عمل احكام به حضرتعاى رجوع

كرده‏ام.

3- در حال حاضر مبلغ چهار ميليون تومان مقروض بوده و يك ميليون تومان مطالبه دارم.

على هذا مستدعى است مرقوم فرمائيد كه به مبالغ سود حاصل از فروش منزل و اتومبيل در


56

سال 1417 ه'ق خمس تعلّق مى‏گيرد يا خير (با قيد به اينكه قبل از حلول سال خمسى پس

انداز خود را نيز با وجوه حاصل از روش جمع نموده و معامله نمودم).

و در سال 1418 كه هم اكنون در آستانه حلول ماه مبارك رمضان و سال خمسى مربوطه

هستيم و قبل از حلول سال مزبور به آن حضرت در ارتباط با تمام مسائل شرعى و احكام من

جمله خمس رجوع نمودم چقدر خمس بدهكار مى‏باشم؟

ج: مؤنه زندگى - يعنى لوازم خانگى - از تعلّق خمس مستثنى است و خمس بآن تعلّق

نمى‏گيرد. چه اينكه مثل خانه و ماشين عيناً باقى بماند ى اينكه آنرا بفروشيم و از

پول مؤنه آن زندگى ديگرى فراهم كنيم. بنابراين بر حسب مرقوم جنابعالى چيزى از بابت

خمس بدهكار نيستيد ولى دو مطلب را لازم است در نظر بگيريد:

ج‏1 - در مؤنه لازم است اكتفا شود بآنچه كه مورد احتياج است و با موقعيت شخص نيز

متناسب است. بنابراين اگر با ماشينى كه قيمت آن مثلاً پنج ميليون تومان است بتوانيم

احتياج خود را رفع و موقعيت خود را حفظ كنيم يك ماشين 11 ميليون تومانى فراهم كنيم

آن شش ميليون تومان اضافى خمس دارد.

ج‏2 - قرض هر سال جزء مؤنه آن سال است امّا قرضى كه بايد سال آينده آنرا بپردازيم

جزء مؤنه آن سال است امّا قرضى كه بايد سال آينده آنرا بپردازيم جزء مونه امسال

نيست و جزء مؤنه سال آينده است.

س‏265: اگر انسان وسيله نقليه خود كه مورد نيازش مى‏باشد در بين سال بفروشد و تا

پيش از رسيدن سال مجدّداً وسيله نقليه ديگرى خريدارى كند آيا بايد خمس پول را بدهد

يا اصلاً خمس ندارد؟

ج: در صورتى كه مورد احتياج و مطابق شأن و موقعيت اوست خمس ندارد به شرطى كه از

درآمد در بين سال تهيه شده و پول آن يك سال كنار نمانده باشد.

س‏266: افرادي كه خانه خودشان را مى‏فروشند و تبديل به پول مى‏نمايند آيا منتظر

رسيدن سال باشند تا اينكه خمس آن را پرداخت نمايند يا به محض فروختن خانه و تحويل


57

گرفتن پول خمس به آن تعلّق مى‏گيرد؟

ج: اگر بعد از فروختن خانه پول آن را در تهيّه مؤنه زندگى و لوازم مورد احتياج خود

قبل از رسيدن سال خمسى خرج كردند خمس ندارد و اگر خرج نكردند و نگاه داشتند تا آخر

سا بايد خمس آن را بپردازند.

س‏267: آيا كتبى كه در مدّت يك سال مطالعه نشده خمس تعلّق مى‏گيرد؟

ج: اگر در مظانّ مطالعه نيست و زائد به حساب مى‏آيد جزء مؤنه نيست و در صورتى كه

از راه هبه و ارث به دست نيامده خمس به آن تعلّق مى‏گيرد.

س‏268: فردى مالياتهاى دولت را به صورت چك پرداخت مى‏نمايد، البتّه بعد از سال

خمسى. حال وقتى سا خمسى بعد كه رسيد چكهايى كه به اقساط داده و بدهكار است را به

عنوان مقروض بودن مى‏تواند از سرمايه كسر نمايد؟

ج: مالياتى كه اين سال بايد پرداخت شود جزء مؤنه امسال است و مى‏تواند كسر نمايد.

س‏269: اين جانب يكى از مقلدين حضرتعالى در همدان بوده و معلم مى‏باشم نظر به

پرداخت وجوهات ماليه (خمس و زكات) و وجوب آن به فتواى عموم علما اعلام سال قرار

داده بودم ولى متأسفانه به سبب گرانى ارزاق و بالا بودن سطح مخارج در پايان سال

چيزى اضافه نكرده بلكه كسر هم آورده‏ام ولى مايلم جزو پرداخت كنندگان وجوهات و

مشمول دهندگان زكات كه از صفات مؤمنان و شيعيان ائمه اطهار عيلهم صلوات اللّه

مى‏باشد قرار گيرم آيا مى‏توانم به صورت اقساطى ماهيانه عشر (يك دهم) آن را كنار

گذاشته و در هر ماه به نماينده آن حضرت جهت مصارف حقوق و وجوهات ماليه پرداخت

نمايم؟ و آيا اين مقدار كفاف خمس و زكات خواهد داد يا هنوز بدهكار محسوب مى‏گردم با

توجه به اينكه نمى‏خواهم مسايل خمس و زكات را عوض نموده بلكه جهت تسهيل در پرداخت ن

اينطو عمل نمايم.

ج: در صورتى كه عائدات سالانه جنابعالى از مخارج سالانه شما بيشتر نباشد - كه در


58

نامه خود مرقوم داشته بوديد - به اموالتان خمس تعلّق نمى‏گيرد چنان كه زكاة هم به

اشياء خاصّى تعلق مى‏گيرد كه در رساله ذكر شده است و مراجع مى‏فرماييد.

و در فقه شيعه هم مالياتى به عنوان عشريه به خصوص نداريم ولى كسانى كه بخواهند به

عنوان انفاق مالى در راه اسلام گام بردارند و خدماتى انجام بدهند تا از اين راه به

خداوند متعال تقرّب بجويند عناوينى از قبيل متصدقين يعنى تصدّق دهندگان و محسنين

(نيكوكاران) داريم، جنابعالى مى‏توانيد با دادن صدقات و كمك به افراد محتاج و

مستمند نام خود را در ديوان الهى تحت اين عناوين ثبت نماييد و همينطور مى‏تواند در

ساختن مسجد يا حسينيه و امثال آن نيز شركت نماييد.

س‏270: ماشينى كه سرمايه شخصى است نياز به تعمير داد كه با آن امرار معاش كند.

يكصد هزار تومان از پول خمّس خرج كرده آيا مى‏تواند از درآمد سال آن را كسر كند؟

ج: مخارج تعمير آن جزء مؤنه است و مى‏تواند كسر كند.

س‏271: شخصى است داراى يك دستگاه مينى‏بوس مسافر كشى اگر بخواهد خمس ماشين را بدهد

آيا به خود ماشين نيز خمس تعلّق مى‏گيرد؟ (يعنى قيمت ماشين)؟

ج: اگر آن ماشين وسيله امرار معاش آن شخص است و منبع درآمدى غير از آن ندارد به آن

اندازه‏اى كه امرار معاش به آن بستگى دارد خمس تعلّق نمى‏گيرد ولى به اضافه برآن

خمس تعلّق مى‏گيرد مثلاً اگر نصف يك ثلث آن ماشين براى امرار معاش كافى است اضافه

بر آن، خمس دارد.

س‏272: فردى باغى را احداث مى‏كند تا اين كه ميوه آن را بفروشد و از قيمت آن

استفاده نمايد آيا به خود اين باغ خمس تعلّق مى‏گيرد؟

ج: در فرض سؤال، آن باغ حكم سرمايه را پيدا مى‏كند و بايد فقط خمس ميوه و نموّ

درختان را بدهد. و اين در صورتى است كه درآمد آن باغ بيش از احتياج زندگى او نباشد

وگرنه اضافه بر آن خمس دارد.


59

س‏273: اشخاصى كه حقوق بگير دولت هستند اگر حقوق در حساب بانكى آنها واريز شود آيا

به مجرد واريز در حساب آنها واريز شود و قبض نكنند و سال خمس آنها برسد بر آن خمس

تعلّق مى‏گيرد يا اينكه خمس واجب نيست تا قبض شود؟

ج: به مجرّد واريز در حساب مالك آن مى‏شوند و اگر از مخارج ساليانه آنها اضافه است

خمس دارد.

س‏274: نظر مبارك در مورد خمس شهريه چه مى‏باشد؟

ج: به شهريه خمس تعلّق نمى‏گيرد.

س‏275: اگر مالى سال اول خمس آن داده شود در سال دوّم نيز به آن خمس تعلّق مى‏گيرد

يا خير؟ در صورت اضافه قيمت آيا بازهم در سال دوّم خمس تعلّق مى‏گيرد يا خير؟ آيا

خمس فقط به اضافه قيمت تعلّق مى‏گيرد در سال دوّم يا به كلّ آن مال؟

ج: خمس هر مالى يك دفعه واجب است ولى به اضافه قيمت نيز خمس تعلّق مى‏گيرد.

س‏276: اگر كسى جنسى را براى تجارت خريد و قيمت آن جنس بالا رفت ولى آن را نفروخت

و اتفاقاً در بين سال قيمتش پايى آمد، حكم خمس چنين جنسى را مرقوم فرماييد:

ج: خمس مقدارى كه بالا رفته بر او واجب نيست در صورتى كه به طور متعارف عم كرده و

مسامحه در فروختن آن جنس نكرده باشد.

س‏277: به زمين‏هاى آبى كه احيا شوند خمس تعلق مى‏گيرد يا خير؟

ج: كليه چيزهايى كه انسان در راه تحصيل آن كوشيده و به آن دست يافته است پس از

استثناى مخارج سال، خمس دارد.

س‏278: اگر صغير مقدارى پول دارد آيا بايد خمس آن را پررداخت و اگر مى‏بايست

پرداخت شود اين وظيفه به عهده چه كسى است؟

ج: اگر از راه كسب به دست آمده بعد از گذشت سال بايد خمس پرداخت شود و بعهده ولى

اوست كه از مال صغير آن را بپردازد.

س‏279: اين جانب با فروش اثاثيّه و قرض و سرمايه مقدار چهارصد هزار تومان در بانك


60

مسكن واريز نمودم تا بانك نيز در عوض 5 برابر موجودى به بنده وام بدهد و اكنون مدّت

دو سال است در بانك مى‏باشد تكليف خمس آن چيست؟ ضمناً مقدارى از پول مربوط به

اثاثيه اهدائى بوده.

ج: بر هديه خمس تعلّق نمى‏گيرد و امّا غير از هديه چون سال از آن گذشته است بايد

خمس آن داده شود.

س‏280: آيا مبالغى كه در بنك به عنوان سپرده (سه ساله، پنج ساله) دراز مدت از طرف

شخصى در اختيار بانك قرار مى‏گيرد با توجه به انيكه سود بانكى آن به هر اندازه كه

شد صرف امرار معاش مى‏گردد ولى اصل پول در بانك مى‏ماند يعنى صاحب پول آن را از

بانك طلب دارد آيا آن پول خمس دارد؟

ج:چون از مخارج سال اضافه آمده است خمس دارد.

س‏281: پولهائى كه در بانك به عنوان قرض الحسنه پس انداز مى‏باشد آيا خمس دارد؟

ج: اگر پولى باشد كه قبلاً تخميس نشده و نيز يكسال بر آن گذشته باشد و زايد بر

مخارج سال باشد خمس دارد.

س‏282: شخصى است يكصد هزار تومان از شخصى طلبكار است و از طرف ديگر سيصد هزار

تومان قرض دارد، آيا در يكصد هزار تومان خمس تعلّق مى‏گيرد، جواب مرقوم فرماييد.

ج: اگر سيصد هزار تومان را بايد در همان سالى بپردازد كه يكصد هزار تومان را طلب

دارد و سيصد هزار تومان قرض نيز از جهت خرج در مؤنه زندگى به ذمه او آمده است صد

هزار تومان طلب، خمس ندارد.

س‏283: زمين‏هايى كه خريده شده و چند سال هم از خريد آن گذشته خمس دارد يا خير؟

ج: زمينى را كه خريده و نگهداشته پس از گذشت يك سال خمس به آن تعلّق مى‏گيرد مگر

اينكه تهيّه براى خانه مسكونى به قدر احتياج راهى جز نگهداشتن اين زمين و ساختن

خانه در آن وجود نداشته باشد.

س‏284: شخصى در شهرستان سكونت دارد ولى اينجا هم (قم) زمين دارد حالا تصميم ساختن


61

زمين را جهت ساختمان و نقل مكان دارد و آن زمين را 5 سال قبل خريده، آيا به اين

زمين خمس تعلّق مى‏گيرد؟

ج: در صورتى كه در آن شهرستان خانه داشته و فعلاً تصميم گرفته كه در اين زمين خانه

بسازد آن زمين خانه بسازد آن زمين خمس دارد.

س285: پولهايى كه به مسجد مى‏دهند وجوهات اين پولها داده نشده است، آيا مى‏شود همه

اين پولها را در مسجد خرج كرد ياخير؟

ج: تا علم نداشته باشيد كه به اين پول عيناً خمس تعلّق گرفته است مى‏توانيد آن را

در مسجد خرج كنيد و اگر علم پيدا كرديد بايد به مجتهد مراجعه كنيد.

س‏286: شخصى از دنيا رفته و وصيّت هم كرده و صغير هم ندارد. فرزند بزرگ او مبلغى

را از خودش خرج كرده و بعد از مراسم تدفين و... از اموال ميّت كه فروخته‏اند براى

خود برداشته، امّا مال اين پسر بزرگ مشخص نيست كه خمس و سهم داشته يا خير؟ احتمال

دارد مخلوط باشد و احتمال دارد نباشد. حال در صورت مخلوط بودن، خمس و سهم به گردن

چه كسى است؟ بر گردن پسر بزرگ يا وارث ديگر؟

ج: در هر موردى كه علم به تعلق خمس نباشد اشكالى در بين نيست و خرج كردن بلا مانع

است و در غير اين صورت هر كسى را كه علم داريد خمس به مال او تعلّق گرفته است خمس

از مال او بايد داده شود.

س‏287: اشخاصى كه سال ندارند و وجوهات نمى‏پردازند، اينها در ايّام دهه محرّم و يا

ماه مبارك رمضان جهت تعمير مجد و يا احداث آن كمك مى‏نمايند، 100 هزار و يا 200

هزار تومان، آيا به اين مبالغ وجوهات تعلّق مى‏گيرد يا خير؟

ج: اگر معلوم نيست به عين اين مال كه به عنوان كمك به مسجد داده است خمس تعلّق

گرفته باشد صرف آن مال در مسجد اشكال ندارد و اگر معلوم باشد به اين پول خمس تعلّق

گرفته است نمى‏تواند آن را براى مسجد خرج كند و اگر اين كار را كرده است بايد با

مجتهد در ميان بگذارد.


62

س‏288: كسانى از فرقه على اللّهى (اهل حقّ) جهت مساجد و يا مبلّغين اسلامى كه در

آن منطقه تبليغ مى‏نمايند پولهايى مى‏پردازند، آيا به اين پولها وجوهات تعلّق

مى‏گيرد يا خير؟

ج: تعلّق نمى‏گيرد.

س‏289: ديه‏اى كه شخص از جانى مى‏گيرد خمس دارد؟

ج: خمس ندارد.

س‏290: اگر طلا و اشياء قيمتى كه به عروس داده‏اند و قبض و اقباض شده بعد از مدتى

مثلاً پنج سال واقع شد يا شوهر از دنيا رفت حكم آن چه مى‏شود آيا دهندگان مى‏توانند

پس بگيرند مثلاً پدر شوهر مى‏گويد من به خاطر اينكه عروسم بودى خريدم حالا به علّت

طلاق يا فوت كه ديگر عروسم نيستى آنها را مى‏خواهم. وظيفه شرعى خمس در مورد فوق

چيست و به عهده چه كسى است؟

ج: هبه خمس ندارد و آنها كه هبه كرده‏اند تا عين باقى است در اين فرض مى‏توانند

بگيرند ولى اگر از بين رفته است و اكنون عين آنها موجود نيست نمى‏توانند پس بگيرند.

س‏291: زمين‏هايى كه به ارث رسيده خمس دارد و بر وارث واجب است كه خمس آنها را

بدهد يا خير؟

ج: ارث خمس ندارد مگر اينكه بدانيم كه ارث گزار خمس نداده است.

س292: كتابهائى كه به انسان هديه مى‏دهند آيا خمس دارد؟ اگر با پول هديه داده شده

خريدارى شود چطور؟

ج: هديه خمس ندارد.

س‏293: شخصى يك ماشين تاكسى كه پسرش راننده اوست و يك باب خانه هم كه پسرش ساكن

است. جزء لوازمات زندگى دانسته و عقيده دارد خمس به آنها تعلّق نمى‏گيرد، لطفاً نظر

شريف را بيان داريد؛

ج: در صورتى كه آن ماشين و خانه را به پسر خود هبه كرده است و عقد هبه با شرائط

خود محقق شده و قبض هم صورت گرفته است چون از ملك خود خارج كرده است خمس ندارد.

البته اين حكم هم در صورتى است كه قبل از گذشت سال هبه كرده باشد و در غير اين صورت

خمس به آن تعلّق مى‏گيرد.


63

س294: اگر انسان براى خريد جهيزيه مبلغى پول كنار بگذاد و سال بر آن بگذرد خمس آن

واجب است يا خير؟ با توجّه به اينكه نمى‏تواند وسائل جهيزيه را از درآمد بين سال

خريدارى نمايد؟

ج: با قصد مذكور و به اندازه احتياج و متعارف باشد خمس ندارد.

س‏295: شخصى مقدارى پول مخمّس دارد (كه خمس آن را سال قبل پرداخته) و سال بعد

مقدارى از آن را صرف كرده آيا آخر سال خمسى مى‏تواند كسرى آن مال مخمّس را جبران

كند؟

ج: بلى مى‏تواند.

س‏296: شخص زارع چند قطعه زمين براى زراعت خريده، بعضى را ده سال و بعضى را پنجسال

و بعضى را دوسا قبل، نظر به انيكه زمين زراعت جزء سرمايه زراعت محسوب مى‏شود، آيا

قيمت فعلى آنها را به حساب بياورد يا قيمت روز خريد را؟

ب: شخصى چند سال قبل ماشين باربرى براى باربرى و كسب، خريده، آيا قيمت روز خريد را

حساب كند يا قيمت فعلى آن را به حساب بياورد؟ ضمناً فرض مسئله در صورتى است كه تا

به حال حساب سال خمس در كار نبوده است.

ج: آن مقدار از زمين كه اداره امور زندگى به اندازه احتياج خود بر آن متوقف است و

بدون آن زندگى آن مختل مى‏شود در صورتى كه آن را به تدريج از راه كسب و كار به دست

آورده و پول آن يكسال قبلاً در كنار نمانده است جزء مؤنه است و خمس ندارد و اضافه

بر آن خمس دارد و بايد بپردازد و قيمت فعلى را بايد در نظر بگيرد نه قيمتى كه خريده

است.

و همينطور است ماشين و غيره.

س‏297: شخصي چند سالي با كسي شريك بوده ، كه هيچ كدام خمس نمي دادند و هر سال بعد

از برداشت سهم ، از مال خمس نداده براي سال بعد سرمايه گذاري مي كردند ، حالا بعد

از گذشت مدتي آن فرد از شريك خود جدا شده و وجوهات سهم خود را داده است ، آيا تصرف

در آن براي او بدون اشكال است ؟

ج : بدون اشكال است .


64

س298: بنده ساكن يكى از روستاهاى كبوترآهنگ هستم و چند سال پيش در شهر همدان

خانه‏اى خريده‏ام و يك اطاق آن را براى خودم براى مواقعى كه به شهر مى‏روم اختصاص

داده‏ام و بقيّه را اجاره داده‏ام بفرماييد آيا به خانه مزبور خمس تعلّق مى‏گيرد،

لازم به ذكر است در اين مدّت چند سال اصلاً خمس نداده‏ام، اگر خمس تعلّق بگيرد بايد

خمس سالهاى قبل را هم بدهم يا خمس امسال را؟

ج: اگر غير از اين خانه، خانه ديگرى داريد و اين خانه مورد احتياج شما نيست، بايد

خمس اين خانه را بدهد و يك مرتبه خمس خانه كافى است و غير از آن خانه در اموال ديگر

اگر يقين به ندادن خمس داريد بايد ادا كنيد.

س‏299: كسى كه سال خمسى نداشته و مقدارى صرف ساختمان مسجد و حسينيه و بيمارستان و

حمّام و اسفالت خيابان نموده آيا به پول آنها خمس تعلّق مى‏گيرد؟

ج: در صورتى كه اين مخارج از عائداتى كه يكسال بر آن نگذشته است انجام گرفته است

خمس ندارد ولى اگر پس از انقضاى سال بوده است اول بايد تخميس شود سپس در اين

موضوعات خرج شود.

س 300: 1- شخصى داراى 20 عدد گوسفند است، خود آن شخص 40 ساله است از اول عمر هيچ

خمس و سهم امام‏عليه‏السلام نداده، اگر كسى بگويد حساب كنيد، صاحب مال مى‏گويد:

يونجه و سبوس و جو مى‏خرم و خرجى مى‏دهم و حساب نمى‏كنم.

2- شخصى ديگر 25 عدد گوسفند و يك عدد گاو شيرى دارد و همچنين مى‏گويد من بدهكار

هستم چگونه حساب كنم.

3- شخص ديگر مى‏گويد من مقدارى گاو و گوسفند كه دارم، عيال زياد دارم خرج خانه و

عيال كفايت نمى‏كند چگونه حساب كنم اين مذكورات را جواب فرماييد، و اينها هيچ كدام

از اول عمر هيچ خمس و سهم امام واريز نكرده‏اند. وظيفه اين سه را بفرماييد.

ج: در رابطه با سه سؤال مذكور، جواب اين است كه خمس بر افرادى واجب است كه عائدات


65

سالانه آنها بيش از مخارج سالانه باشد و اين قبيل افراد بايد عائدات سالانه و مخارج

سالانه خود را با هم مقايسه كنند و خمس اضافه را بپردازند و در مواردى كه مقدار

معلوم نيست با مجتهد مصالحه نمايند.

س‏301: مادر بنده نسبت به مسأله خمس آگاهى نداشته و سال قرار دادن را اصلاً

نمى‏دانسته و 3 سال پيش، 200 هزار تومان را كه مربوط به 5 الى 6 سال پس انداز بوده

به بانك سپرده و اصلاً نمى‏داند كه هر سال چقدر جمع كرده تا نهايتاً به اين مبلغ

رسيده و امسال هم سود آن را جهت زيارت به مشهد مقدس خرج نموده و حال كه آگاه شده

نمى‏داند تكليف چيست؟

ج: اگر مبلغ مذكو از راه هبه به دست آمده است خمس ندارد و اگر از راه كسب و تلاش

به دست آمده است هر مقدار را كه يقين دارد از مخارج سال اضافه آمده است خمس دارد.

س‏302: زنى كه در شهر غريبى مهمان برادرش يا فاميل ديگرى است كه خانه را با پول

خمس نداده خريده آيا نماز خواندن زن اشكال دارد؟

و اگر نداند كه آيا با پول خمس داده خريده يا نه يا شرايط پول او طورى بود كه خمس

تعلّق گرفته يا نه و به هر حال نداند كه آيا خمس داده يا نه نمازش اشكال دارد؟

ج: اگر مى‏داند كه عين مال خمس نداده را بهاى آن خانه قرار داده نماز خواندن در آن

بدون اجازه مجتهد اشكال دارد و اگر خانه را به مافى الذمّه خريده نماز خواندن اشكال

ندارد چنانكه اگر نداند هم اشكال ندارد.

س303: آيا مى‏توان در منزل كسى كه خمس مالش را نمى‏پردازد غذا خورد و بعد خود

انسان مقدار خمس غذاى مصرفى را پرداخت نمايد؟

ج: اگر بداند در عين آن مال كه مورد تصرف او قرار مى‏گيرد خمس هست بدون اجازه ولىّ

امر خمس كه فقيه است تصرف جائز نيست و اگر تصرف كرد بايد به آن مقدار به فقيه

بپردازد.


66

س‏304: من حدود دو سال است كه با دختر يكى از آشنايان ازدواج كرده‏ام چند روز پيش

متوجه شدم كه پدر خانم من خمس اموالش را نمى‏دهد با توجه به اينكه فرد ثروتمندى است

و خمس نمى‏دهد نگران هستم و نمى‏دانم چكار بايد بكنم آيا مى‏توانيم از غذا و هدايا

و اموالى كه به ما مى‏رسد استفاده كنيم؟

ج: تا هنگامى كه علم نداشته باشيد كه آن غذا و هدايا و اموال ديگرى كه در اختيار

شما قرار مى‏گيرد مورد تعلّق خمس است استفاده از آنها اشكال ندارد ولى اگر بدانيد

كه آن عيناً متعلّق به خمس است بايد ارزش آن را در نظر بگيريد و به اندازه يك پنجم

آن را به عنوان سهم سادات به سادات مستحق و به عنوان سهم امام‏عليه‏السلام به مرجع

خودتان به هر يك نصف يك پنجم بدهى و با اين شرط مجازيد در تصرف.

س‏305: وظيفه شرعى فرزند تحت تكفّل پدرى كه رعايت موازين شرعيه را درباره كسب و

درآمد حلال نمى‏كند چيست؟ با فرض اين كه امر و نهى تأثير ندارد؟

ج: اگر پدر خمس نمى‏دهد بايد فرزند خمس آن چه را استفاده مى‏كند بپردازد و اگر كسب

او حرام است. فرزند نمى‏تواند از آن مال استفاده كند.

س‏306: اگر سرپرست خانواده با پول خمس نداده اشيائى براى منزل تهيه كند با وجود

آنكه نسبت به مسأله خمس آگاهى نداشته استفاده افراد خانواده از وسيله مورد نياز

اشكال دارد يا خير؟ اگر پدر يا مادر، با پول خمس نداده شيئى بخرند استفاده فرزندان

از آن اشياء مورد نياز چه صورت دارد؟

ج: اگر مى‏دانند كه به آن پول بخصوص خمس تعلّق پيدا كرده و نداده است نمى‏توانند

تصرّف كنند ولى اگر ندانند اشكالى بر آنها نيست.

س‏307: اينجانب به علت از دست دادن پدر و مادر پيش برادرم زندگى مى‏كنم و از اينكه

برادرم خمس مالش را نمى‏دهد مخارج زندگى ام را او تأمين مى‏كند و بنده هم ناچارم

پيش او زندگى كنم و تقريباً ماش را هم از كسب حرام بدست آورده است نمى‏دانم چه كنم


67

از اينكه لباسم را با پول برادرم تهيّه مى‏كنم و خرجى‏ام را از برادرم پول مى‏گيرم

در اين صورت نماز و روزه‏ام چطور است؟

ج: در صورت مذكور اگر ممكن است جدا شويد و اگر ممكن نيست تصرّف در اموال برادرتان

و زندگى با ايشان در صورتى جايز است كه مقدار و مبلغ تقريبى عوض تصرّفات خود را

مشخّص كنيد و براى تصرّف خود از فقيه جامع الشرائط اجازه بگيريد و بعداً مقدار خمس

را از آنچه كه تصرّف كرده‏ايد به او بپردازيد.

ب: و بفرماييد در جاهايى كه براى مهمانى دعوت مى‏شوم اگر بدانم خمس مالشان را

نداده‏اند تكليف چيست و اگر ندانم مالشان خمس دارد يا خير چطور؟

ج: در جواب اين سؤال از جواب مسأله قبل معلوم شد و ضمناً اگر نمى‏دانيد كه خمس

داده است ى نه تصرّف در آن جايز است.

س308: آيا مى‏توان در منزل كسى كه خمس مالش را نمى‏پردازد غذا خورد و بعد خود

انسان مقدار خمس غذاى مصرفى را پرداخت نمايد؟

ج: اگر بداند در عين آن مال كه مورد تصرف او قرار مى‏گيرد خمس هست بدون اجازه

مجتهد تصرف جايز نيست و اگر تصرّف كرد بايد خمس آن را بدهد.

س‏309: بنده خمس خريد اوليه ملكى را داده‏ام و تا به حال نفروختم، چنانچه اين ملك

منتقل به ورثه شود و ترقّى پيدا كند، آيا بايد وصيت كنم كه خمس آن را بدهند يا لازم

نيست؟

ج: اگر بعد از خريدن در ملك شما يك سال مانده و ارزش آن بالا رفته است لازم است

خمس ترقّى قيمت را بدهيد و اگر نداديد بايد وصيّت كنيد كه داده شود.

س‏310: آيا مى‏شود، پولى يا جنسى را كه مختصّ به زكات يا خمس مال است و بايد به

مجتهد بدهم براى صرف در مصالح منظور، خودم شخصاً براى ساخت و تجهيز مدارس و

بيمارستان و يا اهداء به فقراء و نيازمندان و مسائلى از اين قبيل، صرف نمايم؟

ج: زكاة را مى‏توانيد خودتان به فقراء بدهيد يا در راه مصالح عمومى مسلمين صرف


68

كنيد ولى خمس بايد به مجتهد داده شود و با نظر او باشد.

س311: اين جانب مقلّد حضرت عالى هستم گزارش شده كه جناب عالى نصف از سهم مبارك را

جهت مستمندان اجازه داده‏ايد مادرى دارم كه محتاج به كمك در امورش مى‏باشد آيا

اجازه مى‏فرماييد كه از سهم مبارك به ايشان كمك نمايم؟

ج: سهم امام‏عليه‏السلام خود ر به مادرتان نمى‏توانيد بدهيد و اجازه هم در مورد

خود به اندازه يك سوم بوده است.

س‏312: آيا جهت ارشاد و هدايت جوانان در روستان به وسيله كارهاى فرهنگى و ورزشى

مى‏توانيم مقدارى از سهمين را در اين راه خرج نمائيم در صورت جواب مثبت معين

فرمائيد چقدر.

ج: يك سوّم از سهم امام‏عليه‏السلام را در صورتى كه از راه تبرّع تامين نمى‏شود در

راه ارشاد و هدايت مى‏توانيد خرج كنيد ولى به شرط اينكه دو سوم آن را براى اداره

حوزه علميه ارسال نمائيد.

س313: به استحضار حضرت مستطاب عالى مى‏رساند كه در نظام جمهورى اسلامى ايران برخى

از افراد خيّر و نيكوكار علاقمندند با عنايت به استفتاء حضرت امام خمينى رضوان

اللّه عليه كما كان بخشى از ثلث سهم امام‏عليه‏السلام را در جهت بسط و گسترش فضاهاى

آموزشى و تربيتى اختصاص دهند. از محضر مبارك حضرت عالى استدعا دارد موافقت فرمائيد

در صدى از ثلث سهم امام‏عليه‏السلام به امر مقدس مدرسه سازى، تعمير و خريد تجهيزات

مربوط اختصاص يابد.

ج: افراد متعهد و خير انديش هر قدر كه مى‏توانند در جهت بسط و گسترش فضاهاى آموزشى

و تربيتى اقدام مساعد بعمل بياورند بجا است و مأجورند جزاهم اللّه خيرا و مجازند كه

يك ثلث از سهم مبارك امام‏عليه‏السلام را در صورتى كه احتياجات از راه تبرّع تأمين

نمى‏شود در اين راه مصروف سازند وفقهم اللّه تعالى.

س‏314: شخصى همه ساله مبلغى بدون تعيين سرسال و حساب اموال خود به سادات فقير پول

پرداخت كرده است و اجازه‏اى از مجتهد يا وكيل مجتهد نداشته آيا مى‏تواند اين مبالغى

كه پرداخت كرده از خمس حساب كند؟

ج: با قبول مجتهد اشكال ندارد.


69

س‏315: كسى كه فرزندش طلبه است آيا مى‏تواند سهم امام را به فرزندش بدهد؟

ج: سهم امام را به فرزندش براى خريد كتاب يا اداى دين مى‏تواند بدهد نه براى مخارج

خوراك و پوشاك.

س‏316: علويه‏اى شوهر كرد و واجب شوهر گرديد. آيا اگر فقير شود، شوهر آن علويّه از

بابت خمس مى‏تواند براى زندگى مشترك با او خرج كند در صورتى كه شوهرش سيد نيست؟

ج: اگر شوهر او تامين مخارج او عاجز است مى‏تواند.


70

احكام حجّ

س317: اين جانب داراى چندين بنه نخل خرما و يك اتومبيل نيسان هستم، با نيسان مخارج

زندگيم را تأمين مى‏كنم و نخلها درآمدى ندارند كه پس انداز شود آيا لازم است يكى از

آنها را بفروشم و به مكّه بروم و آيا با اين صورت مستطيع هستم؟

ج: در صورتى كه از قيمت آن نخلها مخارج حجّ تامين مى‏شود و پس از بازگشت از سفر

حجّ‏نيز با آن اتومبيل نيسان مخارج زندگى شما تامين مى‏شود و مديون به دينى كه لازم

باشد قيمت نخلها را در آن خرج كنيد نباشد مستطيع مى‏باشيد و لازم است براى

حجّ‏اقدام كنيد.

س‏318: بر انسانى كه امكانات مالى براى «عمره مفرده» دارد ولى استطاعت براى «حجّ

تمتع» ندارد آيا «عمره مفرده» واجب مى‏گردد؟

ج: واجب نيست.

س‏319: انسانى كه حجّ‏تمتّع نرفته است و اكنون امكانات براى تشرّف به عمره مفرده

دارد. پس از ثبت نام در قرعه كشى نام او در نيامده است، گمان مى‏رود اگر وجه ثبت

نام را پس نگيرد بتواند در سالهاى بعد مشرّف شود، در اين شرايط دريافت وجه پرداختى

چه حكمى دارد؟

ج: اگر مستطيع است هر عملى كه موجب رفتن به حجّ تمتع مى‏شود تا تسريع در آن را

باعث مى‏گردد را بايد انجام داد.

س‏320: با توجه به اينكه به هنگام اعزام زائران به حجّ‏معاينات پزشكى صورت

مى‏پذيرد و حجّ كسانى كه توانايى جسمى ندارند در معاينات پذيرفته نمى‏شوند، آى

مردودين معاينات پزشكى كه تا كنون هم، راه براى آنان باز نبوده، همچنان استطاعت

شرعى دارند؟ يا آنكه با پذيرفته نشدن، استطاعت هم تحقق نمى‏يابد؟

ج: يكى از شرائط استطاعت، استطاعت مزاجى و بدنى است. در صورتى كه اين سفر بر آنها

ضرر دارد، يعنى اينكه موجب مرض و يا شدّت مرض است و يا اينكه موجب عسر و حرج و

مشقّتى است كه معمولاً قابل تحمل نيست مستطيع نمى‏باشند و حجّ‏بر آنها واجب نيست و


71

اگر د سال اول صحت بدن نيست حجّ واجب نيست ولى اگر در سا اوّل صحت بدن وجود داشت و

نرفت حجّ بر ذمه او مستقر مى‏شود و بايد نائب گرفته شود.

س321: آيا كسانى كه شرعاً مستطيع بوده و براى اولين بار در قرعه كشى شركت مى‏كنند،

نسبت به كسانى كه تصميم دارند به عنوان نايب شخص ديگر مشرف شوند، اولويت دارند يا

خير؟

ج: اگر ذمّه منوب عنه به حجّ مشغول باشد اولويّتى نيست.

س‏322: آيا كسانى كه شرعاً مستطيع بوده و براى اولين بار در قرعه كشى شركت

مى‏كنند، نسبت به كسانى كه تصميم دارند حجّ مستحبى انجام دهند مى‏توان در قرعه كشى

اولويّتى قائل شد؟

ج: در صورتى كه رفتن اينها به حجّ مستحبى مانع رفتن آنها به حجّ واجب يا باعث

تأخير آن باشد مى‏توان اولويتى قائل شد.

س‏323: شخصى براى حجّ واجب ثبت نام نمود در حالى كه شرعاً مستطيع نيست. آيا بايد

نيّت وجوب كند يا مستحب؟ در فرض نيّت وجوب اعمالى كه انجام خواهد داد با عدم

استطاعت چگونه خواهد بود؟

ج: در صورتى كه شرائط استطاعت جمع نيست بايد نيّت استحباب كند و اگر بعداً مستطيع

شد واجب است كه حجة الاسلام را انجام بدهد.

س324: آيا بر نايب واجب است كه بر طبق فتواى مرجع تقلليد منوب عنه اعمال حجّ را

انجام دهد يا مطابق وظيفه خودش عمل نمايد؟

ج: ميزان، وظيفه خود اوست، ولى اگر اجير شده به كيفيت خاصى، بايد طورى عمل كند كه

مراعات وظيفه خودش و كيفيت ذكر شده،بشود.

س‏325: آيا در اجاره براى اعمال حجّ لازم است اجير و مستأجر از يكديگر سؤال كنند

كه مقلّد چه كسى هستند؟

ج: لازم نيست، و اجير مطابق تقليد خودش عمل مى‏كند.

س‏326: زنى كه واجب الحجّ است وصيّت كرده كه از اص تركه‏اش براى او حجّ بلدى توسط

وصيش انجام شود، حال استطاعت جانى و مالى و غيره براى وصى او فراهم است، فقط از حيث


72

عدم شركت در نام نويسى براى حجّ، آنهم با عذرى، استطاعت راهى ندارد، آيا مى‏تواند

حجّ نيابى را انجام دهد؟

ج: وصى اگر قبلاً استطاعت نداشته و فعلاً هم راه براى او باز نيست مى‏تواند براى

حجّ نيابى اجير شود، ولى اگر بدون اينكه اجير شود بتواند خود را به ميقات برساند

نمى‏تواند حجّ نيابى بجا آورد و بايد براى خودش حجّ بجا آورد.

س‏327: آيا جايز است براى نايب در طواف عمره تمتع يا طواف حجّ، كه طواف ر در غير

موسم حجّ بجا آورد يا خير؟

ج: مانع ندارد مگر اينكه شرط شده باشد كه در موسم حجّ بجا بياورد يا متعارف اين

باشد.

س328: شخصى اجير حجّ بلدى از قم شده و خودش ساكن اراك است، بعد از اجير شدن در نظر

داشته كه به قم برود و از آنجا حركت كند، پس از چند روز در حالى كه از موضوع غافل

شده، براى انجام كار ديگرى به قم و بعد از آنجا به تهران رفته است، آيا همان نيت

قبلى براى حركت از قم كافى است يا بايد برگردد به قم، و بر فرض خروج از ايران، چه

حكمى دارد؟

ج: اگر به كلى غفلت داشته بايد برگردد وگرنه نيت ارتكازى اجمالى كافى است، و در

صورتى كه بايد برگردد اگر بر نگشت و حجّ را انجام داد، حجّ صحيح است و بالنسبه

استحقاق اجرت دارد.

س‏329: آيا شرط ايمان نايب كه در اصل نيابت حجّ شرط است در ساير اعماللى كه نيابت

در آن جايز است، مثل رمى و طواف، هم شرط است يا خير؟

ج: در ساير اعمال نيز غير از ذبخ شرط است.

س‏330: زنى براى اعمال حجّ نائب شده وليل از اوّل عذر نداشته، حالا عذر پيدا كرده

و نمى‏تواند خودش رمى جمرات كند، مى‏تواند نائب بگيرد يا خير؟

ج: مى‏تواند.

س‏331: انجام يك عمره مفرده استحبابى به نيّت خود و به نيابت تبرّعى ديگران، صحيح

است يا خير؟

ج: صحيح است.


73

س‏332: آيا كسانى كه در معاينات پزشكى رد مى‏شوند، مى‏توانند در زمان حيات خود فرد

ديگرى را بعنوان نايب اعزام كنند يا خير؟

ج: اگر قبلاً تمام شرائط استطاعت براى او حاصل شده است ولى به حجّ نرفته و كوتاهى

كرده است اكنون كه مريض است و از اينكه بعداً بهبود پيدا كند و يا موفق بشود مأيوس

است لازم است فرد ديگرى را بعنوان نائب از خود در حال حياتش اعزام كند.

س‏333: كسى كه حجّ نيابى انجام مى‏دهد اگر در قربانى، شخص ثاللثى را وكيل كرد،

ذابح چگونه نيّت كند، آيا بايد نيّت كند كه به وكالت از ميّت قربانى مى‏كنم يا بايد

وكالت از نائب ميّت كند؟ در هر صورت آيا بايد نام ميّت را هم ببرد؟

ج: نام ميّت بردن لازم نيست، بلكه چنانچه نيت كند آنچه بر عهده نايب است انجام دهد

صحيح است.

س‏334: كسى كه براى حجّ اجير مى‏شود، اگر شرط كند كه مثلاً براى طواف نساء يا يك

عمل ديگرى كه نيابت بردار نيست نايب مى‏گيرم، آيا شرط نافذ است و مى‏تواند عمل

نمايد يا خير؟

ج: اگر عذر دارد نمى‏تواند اجير شود، بلى در قربانى مانع ندارد و شرط لازم نيست.

س‏335: كسى كه احتمال قوى عقلائى مى‏دهد كه نتواند اعمال را به نحو عادى انجام

دهد، و ممكن است حجّ تمتع را بدل به افراد كند، آيا مى‏تواند از حجّ واجب نيابت

كند؟

ج: اگر وظيفه او عدول به افراد شد بنا بر احتياط منوب عنه نبايد اكتفاء به آن كند.

س‏336: نايبى كه در وقت قبول نيابت براى حجّ معذور نبوده است، و بعد از عقد اجاره

در موقع عمل يا قبل از محرم شدن جزء معذورين شده و در هر عذرى كه پيش آمده طبق

وظيفه معذورين رفتار نمود، آيا حجّ او از منوب عنه كافى است؟ و آيا نسبت به نحوه

عذر فرقى هست يا خير؟

ج: محل اشكال است.

س‏337: كسانى كه در حال اجير شدن، از معذوين نبوده‏اند و بعداً درر اثناء عمل، عذر


74

عارض شده است، آيا نيابتشان صحيح است و مستحق تمام اجرت مى‏باشند يا خير؟

ج: اشكال دارد.

س‏338: خدمه‏اى از روى جهل به مسأله اجير شده‏اند و وقوف اختيارى مشعر را درك

نكرده‏اند فعلاً تكليفشان چيست؟ و همچنين ساير معذورينى كه حجّ ناقص از اين قبيل

انجام داده‏اند تبرعاً يا با اجرت؟

ج: نيابت ايشان صحيح نيست و كفايت از منوب عنه نمى‏كند، و بايد پول را برگردانند و

خودشان با عدم عذر نسبت به درك اختيارى مشعر بايد با انجام عمره مفرده، از احرام

خارج شوند.

س‏339: معذور كه نمى‏تواند نايب شود، به چه كسى گفته مى‏شود؟ لطفاً حد آن را معيّن

كنيد، مثلاً كسى كه نمى‏تواند نماز طواف را صحيح بخواند، يا نمى‏تواند خودش رمى

جمرات كند، و يا نمى‏تواند قربانى نمايد، و يا نمى‏تواند يكى ديگر از واجبات حجّ را

اعم از اركان و غير اركان انجام دهد، معذور است يا خير؟

ج: هر كس نتواند اعمال اختيارى حجّ را انجام دهد معذور است و نمى‏تواند نايب شود،

ولى مباشرت در ذبح در حال اختيار هم لزوم ندارد، و لذا كسى كه نمى‏تواند ذبح كند

مى‏تواند براى حجّ نايب شود و براى ذبح نايب بگيرد.

س‏340: كسى كه نماز او صحيح نيست و براى حجّ به نيابت آمده است، آيا نيابت او صحيح

است؟ و مفروض اين است كه به عنوان نيابت محرم شده است؟

ج: اگر از قرائت صحيح معذور است، نيابت و احرام او باطل است، و اگر معذور نيست

صحيح است و بايد قرائت خود را درست كند.

س‏341: اگر مستنيب يا منوب عنه در وقت نيابت بدانند كه نايب جزء معذورين است و او

را نايب كنند، اولاً آيا اجرت نيابت براى نايب حلال است يا خير؟ و ثانياً آيا حجّ

نيابى او صحيح و از حجة الاسلام يا غير حجة الاسلام منوب عنه كفايت مى‏كند يا خير؟

ج: با فرض اينكه معذور بوده و استيجار شده، استحقاق اجرت ندارد، و كفايت نمى‏كند.


75

س‏342: اگر كسى بخواهد به نيابت از ميّتى كه مستطيع نبوده حجّ تمتّع انجام دهد،

بايد چه قصدى بنمايد؟ وجوب يا استحباب؟

ج: چون واجب نبوده است به قصد حجّ تمتّع انجام ندهد و به قصد حجّ استحبابى انجام

بدهد.

س‏343: شخصى به عنوان نيابت در مسجد شجره محرم شده و به مكه آمده، در مكه فهميد كه

خودش مستطيع بوده است، آيا بايد اعمال عمره را به قصد خود بجا آورد يا به قصد

نيابت، و اگر بايد حجّ را به قصد خود بجا آورد نسبت به حجّ نيابى چه وظيفه دارد، و

آيا مى‏تواند براى آن نايب بگيرد يا خير؟

ج: احرام او صحيح نبوده است و بايد برگردد و براى عمره تمتع، براى خودش محرم شود و

وظيفه خودش را انجام دهد، و راجع به حجّ نيابى نمى‏تواند نايب بگيرد، مگر اجازه

داشته باشد يا استيجار او براى مطلق تحصيل حجّ باشد.

س‏344: كسى كه نايب بوده و عمره تمتّع را انجام داده و بعد ناچار شده است كه به

ايران بازگردد، آيا مى‏تواند بقيه اعمال را به ديگرى واگذار نمايد كه حجّ تمتّع را

انجام دهد؟

ج: نمى‏تواند.

س‏345: اگر كسى دفعه اول به صورت خدمه، حجّ بجا آورده و در دفعه دوم دوباره به

مأموريت خدمه عازم مكه معظّمه است، آيا مى‏تواند به عنوان پدر يا مادر كه فوت

شده‏اند نيابت نمايد، و در چنين صورتى آيا حجّ از عهده پدر و مادرش برداشته مى‏شود؟

ج: مانع ندارد و حجّ از منوب عنه كافى است، مگر آنكه سال اول، مستطيع نبوده و امسا

مستطيع باشد.

س‏346: كسانى كه مجاز هستند در شب عيد قربان بعد از درك اضطرارى مشعر به منى

بروند، آيا همه آنان از ذوى الاعذار مى‏باشند كه نيابت و لو تبرّعاً در مورد اشكال

است يا نسبت به بعضى استثناء شده است؟

ج: در فرض سؤال زنها مى‏توانند نايب شوند، و نيابت در ساير ذوى الاعذار صحيح نيست.


76

س‏347: شخصى در حجّ از ميتى نيابت كرده و در وقت عقد اجاره براى انجام مناسك، هيچ

عذرى نداشت، ولى چند سال بعد از انجام حجّ متوجه شد كه در وقوف مشعر الحرام با زنها

و مريضها به عنوان راهنما، وقوف اضطرارى كرده و به منى‏ رفته است، و غافل بوده كه

نايب بايد وقوف اختيارى بكند، وظيفه‏اش چيست؟

ج: عمل مزبور مجزى از حجّ نيابتى استيجارى نيست، و از جهت اجرت بايد به اجير كنند

مراجعت نمايد، و يا در صورتى كه اجاره، موقّت به زمان مخصوصى كه منقضى شده، نباشد

دوباره حجّ نيابتى صحيح بجا آورد.

س‏348: زنى در عرفات در روز نهم ديوانه شد، او را به بيمارستان بردند و تا آخرين

وقتى كه مى‏توانستند همراهان او در مكه بمانند باقى ماندند، خوب نشد، آيا شوهرش كه

با او است مى‏تواند براى او نايب بگيرد، و يا خودش باقى اعمال را انجام دهد يا خير؟

ج: مجنون تكليف ندارد، و نمى‏توانند براى او نايب بگيرند، و اگر عاقل شد حكم اشخاص

محرم ديگر را دارد.

س‏349: هرگاه كسى مريض شود، بطورى كه بعد از احرام عمره، قادر به انجام اعمال

نباشد، آيا كسى كه براى عمره تمتّع مستحبى محرم شده و عمره را انجام داده است،

مى‏تواند در حجّ نايب او شود يا خير؟

ج: كسى كه براى عمره تمتّع محرم شده و لو مستحبى،ديگرى نايب شود و بايد عملش را

اتمام كند، ولى اگر مريض فقط قادر به انجام طواف و سعى نباشد و بتواند و قوفين را

درك كند و بقيه اعمال را نايب بگيرد، جايز است ديگران را در طواف و سعى و اعمال

ديگر نايب قرار دهد، هرچند خودشان هم حجّ يا عمره بجا مى‏آورند.

س350: آيا شخص زنده در موردى كه مى‏تواند نايب بگيرد بايد از بلد نايب بگيرد يا از

ميقات، و اگر ديگرى براى او نايب بگيرد كفايت مى‏كند يا خير؟

ج: نايب گرفتن از ميقات كفايت مى‏كند، و خودش بايد نايب بگيرد و نايب گرفتن ديگرى

براى او كافى نيست مگر از طرف او وكالت داشته باشد.


77

س‏351: آيا عمره مفرده يا طواف استحبابى را مى‏توانيم به نيابت چند نفر انجام

دهيم، و در اعمال آن از جمله طواف نساء نيّت همه بايد بشود يا نيّت بعضى كافى است؟

ج: مى‏توانيد به نيابت چند نفر انجام دهيد، و بايد نيّت همه بشود.

س‏352: كسى را روز عيد قبل از حلق دستگير كرده‏اند و او را به ايران فرستاده‏اند

آيا رفقاى او مى‏توانند از او نيابت كنند و بقيه اعمال را انجام دهند يا خير، و

چگونه از احرام خارج مى‏شود؟

ج: بدون اينكه خودش نايب بگيرد نيابت صحيح نيست، و براى خارج شدن از احرام بايد به

منى‏ بيايد و حلق يا تقصير كند و اعمال مترتبه را انجام دهد و اگر نمى‏تواند برود

در محل خودش حلق يا تقصير نمايد و بنا بر احتياط موهاى خود را به منى‏ بفرستد، و

بايد براى اعمال مترتبه نايب بگيرد.

س‏353: افرادى كه هر سال به حجّ مى‏روند - از قبيل خدمه كاروآنها- در محل خود از

كسى نيابت قبول مى‏كنند، ولى در ميقات بر اثر اشتغال زياد از نيابت غافل و محرم

مى‏شوند، بعد كه متوجه شدند دوباره نيت نيابت مى‏كنند، آيا حجّ براى خودشان حساب

مى‏شود؟

ج: چون در محل خود نيابت را پذيرفته و با اين قصد به حجّ آمده است همين قصد

ارتكازى كه اگر متوجه شود همان را در نظر مى‏گيرد كافى است و حجّ براى منوب عنه

واقع مى‏شود.

س‏354:نايبى در احرام عمره تمتّع، بعد از اينكه وارد مكه شد شك مى‏كند كه نيّت

نيابت كرده يا نه، آيا بايد به ميقات برگردد و مجدداً به نيابت محرم شود، يا اصلاً

حجّ براى خودش حساب مى‏شود و ديگر نمى‏تواند نايب باشد؟

ج: در نيّت، خطور لازم نيست، و چون انگيزه او در حال احرام نيابت بوده، عمل را به

نيابت انجام دهد، و كافى است.

س‏355: كسى كه نيابت از ديگرى گرفته و به حجّ آمده ولى از بعض اعمال معذور است آيا


78

مى‏تواند در اين اعمال نايب بگيرد يا اينكه پول را به ديگرى بدهد كه اصل حجّ را بجا

آورد؟

ج: نايب شدن معذور، صحيح نيست و بايد پول را به صاحبش برگرداند مگر اينكه از طرف

صاحب پول مجاز در نايب گرفتن باشد كه در اين صورت مى‏تواند ديگرى را كه عذر ندارد

در اصل عمل حجّ، نايب كند، در صورتى كه بدون اجازه، نيابت را به ديگرى واگذار كرد و

او عمل را انجام داد، حجّ از طرف منوب عنه واقع مى‏شود ولى پول را بايد به صاحبش

برگرداند و صاحب پول ضامن چيزى نيست و أجرت نايب را بايد امر كننده بپردازد.

س‏356: از هر كاروان نوعاً چند نفر از خدمه به نيابت آمده‏اند و بناچار بايد نيمه

شب از مشعر براى انجام كارهاى لازم در منى‏ يا همراه ضعفا، به منى بروند، سؤال اين

است كه آيا اجير شدن و نيابت آنان صحيح است يا خير؟

ج: با توجه به انيكه از معذورين هستند و نمى‏توانند نيست و احرام او باطل است مگر

آنكه بنحو خطا در تطبيق باشد كه در اين صورت از واقع مى‏شود، و بايد گردد به ميقات

و از آنجا براى خودش محرم مى‏شود.

س357: بفرماييد كسى كه به نيابت از طرف كسى به حجّ برود آيا بايد طواف النساء را

براى خود يا به نيّت كسى كه اجير شده انجام دهد؟

ج: نائب بايد طواف النساء را نيز به قصد آن كسى كه از طرف او نيابت مى‏كند انجام

بدهد و احتياط استحبابى آن است كه به قصد ما فى الذمّه انجام بدهد.

س‏358: شخصى در مدينه منوّره ديگرى را اجير مى‏كند كه براى پدر وى حجّ ميقاتى بجا

آورد ولى مشخص نكرده است كه از مسجد شجره محرم شود يا ميقاتهاى ديگر، آيا اجير

مى‏تواند از مسجد شجره به نيّت عمره مفرده محرم شود پس از اعمال عمره مفرده به

«جحفه» يا «قرن المنازل» برود و براى عمره تمتّع استيجارى محرم مى‏شود؟

ج: اگر قرينه‏اى در بين نباشد كه منظور مستأخر احرام از مسجد شجره است مى‏تواند.


79

س‏359: فردى پس از استطاعت مالى براى حجّ بجا آورد، ولى پسر، خود استطاعت مالى

داشته و در اسم نويسى مسامحه كرده و ننوشته است، در صورتى كه اگر اسم مى‏نوشت شايد

در همان سال اول، قرعه به نامش در مى‏آمد و شايد هم سالهاى بعد، اكنون پسرر به

عنوان نيابت حجّ بلدى از جانب پدر به مدينه آمده و هنوز هم محرم نشده، چه وظيفه‏اى

دارد؟

ج: در فرض مرقوم نيابت صحيح نيست، و بايد براى خودش حجّ نمايد. و اگر پدر در اولين

سال حصول استطاعت ثبت نام كرد و قبل از رسيدن نوبت و توفيق حجّ فوت نمود حجّ بر او

واجب نيست و اگر استطاعت قبلاً بوده است و در ثبت نام و تهيه مقدمات تقصر كرده است

بايد او نائب بگيرند.

س‏360: اگر پس از انجام عمره تمتع مريض شود و به تشخيص پزشكان بايد به وطن برگردد

و نمى‏تواند اعمال حجّ بجا آورد، يا وقت وقوف گذشته و او را محرم نكرده‏اند، يا

محرم كرده‏اند ولى براى وقوف نبرده‏اند، تكليف چيست؟

ج: اگر حجّ بر او مستقر نشده و سال اول استطاعت او است پس از انجام عمره تمتّع به

وطن بر مى‏گردد و اگر تا سال بعد استطاعت او باقى ماند لازم است به حجّ برود و حجة

الاسلام را كه مشتمل بر عمره تمتع و حجّ است بجا مياورد و اگر استطاعت او تا سال

بعد باقى نماند و يا خودش از دنيا رفت حجّ بر او واجب نشده است ولى اگر قبلاً

مستطيع بوده است و سال بعد نرفته است و يا نتوانست برود لازم است از مال او براى وى

حجّ نايبى بگيرند.

س‏361: آيا طهارت لباس احرام يا ساير شرايط لباس نمازگزار شرط صحّت احرام نيز هست،

و آيا با ترك عمدى آن، احرام صحيح است؟

ج: شرط صحّت احرام نيز هست.

س‏362: شرايط لباس احرام بانوان چيست؟


80

ج: بانوان مى‏توانند در لباس خودشان به هر نحوى كه هست احرام ببندند چه دوخته بشد

يا نباشد ولى بايد حرير خالص باشد.

س‏363: شخصى قصد اعتكاف در مسجد الحرام را دارد، آيا مى‏تواند قبل از اذان صبح در

تنعيم محرم شود و بقيه اعمال را در حال اعتكاف انجام دهد، با توجه به اينكه محل سعى

جزو مسجد نيست؟

ج: لازم است قبل از اذان صبح در مسجد الحرام باشد.

س‏364: اگر كسى بدون احرام از مسجد شجره عبور كرد و به مكه رسيد وظيفه‏اش چيست؟

ج: لازم است به يكى از ميقاتها برگردد و احرام ببندد و اگر آن هم ممكن نيست از

همانجا كه هست احرام ببندد.

س‏365: نظر مبارك خود را در خصوص زنهائى كه عادت ماهيانه دارند بفرمائيد با توجّه

به اينكه مسجد شجره يك در دارد آيا مى‏تواند در خارج مسجد شجره محرم شوند يا بايد

وارد مسجد شوند و در حال عبور محرم شوند؟

ج: بايد در حال عبور از مسجد محرم شوند و نبايد در مسجد توقف كنند.

س‏366: يكى از كارمندان سازمان حجّ و زيارت كه بيش از يك ماه در مكّه بوده و همين

مدّت از عمره قبلى او گذشته، براى كارى به جدّه مى‏رود و در برگشت، بدون احرام وارد

مكه شده است، وظيفه‏اش چيست؟

ج: لازم است به يكى از مواقيت برگردد و در آنجا احرام براى عمره مفرده ببندد و

عمره مفرده انجام بدهد و اگر مى‏خواهد حجّ تمتع انجام بدهد احرام عمره تمتّع ببندد.

س‏367: شخصى از روى جهل به مسأله، در فرودگاه جدّه براى عرمه مفرده محرم مى‏شود و

پس از انجام طواف و نماز و سعى متوجه مى‏شود كه مى‏بايست در يكى از مواقيت مُحرِم

شده باشد، تكليف او در اين صورت چيست؟

ج: اگر بعد از اعمال متوجه شود عمره او صحيح است.

س‏368: در عمره مفرده زنيكه در ميقات حائض است و مى‏داند كه در تمامى مدت اقامتش


81

در مكه مكرمه حائض خواهد بود، آيا مى‏تواند محرم شود يا خير، و اگر نتواند محرم شود

آيا مى‏تواند بدون احرام وارد مكه شود يا خير؟

ج: بايد محرم شود و بدون احرام نمى‏تواند از ميقات عبور كند و در صورتى كه تا آخر

وقت اقامت خود در مكّه پاك نشد بايد براى طوافها و نماز آن نائب بگيرد و بقيه اعمال

را خود انجام بدهد.

س‏369: زنى براى عمره مفرده به مكه رفته و محرم شده ولى حيض شده است و هنوز اعمال

را انجام نداده است، آيا مى‏تواند با حالت احرام از مكّه خارج شود و مثلاً به جدّه

برود؟

ج: در صورت اطمينان به مراجعت به مكه و انجام اعمال مى‏تواند، ولى تا اعمال عمره

را تا آخر انجام نداده‏است محرّمات احرام به او حرام است.

س‏370: آيا خوردن برنجى كه روى آن زعفران داده‏اند براى شخص محرم اشكال دارد؟ و

كفّاره هم دارد؟

ج: حرام است و كفّاره آن يك گوسفند است.

س‏371: آيا خوردن گل سرخ و محمدى كه داخل ماست شده است براى محرم حرام است، كفاره

آن چيست؟

ج: گلهايى كه بوى خوش مى‏دهد مانند زعفران است كه در سؤال فوق ذكر گرديد.

س‏372: شخص محرم وارد مكّه شده، آيا مى‏تواند در روز سوار ماشين مسقّف شود؟

ج: بعد از ورود به منزل اشكال ندارد.

س‏373: شخصى براى انجام عمره مفرده به مسجد تنعيم مى‏رود و محرم مى‏شود، آيا روز

هم مى‏تواند سوار ماشين مسقّف شود؟

ج: چون جزء شهر مكه است مى‏تواند.

س‏374: پوشيدن دمپايى دوخته براى مرد محرم چه حكمى دارد؟

ج: اشكال ندارد.

س‏375: آيا خوابيدن محرم زير لحاف يا پتوئى كه اطراف آن دوخته است جايز است يا

خير؟

ج: مانعى ندارد ولى ماند لباس دوخته به خود نپيچد.

س‏376: آيا پوشيدن روى پا براى مرد هنگام خوابيدن در حال احرام بوسيله لحاف و

امثال آن جايز است يا خير؟

ج: جائز است.


82

س‏377: آيا خشك كردن روى پا براى مرد هنگام احرام بوسيله حوله و امثال آن كه نوعى

پوشيدن حساب مى‏شود جايز است يا خير؟

ج: جائز است.

س‏378: گاهى در شهر مكه به قدرى ملخ زياد است كه هنگام راه رفتن پا روى آنها

گذاشته مى‏شود، در اينگونه مواقع آيا مواظبت لازم است، و در صورت لزوم اگر مراقبت

نكند و ملخى كشته شود، كفّاره آن چيست؟

ج: تا ممكن است لازم است از كشتن آنها در حال احرام اجتناب كند و اگر اجتناب نكرد

در صورتى كه تعداد كمى از آنها كشته شود كفّاره آن كفى (به اندازه پر شدن كف دست)

از اطعام است و اگر تعداد زيادى از آنها كشته شوند كفاره آن يك گوسفند است.

س379: به مچ بستن ساعتى كه بند آن دوخته است براى فرد محرم چه حكمى دارد؟

ج: اشكال دارد.

س‏380: آيا خون گرفتن از بدن با سرنگ، از مصاديق ادماء محرّم است و در حال احرام

پرهيز از آن لازم است يا خير؟

ج: پرهيز از آن لازم است.

س‏381: اگر ولى طفل، مقلّد مرجعى باشد كه به هنگام احرام، پوشيدن لنگ و ازار را

براى بانوان نيز لازم مى‏داند، آيا هنگام محرم كردن كودك نيز غير مميز لازم است بر

او لباس احرام بپوشاند؟

ج: لازم است.

س‏382: چنانچه فردى در حين طواف با مأمورين نظافت حرم روبرو شد و فاصله او بيش از

حدّ مجاز (5/26 ذراع) گشت ولى به همان صورت طواف را انجام داد و نماز و سعى و تقصير

را به جا آورد، و مجدداً طواف را انجام داد عمل او چه صورت دارد؟ آيا اعاده سعى و

تقصير لازم است؟ و آيا بين شوطهاى اول و چهارم فرق است؟ و اگر نداند در شوط چندم

بوده وظيفه‏اش چيست؟

ج: به نظر بنده در طواف همينقدر كه طواف دورخانه خدا صدق بكند كافى است و مراعات


83

حدّ مجاز كه مرقوم داشته‏ايد واجب نيست و مستحب است.

س‏383: شخصى در پايان يكى از اشواط طواف آن را رها كرده و لحظه‏اى استراحت مى‏كند

و هنگامى كه براى تكميل آن بر مى‏گردد، شك مى‏كند كه شوط پنجم بوده يا ششم تكليفش

چيست؟

ج: طوافش باطل است.

س‏384: اخيراً در يكى از روزنامه‏هاى عربستان مقاله‏اى تحت عنوان «آيا جابجايى

مقام ابراهيم مناسب است؟» به چاپ رسيده، و مطالبى تحت عنوان لزوم جابجايى مقام

ابراهيم، به منظور رفع مانع براى طواف كنندگان مطرح شده است از آنجا كه معمولاً

دولت عربستان براى اقدامات خود قبلاً از طريق مختلف زمينه سازى مى‏كند لذا خواهشمند

است بفرماييد:

1- چنين اقدامى از نظر شرعى چه حكمى دارد؟

ج: چنين اقدامى فقط با نظر فقيه جامع الشرايط جايز است.

2- در صورت عملى شدن اين طرح، تكليف زائران و حجاج بيت اللّه الحرام در رابطه با

طواف و نماز پشت مقام چيست؟

ج: در وضع فعلى نيز بنده مطاف را محدود به مقام ابراهيم‏عليه‏السلام نمى‏دانم و

نماز هم لازم نيست كه نزديك مقام باشد.

س‏385: اگر طواف واجب را قبل از نصف يا بعد از نصف قطع كند و پس از يك ساعت مجدد

طواف را از سر بگيرد، طوافش صحيح است يا خير؟ در همين فرض اگر بلافاصله يا با فاصله

اندك طواف را از سر بگير وظيفه‏اش چيست؟

ج: قطع طواف جايز نيست اگر مى‏خواهد طواف را از سر بگيرد اين طواف را به آخر

برساند بعد از آن طواف را از سر بگيرد ولى در طواف واجب لازم است از قرآن يعنى پشت

سرهم بودن و بلافاصله بودن دو طواف اجتناب كند.

س386: شخصى در يكى از اشواط، گامهايى را در اثر فشار جمعيت بى اختيار پيموده و به

همان نحو ادامه داده و طواف را به پايان برده است، اكنون كه مسأله را فرا گرفته، نه

جاى آن مقدار را مى‏داند و نه شوط را، تكليف او چيست؟

ج: لازم است طواف را اعاده كند.


84

س‏387: اگر در بين طواف نداند چند شوط بجا آورده وظيفه‏اش چيست؟

ج: طوافش باطل است و بايد اعاده كند.

س 388 : آيا طفلي را كه محرم كرده اند براي طواف بايد او را وضو دهند يا خير ؟

ج : لازم است وضو بدهند .

س 389 : آيا طفلي كه محرم شده و در آغوش پدرش ميباشد پدر مي تواند همزمان هم براي

خودش نيت طواف كند و هم نيت كند كه اين طفل را طواف مي دهم ؟

ج : مي تواند .

س 390 : در صورت فوق اگر طفل خودش را نجس كرد آيا فقط طواف طفل باطل است يا طواف

پدر هم بعلت حمل شيئي نجس باطل مي باشد ؟

ج : در حال طواف از حمل متنجس اجتناب شود .

س391: شخصى عمره مفرده‏اى به نيابت از پدرش انجام داده و روز بعد به نيابت مادرش

محرم مى‏شود. و در اثناى آن، متوجه مى‏شود كه در عمره اول طواف و نماز آن را بدون

وضو انجام داده است، وظيفه او در اين صورت چيست؟

ج: بعد از اتمام عمره دوم طواف و نماز آن را كه از عمره اول بجا مانده است بجا

بياور صحيح است.

س392: آيا به جز غسل مستحبى براى رفتن به مسجد الحرام، غسل ديگرى براى طواف مستحب

است، و در صورت وجود چنين استحبابى، آيا غسل به نيّت هر دو كافى است؟

ج: بجز غسل مستحبّى براى رفتن به مسجد الحرام استحباب غسل ديگرى براى طواف ثابت

نيست.

س‏393: آيا در طواف مستحبى مى‏تواند دو يا سه طواف پشت سر هم انجام دهد، و بعد

براى هركدام نماز بخواند؟

ج: لازم است بعد از هر طواف نماز آن را بخواند.

س‏394: چنانچه پشت مقام ابراهيم‏عليه‏السلام ازدحام باشد و يا مأمورين اجازه

خواندن نماز را ندهند، آيا لازم است براى خواندن نماز طواف، صبر كند و در وقت خلوت


85

به فاصله چند ساعت يا چند روز، نماز را در پشت مقام بجا آورد و يا در همان موقع به

فاصله دورتر از مقام نماز بخواند؟

ج: در فرض مذكور در همان موق به فاصله دورتر از مقام مى‏تواند نماز طواف را

بخواند.

س395: زنيكه استحاضه كثيره بوده و پس از غسل و وضو وارد طواف مى‏شود و بعد از طواف

خود را وارسى مى‏كند و مى‏بيند كه چيزى خارج نشده است آيا بازهم براى نماز طواف

وضوى مجدد لازم است ى خير، با فرض اينكه ممكن است بعد از نماز خون خارج شود؟

ج: در فرض سؤال براى نماز طواف احتياج به وضو نيست.

س‏396: مسلوس يا مبطون كه بايد براى نماز و طواف هركدام يك وضو بگيرد آيا قبل از

وضو وارسى و تعويض كهنه و شستن عورتين (با اينكه مخصوصاً در ايام حجّ تمتع مشقت

دارد) لازم است يا خير و همان وضو كفايت مى‏كند؟

ج: اگر مشقّت ندارد احتياط واجب آن است كه پيش از طواف عورتين را تطهير كند و

بوسيله كيسه يا پارچه از سرايت نجاست به بدن جلوگيرى نمايد.

س‏397: پوشش دختر بچه در حال طواف چه اندازه است؟

چج: پوشش خاصى معتبر نيست، اگر به پنج شش سال رسيده است حكم بانوان را رعايت

نمايد.

س‏398: آيا روحانى كاروان كه نماز طواف را به صورت فرادا خوانده مى‏تواند همان

نماز را همانند نمازهاى يوميّه با نيت جماعت براى افراد كاروان بخواند يا خير؟

ج: جواز نماز طواف به جماعت محلّ تامل است.

س‏399: آيا صلاة خلف مقام حكم تكليفى است يا حكم وضعى و مثلاً اگر كسى نمازش را

نزديك ديوار زمزم خواند آيا حكم بطلان صلاتش مى‏شود يا اينكه فقط معصيت كرده، لكن

نمازش صحيح است؟

ج: در صورت نبودن مزاحمت و ازدحام و امكان نماز خلف مقام در جاى ديگر نخواند.

س‏400: در صورتيكه فردى بخاطر ازدحام نتواند نماز طواف را خلف مقام بخواند آيا


86

بايد صبر كند يا اينك بايد فوراً نمازش را در جائى كه مقدور است بخواند و بعد در

صورت امكان ولو روزهاى بعد نزديكتر اعاده نمايد؟

ج‏6: در فرض مذكور صبر لازم نيست در هر جاى از مسجد الحرام ميتواند بخواند هر

چند نسبت به مقام رعايت الاقرب فالاقرب بهتر است.

سعى:

س‏401: با توجه به اينكه در روزهاى ششم و هفتم ذيحجه بر اثر ازدحام زياد مأمورين

مانع مى‏شوند كه معذورين را با چرخ در طبقه پايين بين صفا و مروه سعى انجام دهند.

آيا مى‏شود در اين صورت معذورين رإ؛س‏زظظ با چرخ در طبقه دوم و سوم صفا و مروه سعى

داد يا خير؟

ج: لازم است سعى ميان دو كوه صفا و مروه واقع شود بنابراين اگر محرز است كه طبقه

دوم يا بالاتر ميان دو كوه صفا و مروه واقع است اشكال ندارد ولى اگر محرز و ثابت

نباشد اشكال دارد.

س402: اگر سعى در وسط دور اول رها كند و بلافاصله سعى را از سر بگيرد وظيفه‏اش

چيست؟ اگر اين عمل را در دور دوّم يا چهارم انجام دهد حكم آن چيست؟

ج: اين عمل درست نيست اگر مى‏خواهد سعى را از سر بگيرد سعى اول را به آخر برساند

بعد از آن سعى را از سر بگيرد.

س‏403: چنانچه فردى نمى‏تواند سعى انجام دهد و گرفتن چرخ هم با مشكل مواجه باشد

آيا مى‏توان از او نيابت كرد و سعى انجام داد يا خير؟

ج: اگر خود توانايى ندارد و گرفتن چرخ هم مشقّت و حرج داشته باشد ميتواند نائب

بگيرد.

س404: كودكى كه محرم به احرام عمره مفرده بود، گاهى در حال سعى مى‏دويد و گاهى به

عقب بر مى‏گشت و با همين وضعيّت اعمال عمره را به پايان برده است، اكنون چه

وظيفه‏اى دارد؟

ج: لازم است آن مقدار از مسير را كه طفل به عقب برگشته است كسى كه همراه طفل است

او را به طرف جلو ببرد.


87

س‏405: بنده چون مسئول گروه حجّ بودم به استناد وظيفه‏ام مراقبت از بيماران و

عاجزهاى گروه بود، وقوف اضطرارى انجام دادم، لطفاً وظيفه شرعى اين جانب را بيان

فرمائيد.

ج: اگر هماه عجز بوده‏ايد كه لازم بوده به آنان باشيد و آنان از وقوف اختيارى

معذور بوده‏اند براى شما هم اشكالى نداشته، بلى اگر نايب كسى شده‏ايد نيابت شما

درست نبوده است.

س‏406: الف: يكى از زائران بيت اللّه الحرام در حجّ تمتّع سال گذشته در روز يازدهم

به دليل ترافيك سنگين نتوانسته رمى جمرات را انجام دهد. روز دوازدهم جهت رمى روزهاى

يازدهم و دوازدهم عزيمت نموده ولى به دليل ناآگاهى به مسئله د جمره اولى، اول براى

يازدهم و بعد براى دوازدهم نيّت كرده و رمى نموده و بعداً به جمره وسطى رفته و براى

دو روز نيّت كرده و پشت سر هم رمى نموده و سپس به جمره عقبه رفته و به شرح فوق رمى

نموده است. شب چهاردهم ذى الحجّ متوجّه شده كه مى‏بايست اوّل در هر سه مكان براى

روز يازدهم رمى كند و برگردد دوباره به نيّت دوازدهم رمى نمايد. لذا روز چهاردهم به

منى‏ رفته و وظيفه خود را مى‏خواهد انجام بدهد تكليفش چيست؟

ج: در هر سه مكان مزبور به همان ترتيب لازم است اوّل به نيّت روز يازدهم رمى نمايد

و بعد از آن كه هر سه به اتمام رسيد برگردد و به نيّت روز دوازدهم رمى كند.

ب: چنانچه ضرورى باشد در حجّ آينده نايب بگيرد بفرماييد آيا نايب مى‏تواند در هر

وقت از سه روز اقامت در منى اين كار را انجام دهد يا خير؟

ج: در روز يازدهم قضاى روز يازدهم و در روز دوازدهم قضاى روز دوازدهم را انجام

بدهد.

پ: آيا حتماً بايد در روز انجام دهد يا شب هم مى‏تواند رمى نمايد.

ج: در روز به ترتيبى كه گفته شد انجام بدهد.

س407: شخصى در شب دوازدهم در منى‏ وقوف را انجام مى‏دهد و نيمه شب شرعى از منى‏


88

خارج مى‏شود و به مكه مى‏آيد و اعمال حجّ تمتع را انجام مى‏دهد و براى رمى جمرات بد

از ظهر روز دوازدهم مى‏رود به منى‏ و رمى مى‏كند، آيا اشكال دارد يا خير؟

ج: اشكال ندارد.

س‏408: آيا عمره مستحبى مى‏توان هم نيّت خود را داشت و هم نيّت ديگرى را؟ مثلاً

پدر و مادر و...

ج: بلى مى‏شود.

س‏409: شخصى در ميقات براى خودش محرم مى‏شود و تلبيه مى‏گويد، بعد به فكر مى‏افتد

كه چون خودش حجّ واجب در سالهاى گذشته بجا آورده، براى پدر يا مادر يا يكى از

خويشاوندان ديگرش حجّ تبرعى بجا آورد، آيا مى‏شود با نيت عدو كند، و يا دوباره به

نيت شخص مورد نظر محرم شود يا خير؟

ج: اگر به احرام صحيحى محرم شده، نمى‏تواند نيّت را عوض كند و بايد عملش را به

همان نيتى كه در احرام داشته، اتمام كند.

س‏410: آيا مى‏توانم براى مادرم و براى خودم فريضه حجّ را انجام دهم؟

ج: در يك سال بيش از يك حجّ واقع نمى‏شود.

س‏411: زائرانى كه در ماه مبارك رمضان به عمره مشرف مى‏شوند، گاهى شب به مدينه و

يا مكه مى‏رسند كه در نتيجه قصد كرده روزه مى‏گيرند. خواهشمند است بفرماييد:

1- اگر در بين روز رسيدند، آيا از همان ساعتى كه مى‏رسند بايد ده روز را به حساب

آورند؟

ج: در بين روزهم مى‏تواند قصد ده روز نمايد و اگر چند ساعت كم باشد بايد از روز

يازدهم جبران شود.

2- و يا آن كه ده روز كامل است و شب‏ها به حساب نمى‏آيد؟

ج: اگر او صبح به مقصد رسيده و قصد ده روز نمايد تا پايان روز دهم كافى است و شب

آخر لازم نيست كه به حساب بيايد.

3- اگر مدير كاروان با توجه به اين كه مى‏داند توقف زائران در مدينه يا مكه كمتر


89

از ده روز است به آنها اعلام مى‏كند كه ده روز مى‏مانيم و آنان به اعتماد گفته او

نمازشان را تمام مى‏خوانند و روزه مى‏گيرند ولى قبل از ده روز از آنجا مى‏روند، حكم

شرعى نسبت به مدير كه اين مطلب را اعلام مى‏كند و نماز و روزه زائران چيست؟

ج: در صورتى كه از گفته مدير كاروان اطمينان پيدا كردند و بر آن اساس قصد روز كرده

و نمازشان تمام خواندند و روزه گرفتند نماز و روزه آنها صحيح است و لازم است از

گفتن خلاف واقع اجتناب شود.

س‏412: وقف به حركت و وصل به سكون در تلبيه چه حكمى دارد؟

ج: احتياط واجب در مراعات است.

س‏413: در رساله مناسك حجّ فرموده‏ايد: مستحب است كه تلبيه عمره تمتع تا پيدا شدن

خانه‏هاى مكّه معظمه و تلبيه حجّ تمتّع تا ظهر روز عرفه ادامه داشته باشد، آيا

تلبيه عمره مرده هم استحباب دارد يا خير؟ و در صورت استحباب تا كجا بايد ادامه

داشته باشد.

ج: در عمره مفرده ادامه تلبيه تا دخول حرم ثابت است.

س‏414: با توجه به اينكه برخى از فقهاى بزرگوار، حجر اسماعيل را جزء كعبه

مى‏دانند، خواندن نمازهاى واجب داخل حجر چه حكمى دارد؟

ج: حجر جزء بيت نيست هرچند كه در مطاف داخل است و نماز خواندن در آن چه واجب چه

مستحب اشكال ندارد.

س‏415: اقتدا به نماز اهل سنّت در ايّام حج جايز است يا خير؟

ج: جائز است و فضيلت زيادى دارد.

س‏416: صحّت نماز استداره در مسجد الحرام چگونه است؟

ج: ميزان استقبال خانه كعبه است در وضع استداره نيز چون همه روى به خانه كعبه قرار

مى‏گيرند نمازشان صحيح است.

س‏417: مراد از جواز اتمام صلاة در تمامى شهر مكه و مدينه آيا مكه و مدينه قديم

است يا فعلى؟

ج: مراد مكه و مدينه فعلى است.

س‏418: در مسجد النّبى‏صلى الله وعليه وآله وسلم و بيت اللّه الحرام براى نماز


90

جماعت به خصوص براى بانوان اتصال نيست. آيا اقتدا كردن به اين نحو جايز است؟

ج: در صورت اقتدا و شركت در نماز جماعت با شرايطى كه آنها صحيح مى‏دانند براى ما

هم صحيح است.

س‏419: آيا در نماز جماعت اهل سنّت در مكه و مدينه هم مى‏توان براى درك ثواب، در

تشهد آخر اقتدا كرد و بدون تكبير مجدّد نماز را به طور فرادا ادامه داد؟

ج: بلى مى‏تواند.

س‏420: اگر از سوى حاكم عامّه اول ماه رمضان اعلام شود، براى كسانى كه در مكه و

مدينه هستند و تقيّه‏اى در تبعيت نيست و براى خود فرد هم يقين به او ماه نيست، آيا

تبعيت لازم است؟

ج: تبعيت لازم است و اين خود يك نوع تقيّه است تقيه مداراتى خوانده مى‏شود.

س‏421: خانمى در ايام حجّ براى آنكه بتواند اعمال را انجام دهد، از قرص استفاده

كرد، ليكن در ايّام عادت يا خارج آن خون مى‏بيند و نمى‏داند كه اين جريان خون تا سه

روز ادامه پيدا مى‏كند يا نه؟ يا حتى احتمال مى‏دهد كه تا سه روز ادامه پيدا نكند،

در فرض داشتن صفات يا نداشتن صفات حيض، تكليف چيست؟

ج: تا سه روز عمل به احتياط كند تا وضع روشن شود.

س‏422: شخصى مكّه مشرّف شده لكن غسل مسّ ميّت بر گردن داشته و قبل از رفتن غسل

جنابت هم نكرده تكليفش چيست؟

ج: در صورت امكان لازم است كه خود بعد از غسل مسّ ميّت شخصاً طواف عمره تمتّع و

نماز طواف و نيز طواف حج و نماز طواف و طواف نساء و نماز طواف نساء را انجام بدهد و

اگر ممكن نيست بايد براى انجام اينها نايب بگيرد و تا نايب، اين اعمال را انجام

نداده است از مباشرت با زن خوددارى كند.

س‏423: شخصى پس از استقرار وجوب حج، ديوانه شده، وظيفه ولىّ، نسبت به حجّ او چيست؟

ج: اگر مال دارد لازم است ولى اقدام به حجّ نيابى از طرف او بكند.


91

س‏424: آيا آميزش با زن قبل از انجام طواف نساء و نماز آن در عمره مفرده و تمتّع

مستحبى حرام است يا خير؟ و آيا كفّاره دارد يإ؛شسظظ خير؟

ج: حرام است و كفاره آن يك شتر است.

س‏425: اگر كودك را در حال خواب، طواف يا سعى دهند يا بخشى از طواف و سعى را در

خواب باشد چه حكمى دارد؟

ج: در كودك، خواب به اندازه متعارف به طواف و سعى او ضرر نمى‏رساند.

س‏426: شخصى تمام اختيارات اموال پدرش را دارد و پدر نمى‏تواند بالمباشره حجّ را

بجا آورد، پسر بدون تذكّر دادن به پدر شخصى را اجير براى حجّ پدر نموده و خودش هم

براى حجّ پدر، مجزى است يا خير؟ و هر گاه در مدينه تصميم بگيرد كه آنچه را از مال

پدر به اجير داده است با پدر حساب نكند و از مال خودش باشد، رفع اشكال مى‏شود يا

خير؟

ج: در فرض مزبور اگر از پدر وكالت مطلقه و در همه امور دارد كافى است.

س‏427: شخصى پس از آنكه به مدينه مشرّف شد جنون پيدا كرد با توجّه به اينكه سابقاً

حجّ بر او مستقر شده است، اكنون وظيه چيست؟

ج: فقط حاكم شرع مى‏تواند براى او نائب بگيرد.

س‏428: كودك مميزى بدون امر ولى در ميقات محرم شده و تنها سعى و تقصير را انجام

داده است. تكليف او يا وليّش نسبت به بقيه اعمال چيست؟

ج: لازم است برگردد و اعمال را به ترتيب انجام بدهد.

س‏429: اگر كودك مميزى، بدون اذن ولى محرم شود و در حال احرام، يكى از محرّمات را

مرتكب شود، كفاره آن برعهده كيست؟

ج: لازم ست ولى طفل را از ارتكاب محرّمات احرام باز دارد و اگر بازنداشت كفاره بر

عهده ولى طفل است.

س430: بر فرض اينكه شخصى با ناديده گرفتن مقررات موفق شد تا ايام حجّ در كشور

سعودى مخفى شود بفرمائيد حجّى كه به جا آورده چه صورتى دارد؟


92

ج: با وجود ارتكاب حراب در مقدّمات حجّ حجّش صحيح است.

س431: بعضى از زائران كه در ماه مبارك رمضان به زيارت حرمين شريفين مشرّف مى‏شوند

و برابر مقرّرات پس از مهلت مقرّر بايد به كشور باز گردند ليكن بعضاً با ناديده

گرفتن قوانين كشور جمهورى اسلامى ايران و كشور سعودى مخفيانه و غير قانونى در آنجا

مى‏مانند تا در موسم، حجّ بجا آورند از آنجا كه اين امر علاوه بر زيانهاى فراوان

موجب وهن نيز مى‏باشد و باعث ايجاد جوّ نامناسب و نا شايستى عليه شيعه و كشور

اسلامى شوند بفرماييد اين عمل فى نفسه جائز است يا خير؟

ج: عمل مزبور جائز نيست و لازم است از انجام هر عملى كه موجب وهن شيعه مى‏شود جداً

خوددارى شود.

س‏432: نظر به اينكه ايران اسلامى با صرف هزينه‏هاى هنگفت از بودجه بيت المال

مسلمين و تقديم شهداى گرانقدر در راه مبارزه با مواد مخدر از اين پديده خانمانسوز

جلوگيرى مى‏كند ولى با كمال تأسف انتقا اين مواد توسط اندكى از زائرين و دستگير شدن

آنها توسط پليس سعودى، به همراه تبليغات مسمومى كه در كنار اين قضيه به راه

مى‏اندازند تمام زحمات فرزندان رشيد اين مرز و بوم و هزينه‏هاى فراوانى كه صرف اين

كار شده به هدر مى‏رود، از طرف ديگر قوانين سخت كشور عربستان كه هرچند ماه يكبار در

ميادين شهرهاى بزرگ تعدادى از مردم مليتهاى مختلف را به جرم حم مواد مخدر گردن

مى‏زنند اقدامهاى پيشگيرانه براى حفظ آبرو و حيثيت تشيّع و كشور امام زمان (عج) در

اجتناب‏ناپذير مى‏نمايد: اولاً: عمل اين دسته از زائرين از نظر شرع اسلام چه حكمى

دارد؟

ج: ترديدى نيست كه عمل اين دسته از زائران حرام است.

ثانياً: سازمان حج و زيارت مى‏تواند پس از تذكّر به كليه زائران در اين خصوص، نسبت

به افرادى كه با علم و اطلاع از چنين عواقب سوئى اقدام به بردن مواد مخدر مى‏كنند،

از رفتن آنها به حج در آن سال جلوگيرى كند، يا نه؟ آيا اين امر نسبت به كسانى كه حج


93

واجب بجا مى‏آورند يا استحبابى يا عمره مفرده تفاوتى دارد يا خير؟

ج: از رفتن كسانى كه با علم و اطلاع از آثار زيانبار اين عمل اقدام به بردن مواد

مخدر مى‏كنند مى‏توانند جلوگيرى كنند ولى اگر ممكن باشد كه جمع كنند بين جلوگيرى از

بردن آن مواد و رفتن اشخاصى كه مى‏خواهند به حج بروند مخصوصاً حج واجب اين كار را

مقدّم بدارند.

س 433 : توجها به اينكه اقتداء به جماعت اهل سنت را با اينكه از نظر فقه شيعه فاقد

بسياري از شرايط است از قبيل صحت وضوء عدالت امام ، مكان سجده ، عدم اتمام سوره و

امثال آن است ، بسياري از فقها محترم شيعه صحيح و مجزي دانسته اند لكن اخيرا نقل

شده كه برخي از فقهاء محترم در مورد عدم رعايت فاصله بين صفوف اشكال نموده اند با

اينكه بنظر اهل سنت اين گونه جماعت ها صحيح است و مثلا در ايام عمره كه فاصله صف

خانمها در مسجد النبي ( ص ) است با صف آقايان بيش از صد متر ولي آنها اين جماعت را

صحيح و مجزي مي دانند و ما اگر بخواهيم طبف نظر خودمان عمل نمائيم بكلي در ايام

عمده خانمها در مسجد النبي ( ص ) نبايد اقتدا نمايند و جماعت آقايان نيز در بسياري

از موارد با اشكال مواجه است لذا خواهشمند است نظر مبارك خود را در خصوص :

الف : صحت اقتداء به اهل سنت و مجزي بودن آن در صورتيكه فاصله بين صفوف زياد است

لكن بنظر آنها جماعت صحيح مي باشد .

ج : در فرض مذكور اشكال ندارد .

ب : مجزي بودن جماعت بنحو استداره در مسجد الحرام بيان فرمائيد .

ج : مانعي ندارد .

كسب و كار حرام:

س434: استعمال ترياك به طور كلّى چه حكمى دارد؟

ج: جائز نيست.

س‏435: در روستاى ما كه از روستاهاى اطراف سبزوار مى‏باشد، مردم و كشاورزان براى

مقاومت در برابر كارهاى طاقت فرسا، از ترياك استفاده مى‏كنند. و در ضمن يقين دارند


94

كشيدن ترياك برايشان اعتيادآور نمى‏باشد امّا براى انجام كارهاى دشوار، همچون بيدار

ماندن در شبهايى كه نوبت آب آنهاست و يا كار كردن و شخم زدن روى زمين كه با كشيدن

ترياك مى‏توانند به جاى 4 نفر زمين را شخم زنند و كار كنند، ترياك را استعمال

مى‏كنند، مستدعى است با توجه به اينكه كشت، داشت و برداشت خشخاش و نگهدارى ترياك از

نظر قانون نظام اسلامى ممنوع و تعزير حكومتى دارد نظر حضرتعالى را در اين باره

مرقوم فرماييد.

ج: جائز نيست.

س‏436: آيا مصرف مواد مخدر در معالجات و درمان دردها مطلقاً اشكال ندارد يا فقط در

صورت انحصار؟

ج: فقط در صورت انحصار.

س‏437: لطفاً نظر مبارك را در مورد خريد و فروش موادّ مخدّر بخصوص ترياك بيان

فرماييد.

ج: جايز نيست مگر در ضرورت براى معالجه‏

س‏438: ترانه هايى كه به وسيله بيگانگان خوانده مى‏شود و به طور غمناك است و غناء

ندارد چه حكمى دارد؟

ج: اگر غنا نباشد حرام نيست.

س‏439: سرودهايى كه در صدا و سيما پخش مى‏شود و همراه با موسيقى و غناء است چه

حكمى دارند؟

ج: غناء حرام است و مسأله غناء و موسيقى در آخر توضيح المسئل مذكور است.

س‏440: آيا استماع به تمام آهنگهائى كه از صدا و سيما پخش مى‏شوند جايز است و بر

اساس اينكه در صدا و سيما روحانيونى حاضر هستند و در آنجا نظارت مى‏كنند، آيا

مى‏توان گفت تمام آهنگهائى كه پخش مى‏شوند مورد تأييد مى‏باشند؟

ج: فقط هر آهنگى كه بصورت غناى محرّم نباشد استماعش جايز است، و شرح غناى محرّم در

آخر توضيح المسائل ذكر شده است.

س‏441: كف زدن به طور مطلق چه حكمى دارد؟ و همچنين كف زدن در مراسم اعياد مذهبى كه

در مساجد و حسينيه‏ها منعقد مى‏گردد چه حكمى دارد؟

ج: اشكال ندارد ولى لازم است به حدّى نرسد كه جلف محسوب شود و با وقار و متانت كه


95

شايسته مسلمانان است منافات داشته باشد و در اواخر توضيح المسائل توضيح داده شده

است.

س442: غناء در عروسى چه حكمى دارد؟

ج: در عروسى جائز است به شرط اينكه با محرّمات توأم نباشد.

س‏443: حكم استماع موزيك (بدون خوانندگى) چيست؟

ج: در صورتى كه مهيّج شهوت و موجب فساد نباشد جائز است.

س 444 : پس از پيروزي انقلاب با مسئله خوانندگي زنان چه نوع بايد برخورد شود ؟ و از

آنجا كه صداي زن في نفسه حرام نيست بفرمائيد اگر زني اقدام به خواندن كند و حالت او

هنگام خواندن حفظ بشود و مطمئنا اشعار موسيقي و غنا هم نباشد و از مصاديق لهو و لعب

نيز نباشد ضمنا بر روي نوار نيز ضيظ شده باشد گوش دادن براي مردان چه حكمي دارد ؟

ج : در فرض مذكور اشكال ندارد .

س‏445: در راديو مدح ائمه طاهرين عليهم السلام يا واقعه كربلا را با وزن و ساز و

با لحن خوب مى‏خوانند آيا استماعش جايز است يا خير؟

ج: اگر غنا و موسيقى نباشد مانعى ندارد.

س‏446: آيا آواز خواندن زوجه براى زوج خود در صورتى كه منجر به غناء شود جايز است

يا خير؟

ج: تا منجر به غنا نشده است اشكال ندارد.

س‏447: خواندن آيات قرآن به صورت سرود يا آهنگ جايز است يا خير؟

ج: تا هنگامى كه به غناى حرام نرسد جائز بلكه ممدوح است.

س‏448: طبل زدن و سنج در ايّام محرم در داخل مسجد چه حكمى دارد؟

ج: بقدرى كه متعارف و معمول است جائز است.

س‏449: طبل زدن بر ديگ يا قابلمه يا دبّه و امثال آنها كه از الات لهو نمى‏باشد

جايز است يا خير؟

ج: جايز است.

س‏450: نگاه به تلويزيون كه فيلمهاى خارجى را بدون حجاب و يا با وضع فجيع نشان

مى‏دهد نظير زنهاى بدون روسرى و چادر چه حكمى دارد؟

ج: اگر موجب فساد شود حرام است.


96

س‏451: بازيگرانى كه نقش زن و شوهر و يا مادر و فرزند و... را در فيلم‏هاى عاطفى و

خانوادگى بازى مى‏كنند براى بيان اين رابطه از كلمات محبّت‏آميزى همچون «عزيزم» و

ابزار احساسات عاطفى مانند نگاه كردن و خنديدن استفاده مى‏كنند ابزار اين گونه

حالات و كلمات خصوصاً اگر آثار منفى داشته باشد چه حكمى دارد؟

ج: جايز نيست.

س 452 : ديدن تصوير زنهاي متبرج در فيلمها ايراني و خارجي كه از تلويزيون پخش مي

شود وآنها فاقد حجاب اسلامي هستند براي غير محارم چه حكمي دارد ؟

ج : اگر موجب فساد و انحراف اخلاقي باشد جايز نيست .

س 453 : نگاه كردن و گوش كردن به برنامه هاي كشورهاي خارجي چه صورت دارد ؟

ج : در صورتي كه موجب انحراف فكري و اخلاقي نباشد جائز است .

س454: تظاهر به كارهاى حرام از قبيل شرب خمر، حالات مستى ناشى از شرب خمر و...

جايز است؟(در صورت ضرورت نقش به هدف بيان آثار سوء اين گونه افعان حرام)

ج: در صورتى كه تنفّر از منكرات بر آن مترتّب شود اشكال ندارد.

س‏455: نشان دادن چهره كامل پيامبرصلى الله وعليه وآله وسلم و حضرت

زهراعليهاالسلام و ساير ائمه عليهم السلام در حالات زير چه حكمى دارد؟

الف - نشان داده چهره كامل بدون هيچ گونه تغيير در چهره‏پردازى؟

ب - نشان دادن چهره كامل همراه با گريم، به گونه‏اى كه تماشاگر با كمى دقّت،

مصنوعى بودن آن را بفهمد.

ج - استفاده از اشخاصى كه در تمام مدّت بازيگرى خود فقط نقش ائمه را بازى مى‏كنند.

د - استفاده از بازيگرانى كه فقط نقشهاى مثبت را بازى مى‏كنند.

ج: جائز نيست به هيچ وجه.

س456: در حال حاضر، عكس و صورت معصومين عليهم السلام ساخته شده، آيا اين تصاوير

مبتنى بر حقيقت است يا خير؟

ج: ملاك صحيحى ندارد.


97

س457: ديدن تصوير زنانى كه حدّ پوشش شرعى را رعايت نمى‏كنند چه حكمى دارد؟

ج: اگر شناخته شده است جايز نيست و در صورت عدم شناخت اگر ساد بر آن مترتّب مى‏شود

جايز نيست.

س‏458: مشاهده تصاوير ورزشكاران يا مردانى كه غير از عورتين قسمتهايى از بدن مشخص

باشد توسط زن اشكال دارد؟ (در تلويزيون و عكس و...)

ج: موجب فساد نباشد اشكال ندارد.

س‏459: نظر مبارك را در خصوص تصاوير تخيّلى، تصاوير برقى و كامپيوترى مجسّمه،

تصاوير كاريكاتور و كارتنى بيان فرماييد؟

ج: در صورتى كه با محرّمات ديگر توأم نباشد اشكال ندارد.

س‏410: آيا مى‏توانم براى مادرم و براى خودم فريضه حجّ را انجام دهم؟

ج: در يك سال بيش از يك حجّ واقع نمى‏شود.

س‏411: زائرانى كه در ماه مبارك رمضان به عمره مشرف مى‏شوند، گاهى شب به مدينه و

يا مكه مى‏رسند كه در نتيجه قصد كرده روزه مى‏گيرند. خواهشمند است بفرماييد:

1- اگر در بين روز رسيدند، آيا از همان ساعتى كه مى‏رسند بايد ده روز را به حساب

آورند؟

ج: در بين روزهم مى‏تواند قصد ده روز نمايد و اگر چند ساعت كم باشد بايد از روز

يازدهم جبران شود.

2- و يا آن كه ده روز كامل است و شب‏ها به حساب نمى‏آيد؟

ج: اگر او صبح به مقصد رسيده و قصد ده روز نمايد تا پايان روز دهم كافى است و شب

آخر لازم نيست كه به حساب بيايد.

3- اگر مدير كاروان با توجه به اين كه مى‏داند توقف زائران در مدينه يا مكه كمتر

از ده روز است به آنها اعلام مى‏كند كه ده روز مى‏مانيم و آنان به اعتماد گفته او

نمازشان را تمام مى‏خوانند و روزه مى‏گيرند ولى قبل از ده روز از آنجا مى‏روند، حكم

شرعى نسبت به مدير كه اين مطلب را اعلام مى‏كند و نماز و روزه زائران چيست؟


98

ج: در صورتى كه از گفته مدير كاروان اطمينان پيدا كردند و بر آن اساس قصد روز كرده

و نمازشان تمام خواندند و روزه گرفتند نماز و روزه آنها صحيح است و لازم است از

گفتن خلاف واقع اجتناب شود.

س‏412: وقف به حركت و وصل به سكون در تلبيه چه حكمى دارد؟

ج: احتياط واجب در مراعات است.

س‏413: در رساله مناسك حجّ فرموده‏ايد: مستحب است كه تلبيه عمره تمتع تا پيدا شدن

خانه‏هاى مكّه معظمه و تلبيه حجّ تمتّع تا ظهر روز عرفه ادامه داشته باشد، آيا

تلبيه عمره مرده هم استحباب دارد يا خير؟ و در صورت استحباب تا كجا بايد ادامه

داشته باشد.

ج: در عمره مفرده ادامه تلبيه تا دخول حرم ثابت است.

س‏414: با توجه به اينكه برخى از فقهاى بزرگوار، حجر اسماعيل را جزء كعبه

مى‏دانند، خواندن نمازهاى واجب داخل حجر چه حكمى دارد؟

ج: حجر جزء بيت نيست هرچند كه در مطاف داخل است و نماز خواندن در آن چه واجب چه

مستحب اشكال ندارد.

س‏415: اقتدا به نماز اهل سنّت در ايّام حج جايز است يا خير؟

ج: جائز است و فضيلت زيادى دارد.

س‏416: صحّت نماز استداره در مسجد الحرام چگونه است؟

ج: ميزان استقبال خانه كعبه است در وضع استداره نيز چون همه روى به خانه كعبه قرار

مى‏گيرند نمازشان صحيح است.

س‏417: مراد از جواز اتمام صلاة در تمامى شهر مكه و مدينه آيا مكه و مدينه قديم

است يا فعلى؟

ج: مراد مكه و مدينه فعلى است.

س‏418: در مسجد النّبى‏صلى الله وعليه وآله وسلم و بيت اللّه الحرام براى نماز

جماعت به خصوص براى بانوان اتصال نيست. آيا اقتدا كردن به اين نحو جايز است؟

ج: در صورت اقتدا و شركت در نماز جماعت با شرايطى كه آنها صحيح مى‏دانند براى ما

هم صحيح است.

س‏419: آيا در نماز جماعت اهل سنّت در مكه و مدينه هم مى‏توان براى درك ثواب، در


99

تشهد آخر اقتدا كرد و بدون تكبير مجدّد نماز را به طور فرادا ادامه داد؟

ج: بلى مى‏تواند.

س‏420: اگر از سوى حاكم عامّه اول ماه رمضان اعلام شود، براى كسانى كه در مكه و

مدينه هستند و تقيّه‏اى در تبعيت نيست و براى خود فرد هم يقين به او ماه نيست، آيا

تبعيت لازم است؟

ج: تبعيت لازم است و اين خود يك نوع تقيّه است تقيه مداراتى خوانده مى‏شود.

س‏421: خانمى در ايام حجّ براى آنكه بتواند اعمال را انجام دهد، از قرص استفاده

كرد، ليكن در ايّام عادت يا خارج آن خون مى‏بيند و نمى‏داند كه اين جريان خون تا سه

روز ادامه پيدا مى‏كند يا نه؟ يا حتى احتمال مى‏دهد كه تا سه روز ادامه پيدا نكند،

در فرض داشتن صفات يا نداشتن صفات حيض، تكليف چيست؟

ج: تا سه روز عمل به احتياط كند تا وضع روشن شود.

س‏422: شخصى مكّه مشرّف شده لكن غسل مسّ ميّت بر گردن داشته و قبل از رفتن غسل

جنابت هم نكرده تكليفش چيست؟

ج: در صورت امكان لازم است كه خود بعد از غسل مسّ ميّت شخصاً طواف عمره تمتّع و

نماز طواف و نيز طواف حج و نماز طواف و طواف نساء و نماز طواف نساء را انجام بدهد و

اگر ممكن نيست بايد براى انجام اينها نايب بگيرد و تا نايب، اين اعمال را انجام

نداده است از مباشرت با زن خوددارى كند.

س‏423: شخصى پس از استقرار وجوب حج، ديوانه شده، وظيفه ولىّ، نسبت به حجّ او چيست؟

ج: اگر مال دارد لازم است ولى اقدام به حجّ نيابى از طرف او بكند.

س‏424: آيا آميزش با زن قبل از انجام طواف نساء و نماز آن در عمره مفرده و تمتّع

مستحبى حرام است يا خير؟ و آيا كفّاره دارد يإ؛شسظظ خير؟

ج: حرام است و كفاره آن يك شتر است.

س‏425: اگر كودك را در حال خواب، طواف يا سعى دهند يا بخشى از طواف و سعى را در


100

خواب باشد چه حكمى دارد؟

ج: در كودك، خواب به اندازه متعارف به طواف و سعى او ضرر نمى‏رساند.

س‏426: شخصى تمام اختيارات اموال پدرش را دارد و پدر نمى‏تواند بالمباشره حجّ را

بجا آورد، پسر بدون تذكّر دادن به پدر شخصى را اجير براى حجّ پدر نموده و خودش هم

براى حجّ پدر، مجزى است يا خير؟ و هر گاه در مدينه تصميم بگيرد كه آنچه را از مال

پدر به اجير داده است با پدر حساب نكند و از مال خودش باشد، رفع اشكال مى‏شود يا

خير؟

ج: در فرض مزبور اگر از پدر وكالت مطلقه و در همه امور دارد كافى است.

س‏427: شخصى پس از آنكه به مدينه مشرّف شد جنون پيدا كرد با توجّه به اينكه سابقاً

حجّ بر او مستقر شده است، اكنون وظيه چيست؟

ج: فقط حاكم شرع مى‏تواند براى او نائب بگيرد.

س‏428: كودك مميزى بدون امر ولى در ميقات محرم شده و تنها سعى و تقصير را انجام

داده است. تكليف او يا وليّش نسبت به بقيه اعمال چيست؟

ج: لازم است برگردد و اعمال را به ترتيب انجام بدهد.

س‏429: اگر كودك مميزى، بدون اذن ولى محرم شود و در حال احرام، يكى از محرّمات را

مرتكب شود، كفاره آن برعهده كيست؟

ج: لازم ست ولى طفل را از ارتكاب محرّمات احرام باز دارد و اگر بازنداشت كفاره بر

عهده ولى طفل است.

س430: بر فرض اينكه شخصى با ناديده گرفتن مقررات موفق شد تا ايام حجّ در كشور

سعودى مخفى شود بفرمائيد حجّى كه به جا آورده چه صورتى دارد؟

ج: با وجود ارتكاب حراب در مقدّمات حجّ حجّش صحيح است.

س431: بعضى از زائران كه در ماه مبارك رمضان به زيارت حرمين شريفين مشرّف مى‏شوند

و برابر مقرّرات پس از مهلت مقرّر بايد به كشور باز گردند ليكن بعضاً با ناديده


101

گرفتن قوانين كشور جمهورى اسلامى ايران و كشور سعودى مخفيانه و غير قانونى در آنجا

مى‏مانند تا در موسم، حجّ بجا آورند از آنجا كه اين امر علاوه بر زيانهاى فراوان

موجب وهن نيز مى‏باشد و باعث ايجاد جوّ نامناسب و نا شايستى عليه شيعه و كشور

اسلامى شوند بفرماييد اين عمل فى نفسه جائز است يا خير؟

ج: عمل مزبور جائز نيست و لازم است از انجام هر عملى كه موجب وهن شيعه مى‏شود جداً

خوددارى شود.

س‏432: نظر به اينكه ايران اسلامى با صرف هزينه‏هاى هنگفت از بودجه بيت المال

مسلمين و تقديم شهداى گرانقدر در راه مبارزه با مواد مخدر از اين پديده خانمانسوز

جلوگيرى مى‏كند ولى با كمال تأسف انتقا اين مواد توسط اندكى از زائرين و دستگير شدن

آنها توسط پليس سعودى، به همراه تبليغات مسمومى كه در كنار اين قضيه به راه

مى‏اندازند تمام زحمات فرزندان رشيد اين مرز و بوم و هزينه‏هاى فراوانى كه صرف اين

كار شده به هدر مى‏رود، از طرف ديگر قوانين سخت كشور عربستان كه هرچند ماه يكبار در

ميادين شهرهاى بزرگ تعدادى از مردم مليتهاى مختلف را به جرم حم مواد مخدر گردن

مى‏زنند اقدامهاى پيشگيرانه براى حفظ آبرو و حيثيت تشيّع و كشور امام زمان (عج) در

اجتناب‏ناپذير مى‏نمايد: اولاً: عمل اين دسته از زائرين از نظر شرع اسلام چه حكمى

دارد؟

ج: ترديدى نيست كه عمل اين دسته از زائران حرام است.

ثانياً: سازمان حج و زيارت مى‏تواند پس از تذكّر به كليه زائران در اين خصوص، نسبت

به افرادى كه با علم و اطلاع از چنين عواقب سوئى اقدام به بردن مواد مخدر مى‏كنند،

از رفتن آنها به حج در آن سال جلوگيرى كند، يا نه؟ آيا اين امر نسبت به كسانى كه حج

واجب بجا مى‏آورند يا استحبابى يا عمره مفرده تفاوتى دارد يا خير؟

ج: از رفتن كسانى كه با علم و اطلاع از آثار زيانبار اين عمل اقدام به بردن مواد

مخدر مى‏كنند مى‏توانند جلوگيرى كنند ولى اگر ممكن باشد كه جمع كنند بين جلوگيرى از


102

بردن آن مواد و رفتن اشخاصى كه مى‏خواهند به حج بروند مخصوصاً حج واجب اين كار را

مقدّم بدارند.

س 433 : توجها به اينكه اقتداء به جماعت اهل سنت را با اينكه از نظر فقه شيعه فاقد

بسياري از شرايط است از قبيل صحت وضوء عدالت امام ، مكان سجده ، عدم اتمام سوره و

امثال آن است ، بسياري از فقها محترم شيعه صحيح و مجزي دانسته اند لكن اخيرا نقل

شده كه برخي از فقهاء محترم در مورد عدم رعايت فاصله بين صفوف اشكال نموده اند با

اينكه بنظر اهل سنت اين گونه جماعت ها صحيح است و مثلا در ايام عمره كه فاصله صف

خانمها در مسجد النبي ( ص ) است با صف آقايان بيش از صد متر ولي آنها اين جماعت را

صحيح و مجزي مي دانند و ما اگر بخواهيم طبف نظر خودمان عمل نمائيم بكلي در ايام

عمده خانمها در مسجد النبي ( ص ) نبايد اقتدا نمايند و جماعت آقايان نيز در بسياري

از موارد با اشكال مواجه است لذا خواهشمند است نظر مبارك خود را در خصوص :

الف : صحت اقتداء به اهل سنت و مجزي بودن آن در صورتيكه فاصله بين صفوف زياد است

لكن بنظر آنها جماعت صحيح مي باشد .

ج : در فرض مذكور اشكال ندارد .

ب : مجزي بودن جماعت بنحو استداره در مسجد الحرام بيان فرمائيد .

ج : مانعي ندارد .

كسب و كار حرام:

س434: استعمال ترياك به طور كلّى چه حكمى دارد؟

ج: جائز نيست.

س‏435: در روستاى ما كه از روستاهاى اطراف سبزوار مى‏باشد، مردم و كشاورزان براى

مقاومت در برابر كارهاى طاقت فرسا، از ترياك استفاده مى‏كنند. و در ضمن يقين دارند

كشيدن ترياك برايشان اعتيادآور نمى‏باشد امّا براى انجام كارهاى دشوار، همچون بيدار

ماندن در شبهايى كه نوبت آب آنهاست و يا كار كردن و شخم زدن روى زمين كه با كشيدن

ترياك مى‏توانند به جاى 4 نفر زمين را شخم زنند و كار كنند، ترياك را استعمال


103

مى‏كنند، مستدعى است با توجه به اينكه كشت، داشت و برداشت خشخاش و نگهدارى ترياك از

نظر قانون نظام اسلامى ممنوع و تعزير حكومتى دارد نظر حضرتعالى را در اين باره

مرقوم فرماييد.

ج: جائز نيست.

س‏436: آيا مصرف مواد مخدر در معالجات و درمان دردها مطلقاً اشكال ندارد يا فقط در

صورت انحصار؟

ج: فقط در صورت انحصار.

س‏437: لطفاً نظر مبارك را در مورد خريد و فروش موادّ مخدّر بخصوص ترياك بيان

فرماييد.

ج: جايز نيست مگر در ضرورت براى معالجه‏

س‏438: ترانه هايى كه به وسيله بيگانگان خوانده مى‏شود و به طور غمناك است و غناء

ندارد چه حكمى دارد؟

ج: اگر غنا نباشد حرام نيست.

س‏439: سرودهايى كه در صدا و سيما پخش مى‏شود و همراه با موسيقى و غناء است چه

حكمى دارند؟

ج: غناء حرام است و مسأله غناء و موسيقى در آخر توضيح المسئل مذكور است.

س‏440: آيا استماع به تمام آهنگهائى كه از صدا و سيما پخش مى‏شوند جايز است و بر

اساس اينكه در صدا و سيما روحانيونى حاضر هستند و در آنجا نظارت مى‏كنند، آيا

مى‏توان گفت تمام آهنگهائى كه پخش مى‏شوند مورد تأييد مى‏باشند؟

ج: فقط هر آهنگى كه بصورت غناى محرّم نباشد استماعش جايز است، و شرح غناى محرّم در

آخر توضيح المسائل ذكر شده است.

س‏441: كف زدن به طور مطلق چه حكمى دارد؟ و همچنين كف زدن در مراسم اعياد مذهبى كه

در مساجد و حسينيه‏ها منعقد مى‏گردد چه حكمى دارد؟

ج: اشكال ندارد ولى لازم است به حدّى نرسد كه جلف محسوب شود و با وقار و متانت كه

شايسته مسلمانان است منافات داشته باشد و در اواخر توضيح المسائل توضيح داده شده

است.

س442: غناء در عروسى چه حكمى دارد؟

ج: در عروسى جائز است به شرط اينكه با محرّمات توأم نباشد.

س‏443: حكم استماع موزيك (بدون خوانندگى) چيست؟


104

ج: در صورتى كه مهيّج شهوت و موجب فساد نباشد جائز است.

س 444 : پس از پيروزي انقلاب با مسئله خوانندگي زنان چه نوع بايد برخورد شود ؟ و از

آنجا كه صداي زن في نفسه حرام نيست بفرمائيد اگر زني اقدام به خواندن كند و حالت او

هنگام خواندن حفظ بشود و مطمئنا اشعار موسيقي و غنا هم نباشد و از مصاديق لهو و لعب

نيز نباشد ضمنا بر روي نوار نيز ضيظ شده باشد گوش دادن براي مردان چه حكمي دارد ؟

ج : در فرض مذكور اشكال ندارد .

س‏445: در راديو مدح ائمه طاهرين عليهم السلام يا واقعه كربلا را با وزن و ساز و

با لحن خوب مى‏خوانند آيا استماعش جايز است يا خير؟

ج: اگر غنا و موسيقى نباشد مانعى ندارد.

س‏446: آيا آواز خواندن زوجه براى زوج خود در صورتى كه منجر به غناء شود جايز است

يا خير؟

ج: تا منجر به غنا نشده است اشكال ندارد.

س‏447: خواندن آيات قرآن به صورت سرود يا آهنگ جايز است يا خير؟

ج: تا هنگامى كه به غناى حرام نرسد جائز بلكه ممدوح است.

س‏448: طبل زدن و سنج در ايّام محرم در داخل مسجد چه حكمى دارد؟

ج: بقدرى كه متعارف و معمول است جائز است.

س‏449: طبل زدن بر ديگ يا قابلمه يا دبّه و امثال آنها كه از الات لهو نمى‏باشد

جايز است يا خير؟

ج: جايز است.

س‏450: نگاه به تلويزيون كه فيلمهاى خارجى را بدون حجاب و يا با وضع فجيع نشان

مى‏دهد نظير زنهاى بدون روسرى و چادر چه حكمى دارد؟

ج: اگر موجب فساد شود حرام است.

س‏451: بازيگرانى كه نقش زن و شوهر و يا مادر و فرزند و... را در فيلم‏هاى عاطفى و

خانوادگى بازى مى‏كنند براى بيان اين رابطه از كلمات محبّت‏آميزى همچون «عزيزم» و

ابزار احساسات عاطفى مانند نگاه كردن و خنديدن استفاده مى‏كنند ابزار اين گونه


105

حالات و كلمات خصوصاً اگر آثار منفى داشته باشد چه حكمى دارد؟

ج: جايز نيست.

س 452 : ديدن تصوير زنهاي متبرج در فيلمها ايراني و خارجي كه از تلويزيون پخش مي

شود وآنها فاقد حجاب اسلامي هستند براي غير محارم چه حكمي دارد ؟

ج : اگر موجب فساد و انحراف اخلاقي باشد جايز نيست .

س 453 : نگاه كردن و گوش كردن به برنامه هاي كشورهاي خارجي چه صورت دارد ؟

ج : در صورتي كه موجب انحراف فكري و اخلاقي نباشد جائز است .

س454: تظاهر به كارهاى حرام از قبيل شرب خمر، حالات مستى ناشى از شرب خمر و...

جايز است؟(در صورت ضرورت نقش به هدف بيان آثار سوء اين گونه افعان حرام)

ج: در صورتى كه تنفّر از منكرات بر آن مترتّب شود اشكال ندارد.

س‏455: نشان دادن چهره كامل پيامبرصلى الله وعليه وآله وسلم و حضرت

زهراعليهاالسلام و ساير ائمه عليهم السلام در حالات زير چه حكمى دارد؟

الف - نشان داده چهره كامل بدون هيچ گونه تغيير در چهره‏پردازى؟

ب - نشان دادن چهره كامل همراه با گريم، به گونه‏اى كه تماشاگر با كمى دقّت،

مصنوعى بودن آن را بفهمد.

ج - استفاده از اشخاصى كه در تمام مدّت بازيگرى خود فقط نقش ائمه را بازى مى‏كنند.

د - استفاده از بازيگرانى كه فقط نقشهاى مثبت را بازى مى‏كنند.

ج: جائز نيست به هيچ وجه.

س456: در حال حاضر، عكس و صورت معصومين عليهم السلام ساخته شده، آيا اين تصاوير

مبتنى بر حقيقت است يا خير؟

ج: ملاك صحيحى ندارد.

س457: ديدن تصوير زنانى كه حدّ پوشش شرعى را رعايت نمى‏كنند چه حكمى دارد؟

ج: اگر شناخته شده است جايز نيست و در صورت عدم شناخت اگر ساد بر آن مترتّب مى‏شود

جايز نيست.

س‏458: مشاهده تصاوير ورزشكاران يا مردانى كه غير از عورتين قسمتهايى از بدن مشخص

باشد توسط زن اشكال دارد؟ (در تلويزيون و عكس و...)


106

ج: موجب فساد نباشد اشكال ندارد.

س‏459: نظر مبارك را در خصوص تصاوير تخيّلى، تصاوير برقى و كامپيوترى مجسّمه،

تصاوير كاريكاتور و كارتنى بيان فرماييد؟

ج: در صورتى كه با محرّمات ديگر توأم نباشد اشكال ندارد.

س‏449: طبل زدن بر ديگ يا قابلمه يا دبّه و امثال آنها كه از الات لهو نمى‏باشد

جايز است يا خير؟

ج: جايز است.

س‏450: نگاه به تلويزيون كه فيلمهاى خارجى را بدون حجاب و يا با وضع فجيع نشان

مى‏دهد نظير زنهاى بدون روسرى و چادر چه حكمى دارد؟

ج: اگر موجب فساد شود حرام است.

س‏451: بازيگرانى كه نقش زن و شوهر و يا مادر و فرزند و... را در فيلم‏هاى عاطفى و

خانوادگى بازى مى‏كنند براى بيان اين رابطه از كلمات محبّت‏آميزى همچون «عزيزم» و

ابزار احساسات عاطفى مانند نگاه كردن و خنديدن استفاده مى‏كنند ابزار اين گونه

حالات و كلمات خصوصاً اگر آثار منفى داشته باشد چه حكمى دارد؟

ج: جايز نيست.

س 452 : ديدن تصوير زنهاي متبرج در فيلمها ايراني و خارجي كه از تلويزيون پخش مي

شود وآنها فاقد حجاب اسلامي هستند براي غير محارم چه حكمي دارد ؟

ج : اگر موجب فساد و انحراف اخلاقي باشد جايز نيست .

س 453 : نگاه كردن و گوش كردن به برنامه هاي كشورهاي خارجي چه صورت دارد ؟

ج : در صورتي كه موجب انحراف فكري و اخلاقي نباشد جائز است .

س454: تظاهر به كارهاى حرام از قبيل شرب خمر، حالات مستى ناشى از شرب خمر و...

جايز است؟(در صورت ضرورت نقش به هدف بيان آثار سوء اين گونه افعان حرام)

ج: در صورتى كه تنفّر از منكرات بر آن مترتّب شود اشكال ندارد.

س‏455: نشان دادن چهره كامل پيامبرصلى الله وعليه وآله وسلم و حضرت

زهراعليهاالسلام و ساير ائمه عليهم السلام در حالات زير چه حكمى دارد؟


107

الف - نشان داده چهره كامل بدون هيچ گونه تغيير در چهره‏پردازى؟

ب - نشان دادن چهره كامل همراه با گريم، به گونه‏اى كه تماشاگر با كمى دقّت،

مصنوعى بودن آن را بفهمد.

ج - استفاده از اشخاصى كه در تمام مدّت بازيگرى خود فقط نقش ائمه را بازى مى‏كنند.

د - استفاده از بازيگرانى كه فقط نقشهاى مثبت را بازى مى‏كنند.

ج: جائز نيست به هيچ وجه.

س456: در حال حاضر، عكس و صورت معصومين عليهم السلام ساخته شده، آيا اين تصاوير

مبتنى بر حقيقت است يا خير؟

ج: ملاك صحيحى ندارد.

س457: ديدن تصوير زنانى كه حدّ پوشش شرعى را رعايت نمى‏كنند چه حكمى دارد؟

ج: اگر شناخته شده است جايز نيست و در صورت عدم شناخت اگر ساد بر آن مترتّب مى‏شود

جايز نيست.

س‏458: مشاهده تصاوير ورزشكاران يا مردانى كه غير از عورتين قسمتهايى از بدن مشخص

باشد توسط زن اشكال دارد؟ (در تلويزيون و عكس و...)

ج: موجب فساد نباشد اشكال ندارد.

س‏459: نظر مبارك را در خصوص تصاوير تخيّلى، تصاوير برقى و كامپيوترى مجسّمه،

تصاوير كاريكاتور و كارتنى بيان فرماييد؟

ج: در صورتى كه با محرّمات ديگر توأم نباشد اشكال ندارد.

س‏517: اگر يك مسلمانى اقدام بكند به ساختن سلاحى براى يك حكومت كافرى (كفّار

حربى) يا لااقل نقش مهم در ساختن آن سلاح جنگش داشته باشد كه اين سلاح به طور

مستقيم بر عليه يك كشور اسلامى استفاده خواهد شد، يا لااقل باعث خوف و ترس مسلمانان

از آن كشور كافر شود، آيا اين فرد مسلمان مرتد است يا خير؟

ج: در فرض مذكور آن شخص مرتكب گناه بزرگى شده است ولى ارتداد موجبات ديگرى دارد كه

تا آنها محقق نشود شخص مرتد نيست.

س‏518: اينجانب مأمور دولت مى‏باشم، در حين انجام وظيفه با اشخاصى درگير شده كه از


108

ناحيه آنها مورد ضرب و جرح قرار گرفتم، بر عليه آن اشخاص اقدام به شكايت در نزد

مقامات قضايى نمودم، چنانچه در مقابل دريافت مبلغى از حقّ خود گذشت و صرفنظر كرده

باشم، لطفاً از لحاظ شرعى اعلام فرماييد آيا اين وجهى كه حقير دريافت نموده‏ام رشوه

محسوب مى‏شود يا خير؟

ج: در فرض مذكور در سؤال چون جنابعالى آن وجه را در مقابل گذشت از حقّ خود دريافت

داشته‏ايد رشوه محسوب نمى‏شود.

س519: بعد از تمام شدن مرافعه و صدور حكم آيا قاضى مى‏تواند هديه يكى از اصحاب

دعوى را قبول كند يا خير و بطور كلى قبول هديه براى قاضى چگونه است؟

ج: در مظان اتهام جايز نيست.

س‏520: آيا در مزايده‏ها و مناقصه‏ها گرفتن رشوه توسط بعضى از مسئولين و دادن رشوه

توسط شركت كنندگان تحت عنوان عيدى و شيرينى و... چه حكمى دارد؟

ج: اگر عملى انجام داده و زحمت كشيده و در برابر آن چيزى بگيرد حلال است و اين

رشوه نيست و اگر پول گرفتن براى از بين بردن حق باشد رشوه است و حرام است.

س‏521: اينجانب كارمند يكى از بانكها هستم، در سالهاى قبل از بعضى از مشتريان

بانك، مبالغى وجه نقد (دويست هزار ريالى) يا شيئى مثل سكّه طلا(حداكثر يك سكه) در

روزهاى پايان سال، به اصطلاح شب عيد، به عنوان عيدى قبول نموده‏ام، لذا با توجه به

اينكه اين عمل در بين همه مردم از قديم الايام از كسبه و تجار گرفته تا كارمندان و

علماء و روحانيون موسوم بوده و هست و با عنايت به اينكه اينجانب هرز درخواستى از

شخصى ننموده بلكه خود آنها به اصرار به من هديه و هبه نموده‏اند و آنها هم هيچگاه

درخواستى جهت امرى از من نداشته‏اند، خواهشمند است نظر شرعى خود را مرقوم فرماييد

كه آيا مصداق رشوه بوده يا خير؟

ج: در صورتى كه تبانى در بين نبوده و جنابعالى هم انتظار و توقعى چنين هديه‏اى

بلكه هيچ پاداش و هديه‏اى را نداشته‏ايد و بالاخره تفاوتى بين مراجعين در كار نبوده


109

و شما وظيفه خود را بدون توقع انجام داده‏ايد و بعداً آنها به ميل خودشان هديه‏اى

داده‏اند حلال است و مصداق رشوه نيست‏

س‏522: در بعضى از مدارس هنگام ارائه كارنامه به ولى دانش‏آموز مبلغى را دريافت

مى‏كنند بعضاً اولياء محترم با اكراه اين مبلغ را مى‏دهند، آيا از نظر شرعى اشكال

ندارد؟

ج: چون خودشان با در نظر گرفتن جهات زندگى خود مى‏پردازند اشكال ندارد.

س‏523: ما خرده مالكين هر كدام زمينهاى كشاورزى داريم كه فقط مالكيت آن مشاع

مى‏باشد بعضى از خرده مالكين و غير مالك اعمال قدرت كردند. و ملك را تصرف كردند و

هم فروختند و به همين دليل حق به حقدار نرسيده و در هم و برهم شده و اين جانب

مى‏خواهم مقدارى زمين براى مسجد بدهم و براى من امكان ندارد از همه خرده مالكين

رضايت بگيرم چونكه بعضى ماك‏ها فوت كرده‏اند و يا فرزند نداشتند و يا اگر وارث

دارند دسترسى به وارثشان ممكن نمى‏باشد و بعضى را كه مى‏توانم با آنها صحبت كنم

ممكن است رضايت ندهند با اين توضيحات كه داده‏ام آيا مى‏توانم براى مسجد زمين بدهم

و آيا مى‏توانم جهت خانه به شخصى زمين بفروشم و آيا كسب كشاورزى چنين زمين خمس و

زكوة دارد؟

ج: در صورتى كه بر اساس ضوابطى كه در حكومت اسلامى براى زمين‏ها مقرّر شده است عمل

شود هرگونه تصرف جائز است و با شرائط خود خمس و زكات هم واجب مى‏شود و شما اگر به

اندازه حقّ خودتان برداشته‏ايد چون تقسيم صورت نگرفته است از حاكم شرع اجازه

بگيريد.

س‏524: كسانى كه واسطه مى‏شوند و جنس را گرانتر از نرخ دولتى به ديگران مى‏فروشند،

اين كار حرام است يا خير؟

ج: وساطت در كار مشروع اشكال ندارد ولى مخالفت با مقررات جائز نيست.

س525: سهميه قند و شكر كه به قناديها مى‏دهند اگر ب صورت آزاد نفروشند، در صورتى

كه از طرف دولت به صورت سهميه‏اى براى درست كردن شيرينجات و... داده مى‏شود، سود او

حلال است؟

ج: بايد مقررات دولت اسلامى را مراعات نمايد.


110

س‏526: استفاده از وسائل نقليه ادارى در امورات شخصى افراد جايز است يا خير؟ و اگر

استفاده شد چه صورتى دارد؟

ج: جايز نيست و لازم است تصرف بر اساس ضوابط حكومتى صورت بگيرد و در صورت تخلّف

نيز بايد توافق با مقامات مسئول انجام بگيرد.

س‏527: در بعضى از ادارات و يا مؤسسات دولتى از مستخدمين در جهت استفاده شخصى

مانند خريد نان منزل و يا شستن اتومبيل و غيره استفاده مى‏نمايند (البته در ساعات

ادارى) آيا موجب اشكال است يا خير؟

ج: اين موضوع با ضوابط ادارى ارتباط دارد و چنانچه برخلاف ضوابط و موازين حكومت

اسلامى باشد جايز است.

س‏528: روستايى به نام خوش آباد مى‏باشد كه مالكهاى اصلى و اربابهاى اين روستا

يهودى مذهب بوده‏اند و بعد از تقسيم اراضى، اين ملكها و قلعه‏هاى خود را رها كرده و

قلعه‏ها خراب و جاى فسادى براى روستا بوده حالا با نامه بخشدارى منطقه قلعه و حياط

يهوديان را به كلى خراب و راه درست كرده‏اند براى مسجد آيا صحيح است عبور از آن راه

و آيا مى‏شود در مال يهودى تصرف كرد بدون اذن در صورتى كه اعمال مزبور بر اساس

ضوابط حكومت اسلامى واقع شده است.

ج: صحيح و جائز است.

س‏529: شخصى مقدارى پول در بانك به عنوان سپرده گذاشته و بانك مدعى است كه با اين

پول خانه مى‏سازيم و يا تجارت مى‏كنيم حال سودى كه بانك مى‏دهد حلال است يا خير؟

ج: با شرحى كه در اواخر توضيح المسائل نوشته‏ايم اشكال ندارد.

س‏530: اگر كار انسان در اداره حل نمى‏شود مگر با دادن پول آيا جايز است دادن پول

يا خير؟

ج: در صورتى كه اثبات حق منحصرا متوقف بر دادن پول باشد جائز است.

س‏531: آيا سودى كه بانك براى وام دادن مى‏گيرد مى‏توان به عنوان كارمزد محاسبه

كرد؟

ج: اگر به آنچه كه در پشت ورقه بانكى نوشته شده عمل شود اشكال ندارد.

س‏532: سودى كه بانك به دفترچه‏هاى پس انداز مى‏دهد چه حكمى دارد؟


111

ج: در آخر توضيح المسائل ذكر كرده‏ايم و اشكال ندارد.

س‏532: با توجه به اين كه كوپنها امروزه يك كاغذ بيشتر نيستند، آيا خريد و فروش

آنها جايز است؟ و اصلاً ماهيت دارند تا خريد و فروش شوند؟

ج: ماليت دارند ولى جواز خريد و فروش آنها تابع ضوابط حكومت اسلامى است.

س‏533: در زمان شاه مزرعه‏هايى را به عنوان اصلاحات ارضى از ماليكن عمده گرفتند و

بين همان كشاورزان قريه‏اى كه در آن قريه زارع بودند تقسيم كردند و از طرف شاه به

هر يك از كشاورزان قباله‏اى دادند و در آن قباله ميزان مالكيت هر يك از كشاورزان را

معين كرده‏اند بفرماييد كه: آيا آن كشاورزان به ميزان همان قباله‏اى كه در زمان شاه

در دست دارند مالكند و بقيه زمين آن قريه مال همان مالك قبلى است و يا اينكه تمام

اراضى آن قريه مال آن زارعين است و آن مالك عمده قبلى هيچ حق تصرفى در آن قريه

ندارد؟

ج: بعد از انقلاب و تشكيل حكومت اسلامى براى اين زمينها ضوابطى مقرر شد، بر اساس

آن ضوابط عمل كردن صحيح و جائز است.

س534: تدريس معلّمين مرد در مدارس دخترانه آيا صحيح است يا خير؟

ج: در صورتى كه به طور عادى و بدون شائبه صورت بگيرد جائز است.

س‏535: تعدادى از دراويش از مردم پولى تحت عنوان عشريه اخذ مى‏نمايند (به جاى خمس

آل محمدصلى الله وعليه وآله وسلم) اولاً آيا اخذ عشريه به اين كيفيت بدعت محسوب

مى‏شود يا خير؟ و ثانياً فعل حرام محسوب مى‏شود يا خير؟ لطفاً ارشاد فرماييد.

ج: عشريه با عنوانى كه در فوق ذكر شده است بدعت است و اخذ آن حرام است.

س‏536: لفظ جلاله يا آيه قرآن روى سنگ قبر نوشته شده و عابر هم روى آن قدم

مى‏گذارد، آيا اجازه مى‏دهيد آنها را بدون اجازه صاحب آنها كه دسترسى به آنها ممكن

نيست محو كنيم؟

ج: تصرف در اموال غير بدون اجازه او جايز نيست، و عبور از روى مقابر بدون توجه و


112

قصد هتك حرمت اشكال ندارد، ولى اگر حك لفظ جلاله و آيات قرآن بر سنگ قبور اهانت به

قرآن و اسماء الهى محسوب شود بايد از اين عمل اجتناب كرده و تربيتى اتخاذ گردد كه

از وضعيت هتك حرمت خارج شود و جلو هتك حرمت گرفته شود.

س‏537: آيا اطاعت از والدين واجب است يا فقط عاق شدن حرام است؟

ج: اطاعتى كه ترك آن موجب عقوق است واجب است.

س‏538: اگر كسى شرعا بر او حرام است كه بيش از نصف شهريّه را بگيرد ولى در عين حال

به نحو تمام مى‏گيرد مثلاً فرض بفرماييد: كل شهريه 20 هزار تومان است كه ده هزار

تومان آن بر او حلال و 10 هزار تومان آن حرام است، آيا به صرف اينكه ده هزار تومان

را انگشت بگذارد كه اين مال حلال و 10 هزار تومان ديگر مال حرام، مى‏تواند در 10

هزار تومان آن تصرف كند و يا طريقه جدا كردن آن روش ديگرى است؟

ج: اين تقسيم بدون اجازه آن فقيهى كه اين وجه از طرف او داده مى‏شود صحيح نيست.

س‏539: مسافرت كردن به كشورهاى غير مسلمان چه حكمى دارد؟

ج: با رعايت احكام اسلام و داشتن هدف صحيح خوب است.

س‏540: آيا براى محصلينى كه نمى‏توانند در كنار پدر و مادر ادامه تحصيل بدهند نظير

طلاب خارجى كه در حوزه علميه قم مشغول تحصيل هستند در صورتى كه پدر و مادر به خاطر

علاقه و محبّتى كه به فرزندشان دارند به فرزند اجازه ندهند كه ادامه تحصيل دهد، آيا

اين فرزند مى‏تواند بدون اجازه پدر و مادر ادامه تحصيل بدهد يا جايز نيست؟

ج: مى‏تواند ادامه تحصيل بدهد.

س‏541: آقايان زرگر گاهى اوقات نياز هست براى بيرون آوردن و يا پوشاندن النگو

دستمالى بين دست خود و دست نامحرم قرار دهند و كارشان را انجام دهند. آيا اين عمل

كه از روى قصد بد نمى‏باشد حرام است يا خير؟

با قرار دادن حائل و فشار ندادن حرام نيست.


113

س‏542: اغلب زنان و دختران روستايى اكراد و اعراب، دستها، چهره، گردن و سينه خود

را به جهت زينت، خالكوبى مى‏كنند و با سينه و گردن باز در معرض ديد همگان هستند و

طبق عادت و فرهنگ محلى، خود را نمى‏پوشانند و بعضى نيز بينى خود را سوراخ نموده و

حلقه‏اى زرين در آن قرار مى‏دهند. ديدن نقوش خالكوبى و حلقه بينى اين گونه زنان

شرعا چه حكمى دارد و ايا اين نوع تزيين از زينت‏هايى ممنوعه است؟

ج: زينت هائى كه در مواضعى مثل سينه و گردن است نگاه به آنها مانند خود سينه و

گردن حرام است و اما در چهره، آن زينت اگر جلب توجه مى‏كند نگاه به آن نيز حرام است

و اگر جلب توجه نمى‏كند و مانند خود چهره است نگاه به آن بدون ريبه و تلذذ اشكال

ندارد.

س‏543: آيا رواياتى كه در مورد وجود موجودات و زمينها و آسمانهاى ديگر در فضاى

پهناور هستند داراى سندى درست و صحيح مى‏باشند يا خير و نظر حضرتعالى در اين باره

چيست؟

ج: داراى سند صحيح مى‏باشند و در قرآن كريم نيز آياتى دلالت دارند كه در آسمانها

علاوه بر ملائكه موجودات زنده فراوانى وجود دارد و در كتاب دانش عصر فضا، بنده در

اين موضوع مطالب بسيارى نوشته‏ام.

س‏544: سرقت اطلاعات سرى كد شده و رمزدار از شبكه‏هاى كامپيوترى و يا كامپيوترهاى

شخصى و كشف رمز آنها چه حكمى دارد؟

همينطور است سرقت فروش غير مجاز شماره‏هاى موبايل توسط آشنايى به تكنيك الكترونى

مركزى آن؟

ج: سرقت به هيچ نحو جايز نيست.

احكام خريد و فروش‏

س545: شخصى به دليل گرفتارى و به لحاظ اضطرار مبلغ سه ميليون تومان به عنوان قرض

با وثيقه قرار دادن منزل شخصى خود به صورت بيع شرط از شخصى دريافت مى‏نمايد و مدت

چند سال سود ماهانه آن را نيز پرداخت مى‏نمايد. پس از پيروزى انقلاب اسلامى شخص


114

طلبكار به خارج از كشور رفته و فوت مى‏نمايد. شخص بدهكار به موجب قانون ثبت (مواد

34 و 34 مكرر) بدهى خود را كاملاً پرداخت و سند وثيقه فوق را آزاد مى‏نمايد. از

محضر عالى تقاضا دارد نظر مباركتان را در مورد اينكه پس از پرداخت كليه بدهى توسط

بدهكار ملك متعلق به او مى‏باشد يا خير؟

ج: سؤال درست روشن نيست كه آيا معامله به عنوان قرض گرفتن و وثيقه قرار دادن منزل

صورت گرفته است يا به عنوان بيع شرط؟ در صورت اول منزل در ملك مالك خود باقى است و

پس از پرداختن بدهى، خود مالك استرداد آن را دارد و در صورت دوم اگر پس از پرداخت

قرض خود بيع مذكور را در صورتى كه در مدت خود فسخ نموده است ملكيت منزل به بدهكار

بر مى‏گردد.

س546: كسى كه نمى‏دانسته معامله‏اى حرام است مثلاً قبل از انقلاب معمولاً مردم كشت

ترياك داشته و خريد و فروش مى‏كرده‏اند و كسى كه در آن سالها مقدارى از پول خريد

خانه‏اش از طريق اين معامله بوده ب توجه به آنكه ندانسته چنين معامله‏اى حرام است،

حال نماز خواندن و انجام عبادات زن و فرزند او در اين خانه اشكال دارد؟

ج: چون در معاملات به ذمه معامله مى‏كنند نماز و عبادت در آن خانه اشكال ندارد ولى

حق مردم بايد اداء شود.

س‏547: با اين كه اهل سنت ماهى حرام و بى فلس را مى‏خورند آيا فروش ماهى بى فلس به

آنها چه حكمى دارد؟

ج: جائز نيست.

س‏548: اگر در ايران كارخانه‏اى كنسرو قورباغه درست كند و به خارج بفروشد جايز است

يا خير؟

ج: جايز نيست.

س‏549: خريد و فروش موارد زير چه حكمى دارد؟

الف: تيغ، ماشين خودتراش با عدم اطمينان به مصرف حرام.

ب: مجسمه با صابون يا چيزى كه روى آن مجسمه دارد.

پ: لوازم آرايش زنانه توسط مرد.

ت: خريد و فروش و توليد خمير ريش (اگر مصرف حلال نيز داشته باشد)


115

ث: پيه و چربى حيوانى كه از خارج وارد ميشود جهت تهيه صابون (ميته و انتفاع براى

منافع محلله)

خ: الكل صنعتى و سفيد با احتمال استفاده سوء برخى دريافت كنندگان.

ج: از (الف) تا (خ) همه جايز است و اما (ز) بايد توضيح بدهيد كه منظور از استفاده

سوء چيست؟

س‏550: آيا فروختن انگور به طورى كه هنوز به صورت غوره است و به درخت آويزان است

صحيح است؟

ج: فروختن غوره بر درخت اشكال ندارد.

س‏551: اگر در معامله‏اى كه ولى قهرى براى فرزند صغيرش انجام داده است، رعايت غبطه

و مصلحت صغير نشده باشد و به ضرر او شده باشد، آيا آن معامله صحيح است يا باطل؟

ج: در فرض مذكور در سؤال، معامله باطل است.

س‏552: عمارتى است كه فروخته شده و متعلّق به شوهر بوده و زمينى در جلو اين عمارت

موجود است كه متعلق به عيال ايشان است، شوهر بدون اطلاع عيالش راه عبور و مرور اين

ساختمان را از وسط زمين قرار داده و زمين را به دو قسمت نموده، پس از پايان معامله

كه شوهر به عيالش اطلاع داده عيال نسبت به مسير تعيين شده راه و نسبت به مساحت و

مقدار آن رضايت ندارد. مسئله چه حكمى پيدا مى‏كند.

ج: در فرض مذكور بدون رضايت خانواده‏اش هرگونه قرارداد و تصرف در زمين او حرام

است.

س553: در يكى از روستاهاى همدان غسال خانه‏اى ساخته‏اند ولى زمين او قبلاً مال

اربابى بهائى بوده است و بعد تقسيم اراضى شده حالا خواستيم بدانيم آيا مى‏شود در

آنجا ميّت را غسل داد يا نه؟

ج: در صورتى كه بعد از به وجود آمدن حكومت اسلامى تصرف در آن زمين بر اساس ضوابطى

باشد كه حكومت اسلام تنظيم كرده است اشكال ندارد.

س‏554: اگر در وضعيت اضطرارى، چنانكه كشتى مسافرى در مسافرت دريايى به علت طوفان

شديد درهم شكند و در حالى كه مسافران در معرض غرق شدن قرار دارند، كشتى ديگرى كه از


116

آن منطقه عبور مى‏نموده، متوجه قضيه گرديده اما ناخداى اين كشتى عنوان مى‏كند كه در

صورتى حاضر به نجات جان غريقان مى‏گردد كه غريقان حاضر به تعهد پرداخت مبلغ هنگفتى

پول بنمايند؛ مانند اينكه در خصوص پرداخت اين مبلغ هنگفت و غير متعارف، قراردادى را

به امضاء برسانند و يا چكى را امضا كنند، حال با لحاظ اينكه چنين معامله‏اى در

وضعيت اضطرارى منعقد گرديده است، اين معامله از چه حكمى برخوردار است، يعنى معامله

صحيح است يا باطل؟

ج: معامله صحيح و نافذ است.

س555: كسى كه چند سال قبل به عنوان اجاره، دكانى گرفته و با گذشت زمان، دكان به

صورت سرقفلى درآمده آيا مستأجر حقّ ادعا از سرقفلى دارد يا خير؟

ج: ارگ در تنظيم سند اجاره اوليه در مورد سرقفلى چيزى ذكر نشده است و در اثر ادامه

فعاليت مستاجر و حسن مديريت او آن دكان مورد مراجعه مردم واقع شده است، در اين صورت

براى مستاجر مزبور در فوق حقى به وجود آمده است و لازم است موجر از عهده پرداخت حق

او به طور متعارف بيرون بيايد.

س‏556: مغازه‏اى است كه سرقفلى آن را مالك مشتركاً به دو نفر واگذار نموده و در

برگه قرار داد قيد نموده «مستأجرين بدون اجازه مالك حقّ انتقال به غير را ندارند.»

اما در برگه قرارداد قيد نشده كه بين خودشان هم حق انتقال ندارند. حال سؤال

اينجاست كه آيا مى‏توانند ايندو شريك سهم خويش را به يكديگر واگذار نمايند يا خير؟

ج: براى بهتر روشن شدن موضوع،رؤيت عين عبارت مالك لازم است ولى در آن مدتى كه به

اين دو نفر واگذار شده و منفعت آن از ملك مالك خارج شده است تا شرطى از طرف مالك

نشده است مى‏توانند به يكديگر منتقل نمايند.

س‏557: به عرض عالى مى‏رساند كه معامله‏اى صورت گرفته و متبايعين قراردادى را

امضاء كرده‏اند در ضمن اين قرارداد شرط شده كه با اسقاط كليه خيارات حتى غبن و

خريدار يك فقره چك به مبلغ بيست هزار تومان به فروشنده پرداخت كرد كه بقيه ثمن را


117

فردا پرداخت نمايد و فروشنده چك را به عنوان امانت به بنگاهى واگذار نموده است و

فروشند بعد از يك ساعت اظهار پشيمانى نموده و به اين معامله راضى نمى‏باشد وظيفه

چيست؟

ج: در مسئله مذكور معامله‏اى كه واقع شده است لازم است و اظهار پشيمانى اثر ندارد.

شرائط ضمن عقد:

س558: دو برادر در زمان قبل كه اموالشان مشترك بوده يكى به حج رفته و قبل از آنكه

برادر دوّمى به حج رود از هم جدا شده و تقسيم اموال نموده‏اند و قرار گذاشته‏اند هر

وقت برادر دومى به حج رود نصف خرج او را برادر بزرگ بپردازد حالا برادر بزرگ بايد

نصف مخارج را بپردازد يا نه؟

ج: چنانچه قرارداد مزبور در ضمن عقد لازمى صورت گرفته است عمل به آن واجب است، و

خوب است مؤمن به قول و وعده خود وفا كند

س‏559: معامله‏اى به صورت قولنامه‏اى نوشته شده و قرار و شرايط ما بدين نحو است كه

اگر پول سر موعد پرداخت نگرديد معامله فسخ مى‏باشد و خريدار سر موقع نپرداخته است

نظر حضرت عالى چه مى‏باشد؟

ج: در صورتى كه در ضمن معامله شرط شده است كه اگر خريدار پول را در سر موعد

نپردازد فروشنده اختيار فسخ دارد، چنانكه ظاهر قولنامه بر آن دلالت دارد و خريد نيز

در موعد مقرر ثمن را نپرداخته است براى فروشنده اختيار فسخ فعليت پيدا كرده است و

اگر وى از حق خود استفاده كرده معامله را فسخ نموده باشد معامله باطل گرديده و مبيع

بايد به او مسترد شود.

س‏560: اگر ملكى را كه براى ديگرى است كسى در زمان طاغوت تصرف كرده بشد و تا كنون

چند دست خريد و فروش شده باشد و مالك فعلى كه نفر چهارم است آن را خريده با اينكه

مى‏داند مال غصبى است، حكم چيست؟ آيا استفاده مالك اصلى از آن ملك جايز است يا خير؟

ج: در فرض مسأله استفاده مالك اصلى از آن باغ جائز و حلال است. و خريد و فروش ملك

غصبى جائز نيست.


118

س‏561: اينكه در قولنامه‏ها معمولاً مى‏نويسند كه هريك از طرفين كه پشيمان شد بايد

فلان مبلغ به ديگرى بدهد آيا به اين قول و قرار عمل كردن لازم است؟

ج: اگر آنچه كه مابين خريدار و فروشنده واقع شده است گفتگوى مقدماتى است و هنوز

معامله‏اى صورت نگرفته است و بناى طرفين بر اين است كه معامله را بعداً - مثلاً در

دفترخانه انجام بدهند و لذا صيغه معامله خوانده نشده است و دادوستدى هم به قصد

انشاى معامله انجام نگرفته است در اين صورت عمل كردن به آن قول و قرار لازم نيست -

چون اين شرط در ضمن عقد لازم نبوده است ولى اگر معامله واقع شده است و در ضمن عقد

آن معامله، شرط كرده‏اند كه هر يك از طرفين اگر پشيمان شود و حق سخ و خيار داشته

باشد و بخواهد از حق فسخ خود استفاده كند و يا از طرف ديگر بخواهد كه او معامله را

اقاله نمايد (از انجام معامله صرف نظر كند) در اين صورت طرف ديگر مى‏تواند او را

الزام به دادن آن پول كند و آن پول را بگيرد.

س562: ايا فروش چكى كه مربوط به ديگرى است به فردى به كمتر از مبلغ چك صحيح است؟

ج: اگر اين چك در مقابل جنسى است كه قبلاً فروخته شده و قيمت آن در ذمه مانده است

اشكال ندارد.

س‏563: آيا صحيح است كه انسان چك يا سفته به فردى بدهد و به وى بگويد مبلغ اين

مقدار قرض به من بده، بعد از وصول چك يا سفته طلب خود را بردار و اين مبلغ هم بابت

حق الزحمه خودت كه چك را از بانك گرفته‏اى باشد؟

ج: اگر چك صورى است و يا وسيله‏اى براى رباخوارى است اشكال دارد.

س‏564: شخصى مراجعه و اظهار مى‏دارد يك فقره چك از شخصى دارم كه براى مدّت 3 ماه

ديگر است لذا مى‏خواهم آن را به قيمت كمتر نقد بفروشم و شخصى كاسب اين كار را انجام

مى‏دهد. آيا اين عمل شرعى است يا خير؟


119

ج: اگر آن چك در برابر كالائى است كه به آن شخص داده است و نيز تبانى قبلى براى

رباخوارى نباشد اشكال ندارد.

س‏565: آيا خريد و فروش سفته به كمتر از مقدار آن صحيح است؟

ج: در صورتى كه سفته و چك صورى نيست و در مقابل دينى است كه در ذمّه ثابت است و

تبانى قبلى نيز كه وسيله رباخوارى احياناً مى‏شود در بين نباشد خريد و فروش به كمتر

از مقدار آن جائز است.

س‏566: در ميان مردم خريد و فروش چك يا خرد كردن آن به كمتر از مبلغ چك رايج است،

مثلاً گاهى شخصى داراى حساب بانكى است - چكى دارد - بنا به دلايلى صاحب چك ناچار

است از كسى قرض نمايد، آيا مى‏تواند مبلغ مورد نياز را يكساله يا كمتر و بيشتر از

طرف مقابل به زيادتر از موجودى چك بخرد و چك را براى يكساله بعد بنويسيد و به او

بدهد؟ و اضحتر عرض كنم افرادى هستند شغلشان هيمن است كه چك خرد كنند و ثرت زيادى از

اين طريق هم جمع كرده‏اند سؤال اين است كه، از نظر شرعى ربا محسوب مى‏شود و حرام

است؟ يا اينكه راههايى وجود دارد كه اين را از عنوان ربا خارج كند؟

ج: خريد و فروش پول و چك جائز نيست. بلى اگر كسى در ذمه شخصى طلب دارد، متاعى

فروخته و از او چك گرفته، در اين صورت مى‏تواند آن چك را كه حاكى از ما فى الذمه

است بفروشد و در مورد اخير نيز نبايد با تبانى قبلى باشد كه موجب ربا باشد.

س567: عقد بيعى بين بايع و مشترى انجام شده و مشترى بابت بخشى از ثمن معامله چند

چك بانكى به بايع داده و در مبايعه نامه شرط شده: «اگر هر كدام از چكها وصول نگردد

مبايعه نامه فسخ مى‏باشد» بايع در س رسيد چك جهت وصول به بانك مراجعه مى‏نمايد لكن

به علت كسر موجودى چك برگشت مى‏شود و بانك هم گواهى صادر مى‏نمايد، على هذا بايع

اعلام فسخ كرده و وجوده دريافتى را به حساب بانكى خريدار واريز نموده و به مشار


120

اليه اطلاع مى‏دهد، لكن خريدار پس از مدتى كه قيمتها نوسان پيدا كرده مدعى است كه

در ساعات اوليه كس موجودى داشته و در ساعات بعد موجودى حساب تكميل شده است نظر

مبارك را بيان فرماييد كه آيا شرط فسخ با برگشت چك محقق شده است؟

ج: در مسأله فوق سؤال ميزان عرف معاملات و بازار است اگر متعارف در بين مردم در

معاملت و مطالبات بودن و نبودن موجودى در ساعات اوليه است شرط فسخ محقق شده است و

چنانچه ميزان نبودن موجودى تا آخرين ساعت است شرط فسخ محقق نشده است.

س‏568: معامله ملك مرهونه، در صورتى كه مشترى آگاه به وجود رهن نباشد ولى مدتى بعد

از تنظيم سند عادى، اطلاع از اينكه مورد معامله در رهن بانك مى‏باشد حاصل نمايد و

بانك مرتهن بعد از تاريخ انجام معامله عادى فوق، كتباً عدم رضايت خود را از انجام

معامله مذكور اعلام داشته و مشترى هم از مفاد عدم رضايت بانك ياد شده اطلاع حاصل

نموده است، با اوصاف مذكور معامله خانه‏اى كه در رهن قرار داشته صحيح و مشروع واقع

شده است يا خير؟

ج: در فرض مذكور معامله باطل است.

س569: چنانكه مشترى بعد از اعلام عدم رضايت بانك مرتهن بر انجام معامله ملك مرهونه

اقدام به پرداخت بدهى‏هاى راهن به بانك مرتهن نموده باشد، اين اقدام مشترى آيا

مى‏تواند محملى بر صحت معامله سابق قرار گيرد يا خير؟

ج: بعد از اعلام رضايت از طرف مرتهن معامله مذكور باطل مى‏شود و پسس از اينكه

رضايت مرتهن را جلب كرد لازم است معامله مجدد صورت بگيرد.

س‏570: آيا معامله ملك مرهونه از سوى بايع راهن به غير در صورت علم و اطلاع مشترى

از اينكه مورد معامله در رهن بانك قرار دارد صحيح و مشرع است يا خير؟

ج: فقط با اجازه مرتهن هرچند اين اجازه بعد از عقد باشد صحيح است.

س571: آيا فروش قسمتى از خانه يا ملك به فردى تا مدّت معين به عنوان بيع شرط و


121

اجاره كردن آن از مالك جديد به مبلغ معينى در صورتى كه هدف فرار از ربا باشد صحيح

است؟ يعنى فروشنده بنا دارد تا يكسال ديگر بر اساسا خيارى كه دارد معامله را فسخ

كند چون نياز به پول دارد دست به چنين معامله و اجاره‏اى مى‏زند.

ج: اين قبيل اعمال كه در آنها مقصود اصلى رباخوارى است و به عنوان فرار از ربا

صورت مى‏گيرد، مشروع نيست و مجوز ربا خوارى نمى‏شود.

س‏572: اگر شخصى جنسى را به ديگرى به قيمت معين بفروشد و از فروشنده تعدادى از آن

را دريافت كند و بعد از فروشنده از تحويل مابقى بازماند آيا خريدار مى‏تواند آن

مقدار جنسى را كه هنوز از فروشنده دريافت نكرده به قيمت اضافه‏ترى به او بفروشد و

به اين صورت حساب خود را تسويه كند؟

ج: در صورتى كه تبانى قبلى براى رباخوارى نباشد جائز است.

س‏573: آيا جايز است كه انسان يكصد هزار تومان پول قرض به كسى بدهد و مثلا يك كيلو

برنج كه ارزش آن پانصد تومان است به وى به مبلغ ده هزار تومان بفروشد كه بدهكار بعد

از شش ماه يكصد و ده هزار تومان پرداخت نمايد؟

ج: جايز نيست.

س‏574: آيا فروش اسكناس به اسكناس به صورت نقد و اقساط مثلاً فروش يكصد هزار تومان

نقد به يكصد و ده هزار تومان به طور اقساط ده ماهه صحيح است يا خير؟ و آيا فرقى هست

بين اين كه هدف از اين معامه فرار از ربا باشد يا نباشد؟

ج: جائز نيست.

س‏575: آيا فروش مثلاً ده كيلو برنج به پانزده هزار تومان يعنى هر كيلو يكهزار و

پانصد تومان به فردى با شرط اين كه مثلاً پنجاه هزار تومان به خريدار به عنوان قرض

بدهد كه به صورت اقساط بپردازد صحيح است؟

حال اگر در اين معامله فرار از ربا باشد چطور؟

ج: جائز نيست.

س‏576: افرادى كه صندوق قرض الحسنه دارند تا چه اندازه مى‏توانند از متقاضى وام


122

بابت كارمزد وجهى دريافت دارند، آيا مى‏توان تمام مخرج مانند كرايه مغازه و حقوق

كارمندان و... را محاسبه كرد يا خير؟

ج: به اندازه‏اى كه متعارف باشد به عنوان اجرة المثل مى‏توان محاسبه كرد.

س‏577: آيا با خريد و فروش صورى مى‏توان از ربا فرار كرد؟

ج: جائز نيست.

س‏578: با توجه به اينكه ربا در معامله نقدين است زياده گرفتن در اسكناس آيا جائز

است؟

ج: جائز نيست.

س‏579: اگر شخصى پوللى را به عنوان قرض به شخص ديگرى بدهد و سرماه مبلغى را بگيرد

مثلاً 100 هزار تومان 4 هزار تومان و در ازاى اين معامله يك شى‏ء را به همديگر

بدهند مثلاً يك كتاب آيا اين همان نزول مى‏باشد و اگر هر دو طرف رضايت داشته باشند

مسئله چطور است؟

ج: اگر از اول قرار گذاشته باشند ربا و حرام است.

س580: شخصى بدهكار است و اظهار مى‏دارد توان پرداخت ندارم لذا طلبكار شرط مى‏كند:

چون امكان دارد شما تا يكسال ديگر نتوانيد بدهى خود را پرداخت كنيد، من هم بدين شرط

صبر مى‏كنم كه مبلغى بدهى را شما امروز به طلا تبديل كنيد راى مثال مشخص گردد به

همان مبلغ بدهى شما 10 مثقال طلا بدهكار هستيد و يكسال ديگر بدهكار هم بايد 10

مثقال طلا بدهد، آيا اين عمل شرعى است يا خير؟

ج: فرض مذكور مشروع نيست.

س‏581: اگر شخصى پيمانكار تعهد نمايد كه ساختمانى را ظرف مدت معين با مبلغ مشخص و

معين بسازد و يكسال بعد از انعقاد قرارداد بر اثر اوضاع و احوال اقتصادى و تورم

مبلغ مورد قبول شخص پيمانكار كفاف تكميل ساختمان را نمى‏دهد و در اينجا مى‏بايست

مبلغ زيادى از خود متضرر شود وضعيت اين معامله و قرارداد چگونه است. آيا مى‏تواند

قرارداد خود را فسخ نمايد؟

ج: از آنجا كه اين جريان به واسطه جهل يا غفلت مورد توجه قرار گرفته اكنون

مى‏تواند با ادعاى غبن موضوع را مطرح نمايد يا توافق جديد صورت بگيرد و يا فسخ به

عمل بيايد.


123

س‏582: شخصى به نام «الف» كارخانه شيشه خود را به شرط تهيّه مواد اولليه كارخانه به

شخص «ب» اجاره مى‏دهد، ماهى يك ميليون تومان به مدت 10 سال، اما در سال هفتم به علت

بالارفتن نخ دلار قيمت مواد اوليه به طور سرسام آور باا رفته و گران شده و شخص

«الف» اگر بخواهد مواد اوليه براى يكماه تهيه نمايد، بايد مبلغ بيست ميليون تومان

بدهد، در حاليكه خودش هر ماه يك ميليون تومان اجاره دريافت مى‏كند. لذا از جنابعالى

تقاضا دارم مرقوم فرماييد آيا اين قرارداد قابل فسخ مى‏باشد يا اينكه ين قرارداد تا

سال دهم اجراء شود؟

ج: از آنجا كه اين شخص نسبت به اين پيش آمد جهل يا غفلت داشته است مى‏تواند اكنون

به جهت مغبون شدن با مستاجر موضوع را مطرح نمايد تا يا توافق جديد به عمل بيايد و

يا فسخ نمايد.

س‏583: اين جانب يك دستگاه ورق تاكنى فروختم به مبلغ 2 ميليون و چهارصد هزار تومان

كه از مبلغ مذكور 150 هزار تومان نقداً دريافت نمودم، توضيح اينكه مبلغ فوق را دست

نزدم، و مابقى مبلغ بنا بود زمان تحويل دستگاه پرداخت شود، ولى اين جانب قبل از

موعد تحويل پول فهميدم كه مغبون شده‏ام خواهشمندم تكليف شرعى را بيان فرماييد:

ج: در صورتى كه به واسطه عدم اطلاع از وضع قيمت جنس مورد معامله مغبون شده باشيد،

مى‏توانيد معامله را بهم بزنيد.

س‏584: شخصى زمين به متراژ معين را معامله مى‏كند كه خريدار پول زمين را به مدت سه

روز پرداخت نمايد، بعد از گذشت ساليان دراز از پرداخت قيمت كه نقدى بوده، خريدار

استنكاف مى‏كند، آيا صاحب زمين مى‏تواند معامله را به هم بزند و عين المال را كه

زمين باشد برگرداند يا خير؟

ج: در صورتى كه در ضمن معامله شرط شده است كه خريدار تا سه روز ثمن را پرداخت

نمايد اگر در اين مدت پرداخت نكرد براى بايع خيار تخلف شرط محقق مى‏شود و مى‏تواند


124

بيع را فسخ كند و زمين را به ملك خود برگرداند ولى اگر اعمال خيار نكرد و معامله را

فسخ نكرد بعد از چند سال نمى‏تواند معامله را بهم بزند.

س‏585: بنده حدود يكسال پيش يك خانه 56 مترى خريدم بعد از مدتى ديدم همسايه ما از

كوچه عقب نشينى كردند، مسئله را جويا شدم معلوم شد اين منزل خريدارى شده نيز بايد 1

متر به طول 8 متر عقب نشينى كند و بدون آن اجازه ساخت همكف نمى‏دهند و فعلاً منزل

به خاطر عقب نشينى با توجه به مساحت آن به فروش نمى‏رسد، يا به قيمت خيلى پايين به

فروش مى‏رود لطفاً مرقوم فرماييد آيا اينجانب حق خيار عيب دارم يا خير؟

ج: در فرض مسأله جنابعالى خيار عيب داريد مى‏تواند اصل معامله را فسخ كنيد و قيمتى

را كه پرداخته‏ايد پس بگيريد و مى‏توانيد تفاوت قيمت را بگيريد.

س586: فروشنده‏اى به صورت عمده فروشى فعاليت دارد لذا در زمان فروش كالا وقتى

فاكتور مى‏نمايد در ذيل فاكتور مى‏نويسد اين مبلغ فاكتور به صورت نقد پرداخت

مى‏گردد. و اگر بخواهد دو ماهه پرداخت كند به مبلغ فاكتور 10% اضافه مى‏شود، آيا

اين شرعى است يا خير؟

ج: اين مورد با اين ترتيب صحيح نيست.

س‏587: فروشگاهى به صورت عمده كالا مى‏فروشد و در ذيل فاكتور مى‏نويسد قيمت نقدى

100 تومان و 2 ماهه 110 تومان و سه ماهه 120 تومان خريدار مجز است هر كدام را كه

مى‏خواهد انتخاب و معامله را قطعى نمايد، آيا اين عمل شرعى است يا خير؟

ج: اگر قبل از انجام معامله يكى از آنها را انتخاب كرد و بعد از آن معامله را قطعى

كرد مشروع است و اشكال ندارد.

س‏588: شخصى فروشنده كالا به صورت عمده فروشى است و به خريداران قبل از انجام

معامله شرط مى‏نمايد: «در صورتى كه سر موعد، نسبت به پرداخت بدهى خود اقدام نكنيد

ملزم هستيد ماهانه 10% فاكتور را به عنوان خريد كالاى مدت دار پرداخت كنيد» و

خريدار قبول مى‏نمايد، سپس معامله قطعى صورت مى‏گيرد. آيا اين عمل مشمول پرداخت دير


125

كرد يا خسارت مى‏باشد يا معامله شرعى انجام گرفته است؟ لازم به ذكر است خريدار با

رضايت كامل نسبت به انجام معامله اقدام مى‏نمايد.

ج: پس از انجام معامله، شرط مذكور صحيح نيست، به عبارت ديگر گرفتن پول در برابر

تاخير از موعد مشروع نيست.

خيار تدليس:

س‏589: اين مسئله كه در عرف مردم شايع است: در هنگام فروش منزل، به ظاهر منزل

رسيدگى مى‏كنند، از قبيل رنگ دربها و ديوارها و كاغذ ديوارى و... و بعد منزل خويش

را در معرض فروش مى‏گذارند وهمين كار موجب بالا رفتن قيمت و ارزش منزل در نظر

خريدار مى‏شود آيا تدليس محسوب مى‏شود يا خير؟ و خريدار خيار تدليس دارد يا خير؟

ج: اگر عيب و نقصى در بين بوده و به اين وسيله خواسته است كه عيب و نقص را بپوشاند

تدليس است و خريدار خيار تدليس دارد ولى اگر فقط جنبه تزيين و تكميل دارد حرام نيست

و موجب خيار نيز نمى‏شود.

س‏590: دو نفر در حال مذاكره جهت معامله زمين هستند شخص ثالثى با علم به اينكه

طرفين در حال مذاكره مى‏باشند شرعا مى‏تواند وارد معامله شود و خريدار اول را منع و

زمين را بخرد؟

ج: عمل مزبور خلاف اخلاق اسلامى است ولى اگر بعد از اين عمل معامله با رضايت طرفين

صورت گرفت صحيح است.


126

احكام اجاره‏

س591: اين جانب منزل اجاره كرده‏ام در قرار داد ما آمده است:

«اينجانب آقاى (اسم صاحبخانه ما) يك باب خانه با مشخصات... را به آقاى (اسم

اينجانب) با قرار ماهى 12 هزار تومان از تاريخ21/12/76 تا21/12/77 اجاره مى‏دهم به

شرط آن كه 450 هزار تومان پولى كه از ايشان نزد اين جانب مى‏باشد از تاريخ... تا...

به عنوان قرض در نزد من باقى بماند.» آيا اين گونه اجاره و قرارداد شرعى مى‏باشد؟

ج: شرعى است و اشكال ندارد.

س592: در تحرير الوسيله (مسأله 6 در مورد قرض) چنين آمده كه در صحت قرض اين شرط

معتبر است كه قبض و اقباض صورت بگيرد، حال سؤال اين است: صاحبخانه در قراردادى كه

در سؤال فوق مقدارى ا متن آن آمده است شرط كرده است كه 450 هزار تومان پولى كه از

مستأجر نزد صاحب خانه مى‏باشد به عنوان قرض در نزد صاحبخانه باقى بماند. حال چون

قبض و اقباض در حين قرض دادن صورت نگرفته بلكه گفته شده است پولى كه از مستأجر نزد

صاحبخانه مى‏باشد به عنوان قرض در نزد صاحبخانه باقى بماند اين قرض صحيح است؟ يا

اين كه صاحبخانه بايد پولى كه سابقاً از مستأجر گرفته بود را به او برگرداند قرض

دهد تا قبض و اقباض صورت بگيرد و اين قرض صحيح باشد؟

ج: چون پول در اختيار مستأجر بوده است پس از قرارداد اجاره قبض و اقباض مجدد لازم

نيست.

س‏593: اگر مستأجرى بدون اذن موجر، در عين مستأجره، تغييرات و تصرفاتى در جهت بهتر

شدن آن مثل رنگ‏آميزى در دو ديوارها، تعويض دربهاى كهنه با نو، تغيير تيرهاى چوبى

به آهن، تعويض سنگفرشهاى نامرغوب يا مستعمل به مرغوب يا نو و امثالهم را انجام دهد،

آيا اعمالش مصداق تعدى يا تفريط است و مؤجر حقّ فسخ خواهد داشت يا خير؟

ج: اين قبيل تصرفات بدون اذن موجر جائز نيست ولى موجب حق فسخ نمى‏شود.


127

س‏594: شخصى دو باب اطاق از خانه مسكونى خود را اجاره مى‏دهد به مبلغ معلوم ولى

مدت اجاره را معلوم نمى‏كند بعد از مدتى موجر به مستأجر پيشنهاد مى‏كند كه يا مال

الاجاره را اضافه كن و يا مدتى به شما مهلت مى‏دهم كه اطاقها را تخليه نمايى آيا

پيشنهاد مذكور شرعاً مانعى ندارد؟

و در صورتى كه مستأجر هم به مقدار اضافه راضى شده لكن مال الاجاره را نپرداخته

مديون هست يا نه؟

ج: پيشنهاد مذكور مانعى ندارد. ولى اگر مدت معين نشده چنان چه ظاهر سؤال است اجاره

صحيح نيست و موجر بيش از اجرة المثل طلب كار نيست.

س‏595: فردى چيزى را اجاره كرده اما بعد از گذشتن مقدارى از مدت اجاره طورى خراب و

معيوب شده كه هيچ قابل استفاده نيست و خودش هم در اين مسئله تقصيرى كرده، آيا وظيفه

او اين است كه صبر كند تا مدت اجاره تمام بشود؟

ج: در فرض سؤال اگر به طورى خراب شده كه هيچ قابل استفاده نيست يا قابل استفاده

ايكه شرط كرده‏اند نيست، اجاره مدتى كه باقيمانده باطل است. و اگر استفاده مختصرى

هم بتواند ببرد، اجاره مدت باقيمانده را جايز است كه بهم بزند.

س‏596: شخصى مبلغ 50 هزار تومان به صاحبخانه‏اى داده كه دو اطاق را رهن كند و وجه

اجازه ندهد چه صورت دارد؟

ج: محكوم به حكم ربا است و اگر در اطاق تصرف كند اجرت المثل را ضامن است.

س‏597: در بخش عقود فروش ملك به صورت زمان به چند نفر چه حكمى دارد؟ مثلاً ملكى به

چهار نفر فروخته شده و اين ملك در هر فصل سال در اختيار مالك همان فصل باشد كه خودش

استفاده كند يا اجاره دهد.

ج: به طور فروش صحيح نيست بايد به نحو اجاره باشد.

س‏598: هرگاه در عقد اجاره‏اى كه براى مدت ده سال و با مال الاجاره معين منعقد شده

است شرط شود كه موجر هزينه گرم كردن ساختمان را بر عهده داشته ولى پس از دو سال به


128

علت تغيير ناگهانى اوضاع و احوال، هزينه گرم كردن ساختمان بيش از مال الاجاره شود،

تكليف قرار داد اجاره چيست؟ آيا موجر همچنان متعهد به گرم كردن ساختمان است؟

ج: پاسخ از جواب مسأله قبل معلوم شد.

س‏599: موجر خانه اي را به يك فرد خارجي اجاره داده كه او از اين خانه به مدت يك

سال و چند ماه استفاده كند و بعد از آمدنش هم بيش از يك ماه از آنجا ننشسته است

تكليف اجاره اين خانه چيست ؟

ج: پس از انعقاد اجاره و تعيين مدت اجاره چه اينكه مستأجر در آن خانه بنشيند يا

ننشيند بايد وجه اجاره را بپردازد.

احكام مضاربه:

س600: شخصى مبلغ صد هزار تومان به يك نفر كاسب مى‏دهد و شرط مى‏كند كه هر ماه پنج

هزار تومان بدهد، آيا گرفتن پول مذكور جايز است؟

ج: چنانچه عنوان مضاربه باشد و اطمينان داشته باشند كه اين مقدار سود حاصل مى‏شود،

و اين مبلغ را به عنوان قرض بگيرد تا بعداً به حساب سود برسند و پولهايى كه به

عنوان قرض گرفته است از سهم سود او محسوب بدارند مانعى ندارد.

س601: شخصى به تاجرى مى‏گويد من مبلغى دارم كه نمى‏توانم با آن كسب نمايم، لذا چون

به شما اطمينان دارم، آن را به شما مى‏دهم تا با آن كسب و كار نماييد و مشخص كنيد

حداقل سود و حداكثر آن ماهيانه چقدر است، لذا تاجر مبلغ سود را مشخص و شخص مذكور را

مى‏پذيرد، آيا اين عمل شرعى است يا خير؟

ج: به اين صورت صحيح و مشروع نيست، شرائط مضاربه در توضيح المسائل ذكر شده است.

س‏602: اگر شخصى مثلا سه ميليون پول را كد داشته باشد و فرد ديگرى از او درخواست

كند كه آن پول را در اختيار او گذاشته تا به كار و تجارت پرداخته و ماهيانه مبلغى

را به عنوان سود به مالك پول پرداخت كند يا اين نوع كسب در آمد براى مالك پول مجاز

و حلال است و يا حكم ربا دارد؟


129

ج: اگر به عنوان مضاربه بشد كه شرح آن در رساله مذكور است جائز است و مبلغى را كه

ماهيانه به شما مى‏دهند اگر به عنوان قرض بدهد و بعداً از سودى كه در مضاربه از سهم

شما بوجود مى‏آيد كسر كند اشكال ندارد و اگر نه ربا است و حرام است.

س‏603: پولى كه شخصى به شخص ديگر مى‏دهد تا با آن كار كند، صود حاصله چه مسئله‏اى

دارد؟

ج: به طور مضاربه كه در رساله توضيح المسائل ذكر شده است، اشكال ندارد.

س‏604: به استحضار مى‏رساند اينجانب زنى پير و از كار افتاده هستم كه مبلغى پول را

كه تنها سرمايه من است به يك نفر راننده ماشين سنگين داده‏ام البته اين آقاى راننده

چون خودش سرمايه كافى براى خريد ماشين نداشته است با گرفتن پول از افراد مختلف و از

جمله بنده، توانسته است ماشين را تهيه كند. در عوض از محل در آمدى كه از ماشين دارد

ماهيانه مبلغى را به اينجانب و ساير كسانى كه به او پول داده‏اند پرداخت مى‏كند.

يعنى ايشان درآمد ماهيانه كل خود را پس از برداشتن خرج ماشين و حقوق راننده، به

نسبت سهم پول هر كس در كل ماشين محاسبه و به ما پرداخت مى‏كند، وقتى هم كه ماشين به

خاطر انجام تعميرات كار نكند يا آنكه درآمدى نداشته باشد چيزى به ما پرداخت

نمى‏شود.

حال با توجه به عرايض فوق و نظر به اينكه اينجانب استفاده ديگرى از سرمايه خودم

نمى‏توانم بكنم آيا اين درامدى كه از ماشين مذكور دارم حلال است؟

ج: در صورتى كه از مجموع پولهاى شما به نسبت پولها ماشين را براى همه شما خريده و

از طرف شما وكالت دارد كه با ماشين كار كند و كرايه بگيرد و هر ماه پس از كسر مخارج

ماشين و حقوق خود كرايه را مابين شما به نسبت تقسيم كند حلال است.


130

احكام ضمان‏

س605: اگر مدير مدرسه يا اداره‏اى گزارش غيبت غير موجه آموزگار يا كارمند را نداد

و گفت مصلحت ديدم كه گزارش ندهم آيا مديون است و ضامن حقوق آنروز غيبت كننده نسبت

به دولت مى‏باشد؟ و مسئوليت كدام يك از آموزگار و مدير بيشتر است؟

ج: ضمان حقوق روز غيبت فقط به عهده آموزگار و كارمند است و مدير فقط به جهت ترك

وظيفه خلاف شرع مرتكب شده ولى ضمان مالى ندارد.

س‏606: كارگى در كارخانه دستش لاى دستگاه رفته و قطع شده، آيا كارفرما ضامن است يا

خير؟

ج: كارفرما ضامن نيست. مگر در صورتى كه كارخانه براى استخدام، مقرراتى در اين باره

داشته باشد، كه مقتضى ضمان كارفرما باشد.

س‏607: موتور سوارى در حال حركت مى‏باشد كه ناگهان گوسفندى را در وسط خيابان

مشاهده مى‏كند (حال يا به اين صورت كه از قبل گوسفند بوده يا به اين صورت كه گوسفند

ناگهان به وسط خيابان دويده است) و براى اجتناب از برخورد با آن فرمان موتور را كج

مى‏كند با توجه به اينكه خيابان محل عبور گوسفند نيست، آيا صاحب گوسفند ضامن ديه

است؟ در فرض ديگر اگر سكى چاهى را در طريقى حفر كند و عابرى براى احتراز از سقوط در

آن به سمت ديگرى حركت كند و در نتيجه در دره‏اى بيفتد، آيا حافر ضامن است؟

ج: هر دو مسأله به موضوع ضمان به واسطه سبب بر مى‏گردد:

1- اگر د موضوع گوسفند ضابطه اين بوده است كه لازم باشد صاحب گوسفند، گوسفند خود

را حفظ كند و نگذارد به اين نقطه بيايد ولى او كوتاهى كرده است و بودن گوسفند در آن

نقطه موجب اين جنايت شده است صاحب گوسفند ضامن است و الا فلا.

2- اگر حفر چاه در طريق نيز جائز نبوده است و آن موجب جنايت شده است حافر ضامن است

و الا فلا.

س‏608: شخصى زمينى كنار جاده دارد كه چند چاه هم در آن حفر شده و ضخصى هم


131

گوسفندانى را از كنار جاده مى‏برد ناگهان ماشينى مى‏آيد و با زدن بوق گوسفندان به

هيجان آمده دو رأس از گوسفندان به چاه مى‏افتد و تلف مى‏شوند مرقوم فرماييد: ضامن

چه كسى است صاحب گوسفندان، راننده ماشين يا صاحب زمين (چاهها)؟

ج: در فرض مذكور اگر صاحب گوسفندان در اداره و بردن گوسفندها تقصير نكرده باشد،

راننده ماشين ضامن است.

س609: اگر در وضعيت اضطرارى، بالفرض راننده اتومبيل ناچار شود كه براى جلوگيرى از

سقوط در پرتگاه، نرده‏هاى چوبى ملك مجاور را كه متعلق به شخص ديگرى است بشكند و از

آن مانعى در راه سقوط اتومبيل خود بسازد، در چنين وضعيتى كه اين راننده به منظور

نجات جان خويشتن، مضطر در ورود ضرر مى‏باشد و فى الواقع كارى را انجام مى‏دهد كه هر

انسان متارف و آگاهى هم در موقعيت شخص مضطر مى‏بود، چنين مى‏كرد؛ آيا اين ضرر و

زيان وارده مى‏بايست جبران گردد يا خير؟

و به عبارتى ديگر، براى يان شخص مضطر «ضمان مالى» در اصطلاح فقهى و يا «مسئوليت

مدنى» در اصطلاح حقوقى متصور است يا خير؟ و به تعبير دقيقتر، آيا اضرار به غير بارى

دفع ضرر از خود در وضعيت اضطرارى جايز است يا خير؟ و از سودى ديگر در مقام حكم

كردن، آيا مى‏بايست بين اقدام اضطرارى شخص مضطر، كه به جهت حفظ جان خود يا نزديكش

صورت مى‏گيرد با موردى كه شخص مضطر در راستاى حمايت از مال خود مرتكب ايراد ضرر

مى‏گردد تفاوتى قايل گرديد يا خير؟

ج: در پاره‏اى از موارد مذكوره هرچند از جهت حكم تكليفى تصرف جايز است ولى از جهت

حكم وضعى در همه موارد مذكوره ضمان براى تصرف كننده ثابت است.

س‏610: اگر در وضعيت اضطرارى، چنان كه سيلى به طرف خانه شخص مضطر در جريان است،

شخص مضطر در خانه و ملك خود دست به اقدامى بزند كه مسير سيل را به سمت خانه همسايه

منحرف سازد و باعث ضرر به همسايه گردد، آيا چنين اقدامى از سوى شخص مضطر جايز است


132

يا خير؟ در حاليكه اين شخص مضطر نيازمند به چنين تصرف خاصى در ملك خود مى‏باشد، به

طورى كه اگر آن كار را نكند زيان مى‏بيند و در اين حالت بين دو قاعده معتبر فقهى

«لاضرر» و «تسليط» تعاض ايجاد مى‏شود و جايز نبودن اقدام شخص مضطر، حرج و تضييقى

براى اوست، در حايكه مطابق قاعده فقهى «لاحرج»، حرجى بر شخص مضطر نيست. النهايه،

اين تعارض چگونه مى‏بايست مرتفع شود؟

ج: جايز نيست و ضامن است و قاعده لاحرج در اين مورد جارى نيست.

س‏611: در حالتى كه شخص مضطر ناچار مى‏شود تا براى دفع ضرر از ديگرى به زيان خود

اقدامى كند، مانند موردى كه راننده اتومبيلى مى‏بيند و براى پرهيز از تصادف با آنها

به ناچار اتومبيل خود را به جدول جوى مى‏زند و در نتيجه خصارت مى‏بيند، در اين مورد

آيا اضرار به خود براى دفع ضرر از غير جايز است ياخير؟ و آيا شخص مضطر خسارت ديده،

حق دارد بر طبق قاعده «اداره فضولى مال غير» از صاحب حيوان يا سرپرست كودك يا آن

منتفع مطالبه خسارت كند يا خير؟

ج: اضرار به غير براى دفع ضرر از خود گاهى از جهت مراعات اهم جائز است ولى حكم

ضمان نيز ثابت است و كسى كه ضرر وارد كرده است ضامن است.

س‏612: كسانى كه در زمانهاى قديم مبالغى را به ديگران بدهكار بودند ولى چون

نمى‏شناختند و يا دسترسى نداشتند و پرداخت نكردند حال اگر بخواهند آنها را به عنوان

رد مضالم بپردازند آيا قيمت اجناس آن روز را حساب كنند و يا به قيمت فعلى آنها را

بايد بپردازند. مثلاً بيست سال پيش يك كيلو انگور كسى را برداشته و پول آن را هم

نداده است حال كه بخواهد برى‏ء الذمه شود آيا بيد قيمت بيست سال پيش حدوداً 5 تومان

را بپردازد و يا قيمت امروز كه حدوداً يكصد تومان است؟

ج: در اجناس مثل انگور همان اجناس را به فقرا از بابت رد مظالم بپردازد ولى در پول

ارزش را در نظر بگيرند.


133

س‏613: آيا اگر ديوانه مرتكب جرمى شود ولى او ضامن است يا خير؟

ج: اگر ولى در حفظ و جلوگيرى كوتاهى نكرد ضامن نيست.

س614: اين جانب ضمانت شخصى را در بانك براى مبلغ مشخص و مدت معينى كه از طرف بانك

اعلام گرديده، نموده‏ام و در مقابل اصل وام و سود آن بانك از اين جانب سفته دريافت

كرده است، شخص وام گيرنده ورشكست و متوراى مى‏باشد، اين جانب بر مبناى اينكه ضمانت

را قبول نموده‏ام اصل و سود وام را پرداخت نموده‏ام مجدداً بانك مبلغى را به عنوان

جريمه مطالبه مى‏نمايد در صورتى كه وام را به اين جانب پرداخت نكرده كه با آن

معامله‏اى انجام دهم كه جريمه شامل حال بنده باشد و از طرف اين جانب فقط ضمانت اصل

وام و سود آن را كه مدت پرداخت آن از طرف بانك مشخص گرديده است قبول كرده‏ام و به

تعهد خود عمل نموده‏ام و با توضيحاتى كه به عرض مبارك رساندم جناب عالى بفرماييد كه

شرعا اين جانب مسئول پرداخت جريمه‏اى كه بانك مطالبه كرده هستم يا خير؟

ج: موضوع فوق بستگى به ضوابط و آئين نامه بانكى دارد اگر مقتضاى ضوابط بانكى آن

است كه ضامن بايد جريمه را نيز بپردازد لازم است كه آن را نيز بپردازيد.

س‏615: كسى مرغدارى داشته و حدوداً به مبلغ نهصد هزار تومان از زيد، دان مرغ خريد،

بعداً معلوم شد كه دان مرغ فاسد بوده و تمام جوجه‏هاى خريداران، تلف شدند، كه

تقريباً تمام سرمايه‏اش از بين رفته، وقتى به زيد فروشنده دان مراجعه نموده، زير

بار نرفته و خريدار هم شكايت نموده، پس از دو سال فروشنده پس از دو سال فروشنده را

به يك ميليون و دويست هزار تومان محكوم كرده‏اند البته از آن زمان تا حالا قيمت

گوشت مرغ تقريباً دوبرابر شده حالا اين مبلغى را كه خريدار اضافه گرفته با توجه به

نرخ تورم آيا ملك خودش مى‏شود ى بايد به فروشنده برگرداند ضمناً مبلغ يكصد و پنجاه

هزار تومان هم خريدار پول وكيل و غيره براى وصول خرج نموده است؟


134

ج: در فرض مسأله فروشنده دان مرغ فاسد ضامن همه ضررهاى است كه از اين راه به

خريداران رسيده است و حتى ضمان ترقى گوشت مرغ نيز مى‏باشد بنابراين فروشنده خريدار

را راضى نمايد و تراضى حاصل شود.

س‏616: به اينجانب از طرف سازمان متبوع يك دستگاه اتومبيل لندور مدل 1367 دولتى در

اختيار واحد تحت فرماندهيم قرار داده شده بود كه در امور ادارى و سركشى واحدهاى زير

نظر و تردد استفاده نمايم لذا در ارديبهشت سال 75 با رعايت كليه اصول ايمنى و

حفاظتى از اتومبيل فوق كه هيچگونه تعدى و تفريط و ترك فعل از ناحيه حقير صورت

نگرفته و در مقابل درب ورودى وزارت كشور در وقت ادارى، پارك نموده بودم، سارق يا

سارقين از فرصت استفاده نموده و به انحاء مختلف اتومبيل را مورد دستبرد قرار

داده‏اند. حال اينجانب با عنايت به اينكه نه تعدى، نه تفريطس و نه ترك فعل داشته‏ام

آيا ضمان شامل حال حقير خواهد بود يا خير؟: اين جانب ضمانت شخصى را در بانك براى

مبلغ مشخص و مدت معينى كه از طرف بانك اعلام گرديده، نموده‏ام و در مقابل اصل وام و

سود آن بانك از اين جانب سفته دريافت كرده است، شخص وام گيرنده ورشكست و متوراى

مى‏باشد، اين جانب بر مبناى اينكه ضمانت را قبول نموده‏ام اصل و سود وام را پرداخت

نموده‏ام مجدداً بانك مبلغى را به عنوان جريمه مطالبه مى‏نمايد در صورتى كه وام را

به اين جانب پرداخت نكرده كه با آن معامله‏اى انجام دهم كه جريمه شامل حال بنده

باشد و از طرف اين جانب فقط ضمانت اصل وام و سود آن را كه مدت پرداخت آن از طرف

بانك مشخص گرديده است قبول كرده‏ام و به تعهد خود عمل نموده‏ام و با توضيحاتى كه به

عرض مبارك رساندم جناب عالى بفرماييد كه شرعا اين جانب مسئول پرداخت جريمه‏اى كه

بانك مطالبه كرده هستم يا خير؟

ج: موضوع فوق بستگى به ضوابط و آئين نامه بانكى دارد اگر مقتضاى ضوابط بانكى آن

است كه ضامن بايد جريمه را نيز بپردازد لازم است كه آن را نيز بپردازيد.

س‏


135

ج: در صورتى كه ب هيچ وجه ترك مراقبت‏هاى لازم و تعدى و تفريط از شما صادر نشده،

ضامن نمى‏باشيد.

س617: شخصى به دكتر دندانپزشكى رجوع مى‏كند و به دكتر مى‏گويد او را ببيند و نظر

قطعى دهد كه آيا پر كردنى است يا خير؟ و اگر پر نمى‏شود از ابتدا بگويد كه وى خرج

ننمايد دكتر بعد از معاينه نظر به پر كردن مى‏دهد و بعد از سه جلسه مبلغ زيادى

پرداخت مى‏نمايد، اما دو روز نشده، دندان مى‏شكند و شخص به همان پزشك رجوع مى‏نمايد

و دكتر با اينكه خود قبول بر خطاء دارد بعد از يك جلسه كار روى دندان مطالبه پول

مى‏كند، شخص به خاطر بى اطلاعى از حكم شرع نصف پول درخواستى را مى‏دهد، حال

مى‏خواهد بداند پولى كه دكتر حالا از او طلب نموده واقعاً از نظر شرعى صحيح است؟

ج: اگر طبيب متخصص است يعنى در رشته خود داراى مهارت كافى است و در ضمن كار نيز

اشتباه نكرده است ضامن نيست ولى اگر متخصص و ماهر نيست و يا در كار و معالجه اشتباه

كرده است ضامن است.

nt-family:"Courier New";mso-hansi-font-family: "Courier

New";mso-bidi-language:FA'>615: كسى مرغدارى داشته و حدوداً به مبلغ نهصد هزار

تومان از زيد، دان مرغ خريد، بعداً معلوم شد كه دان مرغ فاسد بوده و تمام جوجه‏هاى

خريداران، تلف شدند، كه تقريباً تمام سرمايه‏اش از بين رفته، وقتى به زيد فروشنده

دان مراجعه نموده، زير بار نرفته و خريدار هم شكايت نموده، پس از دو سال فروشنده پس

از دو سال فروشنده را به يك ميليون و دويست هزار تومان محكوم كرده‏اند البته از آن

زمان تا حالا قيمت گوشت مرغ تقريباً دوبرابر شده حالا اين مبلغى را كه خريدار اضافه

گرفته با توجه به نرخ تورم آيا ملك خودش مى‏شود ى بايد به فروشنده برگرداند ضمناً

مبلغ يكصد و پنجاه هزار تومان هم خريدار پول وكيل و غيره براى وصول خرج نموده است؟

ج: در فرض مسأله فروشنده دان مرغ فاسد ضامن همه ضررهاى است كه از اين راه به

خريداران رسيده است و حتى ضمان ترقى گوشت مرغ نيز مى‏باشد بنابراين فروشنده خريدار


136

را راضى نمايد و تراضى حاصل شود.

س‏616: به اينجانب از طرف سازمان متبوع يك دستگاه اتومبيل لندور مدل 1367 دولتى در

اختيار واحد تحت فرماندهيم قرار داده شده بود كه در امور ادارى و سركشى واحدهاى زير

نظر و تردد استفاده نمايم لذا در ارديبهشت سال 75 با رعايت كليه اصول ايمنى و

حفاظتى از اتومبيل فوق كه هيچگونه تعدى و تفريط و ترك فعل از ناحيه حقير صورت

نگرفته و در مقابل درب ورودى وزارت كشور در وقت ادارى، پارك نموده بودم، سارق يا

سارقين از فرصت استفاده نموده و به انحاء مختلف اتومبيل را مورد دستبرد قرار

داده‏اند. حال اينجانب با عنايت به اينكه نه تعدى، نه تفريطس و نه ترك فعل داشته‏ام

آيا ضمان شامل حال حقير خواهد بود يا خير؟

ج: در صورتى كه ب هيچ وجه ترك مراقبت‏هاى لازم و تعدى و تفريط از شما صادر نشده،

ضامن نمى‏باشيد.

س617: شخصى به دكتر دندانپزشكى رجوع مى‏كند و به دكتر مى‏گويد او را ببيند و نظر

قطعى دهد كه آيا پر كردنى است يا خير؟ و اگر پر نمى‏شود از ابتدا بگويد كه وى خرج

ننمايد دكتر بعد از معاينه نظر به پر كردن مى‏دهد و بعد از سه جلسه مبلغ زيادى

پرداخت مى‏نمايد، اما دو روز نشده، دندان مى‏شكند و شخص به همان پزشك رجوع مى‏نمايد

و دكتر با اينكه خود قبول بر خطاء دارد بعد از يك جلسه كار روى دندان مطالبه پول

مى‏كند، شخص به خاطر بى اطلاعى از حكم شرع نصف پول درخواستى را مى‏دهد، حال

مى‏خواهد بداند پولى كه دكتر حالا از او طلب نموده واقعاً از نظر شرعى صحيح است؟

ج: اگر طبيب متخصص است يعنى در رشته خود داراى مهارت كافى است و در ضمن كار نيز

اشتباه نكرده است ضامن نيست ولى اگر متخصص و ماهر نيست و يا در كار و معالجه اشتباه

كرده است ضامن است.


137

احكام هبه‏

س‏618: اگر طلا را داماد يا پدر و مادر و بستگان داماد خريده و به عروس داده‏اند

آيا عروس مالك مى‏شود؟ حال اگر طلا و اشياء قيمتى كه به عروس داده‏اند و قبض و

اقباض شده بعد از مدتى مثلاً پنج سال طلاق واقع شد يا شوهر از دنيا رفت حكم آن

اشياء چه مى‏شود؟ آيا دهندگان مى‏توانند پس بگيرند؟ مثلاً پدر شوهر بگويد من به

خاطر اينكه عروسم بودى خريدم حالا طلاق يا فوت و... كه ديگر عروس من نيستى آنها را

مى‏خواهم؟

ج: بستگى به آداب و رسوم هر قومى دارد كه به چه نيت مى‏دهند، اگر به قصد عاريه

داده‏اند مى‏توانند پس بگيرند، اما اگر قصد هبه داشته‏اند چنانچه عين آن باقى

نمانده است نمى‏توانند پس بگيرند و اگر عين آن باقى است و عروس هم رحم آنان نباشد

پس گرفتن آن جايز است.

س619: آيا پول توجيبى كه پدر به فرزند مى‏دهد رضات او در طرز خرج كردن فرزند نيز

شرط است يا خير؟ با توجه به اين كه طرز خرج كردن غير اسلامى نيست؟

ج: اگر پول را به فرزند بخشيده باشد در خرج كردن آن در راه حلال آزاد است، ولى سعى

در رضايت پدر نمايد.

س620: آيا هبه نمودن در مرض موت صحيح است يا خير؟

ج: اقوى صحت است هرچند زائد بر ثلث باشد.

س‏621: در بعضى مناطق مرسوم است كه پدر زمين‏هاى خود را بين پسرانش تقسيم مى‏كند و

هر يكى از پسران حصه خود را تصرف مى‏كند و از طرفى پدر هيچ گونه اظهارى نسبت به

تمليك و يا هبه و ى اباحه در تصرف نمى‏كند، آى اين تقسيم موجب ملكيت است؟ يا آنكه

زمين در ملك پدر باقى است؟ و اباحه در تصرف است؟

ج: حكم به اينكه اين عمل هبه يا اباحه تصرف است تابع قرائن و شواهدى است كه با اين


138

عمل همراه است و تا دليل و ملاكى براى تمليك در بين نباشد در ملك پدر باقى است ولى

ظاهر امر اين است كه هبه باشد و بعد از قبض و تصرف، پسران مالك مى‏شوند.

س‏622: در بعضى مناطق براى اينكه به دختر بعد از فوت پدر سهمى نرسد، پدر در زمان

حيات خويش تمام دارايى و املاك و باغات خود را بين پسرانش تقسيم كرده و هبه

مى‏نمايد تا بعد از فوت خويش ديگر دخترانش سهمى نداشته باشند حال آيا اين كار با

اين نيت و قصد صحيح است يا خير؟

ج: اگر هبه با شرائط خود انجام گرفته است صحيح است ولى محروم كردن برخى از وراث

كار خوبى نيست.

س‏623: يك نفر به همسر خودش خانه‏اش را هبه نموده و به قبض او رسانده است، آيا

مى‏تواند واهب از هبه خويش برگردد؟

ج: بله مادامى كه عين مالى كه بخشيده شده باقى است، مى‏تواند رجع كند و پس بگيرد،

هرچند كه بهتر آن است كه رجوع نكند.

س‏624: پدرى خانه خود را در حال حيات به بچه صغير خود هبه كرد و كتباً وصيت كرده

مسئله تصرفات خود پدر و كسانى كه در آن خانه نماز مى‏خوانند چه حكمى دارد؟

ج: چون پدر ولايت دارد در صورتى كه آن تصرفات به مصلحت صغير است اشكال ندارد.

س‏625: پدرى در حال حيات خودش بعضى از فرزندان را بر بعضى در هبه اموال ترجيح داده

ولى بدون مرجح دنيوى و اخروى و بعد از مرگ بين ورثه نزاع مى‏شود يا حكم شرع

مى‏تواند در وصيّت دخل و تصرف كند؟

ج: در صورتى كه هبه با شرائط خود تحقق پيدا كرده است بعداً نمى‏توان آن را تغيير

داد.


139

احكام نكاح و طلاق‏

س626: سختگيريهاى بيش از حد برخى والدين در مورد ازدواج (مهريه و...) موجب محروم

شدن جوانان از ادواج و بروز برخى مفاسد ميشود اين عمل والدين چه حكمى دارد؟

ج: نظر اسلام اين است كه ازدواج هرچه با سهولت انجام بگيرد و سختگيريهاى بى مورد

كار خوبى نيست.

س627: اگر دختر رشيده‏اى كه در سن 25 سالگى مى‏باشد و تشخيص مصلحت خود را مى‏دهد و

پدرش اذن و اختيار ازدواج را به او داده و فقط بيان داشته كه با ايشان مشورت كند،

مى‏تواند ازدواج موقت مشروط بر اينكه دخول انجام نگيرد و فقط در حد تقبيل و

استمتاعات و مس باشد نمايد؟

توضيح اينكه پدرش اختيار داده ولى شايد احتمالاً ازدواج موقت را نظر نداشته باشد.

ج: در ازدواج دختر بالغه عاقله رشيده چه دائم چه منقطع اذن پدر شرط نيست و بدون

اذن او صحيح است ولى مستحب است از لحاظ اخلاق و احترام بدون نظر و مشورت پدر و جد

خود ازدواج نكند.

س‏628: اگر دختر و پسرى بخواهند به صورت موقت با يكديگر ازدواج كنند در صورتى كه

شرط كنند كه دختر همچنان باكره باقى بماند آيا مى‏توانند بدون اذن ولى دختر با

يكديگر ازدواج نمايند؟ و اگر بدون اذن ولى دختر با يكديگر ازدواج كنند آيا زناكار

محسوب مى‏شوند؟

ج: اگر داراى بلوغ و عقل و رشد باشند به طورى كه بتوانند مصلحت زندگى خود را

كاملاً تشخيص بدهند مى‏توانند بدون اذن ولى ازدواج نمايند.

س629: اگر كسى دو دختر (دو خواهر) را به خاطر نداشتن فرزند به فرزندى قبول كند آيا

براى ازدواج، جهت محرميت اجازه پدر واقعى شرط است يا خير؟

ج: در صورتى كه دسترسى به پدر و جد آنها ممكن نباشد، با اجازه حاكم شرع بايد صورت

بگيرد.

س‏630: در رابطه با ازدواج دختر باكره رشيده كه مصلحت خود را تشخيص مى‏دهد


140

فرموده‏ايد اقوى اين است كه اجازه پدر لازم نيست و كذا جد پدرى. آيا در صورتى كه

اين دختر در يكى از نهادها مانند صدا و سيما كار مى‏كند و طبعاً براى تهيه فيلم و

سريال مانند اين با مردان نامحرم درتماس و محشور است، مى‏تواند بدون اجازه پدر و جد

پدرى با مردى كه با او كار مى‏كند ازدواج موقت نمايد تا گناهى مرتكب نشوند يا خير؟

ج: در صورتى كه دختر باكره بالغه و عاقله و رشيده باشد در ازدواج او چه دائم و چه

موقت اذن پدر و جدّ شرط صحّت و مقصود از رشيده اين است كه مصلحت خود را كاملاً

تشخيص مى‏دهد.

س‏631: تزويج ولايى مشروط به مصلحت مولى عليه است. حال اگ دخترى صغيره توسط پدر يا

جد پدرى به نكاح فردى در آمد و پس از بلوغ رضايت به اين ازدواج نداد آيا عقد صحيح

بوده و دختر مجبور به پذيرش همسر على رغم عدم رضايت خويش مى‏باشد و يا اينكه عدم

رضايت دختر موجب اثبات خيار براى دختر مى‏شود؟ زيرا:

الف - اين تزويج كه همراه با عدم رضايت زوجه است موجب ضرر و زيان بر او خواهد بود

(مشمول قاعده لاضرر)

ب - رواياتى دال بر حق فسخ مانند صحيحه محمدبن مسلم و روايت يزيد الكناسى وجود

دارد.

ج: اگر دختر بعد از بلوغ ادعا مى‏كند كه عقد مذكور به صلاح من نبوده يا داراى

مفسده است اگر اثبات كند عدم مصلحت يا تحقق مفسده را، مى‏تواند عقد را بهم بزند و

مطالب مذور در 2 بند الف و ب هم بهمين بر مى‏گردد.

س‏632: زنى كه بكارت وى در اثر زايمان ناشى از تلقيح مصنوعى (اعم از تلقيح نطفه

همسر يا غير همسر) ازاله شده است مستحق تمام مهر يا مهر المثل است يا مستحق نصف

مهر؟

ج: به وسيله نطفه همسر مستحق تمام مهر است و به وسيله غير مستحق مهر المثل است.

س‏633: هرگاه يكى از زن و شوهر قبل از آميزش و قبل از دخول بميرد، آيا تمام مهر را


141

بايد به زن داد يا نصف را؟

ج: در فرض مذكور نصف مهر ثابت است.

س‏634: منكوحه غير مدخوله‏اى مطالبه مهريه خود را كه حال مى‏باشد از زوج مى‏نمايد

و زوج حاضر به تأديه مهريه زوجه نمى‏باشد و وصول مهريه هم براى زوجه غير ممكن

مى‏باشد. زندگى زناشويى زوجين به بن بست رسيده، با توجه به ماده 1085 قانون مدنى كه

مقرر داشته زن مى‏تواند تا مهريه به او تسليم نشده از ايفاء وظايفى كه در مقابل

شوهر دارد امتناع كند مشروط بر اينكه مهر او حال باشد و اين امتناع مسقط حق نفقه

نخواهد بود؟ آيا عدم تسليم مهريه از ناحيه زوج و زوجه كه موجب عسر و حرج گرديده از

موجبات تقاضاى طلاق مى‏باشد يا خير؟

ج: در اين مورد دو مطلب است:

1- در صورتى كه مهريه كلاً حال باشد زوجه مى‏تواند تا مهريه خود را نگرفته از

ايفاء وظيفه در برابر شوهر امتناع كند و تمكين نكند.

2- زوجه در آن وقت مى‏تواند مهريه خود را مطالبه كند كه زوج قدرت پرداخت را داشته

باشد.

س635: در عقد نامه‏اى نوشته شده مهر المسمى مقدار دويست و هشتاد مثقال طلاى هيجده

عيار به قيمت زمان ازدواج زوجيه به مبلغ هفتصد هزار ريال، آيا مهريه در اين صورت

طلا است يا پول؟

ج: در فرض مسئله مهرى دويست و هشتاد مثقال طلا است بنابراين اگر بخواهد فعلاً

مهريه را بدهد بايد همان دويست و هشتاد مثقال طلا يا قيمت آن را بدهد و اگر نزاع

موضوعى در بين باشد محتاج به مرافعه شرعيه است.

س‏636: آيا مهريه‏هايى كه در عقد نامه‏هاى سابق به صورت پول يا طلا ذكر شده است

بايد به قيمت فعلى آن محسوب گردد يا همان ارزش هنگام عقد كافى است؟

ج: ارزش فعلى ميزان است.

س‏637: اگر مرد بعد از چند سال از ازدواج بخواهد مهريه زنش رابدهد چگونه بايد

محاسبه كند مثلاً اگر مهريه در سال 56 مبلغ پانزده هزار تومان بوده در سال 75


142

بخواهد پرداخت كند همان مبلغ را شرعاً بدهكار است يا گذشت زمان تأثير دارد؟ با توجه

به اينكه در عقدنامه نوشته شده: «به وجه رايج ايران»

ج: درر اين قبيل موارد لازم است ارزش را در نظر بگيريم بايد حساب كنيم كه پانزده

هزار تومان آن روز چقد كارائى داشت آن را در نظر بگيريم.

س‏638: اگر مردى چندين بار به همسرش گفته مهريه ات را بگير و من فعلاً دارم و

حاضرم پرداخت كنم. اگر نمى‏گيرى حلال كن ولى زن نمى‏گيرد اگر مرد طورى شد كه ديگر

قادر به پرداخت نيست مسئوليت به عهده چه كسى است؟

ج: مهريه در ذمه شوهر باقى است.

س‏639: اگر شوهر زنى از دنيا برود در حالى كه مهريه زنش را نداده و از طرفى هم چون

زندگى شوهر با پدرش مشترك بوده مالى ندارد يا اگر دارد معلوم نيست، مهريه زن به

عهده چه كسى است؟

ج: مهريه زن به عهده شوهر است.

س‏640: آيا دخترى كه به عقد كسى در آمده و در خانه پدرش مى‏باشد و براى شوهر ابداً

تمكين نموده و نمى‏كند حق مطالبه تمام مهريه را يكجا دارد يا خير و ضمناً دختر مدعى

است كه اگر تمامى مهريه را شوهر پرداخت نمايد به خانه‏اش خواهد آمد چه صورت دارد؟

ج: اگر مدت براى اداء مهريه تعيين نشده باشد و دخول نيز صورت نگرفته زوجه حق دارد

قبل از تمكين، تمام مهريه خود را بگيرد بعد تمكين نمايد.

س641: بعد از عقد نكاح آيا زن در صورت اعسار زوج از پرداخت مهريه مى‏تواند به

خاطر دريافت مهريه تمكين ننمايد؟

ج: بعد از عقد نكاح زن مى‏تواند در دفعه اول از آميزش جنسى و ساير استمتاعات

امتناع كند تا مهريه خود را بگيرد مگر اينكه قبل از عقد شرط تأخير اداى مهريه شده

باشد يعنى مهر مؤجل باشد ولى بعد از آميزش نمى‏تواند.

س642: در شب عقد، دختر مى‏گويد من مى‏خواهم ادامه تحصيل بدهم مرد موافقت مى‏كند و


143

بعد هم كه ازدواج مى‏كند در رشته پزشكى قبول مى‏شود و مى‏خواهد به دانشگاه برود

شوهر مخالفت مى‏كند، شرعاً وظيفه چيست؟

ج: اگر قول شوهر در ضمن عقد لازمى بوده است، مثلاً در ضمن عقد نكاح شرط شده است،

نمى‏تواند مخالفت بكند و الا مى‏تواند مخصوصاً در موردى كه خواسته زن با حق شوهر

منافات داشته باشد.

س‏643: اگر مرد در ضمن عقد نكاح منقطع تعهد كند كه پس از انقضاى مدت، زن را به

نكاح دائمى خود در اورد و يا در ضمن عقدى لازم تعهد كند زنى را به عقد نكاح دائمى

خود درآورد، آيا تعهد مزبور لازم الوفاء مى‏باشد؟ در صورت امتناع مرد از انجام

تعهد، آيا حاكم طبق قاعده «الحاكم ولى المتنع» مى‏تواند زن را به نكاح دائم مرد

(متعهد) در آورد؟

ج: در صورتى كه در ضمن عقد لازم شرط شده است كه آن مرد به شرط خود وفا كند اگر

امتناع كرد آن زن حق دارد كه به حاكم شرع مراجعه كند تا حكم شرع از او بخواهد كه به

شرط خود عمل كند و در صورتى كه آن مرد بازهم حاضر نشد كه به شرط عمل كند زن اختيار

فسخ دارد كه آن عقدى كه در ضمن آن شرط شده بود را به هم بزند ولى حاكم شرع

نمى‏تواند آن زن را بدون اذن و اجازه مرد به نكاح دائم او در بياورد.

س‏644: اگر زن در ضمن عقد شرط كرده است كه شوهرش بايد ريش داشته باشد و ريشش را از

ته نزند بنابراين اگر شوهر ريش خود را بتراشد آيا زوجه مى‏تواند به استناد تخلف از

شرط تقاضاى طلاق كند؟

ج: اگر در صورت تخلف شرط طلاق كرده باشدد مى‏تواند.

س‏645: شخصى دو زن دائم دارد و براى هريك وسائل رفاهى را تحصيل نموده و در حد توان

خود نسبت به هر دو انجام وظيفه مى‏نمايد هم اكنون همسر دوم با شوهر ناسازگارى نموده

تا جايى كه فرزند خود را وادار نموده پدرخود را كتك زده و آبرو و حيثيت او را در


144

خطر جدى قرار داده و كار از مرز موعظه گذشته، حالا اگر اين مرد بخواهد او رإ؛يةظظ

طلاق دهد، قانون حمايت از زن نصف همه دارايى شوهر را كه در زمان زندگى اين زن تحصيل

نموده به زن خواهد داد، چنانچه اين مرد كليه وسائل زندگانى را به نحو احسن در

اختيارش بگذارد ولى براى اينكه به دين و دنيايش برسد از اين زن كناره‏گيرى نمايد،

آيا در پيشگاه باريتعالى مسئول نخواهد بود؟ وظيفه اين مرد نسبت به اين زن چيست؟

ج: اگر در موقع ازدواج همسر دوم اين ماده را كه «اگر شوهر زن خود را طلاق داد بايد

نصف آن اموالى را كه در مدت زندگانى با اين زن به دست آورده است به او بدهد» را

امضاء كرده است و ازدواج با اين شرط صورت گرفته است لازم است به شرط عمل كند تا در

پيشگاه حضرت حق مسئول نباشد وگرنه لازم نيست و مسئول نخواهد بود.

س646: در زمان فعلي در سند ازدواج چند شرط قيد كرده‏اند آيا اين شرائط در خواندن

عقد دخالت دارد يا نه و اينها شرعيت داردى فقط قانونى است؟ و اگر انسان عقد را به

صورت همان مرسوم سابق بدون در نظر گرفتن شرائط عقد جارى كند و زوجين براى تنظيم سند

ازدواج به دفترخانه بروند آيا شرعاً اين عقد اشكال دارد يا نه؟

ج: در اين مورد عمده نظر زوجين است اگر نظر آنها اين است كه عقد بر اساس آن شرائط

باشد اين هم قانونى است و هم شرعيت دارد، هركدام از اين شرطها يا همه آنها را اگر

طرفين قبول كردند بايد به آن عمل كنند.

س647: در مواردى كه عده كلا فراموش شده است ممكن است زنى امروز از شوهرش جدا شود و

فردا با ديگرى ازدواج نمايد تكليف چيست؟

ج: بايد ضوابط شرعى مراعات شود و نگهداشتن عده در مورد خود لازم است.

س‏648: زنى به مدّت يك سال متعه شده بود و از دبر دخول شده و پس از انقضاء مدت كه

مى‏بايست به مدت دو حيض عده نگه مى‏داشت و تزويج نمى‏كرد، به علت ندانستن مسئله و


145

جاهل بودن به موضوع و حكم، قبل از انقضاء عده به عقد مرد ديگرى در آمد و مرد هم از

اينكه زن قبلاً متعه مردى شده اطلاعى نداشته و ندارد:

الف- آيا بر شخص عالم لازم و واجب است كه زن و مرد را مطلع نمايد و يا لازم نيست؟

ب- آيا عقد مزبور صحيح است و يا باطل؟ و اگر باطل است، احتياج به عقد جديد دارد و

يا موجب حرمت ابدى مى‏شود؟ آيا احتياج به طلاق دارد؟ و يا اينكه حكم مسئله در صورت

وقوع دخول قبل از انقضاء عده و در صورت وقوع دخول بعد از انقضاء عده و يا در صورتى

كه اصلاً دخول محقق نشده باشد متفاوت است؟ لطفاً حكم فروض را بيان فرماييد:

ج: در صورتى كه شوهر دوم قبل از انقضاى عده دخول كرده است، زن نامبرده بر آن شوهر

حرام مؤبد مى‏شود و اگر بعد از انقضاى عده دخول صورت گرفته است حرام مؤبد نيست ولى

احتياج به عقد جديد دارد و اگر دخول اصلاً محقق نشده است نيز احتياج به عقد جديد

دارد.

س‏649: آيا ازدواج كردن مرد با زن بدكاره و متهمه حرام است؟ و اگر حرام نيست آيا

مى‏توان به سخن آنان مبنى بر اينكه شوهر ندارند يا در عده نيستند اعتماد كرد يا

بايد درباره آنان تحقيق نمود؟ همچنين در مورد زنانى كه زياد صيغه مى‏شوند و اين

احتمال وجود دارد كه از آن دسته زنهايى باشند كه عده نگه نمى‏دارند در صورتى كه

بگويند در عده نيستم آيا بايد سخن آنها را قبول كرد يا در مورد آنان تحقيق نمود؟

ج: سخن آنها تا هنگاميكه علم بر خلاف نباشد حجت است.

س‏650: اگر دختر و پسرى با يكديگر ازدواج نمايند و قبل از عروسى از راه عقب با

يكديگر آميزش كنند و بعداً از يكديگر جدا شوند ايا دختر مى‏تواند بلافاصله با شخص

ديگرى ازدواج كند يا بايد عده نگه دارد؟

ج: بايد عده نگهدارد.

س‏651: اگر مردى زنى را صيغه كند و بعد از تمام شدن مدت آيا مرد موظف است كه مراقب


146

زن باشد كه تا در عده اوست با شخص ديگرى ازدواج نكند؟

ج: مرد چنين وظيفه‏اى ندارد و زن بايد به وظيفه خود عمل كند.

نشوز:

س‏652: ملاك اساسى نشوز زن چيست؟

ج: ملاك عمل نكردن به وظايف زناشويى است.

س653: زن در حال نشوز كه معلوم نيست به خانه شوهر برگردد يا نه آيا حق دارد جهيزيه

خود را مطالبه كند؟

ج: جهيزيه خود را در صورتى كه تمليك نكرده باشد و به مرور زمان از بين نرفته باشد

حق مطالبه آن را دارد.

س‏654: مرد در برابر زن ناشزه و ناسازگار چه تكليفى دارد كه بايد انجام دهد؟ آى حق

و حقوقى گردن مرد دارد يا خير؟ زنى كه در فرمان و اطعات مرد نباشد نفقه و كسوه به

او تعلق مى‏گيرد يا خير؟ ناشزه‏اى كه سالها با مرد حرف نمى‏زند و دائماً قهر است

طاعت و عبادت آن زن از چه قرار است و تكليف مرد در مقابل اين زن چيست؟ و مرد بايد

چه عملى انجام دهد كه مسؤول نباشد؟

ج: زنى كه ناشزه است يعنى بدون عذر شرعى در مقابل خواسته جنسى مرد تمكين ندارد

استحقاق نفقه و كسوه از مرد را ندارد و عبادات او هم در فرض مذكور مورد قبول درگاه

خداوند نيست ولى خوب است جنابعالى اول از در نصيحت و اخلاق وارد شويد.

س‏655: آيا نشوز اضطرارى به اين معنا كه زوج اين قدر زوجه خود را اذيت كند كه زوجه

نتواند متحمل آن شود و بدون اجازه شوهر از خانه بيرون رود مسقط نفقه هست يا نه؟

ج: در موردى كه زن به واسطه ترس از رسيدن ضرر به جان خود تكليف شرعى او بيرون رفتن

از خانه باشد ناشزه محسوب نمى‏شود.

س656: اگر زوجين در اصل نكاح اتفاق و در دوام و انقطاع اختلاف كنند و دليلى در كار

نباشد قول كدام مقدم است؟

ج: مسأله مسأله قضايى است قول كسى كه مدعى دوام است مقدم است مگر اينكه طرف ديگر

بينه داشته باشد.


147

س‏657: خانمى در اثر ندانستن حكم خدا بدون اجازه از خاله خود با شوهر او ازدواج

كرده است و چندين سال هم از اين ازدواج مى‏گذرد، حالا متوجه شده است كه اجازه

خاله‏اش در صحت اين ازدواج دخيل و شرط بوده است، مستدعى است وظيفه شرعى مشار اليها

را بيان فرموده و آيا در اين مدت چون حكم خدا را نمى‏دانسته است، گنهكار محسوب

نخواهد بود؟

ج: اذن عمه در ازدواج با دختر برادر زن و اذن خاله در ازدواج با دختر خواهر زن شرط

صحت عقد است. و اگر بعد از عقد هم اجازه بدهند عقد صحيح وگرنه باطل است، اكنون بايد

اجازه خاله آن خانم را تحصيل كرد و در صورت امكان بايد جدا بشوند و در مدتى كه جهل

به حكم خداوند رحيم ان شاء الله مى‏بخشد و فرزندانى كه تا اين تاريخ به وجود

آمده‏اند به پدر و مادر خود ملحق مى‏باشند.

س‏658: افراد زيادى دخترانشان را در اختيار مسيحى قرار داده‏اند بدون عقد و بقصد

ازدواج و الان چندين اولاد دارند چه بايد كرد؟

ج: كارى بر خلاف انجام داده‏اند و اكنون اگر شوهرانشان آماده نيستند مسلمان شوند،

بايد زنان مسلمان از آنان جدا شوند و ارتباط خود را از آنان قطع كنند.

س‏659: ايا شرعا ازدواج موقت با زن زناكار جائز ست و در صورت جائز بودن اگر مد بى

اطلاع باشد آيا شرعا مى‏تواند قول وى را در نداشتن شوهر و عدم عده و يائسگى قبول

كند و با وى ازدواج موقت نمايد؟

ج: مادامى كه يقين بر خلاف ندارد گفتار و اخبار او حجت است.

س‏660: 1- تعداد زيادى از خانواده‏ها بدون هيچ گونه عقد شرعى در كنار هم زندگى

مى‏كنند و الان داراى چندين فرزند مى‏باشند، و گمان آنان اين بوده است كه رضايت

طرفين كفايت مى‏كند، با اين گونه موارد چه بايد كرد.


148

2- افراد زيادى با اينكه معتقد بودند با مسيحى نمى‏شو ازدواج كرد در عين حال با

دختران مسيحى با هم بدون هيچ گونه عقد دائم و موقت زندگى مى‏كنند و چندين اولاد

مشترك دارند با اين افراد چگونه بايد برخورد نمود؟

ج:1و2 در صورتى كه قصد ادامه زندگى مشترك دارند بايد مطابق ضوابط عمل نموده و عقد

نكاح جارى كنند. و فرزندان سابق چون از باب وطى بشبهه به وجود آمده‏اند شرعا ملحق

به همان پدر و مادرشان هستند.

س‏661: زني در يك روز مدت عقد انقطاعيش با مردي تمام مي شود و قبل از انقضاء عقد

زيد را وكيل مي كند تا او را به عقد خالد در آورد ولي بعد از انقضاء عقد در همان

روز خود زن بدون اعلام فسخ وكالت زيد با كسي ديگر عقد و نكاح مي تندد يعني در يك

روز هر 2 عقد جاري مي شود كدام عقد صحيح مي باشد و آيا عقد خود زن از بطلان وكالت

زيد حكايت مي نمايد ؟

ج: در فرض مذكور هر يك از عقدها كه مقدم باشد از لحاظ زمان همان صحيح است و اگر

تقدم و تأخر محرز نباشد و احتمال تقاران برود بر هيچ يك از آنها آثار زوجيت

نمى‏توان مترتب كرد و احتياط آن است كه هر دو طلاق بدهند و از آن پس به هر يك از

آنها يا شخص ثالث مى‏تواند ازدواج كند.

س‏662: آيا در ازدواج مجدد، نياز به اجازه همسر اول مى‏باشد؟

ج: با رعايت شرايط و عدالت نياز به اجازه همسر اول نيست، مگر اينكه در ازدواج با

همسر اول اين شرط ذكر شده باشد.

س‏663: آيا زن حق دارد كه با مسافرت شرعى مرد و يا شب كارى او يا كشيك بودن وى به

عنوان اينكه (تنهايم و مى‏ترسم و...) جلوگيرى كند؟

ج: نمى‏تواند ولى بهتر است سعى كنند با هم توافق نمايند.

س‏664: آيا مرد مى‏تواند از نفقه فرار كند؟ براى ازدواج‏هاى بعدى چطور؟

ج: معناى فرار كند روشن نيست، نفقه در مواردى ثابت و در مواردى ساقط است: اگر عقد


149

دائمى بوده و در برابر شوهر خود تمكين دارد نفقه ثابت و اگر ناشزه باشد ساقط است در

عقد انقطاعى نيز اگر شرط كرده باشند كه زوج نفقه همسر انقطاعى خود را بدهد لازم است

كه اداء نمايد.

س665: حتى در ميان افرادى كه معتقد به عقد شرعى مى‏باشند مسأله طلاق فراموش شده

است و زنانى ديده شده است كه از شوهر قبلى كه عقد شرعى داشتند بدون طلاق جدا شده، و

با ديگرى ازدواج كرده و چندين اولاد دارند حكم شرعى چيست؟ كلا در ازدواج و طلاق صرف

رضايت را كافى مى‏دانند آيا رضايت به تنهائى كفايت مى‏كند؟

ج: رضيت تنها در ازدواج كافى نيست بايد بر اساس ضوابط شرعى عمل شود و عقد جارى شود

و در طلاق نيز لفظ مخصوصى لازم است و بدون آن طلاق صحيح نيست.

س‏666: شخصى خانمى را به مدت هشتاد سال متعه كرده و در وقت اجراى صيغه همان مدت را

قيد كرده بر فرض مسئله آيا اين زن، زنى دائمى حساب مى‏شود يا موقت؟

ج: بنابر توضيح فوق در فرض مسئله نكاح موقت است.

س‏667: زنى كه انسان عقد دائم و يا متعه كرده وليكن دخول نشده تا زمانى كه به طلاق

يا بخشش مدت، جدائى واقع شده، مسلما با دخترهاى اين زن نمى‏شود ازدواج كرد، آيا با

نواده‏هاى اين زن هم نمى‏شود ازدواج كرد؟

ج: نواده‏ها نيز حكم دخترش را دارند.

س‏668: آيا ازدواج زن يا مرد شيعه با زن يا مرد سنى جايز است، يا خير؟

ج: اگر مطمئن است كه هويت مذهبى خود را حفظ مى‏كند جائز است.

س‏669: دخترى با يك جوان ازدواج مى‏كند و بعداً معلوم مى‏شود كه داماد به اصطلاح

على اللهى مى‏باشد و خود داماد به اين مطلب اعتراف و اقرار كرده و اضافه كرده

اعتقاد به نماز و روزه ندارم، حال آيا زندى كردن اين دختر با اين جوان اشكال دارد

يا خير؟ لازم به ذكر است دختر سيده مى‏باشد و علاقه به داماد هم دارد و از نظر دختر

مشكلى وجود ندارد؟


150

ج: در صورتى كه داماد نامبرده فوق شهادتين مى‏گويد و به لوازم مذهب على اللهى از

قبيل حلول و اتحاد وحدت و امكان نسبت به خداوند متعال توجه ندارد عقد صحيح است، ولى

مواظب باشد تحت تأثير همسرش قرار نگيرد.

س‏670: اگر زن يا مرد پس از ازدواج تغيير جنسيت دهد، حكم ازدواج قبلى چگونه است؟

در صورت بطلان آيا مرد بايد مهريه زن را تماماً بپردازد؟

ج: تغيير جنسيت به اين سادگى چيست؟ ولى در باب مهر قبل از دخول، نصف مهر و بعد از

دخول مهر بايد داده شود.

س‏671: اگر زن و شوهر با هم در يك زمان تغيير جنسيّت دهند، حكم ازدواج قبلى آنها

چگونه است؟

ج: چنانكه گفته شد تغيير جنسيّت كار ساده‏اى نيست و اگر عملى شد ازدواج به هم

مى‏خورد.

س672: شخصى با دخترى ازدواج كرده در ضمن عقد باكره بودن شرط (قيد) شده يا مركوز در

ذهن است كه غير منكوحه و باكره است، بعد از ازدواج و قبل از دخول معلوم شد كه

مدخوله است ولى بكارت باقيست و پزشك متخصص گفته بكارت او حالت كشش دارد، دخول شده و

بكارت پاره نشده آيا مراتب فوق موجب فسخ نكاح است يا خير؟

ج: ظاهر امر در اين قبيل موارد اين است كه باكره بودن به معناى آن است كه دخول بر

او صورت نگرفته است بنابراين اگر آن شخص از جريان ازدواج قبل اين دختر و ارتباط او

با شوهر قبل بدون اطلاع بوده است و قيد كرده است كه باكره باشد و بعداً معلوم شده

است كه مدخول بها است اختيار فسخ دارد.

س673: زنى قبل از ازدواج خود را دوشيزه سالم معرفى مى‏نمايد و پس از ازدواج بعد از

مدتى معلوم مى‏شود كه از نظر جسمانى (قبل از عقد) مريض بوده است، با توجه به ماده

1128 قانون مدنى: (هرگاه در يكى از طرفين، صفت خاص شرط شده و بعد از عقد معلوم شود

كه طرف مذكور فاقد وصف مقصود بوده براى طرف مقابل حق فسخ خواهد بود، خواه وصف مزبور


151

در عقد تصريح شده باشد ياعقد مبنياً عليه واقع شود)، آيا در مورد فوق حق فسخ براى

زوج مى‏باشد؟

ج: در صورتى كه در ضمن عقد شرط شده و يا عقد بر پايه شرطى كه قبلاً مورد مذاكره

قرار گرفته واقع شده است و داشتن مرض هم طورى است كه در نظر اهل عرف چنين شخص را

بيمار و ناسالم محسوب مى‏دارند، زوج اختيار فسخ دارد.

س‏674: زوج قبل از عقد مجنون بوده و زوجه نمى‏دانسته، در اين صورت عقد باطل بوده

يا منعقد شده و زوجه فسخ مى‏كند؟ و باز اين مسئله چند صورت دارد، جنون زوج قبل از

عقد و بعد از عقد، قبل از مقاربت و بعد از مقاربت، لطفاً جواب را بيان فرماييد:

ج: در فرض مسأله زوجه حق فسخ نكاح را دارد چه اينكه قبل از عقد مجنون بوده و زوجه

نمى‏دانسته يا اينكه بعد از عقد جنون عارض زوج شود و اگر مقاربت صورت گرفته است

زوجه استحقاق تمام مهر را دارد و اگر مقاربت صورت نگرفته است استحقاق چيزى را

ندارد.

س‏674: در بيمارى قرن و افضاء در صورتى كه زن حاضر به درمان باشد و درمان نيز

انجام پذيرد و در نتيجه آميزش جنسى و هم حاملگى ميسر مى‏گردد، آيا باز هم مرد حق

فسخ نكاح را دارد؟

زيرا:

الف- در روايات، علت فسخ در قرن، عدم امكام حاملگى و مجامعت ذكر شده و اكنون اين

مانع برطرف گرديده است؛

ب - فسخ براى جبران زيان است و در فروض مذكور زيانى وجود ندارد تا فسخ لازم باشد؛

ج - اصل، لزوم بقاء عقد است.

ج: در صورت مذكور مرد حق فسخ نكاح را ندارد. با توجه به مضامين رواياتى كه د باب

قرن و افضاء وارد شده است فرض مزبور در فوق از مساق روايت خارج است و لذا مرد حق

فسخ نكاح ندارد. ولى در فرض افضا اگر قبل از بلوغ زن دخول صورت گرفته و موجب افضاء

شده است بر مرد لازم است كه ديه بپردازد.


152

س‏676: آيا زناى احدالزوجين قبل از عقد و يا قبل از دخول موجب حق فسخ ناح براى طرف

مقابل مى‏شود يا خير؟

ج: زناى احد الزوجين موجب فسخ نكاح نيست و اگر در ضمن عقد شرط شده باشد مطلب ديگرى

است و تابع شرط است و احكام تخلف شرط و اختيار طلاق بحث ديگرى است و كاملاً تابع

شرط آنها است.

س677: در عيوب موجب فسخ نكاح اگر عيب از جانب مرد باشد و زن قبل از دخول نكاح را

فسخ نمايد آيا نصف مهريه به زن تعلق مى‏گيرد يا خير؟

ج: فقط در صورتى كه فسخ بواسطه عنين بودن مرد باشد زن استحقاق نصف مهر را دارد ولى

در غير آن اگر سخ قبل از دخول باشد و زن فسخ كند چيزى را مستحق نيست.

س‏678: احتراماً به استحضار مى‏رساند اينجانب در مورخه 16 فروردين 1374 به عقد

شخصى در آمده و در 28 آبانماه ازدواج نموده و از همان ابتدا متوجه شدم كه ايشان به

بيمارى عنين مبتلا مى‏باشند و به اميد بهبودى در ايشان حاصل گردد بيش از يكسال در

منزل ايشان زندگى كردم ولى چون اميدى به حل اين مشكل نديدم و از طرفى بد رفتارى كه

نشأت از كمبود ناشى از بيمارى ايشان بود بالا گرفت لذا ناچار به ترك خانه شوهر شدم

و از همان تاريخ با مراجعه به مراجع قانونى تقاضاى طلاق كردم، متأسفانه بعد از گذشت

بيش از دو سال هنوز دادگاه رأى طلاق صادر ننموده است لذا از آن مقام والا استدعا

دارم از نظر شرع اينجانب را راهنمايى فرماييد.

ج: در صورتى كه شوهر داراى بيمارى عنن باشد و همسر او بعد از توجه به اين بيمارى

تصميم به عدم زندگى با او گرفته باشد لازم است به حاكم شرع (يا دادگاه قانونى)

مراجعه كنند و حاكم شرع يك سال به او مهلت مى‏دهد اگر در اين سال شوهر نتوانست عمل

جنسى انجام بدهد زن اختيار فسخ نكاح خود را دارد و احتياج به طلاق نيست و چون دخول

محقق نشده است نصف مهر خود را نيز مى‏تواند بگيرد و اگر از تاريخ رجوع شما به


153

دادگاه و طرح مطلب فوق و امهال يكسال گذشته است شما اختيار فسخ نكاح خود را داريد.

طلاق:

س679: در خواندن صيغه طلاق در حضور شهود عدلين آيا عدالت واقعى شرط است يا به ظاهر

كه عادل است و فسق ظاهرى انجام نمى‏دهد كفايت مى‏كند و تحقيق لازم نيست؟ حتماً اگر

نفس عدالت شرط باشد كار بسيار مشكل مى‏شود كه صيغه طلاق را خوانده عنايت فرماييد

جواب را مرقوم فرماييد.

ج: در طلاق عدالت واقعى در حين طلاق شرط است و راه پى بردن به آن مختف است يا بينه

است يا شياع موجب حصول اطمينان و يا معاشرت و بالاخره به هر وسيله كه اطمينان حاصل

شود كافى است و طلاق صحيح است هرچند كه بعداً معلوم شود كه عادل نبوده است واقعاً.

س‏680: شخصى زن خود را كه حامله بوده در حال عادت زنانگى و در حال نفاس طلاق داده

آيا طلاق زن حامله در حال عادت زنانگى و حال نفاس صحيح است يا خير؟

ج: صحيح است.

س681: شخصى قبل از نزديكى با زنش در حال عادت زنانگى و در حال نفاس زنش را طلاق

داده، آيا اين طلاق صحيح است يا باطل؟

ج: صحيح است.

س682: شخصى در مسافرت بوده و در حال غيبت، زنش را در حال عادت زنانگى و در حال

نفاس طلاق داده، آيا اين طلاق صحيح است يا باطل؟

ج: اگر نمى‏توانسته تحقيق كند صحيح است.

س‏683: اگر مرد بداند كه زنش در عادت زنانگى است و او را طلاق بدهد و بعداً ادعا

كند كه زنش را در حال طهر طلاق داده، آيا اين طلاق باطل است يا خير؟

ج: بايد دليل اقامه كند يا قسم بخورد.

س‏684: شخصى زن خود را طلاق داده و بعداً مطلع شد كه زن در حال عادت زنانگى و در

حال نفاس بوده آيا اين طلاق صحيح است يا خير؟

ج: اگر قدرت تحقيق داشته باطل است.


154

س‏685: در رساله توضيح المسائل حضرتعالى آمده است: «اگر زن حامله را طلاق دهند

عده‏اش تا دنيا آمدن يا سقط شدن بچه اوست.» حال اگر زن حامل كه در حال عده است بچه

را عمداً سقط كند اگرچه آنچه سقط مى‏كند به صورت علقه يا مضغه باشد حكم وضع حمل را

دارد؟ يعنى عده تمام مى‏شود يا حكم ديگرى دارد؟

ج: بلى سقط جنين اگر چه عمدى باشد موجب تمام شدن عده است و همينطور سقط علقه يا

مضغه در صورتى كه حمل بودن آن محقق باشد، لكن سقط عمدى معصيت است و ديه نيز دارد.

س‏686: چنانچه خانمى طى مفاد مرقومه‏اى كه به خط و امضاى مشار اليهاست و اصالت

امضاى او توسط دفترخانه ثابت است اقرا نمايد كه همسرش او را ساهاست، 3 طلاقه نموده

آيا شرعاً مى‏تواند پس از فوت همسرش بدون توجه به مفاد اقرارنامه مدعى مجدد استمرار

زوجيت شود و آيا اين اقرار صريح دليل شرعى بر وقوع طلاق ما بين مشار اليها و همسرش

محسوب نمى‏گردد؟

ج: در صورتى كه بعد از وقوع سه طلاق - چنانچه اعتراف نموده است - ازدواج با محلل

صورت نگرفته است و يا ثابت نشده است ارتباطى مابين او و شوهر اول وجود ندارد.

س‏687: اگر زنى از شوهرش طلاق گرفته و در حين عدّه طلاق رجعى، شوهر فوت كرد ولى زن

نمى‏دانست و بخيا اين كه بعد از عده طلاق شوهر فوت نموده با مرد ديگرى ازدواج كرد،

فعلاً تكليف زن نسبت به عده وفات چيست؟ و نسبت به شوهر دوم چه حالى دارد؟

ج: در صورتى كه بعد از انقضاء عده رجعى طلاق شوهر كرده و بعد از آن علم پيدا كرده

است كه شوهر اول در اثناى عده طلاق فوت كرده است عده وفت بر او لازم نيست و عقد

شوهر دوم نيز صحيح است و در غير اين صورت پس از اطلاع از درگذشت شوهر چهار ماه و ده

روز عده وفات براى شوهر اول نگهدار و از آن پس با شوهر دوم تجديد عقد كند.


155

س688: اگر در ضمن عقد، زوجه شرط كرده باشد كه در صورت تحقق پاره‏اى امور مثل

اعتياد شوهرش، زندانى شدن، عدم پرداخت نفقه و غيره، وى وكيل بلا عزل باشد تا خود را

مطلقه نمايد، در صورت تحقق هر يك از اين امور، آيا زن بدون مراجعه به حاكم مى‏تواند

وكالتاً از طرف زوج، صيغه طلاق را جارى سازد.

ج: بلى در فرض مذكور مى‏تواند و اگر در حكومت اسلامى در دادگاه خانواده ضابطه‏اى

براى اين موضوع وجود دارد مراجعه بفرماييد.

س‏689: مردى زنى را دو مرتبه طلاق داده و بعد از طلاق دوم، مطلقه بعد از پايان عده

با مردى ديگرى به عقد انقطاعى پنج ماهه شوهر كرده و بعد از پايان مدت مجدداً با

شوهر اول كه 2 بار طلاق داده بود به عقد دائمى ازدواج نموده بازهم شكرآبى در ميان

افتاده آن مرد زوجه‏اش را طلاق داده آيا نياز به محلل دارد يا خير؟

ج: عقد انقطاعى واقع در بين تأثير ندارد و پس از طلاق سوم نياز به محلل دارد.

س‏690: آيا شخصى كه زن بوده و ازدواج كرده و بعد تغيير جنسيّت داده، و مرد شده و

با زن ديگرى ازدواج كرده حق طلاق دادن زنش را دارد؟

ج: اگر مرد شده است حق دارد.

س691: به فرض اينكه پدر و مادرى جوان در يك حادثه رانندگى هر دو نفر با هم فوت

كرده و از بين رفته باشند و از مرحومين، طفلى دختر، سه سال و نيمه باقى مانده باشد

همچنين پدر بزرگ‏ها و مادر بزرگ‏هاى پدرى و مادرى طفل در قيد حيات باشند و به فرض

اينكه:

الف - مادر طفل مذكور معلم شاغل در مدارس خارجش هر بوده و طفل خود را از بدو تولد

و در غيبت خود تحت مراقبت مادر خود (جده مادرى طفل) قرار مى‏داد و اين طفل اكثر عمر

خود را تا زمان مرگ پدر و مادرش در خانه جد مادرى و در دامان جده مادرى نشو و نمو

نموده و به جده مادرى و اقرباى مادرى خود مأنوس است و وابستگى شديدى دارد.


156

ب - اين طفل بطور مشهود و مستند نسبت به جد و جده و اقرباى پدرى خود مأنوس نبوده و

گرايشى ندارد و از رفتن به خانه جد پدرى خود بسيار ناراضى مى‏باشد و از رفتن امتناع

دارد.

ج - جد پدرى طفل بدون توجه به غبطه و مصلحت طفل و بدون توجه به ضررهاى روحى و جسمى

كه هر لحظه نسبت به طفل پيش بينى مى‏شود صرفاً به عنوان ولى قهرى او را به زيستن در

خانه خود مجبور مى‏نمايد و حق ملاقات با طفل را از جد و جده مادرى و اقرباى مادرى

طفل سلب مى‏نمايد.

لذا با عنايت به فرضيات موارد مذكور، استدعا دارد بيان فرماييد:

آيا عمل جد پدرى مذكور در بند (ج) بر پايه شرع مقدس است؟ و اقرباى مادرى هيچگونه

حق و مسئوليتى در قبال طفل ندارند؟

ج: ولى شرعى طفل در فرض مزبور جد پدرى او مى‏باشد و لازم است ولى بر اساس غبطه و

مصلحت عمل كرده و مقدماتى فراهم كند كه جنبه‏هاى عاطفى و تربيتى طفل تأمين شود.

س‏692: آيا دادگاه اسلامى (قاضى) مى‏تواند پس از بررسيهاى لازم و تشخيص نهائى به

استناد به مصلحت و غبطه طفل و عاريت حال طفل كه ميت به جد و جده پدرى ندارد حق

حضانت او را به طور موقت يا دائم از ولى قهرى گرفته و به ديگرى (مثلاً جد و جده

مادرى) واگذار نمايد؟

ج: به شرطى كه ذكر گرديد موقتاً مى‏تواند.

س‏693: چنانچه حضانت طفل به جد پدرى و يا جد مادرى محول گردد حق ملاقات با طفل

شرعا براى ديگرى وجود دارد يا خير؟ و در صورت وجود آن امتناع هر يك از آنان به دادن

ملاقات قطع رحم محسوب مى‏شود يا خير؟

ج: حق ملاقات به مقدارى كه جنبه عاطفى طفل تأمين شود و امتناع از آن موجب بوجود

آمدن عقده روانى شود لازم است.

س‏694: طفلى كه پدر و مادرش فوت كرده باشند كدام دسته و طبقه از اقرباى پدرى و


157

مادرى او شرعاً حق ملاقات با طفل را دارند و به چه ترتيب؟ آيا خاله - دائى - عمه و

عمو و بچه هايشان و يا كدام از آنان نسبت به ملاقات با طفل ذيحقند؟

ج: ميزان همان است كه مذكور گرديد تأمين جنبه عاطفى طفل ميزان است و نبايد طورى

باشد كه عرفا قطع رحم صدق بكند.

س‏695: چنانچه هر يك از اقرباى پدرى يا مادرى طفل كه حق ملاقات با طفل را شرعا

داشته باشند و براى بردن طفل از خانه ديگرى به خانه خود با عدم رضايت و گريه زارى

طفل مواجه بشوند و طفل مايل به رفتن با آنان نباشد تكليف شرعى چيست؟

ج: جواب معلوم گرديد، رعايت جنبه عاطفى طفل مقدم است.

س‏696: زنى از شوهرش طلاق رجعى گرفته بعد از تمام شده عده شوهر كرده ولى در خانه

شوهر دوم يقين حاصل كرد كه شوهر اولش در اثناء طلاق كه هنوز عده تمام نشده بود فوت

كرده حال تكليف اين زن در خانه شوهر دوم چيست؟

ج: پس از اطلاع از درگذشت شوهر چهار ماه و ده روز عده وفات براى شوهر اول نگه دارد

و از آن پس با شوهر دوم تجديد عقد كند.


158

احكام محرميت

س697: آيا راهى براى محرم شدن 2 دختر كه به خاطر نداشتن فرزند در خانواده‏اى (پدر

خوانده) موجود است البته به غير از ازدواج پدر خوانده با آنها؟ ضمناً از مرحله شير

خوارگى گذشته‏اند؟

ج: در صورت داشتن پدر يا جد سرپرست خانواده اگر به آنها متعه كنند به سرپرست

خانواده محرم مى‏شوند.

س‏698: شخصى دختر بچه‏اى را سه روزه از پرورشگاه گرفته و او را به عنوان فرزندى

تقبل نموده است. از چه طريقى مى‏شود اين طفل را محرم نمود؟ و آيا جايز است آن طفل

را صيغه محرميت خواند براى پدر آن شخص و آيا اجازه حاكم شرع لازم است؟

ج: با طريقى كه مرقوم شده است، با اجازه حاكم شرع محرميت حاصل مى‏شود.

س699: آيا غير محارم از اقوام فرقى با نامحرمان ديگر دارند؟

ج : فرقي ندارد.

س700: شخصى خانمى را عقد نموده و هنوز دخول نكرده آيا تإ؛ظظ مادامى كه دخول نكرده

دختر اين زن به شخص مذكور محرم مى‏شود يا خير؟ توضيحاً اينكه عقد، دائم است و هنوز

آن زن در عقد اين شخص مى‏باشد، مثلاً فوت نكرده يا طلاق نداده است.

ج: تا دخول نكرده، دختر آن زن محرم نيست.

س‏701: شخصى خانم اول او فوت شده، ازدواج دوم را انجام داد حالا از زن دوم هيچ بچه

ندارد، مى‏خواهد دختر خود را شوهر دهد، چه كار بايد بكند كه داماد به زن دوم محرم

شود؟

ج: در فرض مسئله راهى وجود ندارد.

س‏702: من مى‏خواستم با دختر عمويم ازدواج كنم، اما چون شير مادر او را خورده بودم

نسبت به هم محرم هستيم و اين شير را من در زمان تولد خواهر بزرگ اين دختر عمومى

خورده‏ام و در واقع هر 2 دختر عموى من مى‏باشند. و من مدت يك ماه از شير مادر آنها

استفاده كرده‏ام ولى در اين مدت شير خشك نيز خورده‏ام. مثلاً امروز صبح كه شير


159

خوردم تا صبح ديگريا دو روز بعد از آن شير مى‏خوردم و د اين ميان از شير خشك

استفاده مى‏كردم و هيچ موقع 15 مرتبه پشت سرهم شير نخورده‏ام با توجه به اينكه تمام

اين مطالب را از روى تحقيق بيان شد، وظيفه چيست؟

ج: اگر در بين پانزده مرتبه شير خوردن يا در بين 24 ساعت، غذا يا شير خشك خورده

باشد محرميت حاصل نشده است و همچهين اگر از خوردن شير آن زن استخوان شما محكم نشده

و گوشت در بدنتان نروئيده است محرميت حاصل نشده است و مى‏توانيد با او ازدواج كنيد

و اگر در موضوعات فوق شك هم داشته باشيد مى‏توانيد ازدواج نمائيد.

س‏703: آيا عروس نوه دخترى به جد محرم است يا خير؟

ج: محرم است.

س‏704: اگر وطى به حرامى فيما بين دو نفر جنس مذكر ايجاد شود آيا هيچگونه راهى جهت

حلال شدن خواهر به طرف مقابل هست؟ چگونه؟

ج: فقط خواهر و مادر و دختر مدخول، به مرد داخل كننده حرام است نه به عكس و راهى

جهت حلال شدن وجود ندارد.

س‏705: امروزه حضات اطفال درمانده طبق قوانين جمهورى اسلامى توسط اشخاص داوطلب

هنگامى ميسر است كه نبودن سرپرستى از اقرباى طفل براى دادگاه محرز شود و معمولاً

افرادى كه اقدام به سرپرستى اينگونه اطفال مى‏كنند براى ايجاد محروميت دو راه در

پيش پا دارند:

1- ايجاد رابطه رضاعيت.

2- جارى ساختن صيغه محروميت با اقربا بطورى كه بين طفل و زوجين سرپرست ايجاد

محرميت شود.

با توجه به اينكه در بسيارى موارد ايجاد رابطه رضاعيت ميسر نيست و جارى ساختن صيغه

محرميت نيز طبق فتاواى موجود منوط به اذن پدر يا جد پدرى است و همين امر سبب

مى‏گردد كه اطفال موجود در پرورشگاهها كه غالباً نيز از فضاى روانى اخلاقى و فيزيكى

نامطلوبى برخوردارند از سرپرستى افراد مشتاق و دلسوز و مخصوصاً قائل به مسائل شرعى

و مسئله محرم و نامحرم محروم شوند. با توجه به مواردى كه معروض افتاد متمنى است

مرقوم فرماييد:


160

الف - آيا اذن والدين كه صلاحيت آنها براى سرپرستى طفل مورد نظر محرز شده مى‏تواند

جايگزين پدر يا جد پدرى براى اجراى صيغه محرميت شود؟

ب - در صورت منفى بودن جواب فرض اول آيا حاكم شرع خود مى‏تواند اجازه جاى شدن صيغه

محرميت را بدهد؟

ج - در صورت مثبت بودن فرض دوم آيا اذن دادگاه صالح مى‏تواند جايگزين حكم حاكم شرع

بشود يا نه؟

ج: در فرض فوق فقط حاكم شرع چون بر اساس رعايت مصلحت عمل مى‏كند، مى‏تواند اجازه

بدهد و دادگاه صالح كه مجاز از فقيه باشد نيز با رعايت مصلحت مى‏تواند اجازه بدهد.

س‏706: زنى كه حامله بوده و طلاق داده شده كه به واسطه وضع حمل عده او تمام

مى‏شود، چنانچه فواً شوهر كند و چون زن شير داشته اگر بچه غير را شير كامل دهد كه

رضاع حاصل شود، نسبت به زن، مادر رضاعى محسوب مى‏شود؟ و چون شير مال حمل شوهر اول

بوده، بچه نسبت به شوهر اول هم فرزند رضاعى است يا خير؟

ج: زن اگر با شرائط رضاع شير داده است فرزند رضاعى او نيز محسوب مى‏شود


161

احكام وقف‏

س707: آيا لازم است صيغه وقف را به عربى خواند؟

ج: لازم نيست، همينكه مثلاً بگويد خانه خود را وقف كردم وقف صحيح است ولى بايد قبض

هم صورت بگيرد تا وقف محقق شود.

س‏708: اگر ملك وقف خراب شود از وقف بودن خارج مى‏شود يا خير؟

ج: از وقف بودن بيرون نمى‏رود.

س709: دو دانگ مشاع از شش دانگ روستايى از توابع همدان موقوفه عام و حبس موبد شرعى

مرحومه زبيده خاتون مى‏باشد كه عوايد موقوفه بر سر منويات مرحومه واقفه پاك نهاد

بايستى به مصرف روضه خوانى و عزادارى حضرت سيد الشهداءعليه‏السلام و ذكر مصائب خامس

آل عبا عليهم السلام و روشنايى حرم مطهر آن بزرگوار و ايجاد تسهيلات جهت زوار عتبات

عاليات برسد مع الوصف خواهشمند است نظر حضرتعالى را درباره سؤالات طرح شده بيان

فرماييد:

1- آن دسته از اهالى شهر كه نسبت به پرداخت حقوق موقوفه استنكاف مى‏نمايد چه حكمى

دارد؟

2- اعمال عبادى متصرفين اعم از وضو، نماز، غسل و... نسبت به سهام موقوفه به چه

صورت خواهد بود؟

3- آن دسته از اهالى (بومى يا غير بومى) كه فاقد منزل مسكونى بوده و واحد استيجارى

در اختيار دارند چه تكليفى خواهند داشت؟

ج 1- استنكاف و امتناع از پرداخت حقوق جايز نيست و گناه است.

ج 2- اعمال عبادى مانند وضو و غسل و نماز در مكانى كه متعلق حق است با امتناع از

اداى حق و عدم تحصيل رضايت صاحب حق باطل است.

ج 3- در صورتى كه استيجار بر اساس موازين شرع انجام گرفته و وجه اجاره در موقع خود

پرداخته شود، استيجار صحيح است و اعمال انجام شده در آن مكان نيز جائز و صحيح است.

س‏710: درخت توتى بر سر كوچه‏اى چندين سال از عمر وقفيت آن مى‏گذرد، اما فعلاً

مزاحمتى براى عابرين فراهم نموده، آيا قطع آن جايز مى‏باشد تا قيمت چوب آن را به

مصرف امور خيريه برسانند يا خير؟


162

ج: تغيير وقف جايز نيست چنانچه بعضى از شاخه‏هاى ان مزاحم عابريان است رفع مزاحمت

ب قطع آن شاخه‏ها جايز است.

س‏711: مالى كه به نام كسى وقف شده خودش فوت كرده آيا اولاد او از آن ملك ارث

مى‏برند يا خير؟

ج: اگر وقف تصريح نكرده حقى ندارند.

س‏712: حدود اختيارات متولى يك موقوفه تا چه حدى است؟

ج: بر اساس وقفنامه است و اگر وقفنامه در بين نباشد با نظر حاكم شرع است.

س‏713:آيا در زمينى كه حسينيه ساخته شده جايز است بفروشند و ساختمان مسكونى و غيره

بسازند؟

ج: اگر وقف براى حسينيه است جائز نيست.

س714: آيا جائز است حسينيه را بفروشند و در محل ديگر بسازند؟

ج: جايز نيست.

س‏715: روستائى است كه داراى و باب مسجد يكى قديمى و ديگر جديد، اولى هم قبله‏اش

كج و هم كوچك و دومى ولو تازه است ولى كوچك است از اهالى مقدارى پول گرفته‏ام تا

مسجد اولى را تعمير نمايم ولى اهالى مى‏گويند بايد پول را براى مسجد دوم خرج نمايى

و اگر براى مسجد اولى خرج كنى بقيه مخارجش را تقبل نمى‏كنيم، مى‏گويند كه مسجد اولى

بدرد ما نمى‏خورد، حال تكليف را بيان فرماييد:

ج: در فرض مسأله احالى محترم جنابعالى را وكيل قرار دادند كه آن پول را براى مسجد

اولى خرج كنيد و تا آن پول خرج نشده است مى‏توانند نظر خود را تغيير بدهند و اكنون

مى‏گويند پول را براى مسجد دوم خرج نمائيد وظيفه جنابعالى اين است به آنچه صاحبان

پول مى‏گويند عمل كنيد.

س‏716: اينجانب در حالت عصبانيت كه بر اثر درگيرى با فرزندانم، براى من پيش آمده

بود، خانه مسكونى‏ام را وقف كردم اما بعد از مدتى پشيمان شدم، البته صيغه وقف جارى

شد، و ضمناً سند هم به نام اوقاف صادر شد، آيا اين وقف صحيح است؟

ج: در وقف علاوه بر صيغه وقف قبض هم شرط است اگر قبض و اقباض صورت نگرفته است وقف


163

صحيح نيست و اگر صورت گرفته است بايد وقف صحيح نيست و اگر صورت گرفته است بايد

ملاحظه كرد كه عصبانيت در چه حدى بوده است و اگر به مرتبه‏اى بوده كه عقل و ادراك

از كار افتاده است وقف صحيح نيست والا صحيح است.

س717: قطعه زمينى حدود صد سال پيش جهت دفن اموات مسلمين تعيين شد، ولى الان بيش از

پنجاه سال است كه ديگر ميت در آن دفن نمى‏شود و طبق شياع اهالى محل و فتاواى بعضى

از مراجع تقليد قبرستان مورد نظر وقف معاطات مى‏باشد و واقف آن هم شخص معين

نمى‏باشد و در قسمتى از قبرستان در سنوات گذشته مدرسه احداث گرديده حال از محضر

عالى استعلام مى‏شود جايز است در گورستان مذكور مسجد احداث نمايند يا خير؟ در صورت

عدم امكان آيا اهالى مى‏توانند با پرداخت بهاء متناسب به عرصه گورستان احداث مسجد

نمايند ضمناً هيچگونه نبش قبر به عمل نخواهد آمد.

ج: دفن اموات در اين قبيل زمينها دليل موقوفه بودن آن براى قبرستان نيست و چون بيش

از پنجاه سال است كه اموات در آنجا دفن نمى‏شود و اموات هم كه قبلاً دفن شده‏اند

پوشيده و خاك شده‏اند و نبش قبر هم صورت نمى‏گيرد و آثار قبور هم از بين رفته است و

آن زمين مالك معين هم ندارد بنابراين احداث مسجد در آنجا اشكال ندارد و جائز است و

مجاز هستيد كه اقدام فرماييد.

س‏718: گاراژى كه صاحب ملك آن چندين سال در ماه محرّم الحرام به مدت 13 روز و با

مديريت خود عزادارى ابا عبد الله الحسين‏عليه‏السلام را در آن برگزار مى‏كرده بعد

از فوت صاحب ملك چندين نفر از هيئت جوانان حسينى پس از 13 روز عزادارى، مكان فوق را

وقف هيئت مى‏دانند با اين دليل كه مرحوم، اين مكان را وقف كرده است ژ، لذا لوازم

هيئت را از اين مكان تخليه نمى‏كنند. در صورتى كه هيچگونه مدركى دال بر وقف اين

مكان ندارند. نظر مبارك را بيان فرماييد.

ج: تا اينكه دليلى بر وقف بودن آن ملك در دست نباشد وقف بودن آن ثابت نمى‏شود و آن


164

ملك متعلق به ورثه است و بر هيأت امناء مذكور لازم است كه براى مدعاى خود اقامه

دليل نمايند.

س‏719: آيا مى‏شود وسائلى از قبيل فرش و ظروف كه تعلق به مسجد دارد و گاه وقف مسجد

است ولى فرسوده شده و از بين مى‏روند را فروخت و در جاى ديگر مسجد كه لازم است خرج

كرد؟

ج: در صورتى كه مورد استفاده نيست مى‏توانيد آن را بفروشيد ولى از پول آن وسائلى

تهيه كند كه مشابه آن باشد مثلاً از پول فرش براى مسجد فرش بخريد و از پول ظرف، ظرف

بخريد.

س‏720: فرشى را كه براى حسينيه وقف كرده‏اند براى نماز به مسجد نزديك آن حسينيه

مى‏شود برد يا خير؟

ج: جايز نيست، اگرچه آن مسجد نزديك حسينيه باشد.

س‏721: مورث اينجانب قصد به وقف عرصه واعيان پلاك ثبتى مشخصى را داشته وليكن اين

امر در حد يك نامه و قصد به وقف باقى مانده و هيچ گاه به وقف در نيامد و به قبض

موقوفه نيز منجر و منتهى نشده لهذا خواهشمند است چگونگى وضعيت شرعى را بيان فرموده

تا تكليف اينجانب به عنوان وارث شرعا روشن گردد.

ج: تنها قصد وقف كافى نيست، و تا صيغه وقف خوانده نشود يا عملى به عنوان وقف صورت

نگيرد و قبض تحقق پيدا نكند وقف انجام نگرفته است و تأثير ندارد.

س‏722:جايز است كه يك قبرستان را بعد از 300 سال به طور عمدى زراعت كنند ؟

ج: در صورتى كه آن محل براى قبرستان وقف شده زراعت در آن جايز نيست و اگر وقف بودن

آن معلوم نيست چون مالك معين ندارد تصرف د آن احتياج به اجازه حاكم شرع دارد.

س‏723: شخصى قطعه زمين را به عنوان شارع عمومى و رفت و آمد مردم وقف نموده است و

فعلاً هم مورد استفاده مى‏باشد، آيا جايز است مقدار زمين موقوفه را به شخص ديگرى

بفروشند، با در نظر گرفتن اينكه واقف زمين هم فوت شده است؟


165

ج: فروختن موقوفه جايز نيست مگر در موارد مخصوص و مورد سؤال از آن موارد نيست.

س‏724: احتراماً به استحضار مى‏رساند مدرسه علميه موقوفه واقع در طبقه فوقانى

مسجدى حدوداً 18 سال است فعاليت هايى از قبيل خياطى - گلدوزى - عكاسى - قاليبافى -

تزريقات و... در آنجا به عمل مى‏آيد نظر به اينكه در وقفنامه مكان ذكر شده براى

مدرسه علوم دينى وقف شده است لطفا نظر حضرتعالى را در موارد ذيل بيان فرماييد:

1- آيا چنين فعاليت‏هاى مشروع بوده است؟

2- استمرار فعالليت‏هاى ذكر شده چگونه است؟

ج: چون در وقفنامه قيد شده است كه مدررسه علوم دينى باشد اعمال مذكوره در آنجا

نامشروع است و مراعات آنچه كه در وقفنامه ذكر شده است لازم است.

س‏725: حمام عمومى مخروبه‏اى در يكى از روستاهاى همدان وجود دارد كه به علت قديمى

بودن، واقف آن مشخص نيست كه آيا اين حمام را براى بناى حمام وقف كرده يا نه، آيا

مى‏شود آن را تبديل به مسجد يا غسال خانه كرد يا خير؟

ج: در صورتى كه وقف بودن آن براى حمام معلوم نيست مى‏توانيد آن را در غسالخانه

كنيد.

س‏726: ساختن غسالخانه در قبرستان وقفى چه صورتى دارد؟

ج: جائز نيست.

س‏727: زمينى چند سال پيش وقف شده براى قبرستان آيا مى‏شود از خاك آن استفاده كرد

يا خير؟

ج: استفاده از آن براى غير دفن اموات جائز نيست.

س‏728: مسجدى است كه به مدت 50 سا قبل سخته شده است و حال براى توسعه آن تخريب

خواهد شد، مكان مذكور به علت محدود بودن زمين، طبق نقشه قدرى، از امكان مسجد براى

قهوه خانه و كفش كن آن نياز شده ست آيا شرعا اين تصرف جايز است؟

ج: جدا كردن قهوه خانه و كفش از زمين مسجد جائز نيست.

س729: احتراماً به استحضار مى‏رساند در روستايى از توابع يكى از شهرستانها

حسينيه‏اى از سالهاى گذشته ساخته شده كه در حال حاضر آن حسينيه بلا استفاده است و


166

در حال تخريب است و از حسينيه جديد استفاده مى‏كنند و حسينيه قبلى فرشهائى دارد كه

استفاده نمى‏شود بلكه در حا از بين رفتن است آيا مى‏شود از آن فرشها در حسينيه جديد

استفاده كرد يا خير و همچنين آيا مى‏شود محل حسينيه قبلى را فروخت و پولش را در

حسينيه جديد خرج كرد يا محل حسينيه قبلى را تبديل به نانوائى نمود يا خير؟

ج: در صورتى كه آن فرشها در حسينيه سابق مورد استفاده قرار نمى‏گيرد مى‏توان از

آنها در حسينيه جديد استفاده كد و نيز اگر حسينيه قبلى بلا استفاده مانده است جائز

است آن را بفروشند و از قيمت آن در ساختن حسينيه جديد استفاده كنند و اگر آن هم

ممكن نيست از آن در ساير احتياجات حسينيه جديد مى‏توان استفاده كرد.

س730: با توجه به تشخيص مهندسان راه و جاده مالك مسجدى كه از حيز انتفاع افتاده و

در آن مسجد نماز نمى‏خوانند و امكانات آن به مسجد ديگر كه نزديك است انتقال داده

شده و آن محله هم خالى از سكنه شده است، آيا به تشخيص و نياز مسئولين امر و داشتن

جاده بر حسب نياز به آن در جامعه آيا ملك مسجد را تبديل به جاده مى‏شود كرد يا خير؟

ج: تبديل ملك مسجد به جاده جايز نيست.

س‏731: قبل از ادغام نيروهاى سه گانه «شهربانى، كميته، ژاندارمرى» در هنگ

ژاندارمرى سابق قم واقع در خيابان امام خمينى (ره) ساختمان نسبتاً با شكوه با

مشخصات مسجد (دو مناره، محراب، كاشى كارى و تزئينات مربوطه در دو طبقه) با نظر

رياست سازمان عقيدتى سياسى ژاندارمرى كل كشور كه نماينده و منصوب حضرت امام خمينى

قدس سره بودند طراحى و ساخت اين بنا با گلنگ زنى توسط ايشان آغاز و با همت و پيگيرى

رياست عقيدتى سياسى هنگ و جذب كمك از متدينين و افراد خير ادامه يافت و تا زمان

ادغام حدود 70% پيشرفت اشت ليكن از آن زمان تا بحال عملاً ادامه كار اين بناى مذهبى


167

و مقدس متوقف گرديده است. از آنجائيكه به خواست خداوند مصمم هستيم به نوبه خود كار

را ادامه داده و انشاء الله به پايان برسانيم.

در اينجا دو مسئله به نظر مى‏رسد كه فتوى و نظر مباركتان راهگشا و روشن كننده

خواهد بود:

1- زمين فوق الذكر دولتى بوده در عين حال يك مقام روحانى مأذون از قبيل حضرت امام

(ره) كلنگ اين بنا را به عنوان مسجد زده است. در جهت تقويت عنوان «مسجديت» اين بناء

از حضرتعالى استدعا داريم حكم «مسجد بودن» را كتبا تنفيذ يا حسب نظر مباركتان صادر

فرمائيد.

2- آيا طبقات فوقانى و تحتانى شبستان «مسجد» حكم مسجد را دارد يا خير؟ بدين معنى

كه آيا مى‏توان در طبقات مذكور زائر سرا، توالت، دستشوئى و... كه مورد سكونت يا

عبور عمومى دارد ايجاد نمود يا نه؟

ج 1: با مشخصاتى كه مرقوم گرديده است عنوان، عنوان مسجد است و همينقدر كه در

اختيار نمازگزاران قرار بگيرد و يك نماز در آنجا خوانده شود مسجد بودن آن فعليت

پيدا مى‏كند و احكام مسجد بر آن مترتب مى‏شود.

2- مسجد بودن يا نبودن طبقات فوقانى و تحتانى شبستان كه مرقوم داشته‏ايد تابع قصد

كسانى است كه از اول امر دست اندركار اين بنا بوده‏اند بنابراين در صورت امكان از

آنها تحقيق تا مطلب روشن شود و در صورت روشن نشدن مطلب حكم مسجد را ندارد و

مى‏توانيد مقصد مذكور در فوق را مورد اقدام قرار بدهيد.

س732: در سال 914 ه'ق شخصي تمامي شش دانگ قريه اي را بر سيد علاء الدين ابن قاضى

امير نجم الدين محمود الطالقانى و اولاد ذكور سادات نسلاً بعد نسل وقف مي كند و از

آن سنه تا دوران تقسيمات اراضى ستمشاهى وقف عمل مى‏شد و اجازه نامچه‏هاى زيادى گواه

اين است به عنوان نمونه 55 برگ اجازه نامچه اصل طبق رسيد موجود در كتابخانه عمومى

حضرت آيت الله العظمى گلپايگانى نگهدارى مى‏شود و اصل وقفنامه در بخش مخطوطات

كتابخانه آستان قدس رضوى نگهدارى مى‏شود واقف در آن زمان متولى منصوص نكرده است اما


168

در سال 1369 ه'ش سازمان اوقاف و امور خيريه يكى از موقوف عليهم را طى حكمى به عنوان

متولى تعيين مى‏كند و يكى از مراجع معزز در مورد موقوفه مذكور چنين مرقوم

فرموده‏اند: «وقفنامه قريه سوهان طالقان كه در سال 914 هجرى قمرى خان احمد گيلانى

بر سيد علاء الدين ابن قاضى نجم الدين محمود الطالقانى وقف نموده و به امضاء شيخ

بهايى و ميرداماد وقاضى خان و علماء و قضات لاهيجان رسيده و صحيح و معتبر مى‏باشد

اكنون و قفيه مزبور به نام آقاى سيد نصر الدين كيائى است.»

با عنايت به مطالب مذكور سؤالات شرعى مورد ابتلاء است فتوى مبارك را مرقوم داريد.

الف: با عنايت به حكم اوقاف و مجتهد جامع الشرائط فرد نامبرده آيا به عنوان متولى

شرعى است؟

ب: آيا متولى از نظر شرعى مى‏تواند مال الاجاره معوقه موقوفه را به متصرفين ببخشد؟

و يا در جهت غير مصارف وقف عمران و آبادى قريه و... مصرف نمايد؟

ج: 1 - حاكم شرع مى‏تواند براى موقوفه‏اى كه متولى منصوص از جانب واقف ندارد متولى

نصب كند.

ج: 2 - لازم است متولى بر اساس موازين و خصوصيات وقف موقوفه عمل كند و تخطى از آن

جائز نيست.

مسجد و حسينيه :

س 733 : آيا مسئول توليت مسجد و با ناظر آن از در آمد و مخارج بنايي كه در آن مسجد

است مي توانند حق توليت و نظارت ماهانه دريافت نمايند ؟ اگر جواب مثبت است ، تا چه

حدودي مي توانند از اين اموال برداشت نمايند با توجه به اينكه از طرف واقف در اين

باره چيزي ذكر نشده است .

ج : در صورتي كه از طرف واقف مقدار معيني ذكر نشده است و كار شخص مورد احتياج باشد

و به قصد تبرع كار نكرده باشد مي تواند به اندازه اجرت المثل دريافت كند .

ج: 2- در فرض مذكور لازم است در حدود به مقدار متيقن اكتفا شود و بر مورد مشكوك

حكم وقف مترتب نيست.


169

س734: احتراماً به استحضار مى‏رساند مسجدى واقع در تهران از حدود چهل سال قبل با

نقشه‏اى بنا گرديده است و در انتهاى مسجد محلى براى آبدارخانه در نظر گرفته شده، و

سالهاى سال از آن بهره بردارير مى‏شده است لكن اخيراً با توجه به انتقال محل

آبدارخانه به محل ديگر، همچنين بنابر ضرورت موجود تصميم‏گيرى شد كه محل آبدارخانه

قديم كه دربى به شبستان مسجد دارد، به سرويس بهداشتى (توالت و دستشويى) تبديل گردد

و درب داخلى مسجد مسدود و دربى به كوچه 8 مترى براى استفاده خواهران باز شود لذا

بمنظور رفع هر گونه شائبه‏اى از آن مرجع بزرگوار و عاليقدر استدعى دارد ارائه

رهنمود فرمايند:

ج: ظاهر امر اين است كه آبدارخانه مذكور جزء مسجد نبوده است و فعلاً بر اساس

اقتضاى ضرورت تغيير مذكور را مى‏توانيد بوجود بياوريد.

س‏735: بدينوسيله به اطلاع مى‏رساند كه عدّه‏اى از اهالى روستايى از تواب كبودر

آهنگ مقدارى پول و حواله آهن آلات و... تهيه كرده تا مسجد جامع كلنگى روستا را

ساخته و آباد نمايند. اما به ارشاد روحانى محل اين امكانات به محل جديدى انتقال

يافته و مسجد جديدى بنيان گذاشته شد و در ضمن تعدادى از اهالى نيز پولهاى خود را پس

گرفتند. ولى همين اهالى كه در ساختن مسجد جديد دست داشتند در همين مسجد نوبنياد نيز

حضور مى‏يابند و مجالس گوناگون را برپا مى‏كنند؛ لطفاً نظر شريف حضرتعالى را در اين

مورد مرقوم فرماييد:

1- حضور ايشان در مسجد جديد درست است يا خير؟

2- ساختن مسجد جديد توسط پولهايى كه براى مسجد قديم جمع شده بود صحيح است يا خير؟

ج: 1- حضور آنها در مسجد جديد اشكالى ندارد. 2- با رضايت صاحبان پول صحيح است.

س‏736: مسجدى قديمى بوده كه در حال حاضر تجديد بنا شده است، مقدارى از زمين مسجد

قديمى را از روى ندانستن مسئله قهوه خانه و آبدارخانه كرده‏ايم: آيا لازم است كه

خراب كنيم و جزو مسجد باشد يا خير؟

ج: اگر جزء مسجد بوده است آبدارخانه و قهوه خانه كردن آن جائز نيست.


170

س‏737: آيا جايز است مهرهاى مسجد را كه از مسجد بيرون ببرند و در منزل با آن

نماز بخوانند مثلاً يكشب هيئت عزادارى در منزلى نزديك مسجد است و مى‏خواهند نماز

جماعت بخوانند، آيا جايز است مهرها را از مسجد ببرند و پس از اقامه جماعت مهرها را

به مسجد برگردانند؟

ج: اگر براى نماز در خصوص مسجد وقف نشده است جائز است.

س‏738: آيا جايز است كه بلندگوى مسجد و ظروف تهيه شده براى غذا دادن به عزاداران

در ايام عزادارى امام حسين‏عليه‏السلام و... را براى عزادارى امام حسين عليه‏السلام

و جشنها و جلسات روضه خوانى و حج ببرند يا خير؟

ج: اگر براى مسجد وقف شده است جائز نيست.

س‏739: آيا كفشدارى مسجد كه به مسجد چسبيده است حكم مسجد را دارد يا خير؟

ج: تا معلوم نباشد و قرينه‏اى بر مسجد بودن در بين نباشد حكم مسجد را ندارد.

س‏740: پولى كه به عنوان مخارج مسجد و نذرى براى امام جماعت مسجد و يا از درآمد

مغزه‏هاى مسجد از مردم جمع آورى مى‏شود، آيإ؛ًٍّظظ مى‏توان از اين درآمدها در روز

عاشورا براى عزاداران سيد سالار شهيدان حسين بن على‏عليه‏السلام غذا داد يا خير؟

ج: اين موضوع تابع قصد دهندگان پول است، اگر براى امام جماعت داده‏اند فقط بايد به

ايشان داده شود و بايد ملاحظه شود كه مغازه‏هاى مسجد به چه عنوان وقف شده است و اگر

براى خرج كردن در مسجد باشد مى‏توان در مسجد با آن وجه در عزادارى غذا داد.

س‏741: متولى مسجد كه فوت كرده آيا اولاد او از توليت مسجد ارث مى‏برند؟

ج: اگر واقف مسجد تصريح نكرده باشد حقى ندارند.

س‏742: در صورتى كه از اول طبقه فوقانى مسجدى را به نام مهديه نام گذاشته كه درست

بر روى سالن شبستان مسجد قرار دارد آيا مى‏تواند اين طبقه فوقانى را از مسجد خارج

كرد و جزء مسجد ندانست؟

ج: در صورتى كه از اول جزء مسجد نبوده است اشكال ندارد.


171

س‏743: در يك دهستانى كه قريب 100 خانواده جمعيت دارد مسجدى غير از مسجد قديمى بنا

شده به اين منظور كه جوابگوى برنامه‏هاى جديد باشد و لذا عده‏اى در اين بنا كمك و

همكارى كرده‏اند و عده‏اى همكارى نكرده‏اند، آيا آن تعداد كه همكارى نكرده‏اند

مى‏توانند در اين مسجد جديد اقامه نماز نمايند يا خير؟

ج: بعد از اينكه براى نماز گزاران وقف شد، نمازگزاران يكسان مى‏باشند.

س‏744: در بعضى از مساجد اجناس بدون مصرف مى‏ماند از قبيل قند، چاى، كه از نذورات

محسوب مى‏شود و بعضى ديگر از وسائل مسجد بوده از قبيل بخارى و وسايل چايى و قهوه

خانه و آشپزخانه كه فعلاً از استفاده افتاده آيا اجازه مى‏فرمائيد امناء مسجد آنها

را فروخته و در عوض وسائل مورد نياز خريدارى كنند؟

ج: آنچه از وسايل مسجد مورد استفاده نيست مى‏توانيد آن را بفروشيد و از قيمت آن

وسائل مورد نياز كه مشابه به وسايل قبل باشد تهيه نمائيد ولى قند و چاى در همان

راهى كه داده شده و يا نذر شده مصرف شود.

س‏745: مسجدى هست كه حدود بيست سال قبل ساخته شده و براى استفاده جمعيت در حدود صد

خانوار بوده كه هم اكنون جمعيت به پنجهزار نفر رسيده با نظر مهندسين مسجدى بزرگ در

كنار اين مسجد ساخته مى‏شود و حياطى بزرگ هم لازم است با نظر مهندسين ايجاد گردد

آيا جايز است مسجد قبلى كرسى چينى گرد و نرده كشى شود و به حالت مسجدى باقى بماند

فقط از هواى باز آن جهت حياط مسجد جديد استفاده شود.

ج: چون توسعه مسجد مورد لزوم است اگر مسجد قبلى نرده كشى شده به حالت مسجد بماند و

از فضاى آن جهت حياط استفاده شود چنانكه مرقوم شده جائز است و احكام مسجد بر آن

مترتب است.

س‏746: آيا استفاده از اشياء و لوازم وقف مسجد از قبيل برق، آب، فرش، و استكان،

ليوان و... براى مراسم خارج از مسجد مثلاً افتتاحيه زمين مدرسه و غيره چگونه است؟

با توجه به اينكه تهيه وسائل فوق الذكر از جاهاى ديگر امكان‏پذير نيست.


172

ج: استفاده از اشياء و اثاثى كه از لحاظ وقف اختصاص به مسجد دارد در غير مسجد جائز

نيست.

س‏747: در زمان مالكين قبل از تقسيم اراضى مقدارى زمين به مساحت 50 متر عرض و در

حدود 3 كيلومتر طول جهت (معبر حيوانات به چراگاه) منظور شده بود، تدريجاً يك نفر از

كشاورزان آن زمين را كم كم ضميمه زمين خود كرده است، الحال عده‏اى از اهالى روستا

اعتراض كرده‏اند، حالا شخص غاصب حاضر شده قيمت زمين غصب كرده را به قيمت نرخ روز

پرداخت نمايد تا امناى مسجد به مصرف مسجد برسانند، مستدعيست در اين باره بفرماييد

از نظر شرع غصب اين زمين و مصرف قيمت آن به مسجد چه صورت شرعى دارد؟

ج: بايد رضايت كسانى كه مالك آن زمين كه غصب شده است بودند جلب شود، با رضايت آنها

اشكال ندارد.

س‏748: حسينيه‏اى است كه تقريباً خراب شده و مكانش هم جاى خوبى نيست آيا مى‏شود آن

را فروخته و در زمينى كه در كنار مسجد است حسينيه‏اى از نو ساخت؟ اگر مى‏شود، چون

زمين كنار مسجد است يك متر هم از حياط مسجد داخل حسينيه قرار گيرد تا بشود برى

عزادارى امام حسين‏عليه‏السلام حسينيه خوبى داشت؟

ج: فروش حسينيه جايز نيست و همچنين است جزء حسينيه قراردادن مسجد.


173

احكام نذر

س749: ماهيئتهايى مذهبى هستيم كه در سال، مراسم‏هاى وفات و مولود چهارده معصوم

عليهم السلام را گرامى داشته و مراسمى برپا مى‏نماييم، لذا در ماه محرم از طرف

اداره بازرگانى شهرمان اعلام كردند هر كس نذرى دارد مراجعه بنمايد تا براى او حواله

برنج و روغن صادر كنيم و هيأت ما كه در آن زمان نذرى نداشت مراجعه و مقدارى حواله

برنج و روغن دريافت نموده و آن را به صورت آزاد فروخت تا بخشى از هزينه‏هاى برگزارى

مراسم چهارده معصوم عليهم السلام در طول سال تأمين گردد. حال سؤال اين است كه: آيا

اين عمل اشكال دارد يا خير؟

ج: اگر حواله برنج و روغن مخصوص كسانى بوده است كه نذر داشته باشند گرفتن آن بدون

نذر، مشروع نبوده است و لازم است به آن مركز مسترد شود.

س‏750: شخصى نذر مى‏كند كه اگر مريض او خوب شود يا مسافر او بيايد عملى را انجام

دهد، بعد معلوم مى‏شود كه پيش از نذر مريض خوب شده يا مسافر آمده است، عمل به چنين

نذرى واجب است يا خير؟

ج: در اين صورت عمل كردن به نذر واجب نيست.

س‏751: آيا مى‏توان نذرهايى را كه به مسجد مى‏آورند به خادم مسجد داد ؟

ج: اگر براى مخارج مسجد باشد خادم هم جزء لوازم مسجد است، مانعى ندارد.

س‏752: الف - با توجه به باز شدن راه كربلا زوارى كه به عتبات مقدسه مشرف مى‏شوند،

نذورات و هدايايى به قبور ائمه و امامزادگان عليهم السلام مى‏برندو اصرار دارند كه

داخل ضريح مبارك بياندازند با علم به اينكه نذورات و هدايا را دولت غاصب عراق

برداشته و در جهت مقاصد خود خرج مى‏كند و به هدف مورد نظر نمى‏رساند، آيا با اين

حال جايز است هدايا و نذورات را داخل ضريح قرار دهند؟

ج: در وضع فعلى به داخل ضريح مقدس نيندازند.

س: ب - آيا جايز است اين نذورات و هدايا به فقراء و نيازمندان شيعه در عراق داده


174

شود؟ با توجه به اينكه اكنون در عراق افراد زيادى در فقر شديد به سر مى‏برند؟

ج: بلى جائز و راجح است.

س: پ - آيا جايز است اين نذورات و هدايا به طلاب علوم دينى در عراق داده شود؟

ج: دادن اين قبيل نذورات به طلاب علوم دينى كه داراى استحقاق مى‏باشند نيز جائز و

راجح است.

س‏753: آيا مى‏توان نذرى كرد و مصرف آن را از اشخاص واجب النفقه مانند پدر و مادر

و فرزندان و همسر قرار داد؟

ج: جائز است.

س‏754: مؤمنين براى خرج روز عاشورا برنج، گوشت و روغن مى‏آورند و مقدارى از آنها

اضافه مى‏ماند، آيا مى‏توان آن را به زلزله زدگان و يا سيل زده‏ها و ى به جبهه

تقديم كرد و يا اينكه مى‏توان آن اجناس را فروخت و پول آن را در مسجد خرج كرد؟

ج: اگر براى خرج روز عاشورا آورده باشند نمى‏توان آن را به زلزله زدگان و غير آن

تقديم كرد، بايد در روز عاشورا خرج شود و اگر اضافه آمد بفروشد و در عزاداى خرج

كنند.

س‏755: اگر شخصى نذر كند به فقير معينى صدقه بدهد، آيا مى‏تواند به فقير ديگرى

بدهد؟

ج: نمى‏تواند آن را به فقير ديگرى بدهد و اگر آن فقير بميرد بنابر احتياط بايد به

ورثه او بدهد.

س‏756: اگر شخصى نذر كند كه مقدار معينى صدقه بدهد، چنانچه پيش از دادن صدقه بميرد

تكليف ورثه چيست؟

ج: بايد آن مقدار را از مال او صدقه بدهند.

س‏757: گوسفندى را كه براى صدقه يا براى يكى از امامان نذر كرده‏اند آيا پشم آن و

مقدارى كه چاق مى‏شود جزء نذر است يا خير؟

ج: پشم و آن مقدارى كه چاق مى‏شود جزء نذر است و اگر پيش از آنكه به مصرف نذر برسد

شير بدهد يا بچه بياورد بنابر احتياط واجب بايد به مصرف نذر برسد.

س‏758: اگر پدر يا مادر نذر كند كه دختر خود را به سيد بدهد، اين نذر صحيح است يا

خير؟


175

ج: بعد از اينكه دختر به تكليف رسيد اختيار با خود اوست و نذر آنان اعتبارى ندارد.

س‏759: نذر زوجه بدون اذن زوج نافذ است يا خير؟ البته زن درآمد دارد و قالى بافته

و به شوهرش ددر اداره زندگى كمك مى‏كند.

ج: اگر از مال خودش باشد احتياج به اذن زوج ندارد.

س‏760: خانواده ما از سالها قبل نذر داشتند در روز عاشوراى حسينى‏عليه‏السلام طعام

كنند اما به خاطر گرفتارى كه سه سال قبل در روز عاشورا براى ما پيش آمد اطعام را به

روز 28 صفر موكول نموديم حال آيا اينگونه تغيير در صحت نذر لطمه‏اى وارد مى‏سازد يا

خير؟

ج: اگر نذر با شرائط صحيح انجام شده است نبايد آن را تإ؛ظظ ممكن است تغيير داد

ولى اگر ممكن نيست مى‏توانيد.

س‏761: چنانچه زن در غياب شوهر و يا با عدم اطلاع و يا با عدم رضايت او نذر كند،

در صورتى كه مال منذور از شوهر باشد و يا مشترك و يا از مال مختص به زن، از قبيل

ارث و يا اجرت كارى كه از شوهر مى‏گيرد، چه صورت دارد؟

ج: نذر زن اگر مزاحم با حقوق شوهر باشد بى اجازه او، باطل است. و اگر مزاحم نباشد

و از مال خود زن باشد احتياج به اجازه شوهر ندارد.

س‏762: الف - كسى كه نذر كرده، دو ركعت نماز به نام يكى از امامان عليهم السلام

بخواند چگونه بايد نماز را بخواند آيا مثل نماز يوميه است؟

ج: مثل نماز يوميه است.

س: ب - حال اگر كسى خلاف گفتار مجتهد خوانده تكليف چيست؟

ج: اگر مقلد او بوده بايد اعاده كند.

س‏763: اگر شخصى نذر كند كه اگر كارى انجام گيرد مبلغى را به جايى پرداخت نمايد

اما بعد از برآورده شدن و انجام فعلش فراموش كند كه نذر كرده يا خير. آيا پرداخت

نذر شكى واجب است يا خير؟

ج: اگر در اصل نذر كردن شك دارد واجب نيست.


176

س‏764: مبلغى از مردم براى پختن غذا در روز عاشورا جمع آورى مى‏شود و از آن مبلغ

اضافه مى‏ماند، آيا مى‏توان آن مبلغ را براى نذرى به روحانى مسجد پرداخت كرد يا

خير؟

ج: اضافه را هم بايد در راه عزادارى خرج كنند اگر روحانى مسجد هم در عزادارى شركت

مى‏كند مثلاً در مرثيه و مصيبت خوانى شركت مى‏كند مى‏توان به او نيز تقديم كرد.


177

احكام وصيّت‏

س‏765: اين جانب چون وصيت شرعى براى ورثه دارم، در ضمن وصيت كتبى تا چه حد از

اموالم را به ورثه مى‏توانم اختصاص بدهم؟

ج: اختيار يك سوم از اموال خود را فقط به عنوان وصيت داريد كه مى‏توانيد آن را به

هر نحوى كه مقتضى بدانيد مورد وصيت قرار بدهيد، بقيه اموال بعد از اداى دين ميان

ورثه على ما فرض الله تقسيم مى‏شود.

س‏766: پدر اين جانبه حدود بيست و هفت سال پيش از دنيا رفته است متوفى وصيت

نامه‏اى داشته است مبنى بر اينكه يك چهارم از اموالش را نماز و روزه خريدارى شود،

فرزندان متوفى همگى بعد از فوت پدرم خانه پدرى را براى رفاه حال مادرم به ايشان

بخشيدند حدود سه سال قبل مادرم نيز از دنيا رفت. پس از فروش خانه و تقسيم سهم الارث

به تازگى وصيت نامه پدرم پيدا شده است. مستدعى است برابر آئين مقدس اسلام وضعيت اين

جانبه را روشن فرماييد. لازم به ذكر است در حال حاضر از نظر مادى پول نقدى ندارم كه

بتوانم وصيت پدرم را عملى كنم.

ج: وصيت مذكور در صورتى كه بيش از يك سوم اموالى متوفى نباشد صحيح است. و اكنون

لازم است ورثه ويت آن مرحوم را عملى بسازند و پس از آن سهم الارث خود را مورد تصرف

قرار بدهند.

س767: زنى فوت نموده داراى چند فرزند مى‏باشد و اصل دارائى او دو دانگ خانه مسكونى

مى‏باشد شوهر متوفى مى‏گويد دو دانگ مادرتان را پس از مرگ به يك فرزندم (مشخص

نموده) البته با رضايت اولادهاى ديگرم بدهيد. در صورتى كه ورثه راضى نباشد آيا اين

وصيت صحيح است؟

ج: اگر وصيت را مشروط بر رضايت فرزندان ديگر كرده و آنها هم رضايت ندهند صحيح

نيست.

س‏768: شخصى كه چندين سال خادم مسجد بوده آيا مى‏تواند وصيت كند كه او را در حياط

يا كفش كن يا در آستانه دفن كنند؟

ج: نمى‏تواند.


178

س‏769: شخصى فرزند نداشته، طى وصيتنامه‏اى كه مورد قبول افراد ذى نفع بوده، اموال

خود را تقسيم كرده و كمتر از ثلث مالش يعنى چهار هزار متر باغ را به عنوان خيرات

خود معين كرد، و خواهر زاده را ناظر قرار داده كه درآمد باغ مذكور را پس از برداشت

1 از 10 (يك دهم) آن را به عنوان اجرت، بقيه را صوم و صلاة و خمس و خيرات بدهد، فرد

مذكور در طول 15 سال گذشته چيزى در اين راه طبق وصيت خرج نكرده و املاكى ندارد و

اخيراً اقدام به فروش قسمتى از ملك مزبور نموده است.

الف - آيا ناظر، حق فروش دارد در صورتى كه در متن وصيت نامه موارد مصرف در آمد قيد

شده است.

ج: اگر در وصيتنامه قيد شده كه صوم و صلاة و خمس و خيرات از درآمد با باشد كسى حق

فروختن باغ را ندارد.

س: ب - اگر ناظر به وصيت عمل نكرد آيا مى‏توان او را عزل و شخص امينى كه به وصيت

عمل كند، جاى آن قرار داد؟

ج: در صورتى كه وصى يا ناظر به وظيفه خود عمل نكنند حاكم شرع مى‏تواند فرد ديگرى

براى عمل به وصيت تعيين كند.

س: پ - آيا بعضى افراد ذى نفع مى‏توانند بر خلاف متن وصيتنامه تصميم بگيرند؟

ج: چنانكه گفته شد اين موضوع از شؤون حاكم شرع است.

س: ت - چه كسى بايد حق ضايع شده را مطالبه و طبق وصيتنامه به مصرف برساند؟

ج: ورثه مى‏توانند به حاكم شرع مراجعه كنند تا او در اين مورد دستور اقدام صادر

نمايد.

س‏770: شخصى در حيات خود كسى را وصى كرده و او قبول نكرده، پس از فوت دوباره وصيت

كرده شخص مشار اليه وصى باشد، آيا مجوزى هست كه با اكراه چنين وصيتى را بر كسى

تحميل كنند؟

ج: در صورتى كه به اطلاع وصيت كننده رسانده باشد كه براى انجام وصيت او حاضر نيست،

مى‏تواند بعد از مردن او به وصيت عمل نكند.


179

س771: پدر خانواده‏اى هنگام تشرف به مكه مكرمه وصيتنامه‏اى تنظيم و فرزند خود را

به عنوان وصى تعيين و او را به اجراى مفاد وصيتنامه موظف نمود، در متن وصيتنامه

آمده كه بعد از فوت جنازه‏ام به مشهد مقدس حمل شود و يا هر جا كه وصى من مصلحت

بداند مختار است، لكن چند ماه قبل از فوت به فرزندان مؤكداً سفارش كرد كه جنازه‏ام

را به كربلاى معلى حمل نماييد، 2، سال از تاريخ فوتش مى‏گذرد جنازه در گورستان

عمومى به صورت امانت قرار دارد با توجه به شرائط حاكم بر عراق و شفاف نبودن روابط

فيمابين و عدم اطمينان به تهيه و تدارك حمل جنازه به سرزمين مقدس حمل و به خاك

بسپارد يا خير؟

ج: چون حمل جنازه به سرزمين مقدس كربلا فعلاً ممكن نيست و موفقيت براى اين امر در

آينده نزديك نيز معلوم نيست لازم است به مشهد مقدس حمل نماييد.

س‏772: شخصى قبل از رفتن به جبهه براى مبارزه حق عليه باطل و قبل از اينكه نهايتاً

به شهادت برسد، وصيت نموده است يك قطعه زمينى كه دارم براى همسرم باشد، از او

ورثه‏اى كه باقيمانده: زن و يك دختر و پدر و مادر و دو برادر و چهار خواهر مى‏باشد،

مرقوم فرماييد وصيت آن شهيد در بيشتر از ثلث نافذ است يا خير؟

ج: وصيت بيش از ثلث نافذ نيست مگر اينكه وراث به حد بلوغ رسيده باشند و امضاء كنن

و با وجود دختر و پدر و مادر كه طبقه اول از وراث مى‏باشند به برادر و خواهر كه جزء

طبقه دوم هستند ارث نمى‏رسد.

س‏773: اگر شخصى از اهل تسنن يك شيعه را وصى خويش قرار دهد وصى كه شيعه است به

عقائد شيعى عمل كند يا به عقائد همان شخص سنى؟

ج: به عقائد موصى عمل كند.

س‏774: شخصى ده سال پيش وصيت كرده كه پنجاه هزار تومان در مجلس ختم من خرج كنيد كه

اين وصيّت 10 سال قبل از فوت ايشان بوده و پنجاه هزار تومان آن زمان نقد نبوده ولى


180

اموالى داشته كه مى‏توانسته بفروشد و پنجاه هزار تومان را نقد كند، آيا الان همان

پنجاه هزار تومان 10 سال قبل را بايد خرج كرد؟ يا اينكه بايد ارزش پنجاه هزار تومان

10 سال قبل را حساب كرد؟ با اينكه ايشان صغير هم دارد؟

ج: در اين قبيل موارد كه باب دين و ضمانت نيست و صغير هم دارد همان مبلغ مذكور كه

پنجاه هزار تومان است خرج شود.

س‏775: شخصى وصيت كرده كه مبلغ پانصد هزار تومان براى مراسم دفن و ترحيم خرج شود

آيا از اضافى آن مى‏توان نماز و روزه استيجارى خريد؟

ج: نمى‏توان نماز و روزه استيجارى خريد، آن را در راه خير خرج كنند و اگر درر ميان

ورثه، افراد كبيرى وجود دارد و مى‏دانند كه در ذمه ميت نماز و روزه وجود دارد خوب

است كه از سهم خود براى ميّت نماز و روز استيجار كنند.

س‏776: كسى كه لال نيست مى‏تواند با اشاره‏اى كه مقصود او را برساند وصيت كند يا

خير؟

ج: مى‏تواند وصيت كند.

س777: رحيم داراى دو فرزند مى‏باشد به نامهاى فرمان و زبيده، فرمان در حال حيات

پدر فوت كرد و ايشان دو فرزند دارند، رحيم كه پدر بزرگ آن دو فرزند است در حال حيات

فرمان و سه روز قبل از فوت فرمان وصيت نمود كه يك حصه از اموال از سه حصه يعنى يك

سوم به اولاد مرحوم پسرش بعد از 32 سال بدهيد و اين را به دخترش زبيده وصيت نمود و

آن را به صورت كتبى نوشت و شهود بر آن گذاشت. اكنون اولاد فرمان بر عمه ايشان دعوى

مى‏كنند كه حصه‏اى كه پدر بزرگ بر ايشان تعيين نموده بدهيد و چرا ما 32 سال منتظر

بمانيم؟ و مخفى نماند حصه‏اى كه از يك سوم تعيين شده از اموال قبض و اقباض نگرديده

است، در فرض مسأله وصيت رحيم نافذ است يا خير؟ و آيا اولاد فرمان مى‏توانند قبل از

32 سال دعوى بر عمه شان نموده و حقشان را دريافت كرده يا خير؟


181

ج: در فرض مسأله قبل از 32 سال نمى‏توانند به عمه شان زبيده مراجعه كرده چيزى

مطالبه نمايند.

س‏778: شخصى در زمان حيات خود به دليل نداشتن فرزند، اموال خود را به فرد مورد

اعتمادش واگذار نمود و از خود خلع يد كرده تا در امور عام المنفعه مصرف گردد، پس از

وفات آن شخص، وراث نسبت به اجراى وصيت نامه موافقت كتبى نموده و آن را تنفيذ

كرده‏اند ولى پس از مدتى با تحريكات عده‏اى نسبت به تنفيذ و تأييد وصيت نامه اظهار

ندامت كرده‏اند، آيا شرعاً ندامت وراث نافذ بوده و از اجراى وصيت توسط وصى مانع

مى‏گردد يا خير؟

ج: ندامت بعد از موافقت تأثيرى ندارد.

س‏779: اگر شخصى مصرفى را معين كند كه از ثلث مالش بيشتر باشد و پيش از مردن او

ورثه اجازه بدهند كه وصيت عملى شود، آيا بعد از مردن ورثه مى‏توانند از اذن خود

برگردند؟

ج: نمى‏توانند از اجازه خود برگردند.


182

احكام ارث‏

س‏780: شخصى فوت نموده و براى زوجه‏اش در حال حيات خود لباس و اشياء ديگرى خريده،

اگر انسان نداند كه ميت تمليك به زوجه كرده يا نه، آيا آن لباس‏ها و اشياء قيمتى را

بايد به زن داد يا اينكه جزء اصل مال است؟ و همچنين لباس‏هاى نو كه تا به حال

نپوشيده و اشيائى كه استاده نكرده چه حكمى دارد؟

ج: آن چه را معلوم است كه به زن خود بخشيده مال زن است و آن چه را كه معلوم نباشد

به زن بخشيده جزء تركه ميت است و كما فرض الله تقسيم مى‏شود و فرقى بين استفاده شده

و غيره نيست.

س‏781: اگر مردى همسر و فرزند دارد و مجدداً با خانمى ازدواج كند و نمى‏خواهد به

غير از خانم كسى بداند، بنابراين در مورد ارث مى‏توانند با يكديگر قرار بگذارند كه

از همديگر ارث ببرند يا نه؟ و اگر نتوانند آيا بايد وصيت كنند كه فلان آقا يا فلان

خانم اين مبلغ را از من طلب دارد كه بجاى ارث او باشد؟

ج: كلمه «طلب دارد» بيم مورد است، ولى مى‏تواند وصيت كند از اموالش به او بدهند يا

به كسى بدهد كه به او برساند البته وصيت تا ثلث مال صحيح است.

س782: ارث پدر و مادر پس از فوت بين دختر و پسر چگونه تقسيم مى‏شود؟

ج: در ارث فرزندان از پدر يا مادر، پسر دو برابر دختر ارث مى‏برد.

س‏783: پدرى سى سال قبل فوت نموده چهار پسر و يك دختر بعنوان وارث دارد، بعد از

فوت، ملك موروثى را به ده هزار تومان مى‏فروشند و به خواهر اطلاع مى‏دهند، سهم خودت

را بردار، خواهر مى‏گويد فلعلاً نمى‏خواهم، حالا خواهر ارث و سهم خودش را مى‏خواهد،

آيا سهم وارث خواهر در موقع فروش كه ده هزار تومان بوده، بايد داد و يا قيمت امروز

كه ارزش بيشترى دارد؟

ج: اينكه مرقوم داشته‏ايد كه خواهر گفته است: «فعلاً نمى‏خواهم»، يعنى فروختن ملك


183

موروثى به آن قيمت را قبول كرده است، اگر قبول كرده باشد همان ده هزار تومان را

بايد داد.

س‏784: بعد از فوت شخصى، يكى از فرزندان او در خانه مسكونى او ساكن شده است. آيا

ساير ورثه از اين خانه ارث مى‏برند؟ و آيا مى‏توانند اجاره چند ماه سكونت او را از

وى بگيرند؟

ج: از آن ارث مى‏برند و اگر بدون اذن ورثه سكونت كرده، حق مطالبه مال الاجاره را

نسبت به سهم خود دارند.

س‏785: شخصى همراه زن و فرزندانش در يك سانحه تصادف رانندگى فوت مى‏كنند، هم خود

مرد و هم همسر او، پدر و مادرى دارند و فرزند ديگرى هم ندارند، حكم تقسيم ارث را

بين والدين زوج و زوجه ايشان بيان فرماييد:

ج: در مسأله فوق نخست زن از مال شوهر خود و شوهر از مال همسر خود ارث مى‏برد، و پس

از اخراج اين دوتا، مال هر يك از زن و شوهر به پدر و مادر خود منتقل مى‏شود و از آن

مال، يك سوم به مادر و بقيه به پدر داده مى‏شود.

س786: حبوه كه در ميراث، براى پسر بزرگ است، آيا توسعه دارد كه امروز ماشين سوارى

را نيز شامل گردد يا خير؟

ج: ماشين جزء حبوه نيست و توضيح حبوه در رساله ذكر شده است.

س787: اين جانب اهل كنگاور ولى ساكن قم هستم آيا مادر و يا خواهران و برادرانم سهم

الارث كه از فوت پدرم به من مى‏رسد را به علت ينكه در شهر مذهبى قم سكونت دارم

محروم و يا به تصرف خود و يا به هر نحو از انحأ با وجود حيات خود و فرزندانم به

ديگران واگذار نموده و مسترد ندارند؟

ج: هيچيك از وراث حق محروم كردن وارث ديگر از سهم الارث را ندارد.

س‏788: شوهر و دو فرزند اينجانب در سانحه اتومبيل فوت نموده‏اند چون لحظه دقيق فوت

مشخص نيست و تقدم و تأخر وت مرحومين معلوم نمى‏باشد. با توجه به ماده 873 قانون


184

مدنى در باب امور جسمى كه تصريح مى‏دارد «اگر تاريخ فوت اشخاصى كه از يكديگر ارث

مى‏برند مجهول و تقدم و تأخر هيچيك معلوم نباشد اشخاص مزبور از يكديگر ارث نمى‏برند

مگر آنكه فوت به سبب غرق يا هدم واقع شود.»

سؤال اين است آيا كلمه هدم شامل سانحه اتومبيل نيز مى‏باشد يا خير؟ و در صورتى كه

سانحه اتومبيل هدم تلقى مى‏گردد از يكديگر ارث مى‏برند يا خير؟

ج: كلمه هدم شامل سانحه اتومبيل نمى‏شود ولى در كليه جريانهائى كه اين قبيل مرگ و

مير پيش مى‏آيد و تقدم و تأخر معلوم نباشد و احتمال تقارن در بين باشد از يكديگر

ارث مى‏برند.

س789: آيا وارثى كه در منزل زندگى مى‏كند تا قبل از تعيين تكليف سهم شريك ديگر حق

تصرف در خانه موروثى را دارد يا خير؟

ج: در فرض مسأله تصرف در آن خانه بهيچ وجه و بهر نحو بدون رضايت شريك صحيح نيست.

س‏790: فردى از دنيا مى‏رود بعد از مدتى پدر او نيز از دنيا مى‏رود آن شخص اولى

داراى پسرى است، آيا آن پسر از پدر بزرگش با توجه به اينكه آن شخص داراى خواهرانى

نيز هست ارث مى‏برد يا خير؟

ج: در فرض مذكور چون خواهران آن فرد اولاد بدون واسطه پدر هستند پسرش از پدر آن

فرد (از جد خود) ارث نمى‏برد.

س‏791: آيا فرزندى كه در طول مدت طولانى از املاك پدر نگهدارى كرده و كتك خورده و

مانع تلف شدن و تصرف ديگران شده حق يا طلب حق اضافه‏اى نسبت به ساير فرزندان در سهم

الارث ندارد؟

ج: اگر نگهدارى از اموال مذكور با اجازه صاحبان آن بوده و در مدت نگهدارى قصد تبرع

و مجانى بودن نداشته و به قصد اجرت حفاظت كرده است مى‏تواند اجرت مثل مطالبه كند

وگرنه حقى نخواهد داشت.

س‏792: اولاً خواهشمندم از نظر شرعى معلوم بفرماييد كه در زمينى اوقافى كه عرصه

اوقافى و اعيانى نسد مالكيت دارد آيا در هنگام ارزش گذارى فقط متراژ اعيانى در سند


185

بايد قيمت گذارى شود يا حق اعيانى در عرصه هم قابل ارزش گذارى مى‏باشد؟ ثانياً:

اساساً تصور حق اعيان در عرصه‏هاى اوقافى اعتبار شرعى دارد يا خير؟

ج: در صورتى كه صاحب اعيانى كه مى‏فرماييد سند مالكيت دارد در اصل قبل از وقف زمين

حق تأسيس اعيانى و ابقاى آن در آن زمين را داشته و بعد از آن صاحب زمين، زمين خود

را وقف كرده است، اكنون در هنگام ارزش گزارى حق ابقاى اعيانى در عرصه بايد مورد نظر

باشد. اما اگر چنين حقى نداشته است اساساً تأسيس اعيانى در آنجا مشروع نيست و بايد

زمين را تخليه كند و او فقط مالك مصالح ساختمانى است. و از اين جواب، جواب سؤال دوم

روشن گرديد.

س793: شخصى ملك مسكونى خود را به شرط عمرى به يكى از سازمانهاى عام المنفعه دوتى

به صورت رايگان «مصالحه» مى‏نمايد تا پس از فوت در جهت ارائه خدمات عمومى سازمان

مذكور مورد استفاده قرار گيرد در ثبت و انتقال سند قصد و شرط «مصالح» قيد نگرديده

ولى در وصيت نامه عادى شرط و قصد «مصالح» به وصى خود بيان گرديده است.

1- آيا «متصالح» برابر مفاد سند رسمى در «مورد مصالحه» اختيار كامل داشته و بر حسب

نظر خود به هر نحو مقتضى عمل خواهد نمود يا اختيار و عمل «متصالح» مقيد به شرط و

قصد «مصالح» مذكور در وصيّت نامه عادى مى‏باشد؟

2- آيا وصيت نامه عادى به عنوان «وصى» جهت اجراى قصد «موصى» مشروط به تنفيذ توسط

مراجع قضايى مى‏باشد يا متن وصيّت نامه عادى كفايت مى‏كند؟

3- با فرض اينكه «متصالح» بعد از فوت «مصالح» برابر سند رسمى داراى اختيار بوده و

بر حسب نظر خود در «مورد مصالحه» تصرف نمايد، آيا تكليف شرعى از «وصى» ساقط

مى‏گردد؟

ج: 1- عمرى يكنوع وقف است كه محدود به مادام العمر واقف و يا موقوف عليه است و

تعيين هر يك احتياج به قيد از طرف واقف و قبول از طرف ديگر دارد و پس از انقضاى مدت

به واقف يا ورثه او برمى‏گردد.


186

ج: 2- قيد و شرط هر عقدى در صورتى اعتبار دارد كه در ضمن عقد ذكر شود و چون در فرض

سؤال در ضمن عقد صلح قيدى ذكر شده است صلح بدون قيد و شرط نافذ است و شرطى كه در

وصيّت نامه ذكر شده است صلح را مقيد نمى‏كند

ج: 3- وصيّت اگر با مدرك معتبر ثابت شود عادى هم باشد كاى است و احتياج به تنفيذ

ندارد.

ج: 4- در فرض مسأله تكليف شرعى از وصى ساقط است.

ج: 5- در عقد مصالحه در فوق اگر قصد مصالح براى متصالح روشن بوده است بطورى كه عقد

صلح بر اساس آن واقع شده باشد كه هر دو طرف آن شرط را در نظر داشته‏اند در اين صورت

عقد صلح مشروط مى‏شود.

س‏794: اگر يك اثر علمى و هنرى در مسابقات علمى و ادبى مشمول دريافت جايزه گردد و

مولف آن فوت نمايد يا دسترسى به آن ممكن نباشد اولاً جايزه متعلق به چه كسى است؟ و

ثانياً آيا ناشرى كه امتياز نشر كتاب به او داده شده است در اين جايزه سهيم است؟

ج: در صورتى كه دسترسى به ورثه آن شخص نيز ممكن نيست حكم مجهول المالك بر آن مترتب

مى‏شود حق داشتن ناشر تابع قرارداد با مؤلف است.

س‏795: مردى عيالش را در حال مرض طلاق داده و آن مرد بعد از چند ماه مى‏ميرد؟ اگر

آن مرد در مرضى كه در همان مرض عيالش را طلاق داده بميرد، از او ارث مى‏برد يا خير؟

ج: بلى در اين صورت آن زن از مرد ارث مى‏برد ولى اگر شوهر از آن مرض خوب شود و به

جهت ديگرى از دنيا برود، زن از او ارث نمى‏برد. و بايد زن در اين مدت شوهر ديگر

نكرده باشد و به واسطه بى ميلى به شوهر هم به طلاق راضى نباشد حال چه به شوهر مالى

داده باشد تا او را طلاق دهد يا خير.

س‏796: شخصى به نام محمد فاقد اولاد مى‏باشد و فوت كرده اموال او به همسر تعلق


187

گرفته پس از آن همسر او نيز فوت كرده است كه يك خواهر كه از پدر و مادر يكى هستند

دارد و خواهر و برادرانى كه از پدر يكى و از مادر جدا هستند دارد، نحوه تعلق ارث به

ايشان چگونه است؟

ج: با بودن برادر و خواهر پدرى و مادرى به برادر و خواهر پدرى قط، ارث نمى‏رسد.


188

احكام شكار و ذبح حيوانات‏

س797: آيا ذبيحه اهل كتاب اگر با تسميه و رعايت تمام شرايط ديگر انجام پذيرد حلال

است يا حرام ؟

ج: يكى از شرائط ذبح شرعى آن است كه ذابح مسلمان باشد.

س‏798: آيا تماس بدن مرطوب اهل كتاب با لاشه ذبيحه موجب نجاست آن مى‏شود يا نه؟

ج: اهل كتاب ذاتاً پاك مى‏باشند.

س‏799: ذابحى كه در اسم مسلمان است و رفتارش به هيچ وجه منطبق بإ؛ظظ دستورات

اسلام نيست؛ يعنى حتى شهادتين را بلد نيست آيا ذبح او صحيح است؟

ج: نخستين علامت اسلام، گفتن شهادتين است.

س‏800: ذبح كسانى كه به على اللهى معروفند چه حكمى دارد؟

ج: اگر شهادتين را مى‏گويند و متوجه به لوازم مذهب خود نيستند - كه عوام آنها اين

طور مى‏باشند - در اين صورت ذبح آنها حلال است.

س‏801: آيا ذبيحه ناصبى حلال است؟

ج: حلال نيست.

س‏802: آيا ذبيحه خوارج حلال است؟

ج: حلال نيست.

س‏803: آيا در ذابح بلوغ شرط است؟

ج: بلوغ شرط نيست همينقدر كه مميز باشد كافى است.

س‏804: آيا در ذابح عقل شرط است؟

ج: قدرت درك و تشخيص لازم است.

س‏805: آيا ذبيحه‏اى كه از روى اجبار ذبح شود حلال است؟

ج: باين معنا كه ذابح را مجبور به ذبح كنند حلال است.

س‏806: آيا شرط است كه ذابح يك نفر باشد و يا ممكن است با يك كارد كه دو دسته دارد

دو نفر در آن واحد حيوان را ذبح كنند. در اين صورت تسميه يك نفر كافى است و يا هر

دو بايد تسميه بگويند و اگر نصف تسميه را يك نفر و نصف ديگر را شخص ديگر بگويد آيا

كافى است؟

ج: يك نفر بودن شرط نيست و در فرض مزبور در فوق حلال است و تسميه يكى از آنها كافى


189

است و اگر دو نفر با هم طورى بگويند كه تسميه صدق كند كافى است.

س‏807: در ذبح شرعى ايا قطع رگ‏هاى چهارگانه لازم است و يا تنها قطع حلقوم كافى

است؟

ج: قطع رگهاى چهارگانه لازم است.

س808: آيا لازم است قطع رگ‏ها پشت سر هم باشد؟ به فرض لازم بودن، اگر با فاصله قطع

گردد اكل ذبيحه چه حكمى دارد؟

ج: بايد پشت سر هم باشد بطورى كه يك كار صدق كند و اگر فاصله طورى باشد كه يك دفعه

بريدن صدق نكند مشكل است.

س‏809: آيا خروج روح از بدن ذبيحه بايد مستند به قطع رگ‏ها باشد؟

و اگر گوسفندى در بلندى ذبح شد و قبل از خروج روح از بلندى افتاد و مرد به گونه‏اى

كه خروج روح او مستند به افتادن از بلندى باشد آيا اين ذبيحه حلال است يا خير؟

ج: بايد مستند به ذبح باشد.

س‏810: پس از ذبح شرعى اگر با تفنگ و يا كارد بر قلب و يا مغز حيوان ضربه وارد

كنند حكم چنين ذبيحه‏اى چيست؟

ج: پس از ذبح شرعى اشكال ندارد.

س‏811: اگر سر حيوانى به علتى از زير چانه بريده بريده شود و قبل از خروج روح

دوباره از مذبح قطع شود حلال است يا خير؟ در فرض سؤال اگر سر حيوان جدا نشده باشد

چه حكمى دارد؟

ج: اگر طورى ات كه به دفعه دوم ديگر سر بريدن صدق نمى‏كند اشكال دارد هرچند سر

حيوان جدا نشده باشد.

س‏812: آيا قطع كردن رگ‏هاى چهارگانه از پشت سر جايز است يا خير؟ اگر جواب منفى

است، آيا موجب حرمت ذبيحه ميگردد يا خير؟

ج:جائز نيست و موجب حرمت ذبيحه است.

س‏813: اگر چند ثانيه پيش از شروع به گفتن تسميه قطع رگ‏ها را آغاز كرده باشند،

آيا ذبيحه حلال است يا خير؟

ج: اشكال دارد.

س‏814: اگر همزمان ب قطع رگ‏ها شكم حيوان نيز دريده شود حكم آن چيست؟


190

ج: اشكال دارد.

س‏815: تسميه در ذبح شرعى آيا بايد به زبان عربى باشد يا به هر زبانى باشد كافى

است؟

ج: به هر زبانى كافى است.

س816: مقدار تسميه واجب كدام است؟ آيا گفتن نام الله كافى است؟

ج: بايد بگويد بسم الله يا الحمد لله يا الله اكبر و أمثال اين تعابير.

س‏817: آيا در تسميه قصد تعظيم لازم است؟

ج: بردن نام خداوند با قصد تعظيم توأم است كه در مسأله بعد ذكر مى‏شود.

س818: در تسميه آيا قصد ذبح لازم است؟ و اگر تسميه را به قصد ديگر بگويد و حيوان

را ذبح كند آيا كافى است؟

ج: كافى نيست مگر از اينكه از روى فراموشى باشد.

س‏819: اگر تسميه را به قصد ذبح مرغ به زبان آورد و سپس گوسفندى را ذبح كند صحيح

است يا خير؟

ج: بايد به قصد آن حيوانى كه مى‏خواهد آنرا ذبح كند باشد.

س‏820: تسميه با ضبط صوت چه حكمى دارد؟

ج: با رعايت اقتران اشكال ندارد.

س‏821: آيا با يك تسميه مى‏توان حيوان زيادى را ذبح كرد؟ در اين مسأله طولى بودن و

يا عرضى بودن ذبح‏ها فرق مى‏كند يا خير؟

ج: اگر در عرض هم باشد يك تسميه كافى است.

س‏822: آيا تسميه و ذبح را دو شخص ميتوانند عهده دار شوند؛ به طورى كه يك تسميه

بگويد و ديگرى حيوان را ذبح كند؟

ج: مى‏توانند.

س‏823: آيا در تسميه، دانستن معناى آن لازم است؟ بر فرض جايز بودن تسميه به غير

عربى، اگر تسميه را مثلاً به زبان انگليسى حفظ كرده باشد بدون توجه به معناى آن،

آيا صحيح است؟

ج: عربى بودن لازم نيست ولى بايد به معناى آن توجه داشته باشد.

س‏824: اگر تسميه از روى تعجب و يا استهزاء گفته شود براى ذبح كفايت مى‏كند؟

ج: كفايت نمى‏كند.


191

س‏825: اگر شخص جنب و يا زن حائض بسم الله را به قصد خواندن يكى از سوه‏هاى سجده

دار بگويند براى ذبح كافى است يا خير؟

به عبارت ديگر، تسميه حرام آيا در ذبح كافى است يا خير؟

ج: كافى است.

س‏826: در ذبح با دستگاه آيا به هنگام روشن كردن آن تسميه لازم است يا به هنگام

قطع رگ‏هاى حيوان؟

ج: هنگام سر بريدن حيوان.

س827: حكم فاصله زمانى ميان تسميه و ذبح چيست؟

ج: بايد عف هگام سربريدن باشد.

س‏828: آيا تسميه اشخاص لال كه قدرت بر اداى درست تسميه ندارند صحيح است؟

ج: از چنين شخصى باندازه قدرت خود كافى است.

س829: در شتر و يا گاو در صورتى كه به سبب عذرى موجه ايستاده ذبح شوند نحوه رو به

قبله كردنشان چگونه است؟

ج: در فرض مذكور كه ممكن نيست محل ذبح رو بقبله باشد سر حيوان رو بقبله باشد كافى

است.

س‏830: انحراف ذبيحه از قبله تا چه مقدار بى اشكال است؟

ج: در صورت امكان بايد عرفاً رو به قبله باشد.

س‏831: در هنگام ذبح، افزون بر ذبيحه آيا ذابح نيز بايد رو به قبله باشد؟

ج: رو بقبله بودن ذابح لازم نيست.

س‏832: ترك استقبال از روى عمد و يا فراموشى و يا نادانى به حكم، چه حكمى داد؟

ج: اگر از روى عمد باشد حيوان حلال نيست.

س‏833: آيا در رو به قبله كردن حيوان روش خاصى وجود دارد؟ اگر جواب منفى است

بهترين روش آن كه موافق با احتياط باشد، كدام است؟

ج: محل ذبح رو بقبله باشد.

س‏834: اگر يقين پيدا كنيم اهل سنت افزون بر شرط استقبال به قبله شرايط ديگر را

رعايت نمى‏كنند ذبيحه آنها چه حكمى دارد؟

ج: مطابق فقه خودشان ذبح كنند براى ما حلال است.


192

س‏835: آيا حركت دست و پاى ذبيحه و خروج خون، با هم شرط حليت ذبيحه است؟

ج: اينها كه علامت داشتن حيات است لازم است.

س‏836: آيا آلت ذبح حتماً بايد از جنس آهن باشد يا آن كه با هر چيز تيزى مى‏توان

ذبح كرد، اگر چه از پلاستيك و غيره تهيه شود؟

ج: بايد از جنس فلزات كه برندگى دارد باشد.

س‏837: در صوتى كه آهن بودن آلت ذبح را شرط بدانيم آيا استيل آهن است يا خير؟

ج: هر برنده فلزى كه كار آهن را بكند كافى است.

س‏838: آيا استقرار حيات در ذبيحه شرط است؟

ج: در موقع ذبح حيات داشته باشد كافى است.

س‏839: اگر پيش از ذبح، حيوان را با آمپول يا با وارد كردن شوك و يا با وسايل ديگر

بى هوش كنند به گونه‏اى كه استقرار حيات در آن از بين برود، ذبح صحيح است يا خير؟

ج: حيات طبيعى شرط است.

س‏840: آيا قطع سر حيوانى پيش از خروج روح حرام است يا مكروه؟ اگر حرام است، حرمت

آن تكليفى است يا وضعى؟

ج: حرمت تكليفى است.

س‏841: اگر پس از ذبح، جوزك، متصل به بدن باشد چه حكمى دارد؟

ج: اگر شرايط رعايت شود متصل به بدن نمى‏شود بنابراين، شرائط رعايت نشده است.

س‏842: اگر نصف جوزك در طرف سر و نصف ديگر در طرف بدن باشد حكمش چيست؟

ج: كافى نيست.

س‏843: اگر در شكم ماهى صيد شده به وجه شرعى، ماهى مرده‏اى پيدا شود چه حكمى دارد؟

ج: حلال است.

س‏844: گفته مى‏شود اخيراً ماهى را با برق در ميدان آب بى هوش و سپس صيد مى‏كنند،

چنين صيدى چه حكمى دارد؟

ج: حلال نيست.

س‏845: اگر فلس برخى از ماهى‏ها با چشم معمولى ديده نشود وليكن با چشم مسلح ديده

شود، حكم صيدشان چيست؟

ج: بايد عرفاً فلس دار باشد.


193

س‏846: صيد از روى لهو چه حكمى دارد؟ حكم حيوان صيد شده چيست؟

ج: صيد با شرائط خود حلال است.

س‏847: ملاك لهوى بودن صيد چيست؟ آيا صيد ماهى از باب تفريح، لهوى است يا خير؟

ج: لهوى بودن يا نبودن درباره مسافر است.

س‏848: آيا صيد در سفر معصيت جايز است؟

ج: صيد حكم مستقل خود را دارد و جايز است.

س‏849: در صيد ماهى آيا لازم است صياد مسلمان باشد؟

ج: مسلمان بودن صياد لازم نيست ولى بايد بدانيم كه آنرا زنده از آب گرفته‏اند و

بيرون آب جان داده است و يا اينكه در داخل آب پس از اينكه بدام افتاده است مرده

است.

س‏850: آيا به تور انداختن ماهى در آب براى حليت كافى است و يا بايد آن را از آب

خارج كنند و در خارج آب بميرد؟

ج: بعد از اينكه به تور افتاد در داخل آب هم بميرد كافى است.

س‏851: اگر خوراك حيوانى مشروب و آبجو باشد خوردن گوشت آن چه حكمى دارد؟

ج: احتياط شود.

س852: ذبح با دستگاه‏هاى تمام اتوماتيك صنعتى چه حكمى دارد؟

ج: با رعايت شرائطى كه ذكر شده اشكال ندارد.

س853: شرايط حليت در حيوانى كه با اسلحه صيد ميگردد چيست؟

ج: با پنج شرط كه در رساله ذكر شده است حلال است.

س‏854: مجتهدى كه قطع رگ‏هاى چهارگانه را شرط حليت ذبيحه مى‏داند آيا مقلد او

مى‏تواند از ذبيحه شخصى كه تنها قطع حلقوم را شرط حليت مى‏داند بخورد؟

ج: تنها قطع حلقوم را كسى كافى نمى‏داند.

س‏855: شرايط حليت جنين در شكم حيوان مذبوح كدام است؟

ج: در صورتى كه در حين ذبح، مادر حيات داشته است و پس از ذبح، مادر، بدون تأخير

شكم مادر را پاره كرده و بيرون بياورند و مشاهده شد كه مرده است در اين صورت اگر


194

خلقت او تمام شده است حلال است و ذبح مادر ذبح آن نيز محسوب مى‏شود ولى اگر در

بيرون آوردن آن تأخير صوت گرفت و بيرون آوردند ديدند مرده است حرام است و اگ با

تأخير در بيرون آوردن نمرده بود و زنده بود خلقت او نيز كامل شده است آنرا اگر

مستقلاً ذبح كنند حلال است.

س‏856: اگر يك يا چند شرط از شرايط ذبح سهواً ترك گردد خوردن چنين ذبيحه‏اى حلال

است يا خير؟ آيا در اين جهت فرقى در شرايط وجود دارد يا خير؟

ج: اگر بردن نام خدا يا رو بقبله سر بريدن سهواً ترك شود حلال است ولى در غير

اينها ميان سهو و عمد فرقى نيست.

س‏857: اگر برخى از شرايط ذبح به جهت ندانستن حكم ترك گردد ذبيحه چه حكمى دارد؟

ج: حرام است.

س‏858: در موارد شك در ذبح شرعى وظيفه چيست؟ آيا اصل عدم تذكيه جريان دارد يا اصل

حليت و طهارت؟

ج: اصل عدم تذكيه جريان دارد.

س‏859: آيا ذبح شرعى لازم است حتماً به ذابح مستند باشد يا خير؟

ج: بلى لازم است.

س‏860: در ذبح با دستگاه‏هاى جدى كه يك نفر كلليد دستگاه را مى‏زند و مى‏رود اگر

به سبب قطع برق دستگاه به كار نيفتد و پس از مدتى با جريان پيدا كردن برق دستگاه

روشن شود و به طور اتوماتيك حيوانات آماده را ذبح كند، آيا اين گونه ذبح صحيح است؟

ج: بايد ذبح مستند به ذابح باشد و گفتن نام خدا با ذبح مقارن باشد.

س‏861: شخصى در هنگام غروب به طرف شكار تيراندازى مى‏كند و تير به نحوى به شكار

اصابت مى‏كند كه زخمى مى‏شود و همان لحظات شروع به دنبال كردن شكار مى‏كند (همانطور

كه آگاه هستيد دنبال كردن شكار زخمى با استفاده از رد خونى است كه از خود به جاى

مى‏گذارد) بعد از مدتى شب فرا مى‏رسد و شكارچى مجبور مى‏شود شكار را رها كرده و شب


195

را در آن منطقه بخوابد، هنگام صبح باز جستجو را ادامه مى‏دهد و بعد از مدتى به جسد

مرده شكار بر مى‏خورد كه با خون زيادى كه از او آمده مرده است. بفرماييد آيا گوشت

اين شكار حلال است يا خير؟ و اگر حلال است آيا فرد مزبور هنگامى كه شب فرا رسيده به

خانه رفته بود و صبح از خانه به شكارگاه آمده و شكار را مرده ديد آيا باز گوشت شكار

حلال مى‏باشد يا خير؟

ج: در فرض مزبور اگر شرايط ديگر از قبيل گفتن بسم الله در موقع تيراندازى و مسلمان

بودن شكارچى محقق باشد حلال است.

س‏862: مصرف مرغهاى منجمد كه از فرانسه وارد كرده‏اند و ذبح شرعى نشده‏اند چه حكمى

دارد؟

ج: اگر ذبح شرعى نشده است حرام است.

س‏863:از شكم ماهي كه از بازار خريدارى شده، ماهى ديگرى درآمده، آيا آن ماهى كه

از شكم ديگرى آمده نيز حلال است؟

ج: حلال است.

س864: آيا وجود فلسهاى ذرّه بينى يا ميكروسكوپى باعث حليت ماهى مى‏شود؟

ج: بايد از نظر اهل عرف داشتن فلس (پولك) صدق كند.

س‏865: حيوانات حرام گوشت غير از سگ و خوك اگر سر آنها را ببرند پوست آنها پاك

است يا خير؟ و ميشود خريد و فروش كرد يا خير؟

ج: حيوانات درنده و گوشتخوار را اگر ذبح شرعى كنند پاك مى‏باشد هر چند خوردن گوشت

آنها حرام است و خريد و فروش پوست آنها اشكال ندارد ولى مثل فيل و خرس و بوزينه اگر

ذبح شرعى بشوند احتياط واجب اجتناب از آنها است.


196

احكام خوردنيها و آشاميدنيها

س866: كسي كه مي دانسته خوردن طحال حيوانات حلال گوشت حرام است واكنون فهميده‏ آيا

بر گذشته او گناهى است يا كفاره‏اى تعلق مى‏گيرد؟

ج: كفاره ندارد ولى بايد توبه كرد و تصميم به ترك گرفت.

س867: خوردن بعضى از مواد، ميوه‏ها و غذها براى برخى از بيماان ضرر دارد، مصرف

آنها چه حكمى دارد؟

ج: خوردن چيزى كه ضرر دارد حرام است.

س‏868: در صورتى كه علاج بيمارى موقوف بر استفاده از گوشت حرام و چيز نجس باشد،

آيا جايز ست شخص چنين كند؟

ج: در صورتى كه علاج منحصر به آن باشد جائز است.

س‏869: خوردن ماهى حرام (ازون برون) چه حكمى دارد؟

ج: هر ماهى كه فلس (پولك) دارد حلال است، ماهى ازون برون نيز اگر از نظر متخصصين

داراى فلس است حلال است.

س‏870: در مسئله 2628 رساله توضيح المسال حضرتعالى امده است: «خوردن چيزى كه براى

انسان ضرر دارد حرام است،...» حال آيا در حرمت استعمال و خوردن چيز مضر، علم به ضر

لازم است و يا اين كه گمان و يا احتمال كافى است؟

ج: ظن به ضرر در حرمت كفايت مى‏كند، بلكه احتمال ضرر نيز در صورتى كه احتمال نزد

عقلا مورد اعتنا باشد در حرمت كفايت مى‏كند.

س‏871: حيوان حلال گوشت مانند ماهى كه خون جهنده ندارد، اگر به خودى خود يعنى بدون

صيد كردن بميرد نجس است يا پاك؟

ج: پاك است ولى حرام است.

س‏872: اگر از شكم حيوان زنده بچه مرده بيرون آيد يا آن را بيرون بياورند خوردن

گوشتش چه صورتى دارد؟

ج: حرام است.

س‏873: خواهشمند است نظر مبارك را در مورد حليت يا حرمت گوشت و تخم شتر مرغ اعلام

فرماييد؟

ج: گوشت شتر مرغ و همچنين تخم آن حلال است.


197

س‏874: حيوان حرام گوشتى كه خون جهنده ندارد مانند مار كه با سر بريدن حلال

نمى‏شود آيا پاك است؟

ج: مرده آن پاك است، چه خودش بميرد چه سرش را ببرند.

س‏875: خوردن ملخى كه بال در نياورده و نمى‏تواند پرواز كند چه صورتى دارد؟

ج: خوردن آن حرام است.

س‏876: اگر ماهى زنده را بريان كنند يا در بيرون آب پيش از جان دادن بكشند خوردنش

چه صورتى دارد؟

ج: خوردن آن اشكال ندارد.

س‏877: تخم پرندگان حلال گوشت كه نجاستخوار شده‏اند پاك است يا نجس؟ خوردن آن چه

حكمى دارد؟

ج: تخم چنين پرندگانى حرام است ولى نجس نمى‏باشد.

س‏878: خوردن شير زن توسط شوهر خود چه حكمى دارد؟

ج: خوردن آن جايز نيست.


198

احكام حدود و تعزيرات، قصاص و ديات‏

س879: در شرع مقدس چه نوعى از تعزير (شلّاق، حبس و...) معمول، متعارف و غالب بوده

است؟ به عبارت ديگر سوابق تاريخى پيغمبر اكرم‏صلى الله وعليه وآله وسلم و ائمه

اطهار عليهم السلام غالباً چه نوع تعزيرى را اعمال مى‏كردند؟

ج: در موارد مختلف، مختلف بوده است.

س‏880: همانطورى كه مستحضريد تعزيرات در دست حاكم است آيا حداقل تعزيرات مثلاً يك

ضربه شلاق است يا اقل معتد به است چگونه بايد عمل نمود؟

ج: تشخيص حاكم با رعايت تعهد و دقت، ميزان است.

س‏881: آيا در نگهدارى متهم در حبس تعزيرى (با قرار بازداشت) حداقل و اكثرى معيار

هست يا مدت زمان بدست حاكم است؟

ج: تعيين با نظر حاكم است.

س‏882: كسى كه قرار است اعدام شود حداً يا قصاصاً اگر حدود و تعزيرات ديگرى اقل از

قتل براى او ثابت شود مى‏توان از آنها صرف نظر نمود و آيا در مورد حق الله و حق

الناس تفاوتى در اين مسأله وجود دارد يا خير؟

ج: در مواردى كه قابل جمع است بايد جمع كرد مگر اينكه حاكم شرع مصلحت را در صرف

نظر كردن بداند.

س‏883: در صورتى كه بعد از اعدام و قبل از دفن در سردخانه يا پزشكى قانونى در مجرم

علائم حياتى ديده شود و با مداوا سلامت خود را بازيابد اجراء مجدد حكم چه صورت دارد

ايا بين حد و قصاص تفاوتى وجود دارد؟

ج: حكم شرعى اعدام است و چون تحقيق نيافته است بايد عملى شود و بين حد و قصاص فرقى

نيست مگر اينكه فقيه در مواردى نظر خاصى را مصلحت بداند.

س‏884: اگر شخصى مكرراً مرتكب جرائمى شود كه جنبه حقوق الناس دارد مانند فحاشى،

ايراد ضرب عمومى، ترك انفاق و... و هر بار با گذشت مدعى، دعوا فيصله يافته باشد، در

صورتى كه اقدامات وى مخل به نظم عمومى تشخيص داده شود، و يا اينكه مثلاً دو بار


199

مرتكب جرم مشابهى بود و هر بار با گذشت شاكى بخشيده شود آيا حاكم مى‏تواند تعزيرى

را در مورد وى در نظر بگيرد؟

ج: فقيه در صورتى كه مصلحت اجتماعى اقتضا كند، مى‏تواند.

س‏885: آيا مجازات حبس ابد براى ممسك و اكراه كننده در قتل عمد جنبه تعزيرى دارد و

يا اينكه غير تعزيرى است؟

ج: غير تعزيرى است.

س‏886: آيا در حد قوادى و محاربه و افساد فى الارض اكراه محقق مى‏شود؟

ج: محقق نمى‏شود.

س‏887: اگر مادر شخصى زنا نمايد، آيا شخص مى‏تواند او را بزند؟

ج: اجراى حد با حاكم شرع است.

س‏888: اگر فردى از اهل تسنّن به ذات مقدّس ائمه اطهار عليهم السلام توهين كند آيا

زدن او جايز است؟

ج: بلى و مراتب با نظر حاكم شرع است.

س‏889: در گناهانى كه براى حاكم شرع حق و يا وظيفه تعزيرات است آيا تعزير آنها به

وسيله شلاق خواهد بود و يا اين كه به وسيله حبس و يا جريمه نقدى هم جايز است؟

ج: تعزير به حبس در بعض موارد در احاديث اهل بيت عليهم السلام آمده است و غير آن

از همه جهت بستگى به نظر فقيه دارد.

س‏890: آگر شخصى در جلسه دادگاه، ضد و نقيض بگويد و دروغ بگويد، آيا اين كذب

همانند كذب در غير جلسه دادگاه است و مى‏توان او را تعزير كرد يا خير؟

ج: در صورتى كه حاكم، علم به كذب او پيدا كند مى‏تواند تعزير كند، بلى در صورتى كه

احتمال توريه بدهد نسبت به يكى از طرفين قضيه، تعزير جايز است.

س‏891: هر گاه شخص مرتكب معصيتى كه موجب حد است بشود و توبه نمايد و بعد از گذشتن

زمانى نزد حاكم شرع اقرار به گناه نمايد. آيا اقرار بعد از توبه مثل اقرار قبل از

توبه است يا خير؟

ج: اقرار به معصيت بعد از توبه از آن معصيت، موجب حد نمى‏شود.


200

س‏892: آيا زنانى كه بدون حجاب شرعى در خيابان‏ها و كوچه‏ها و محيطهاى خارج از

خانه ظاهر مى‏شوند، مى‏توان آنها را به خاطر نداشتن حجات تعزير كرد يا خير؟

ج: نهى از منكر مراتب دارد و اگر حاكم شرع در مواردى آن را لازم بداند مى‏تواند

اجرا كند.

س‏893: اگر كسى مسلمان باشد و نماز نخواند و روزه نگيرد آيا مى‏توان او را به دليل

نماز نخواندن و روزه نگرفتن تغزير كرد؟

ج: نهى از منكر مراتب دارد و اين موضوع آخرين مرحله است و با نظر حاكم شرع است.

قصاص:

س894: اگر شخصى دو جوان بالغ را در حال لواط ببيند و هر دو را بكشد غافل از اينكه

بايد به اذن حاكم شرع باشد آيا قصاص ثابت است؟ اگر قصاص ثابت باشد حكم ديه ثابت است

يا خير؟

ج: اگر عمداً بكشد قصاص ثابت است.

س‏895: اگر مردى دو زن يا بيشتر را كشته باشد و اولياء آنان خواهان قصاص باشند،

بفرماييد:

الف: آيا اولياء خواهان قصاص بايد چيزى به عنوان فاضل ديه بپردازند يا خير؟

ب: در صورت لزوم پرداخت، آيا بايد هر يك از اولياء خواهان قصاص، مستقلاً و جداگانه

نصف ديه يك مرد را بدهند يا اينكه نصف ديه يك مرد، به نسبت اولياء خواهان قصاص

تقسيم مى‏شود؟ (مثلاً اگر مردى دو زن را كشته است و اولياء هر دو خواهان قصاص

هستند، آيا بايد هر يك از اولياء نصف ديه يك مرد را بدهند يا يك چهارم ديه يك مرد؟

ج: اگر مردى دو زن را كشته باشد و اولياى آنها خواهان قصاص باشند و به عنوان قصاص

آن مرد را بكشند نبايد چيزى به عنوان فاضل ديه بپردازند.

و در صورتى كه سه زن را كشته و اولياى آنها خواهان قصاص باشند مى‏توانند آن مرد را

به عنوان قصاص بكشند و از آن پس ديه يك زن از تركه قاتل را برداشته ميان اولياى

مقتولات اثلاثاً تقسيم كنند كه به هر يك از آن ولياء يك سوم ديه زن مى‏رسد.


201

س‏896: اگر بگوئيم اكراه در قتل نفس مجوز قتل نيست و شخص مرتكب قصاص مى‏شود شامل

اكراه بر مادون نفس (كمتر از كشتن) نيز مى‏شود؟

ج: اكراه در مادون نفس مجوز نيست و موجب قصاص است.

س‏897: اگر راننده در اثر عدم رعايت مقررات راهنمايى سبب وقوع قتلى شود حكمش چيست؟

و اگر رعايت مقررات را نمود ولى نقص فنى اتومبيل كه قابل پيش بينى و پيشگيرى بود

سبب اين قتل شده تكلليف چيست؟ حال اگر رعايت مقررات را كرده و نقص فنى اتومبيل هم

اصلاً قابل پيش بينى نبود و يا سبب ديگرى كه اصلاً ربطب به تقصير راننده ندارد باعث

اين قتل شده چه حكمى خواهد داشت؟

ج: با علم و قصد راننده قتل عمديست و حكم آن قصاص است و هم چنين است حكم با عدم

قصد اگر اين نحو عدم رعايت غالباً كشنده باشد و در صورت عدم غلبه كه گاهى منجر به

قتل بشود شبه عمد است و ديه از مال قاتل بايد پرداخت گردد و با جهل راننده به

مقررات و عدم قصد قتل، قتل خطاء است و ديه بر عاقله است. و همين تفصيل در موردى كه

رعايت مقررات نمود و نقص فنى قابل پيش بينى و پيشگيرى بوده نيز جارى است. و در مورد

بند سوم هم اگر نقص فنى داشته تفصيل اول در آن جاريست و اگر نداشته و راننده هم هيچ

تقصيرى ننموده و مستند به اثرى نبوده كه مربوط به راننده نبوده ضامن نيست.

س‏898: دو نفر به طور همزمان با سلاح گرم به سوى يك فرد آتش گشوده و شخص به قتل

رسيده است، در حالى كه معلوم نيست فرد، به خاطر تير كدام يك كشته شده، چون تير

زيادى به وى اصابت نموده، حال دقيقاً معلوم نيست كه آيا اصلاً تير هر دو نفر به وى

خورده است، يا اينكه تيرهاى شليك شده از سوى يكى از دو نفر فقط به وى اصابت نموده

است و خود متهمان نيز اظهار مى‏دارند نمى‏دانيم تير هر دوى ما خورده يا تير يكى از


202

ما دو نفر، حال تكليف دادگاه در اين رابطه چيست؟ آيا مى‏توان به قرعه قايل شد؟ يا

قصاص را بايد از هر دو نفر ساقط دانسته، به ديه متوسل گرديد؟ يا اين كه راه ديگرى

وجود دارد ضمناً اولياى مقتول از هر دو نفر شاكى هستند.

ج: قصاص از هر يك ساقط است و از هر يك نصف ديه به عنوان تصالح قهرى گرفته شود

س‏899: چند نفر سارق به محلى رفته و بعضى از آن‏ها مسلح بوده و اموالى را به سرقت

برده‏اند و چند نفر آنها را تعقيب نموده كه اموال مسروقه را مسترد بدارند در اين

بين يك نفر از تعقيب كنندگان كشته مى‏شود آيا حكم قتل عمدى را دارد يا خير؟

ج: در مفروض سؤال كه يكى از سارقين به قصد زدن به او گلوله را انداخته حكم قتل

عمدى را دارد.

ديات:

س 897 : اينجانب در طول خدمت و فعاليت در پزشكي قانوني با موردي مواجه شده ام كه

فردي در اثر حادثه تصادف رانندگي بدنبال خورد شدن شيشه جلوي ماشين و پاشيده شدن

خرده شيشه به سر و صورت دچار خراشيدگي هاي بسيار متعدد با ابعاد كوچك حدودا 120

مورد جرح به اندازه ارزن گرديده بود و در همين حادثه شخص ديگري دچار شكستگي استخوان

در ناحيه زانو شده بود .

كليه آثار و جراحات مصدوم اولي پس از حدود يك هفته بدون بر جاي ماندن كوچكترين اثر

قابل ملاحضه بهبود يافت و مصدوم دوم پس از حدود يكسال معالجه بدليل محدوديت حركتي

شديد زانو ( كه آن بعلت معالجات طولاني حادث شده بود نه به دليل معيوب جوش خوردي

استخوان ) دچار نقص عضو دائم گرديد . ديه متعلقه به مصدوم اول معادل 120 شتر و ديه

متعلقه به مصدوم دوم حد اكثر 10 شتر ( چون براي نقص عضوي ايجاد شده ارش مازاد بر

ديه نيز وجاهت شرعي و قانوني ندارد ) مي باشد .

آيا اينگونه محاسبه از نظر شرعي صحيح است يا اينكه جراحات موجود در يك عضو چنانچه


203

در اثر ضربه واحد يك زمان حادث شده باشند معادل يك جرح محسوب مي شوند ؟

ج : در فرض مذكور چون جراحات متعدد است و هر يك از آنها عنوان و موضوع

مستقلي براي تعلق ديه مي باشد ديه هم متعدد است و در صورت مصدوم شدن استخوان بشرحي

كه مرقوم داشته ايد ديه شكستگي استخوان هر چند يك پنجم ديه يك پا و يا صد مثقال طلا

و يا ده شتر است ولي مخارج معالجه را كه فر موديد يك سال طول كشيده است نير جاني

بايد بپردازد بعلاوه اگر نقصي در استخوان باقي مانده و بهبود كامل حاصل نشده است

بايد بر مقدار ديه افزوده شود .

2_ آيا جائز است انسان براي خودش يا شخص ديگري ( مرد يا زن ) صيغه عقد موقت بخواند

؟ در چه صورت جائز است ؟

ج : جائز است ولي احتياط مستحب آن است كه دو نفر بخوانند .

3 _ نگاه كردن به صورت خانمي كه آرايش كرده اشكال دارد ؟

ج : نگاه به چهره نامحرم از روي ريبه و تلذذ حرام است و در غير ريبه و تلذذ هم اگر

آرايش بيش از حد متعارف باشد نيز حرام است .

س 901 : پسر بچه پانزده ساله اي كه شب هنگام پس از بيدار شدن از خواب ، فردي اجنبي

را به صورت برهنه با مادرش در اتاق خواب مي بيند ، با اين اعتقاد كه فرد خائن و

متجاوز به ناموس بايد كشته شود ، فرد مزبور را كه مبادرت به فرار نموده به قتل مي

رساند .

لازم به ذكر است زن مدّعي است كه اولا : با تهديد فرد مقتول مبني بر آبرو ريزي او

در صورت تن ندادن به رابطه ، مجبور به باز كردن درب منزل به روي او شده است . ثانيا

رابطه نامشروع در حد كمتر از زنا بوده است .


204

الف ) قتل ارتكابي توسط نامبرده با اعتقاد به لزوم كشتن اينگونه افراد ، مشمول

كداميك از عناوين قتل عمد يا شبه عمد مي شود ؟

ب ) با توجه به ادعاي زن مبني بر اينكه از روي تهديد مجبور به برقراري رابطه با

اجنبي شده است ، آيا عمل ارتكابي از سوي فرزند تازه بالغ وي مي تواند مشمول عنوان

دفاع از ناموس و در نتيجه عدم شمول ادله قتل عمد در مورد وي باشد ؟

ج ) با توجه به اينكه اطلاعات فقهي نوجوان در احكام شرعي كم بوده ، آيا جهل وي به

مسائل مي تواند رفع مسئوليت كند ؟

ج : 1- در فرض فوق با اعتقاد مذكور قتل مزبور شبه عمد است و مانند اين است كه شخصي

را به اعتقاد اينكه مهدور الدم است بكشند و تعدا معلوم شود كه محقون الدم بوده است

.

2- چون آن فرد اجنبي را در حال فرار كشته است در موضوع دفاع از مندرج نيست و ادعاي

زن در اين مورد تأثيري ندارد .

3- جهل وي به مسأله رافع مسئوليت از جهت حكم تكليفي است ولي حكم وضعي يعني ضمان ديه

، مرتفع نيست .

س 902 : فردي كتابهايش را وسيله ترويج عقايد باطله قرار داده ، به طوري كه با كليه

مظاهر حجت و ولايت نسبت به ائمه اطهار سلام الله عليهم اجمعين مخالفت نموده ، تا

آنجا كه جشن و چراغاني جهت مواليد ائمه عليهم السلام و ساختن مساجد و امثال آن را

صريحا بدعت شمرده و حرمهاي مطهر ائمه عليهم السلام را با ساير زمينها در شرف مساوي

دانسته و نسبت به طهارت صديقه طاهره سلام الله عليها و مسائل شفاعت ، شهادت ثالثه ،

وجود شيطان ، وجود ملك ، ليله القدر ، علم امام ، سجده بر تربت سيد الشهداء و

بسياري از امور مسلمه مذهب تشكيك و ترديد و يا انكار نموده ، يا مردم را نسبت به

قاطبه علما حيّا و ميتا بدبين و مردد ساخته و در زكوه روش مخالفين را اختيار كرده و


205

تقليد از مراجع را بدعت شمرده و در عيد فطر همه ساله تابع اهل سنت شده و اشخاص را

به عنوان اينكه اسم خدا بالاتر از اسم ائمه است از تسميه نام حسنين منع نموده و

بالاخره منكر معراج جسماني گرديده است . با توجه به موارد فوق و اينكه در كتابهايش

چنين تفكرات و اعتقاداتي را ترويج مي كند ، مستدعي است نظر مبارك خود را اولا راجع

به خود وي و ثانيا خواندن كتابهايش به همراه نگهداري آنها اعلام فرماييد .

ج : اين شخص با توجه به اوصاف و اعمالي كه در فوق ذكر شده ضال و مضل است و خواندن و

منتشر كردن و نگهداشتن كتابهايش با خصوصياتي كه در فوق مذكور است حرام است مگر براي

كساني كه به اين قصد مطالعه كنند كه بخواهد جواب دهند و قدرت جواب دادن را نيز

داشته باشند .

س 903 : آيا اگر ميتي را بسوزانند آيا ديه دارد ؟

ج : ديه آن يكصد مثقال طلا است .

س 904 : زن حامله اي در اثر تصادف غير عمد كشته مي شود و جنين هم در شكم او مي ميرد

. آيا قاتل بايد ديه هر دو را پرداخت نماند ؟

ج : قاتل ديه هر دو را بايد بدهد .

س 905 : در صورتي كه جنين سقط شده دو قلو يا بيشتر باشد ديه چگونه پرداخت مي شود ؟

به اندازه يك جنين يا هر تعداد كه باشد ؟

ج : براي هر كدام عدد يك ديه ثابت است .

س 906 : زني كه عمدا جنين 5 ماهه خود را سقط مي كند آيا موجب قصاص است يا خير ؟

ج : در فرض مزبور موجب قصاص نيست بايد ديه بدهد .

س 907 : پزشكان براي درمان بيماري زن حامله اي اينطور تشخيص داده اند كه بيمار بايد

بچه چهار ماهه خود را سقط كند ، آيا سقط كردن جايز است يا خير ؟ و بر فرض جواز آيا

ديه تعلق مي گريد يا خير ؟ و بر فرض تعلق دكتر معالج بايد ديه بدهد يا مادر ؟


206

ج : سقط جنين در هيچ حال جائز نيست و در فرض مذكور ديه را دكتر معالج بايد بدهد .

س 908 : پزشكي كه جهت كنترل جمعيت و پيشگيري از حاملگي اقدام به وازكتومي يا بستن

لوله ها مي كند و فرد را عقيم مي كند به طوري كه امكان بازگشت نيز غالبا وجود ندارد

. آيا ديه به آن تعلق مي گيرد ؟

ج : ديه تعلق مي گيرد و ديه از كار انداختن هر قوه اي از قواي انسان مانند باصره ،

سامعه ، ... ديه يك انسان است و قوه توليد مثل هم مانند باصره و سامعه است .

س 909 : آيا بر قطع جوارح ميت ديه تعلق مي گيرد ؟

ج : تعلق مي گيرد .

س 910 : ديه سقط جنين در هر يك از موارد زير را مشخص فرماييد .

الف ـ جنين به صورت نطفه باشد .

ب ـ جنين علقه باشد .

ج ـ جنين مضعه باشد .

د ـ جنين اسكلت بندي پيدا كرده باشد .

ه ـ جنين روح پيدا كرده باشد .

ج : الف ـ 20 مثقال شرعي طلا ( هر مثقال 18 نخود است )

ب ـ 40 مثقال شرعي طلا

ج ـ 60 مثقال شرعي طلا

د ـ 100 مثقال شرعي طلا

ه ـ يكهزار مثقال شرعي طلا ( اگر پسر باشد و ديه دختر نصف است )

س911: شخصى با مراجعه به دادگاه مدعى است كه بر اثر تصادف، استخوانهاى صورتم شكسته

و دادگاه، ديه لازم صادر نموده و ليكن زيبايى صورتم به طور كلى آسيب ديده به طورى

كه در مجامع عمومى با خجالت حضور پيدا مى‏كنم و به خاطر نقص زيبايى حاصله تقاضاى

خسارت نموده‏ام آيا زيبايى مستقلاً يك عنوان خاص است و داراى ارثى و يا ديه خاصى

است؟ يا اينكه نظريه كارشناسان فن از جمله پزشكى قانونى در زمينه خسارت وارده و

جاهت شرعى دارد يا خير؟

ج: اگر در نتيجه جنايت، نقصى در چهره مجنى عليه بوجود آمده كه پزشكى قانونى


207

مى‏تواند براى جبران آن حدى و بهايى معين كند جانى ضامن است.

س‏912: بچه نابالغ اگر مرتكب گناهى شود مانند قتل يا سرقت يا كار ديگر كه موجب ديه

مى‏شود آيا خود بچه بايد بعد از بلوغ ديه را بدهد يا مجازات شود؟ يا ديه بر ولى او

واجب است؟

ج: ديه به عهده بچه تعلق مى‏گيرد اگر مالى دارد ولى آن را از مال او مى‏پردازند و

اگرنه خودش بعد از بلوغ بايد بپردازد.

س913: اينجانب شاگردان را بيشتر از راه تشويق و اهداء كتاب و لوازم التحرير سوق

بدرس خواندن مى‏دادم ولى گاهگاهى هم از راه دلسوزى به دست بچه هايى كه مزاحم ديگر

دانش‏آموزان بوده و توجه بدرس نداشتند چوب مى‏زدم بطوريكه قرمز مى‏شد حال متوجه شده

ام بجاى خدمت و عبادت دچار گناه شده و شايد هم ديگه گردنم آمده، در اين حال تكليف

من چيست؟

ج: افرادى را كه يقين داريد كه ديه نها به گردن شما آمده است اگر مى‏شناسيد يا

دسترسى به آنها ممكن نيست بيد مقدار ديه را از بابت مظالم به فقرا بپردازيد.

س914: احتراماً مرقوم بفرمائيد كه فتواى حضرتعالى در ارتباط با ديه جسد سوخته شده

كامل يك فرد مسلمان چيست؟

ج: در سؤال بايد توضيح داده شود كه بدن شخص را بعد از مردن سوزانده‏اند يا در حال

حيات و چه مقدارر از بدن سوخته است؟ و ظاهر سؤال اين است كه بعد از مردن جسد را

سوزانده‏اند و ديه آن صد مثقال شرعى طلا است.

س‏915: شخصى مرتكب قتل عمدى شده و زنى را بقتل رسانده همچنين در حق اولياء دم

مقتوله مرتكب جرح عمدى شده با توجه به اينكه قاتل مرد بوده و مقتول زن مى‏باشد نصف

ديه را اولياء دم بايد به جانى و قاتل پرداخت نمايند، النهايه قاتل بايد ديه جراحات

وارده باولياء دم كه مجروح شده‏اند بپردازد آيا اول نصف ديه را قاتل اولى دريافت

ميكند بعد ديه جراحات را مى‏دهد يا اول ديه جراحات را مى‏دهد بعد نصف ديه را

مى‏گيرد يا بطور همزمان عمل مى‏شود؟


208

ج: اولياء دم مقتول در صورت انتخاب قصاص بايد قبل از قصاص نصف ديه را به قاتل

بپردازند. و اما نسبت به ديه جرح عمدى، اگر قاتل در حال حيات تمكن بپرداخت ديه جرح

را دارد بايد قبل از قصاص پرداخت كند، و اگر چنانچه تمكن ندارد بايد وصيت كند كه

ديه جرح را از آن ديه كه دريافت كرده است بپردازند.

س‏916: شخصى با مراجعه به دادگاه مدعى است كه بر اثر صدمه وارده توسط زيد مبلغ يك

ميليون تومان هزينه دارو و درمان نموده است در حاليكه 000/400 تومان ديه به او تعلق

گرفته است و خواستار 000/600 تومان مابقى مى‏باشد دادگاه تكليفى دارد يا خير؟

ج: هزينه دارو و درمان بايد داده شود و آن غير از ديه است.

س917: خواهشمند است نظر مباركتان را در مورد ضرر و زيان و يا خسارات مازاد شرعى را

در صورت امكان تفصيلاً بيان فرماييد.

ج: جانى علاوه بر ديه لازم است مخارج معالجه را نيز بپردازد و ضررى كه وارد شده

است جبران نمايد.

س‏918: درباره انواع ششگانه ديه كه اختيارش از جهت پرداخت با ديه دهنده مى‏باشد

آيا اين اختيار فقط در قتل است و يا در تمام اعضاء و واردى كه ديه آنها از طرف شارع

مشخص شده مى‏باشد تقاضا مى‏شود نظر مبارك را مرقوم فرماييد.

ج: در ديه قتل چون مقادير متعددى از طرف شارع مقدس معين شده است اختيار انتخاب يكى

از آنها تخييراً به جانى داده شده است ولى در موارد ديگر ديه از طرف شارع مشخص شده

است لذا تخيير مورد ندارد.

س919: گرچه فتواى مشهور فقهاى بزرگوار «رض» اين است كه ديه را بايد يوم الاداء

پرداخت نمود و قيمت ديه را يوم الاداء محسوب مى‏نمايند، ليكن اخيراً مستنداً به

نظريه بعضى از اساتيد و بزرگان عصر حاضر شايد به دليل برقرارى يك رويه و نظم خاص در

پرداخت ديه قيمت آن را بر مبناى روز صدور و قطعيت حكم محاسبه مى‏كنند حال سؤال اين


209

است: نظر مبارك حضرتعالى در پرداخت قيمت ديه يوم الاداء است يا روز صدور حكم و يا

روز وقوع حادثه؟ لطفاً ارشاد نماييد.

ج: يوم الاداء ميزان است.

س‏920: شخصي در ماه حرام به ديگري جرح وارد كرده است به سبب همان جرح مضروب در

غير ماه حرام از دنيا رفته لطفاً حكم شرعى اين مسئله را بيان فرماييد.

ج: تغليظ در ديه به اندازه يك سوم مخصوص كسى است كه در ماه حرام مقتول گرديده است.

س921: شخص در رانندگى شبانه با چيز مشكوكى تصادف كرده است و بعداً برايش احتمال

قوى حاصل شده است كه انسان بوده و مرده است، حالا شخص مرده را و ورثه ايشان را

هيچكدامش را نمى‏شناسد لطفاً تكليف اين شخص را مرقوم فرماييد.

ج: به احتمال تكليفى ثابت نمى‏شود ولى اگر اطمينان پيدا كرده است كه انسان بوده

است بايد با نظر حاكم شرع ديه او را به فقراء به قصد صاحب ديه بپردازد.

س‏922: شخصى كه در اثر تصادف فوت نموده داراى پدر و مادر و زوجه مى‏باشد در صورت

پرداخت ديه به وسيله شركت بيمه يا غيره آيا زوجه هم حقى از ديه دارد و در صورت ذى

حق بودن چند يك از ديه را مى‏برد؟

ج: ديه هم مثل ساير اموال ميت است و زوجه از آن ارث مى‏برد و فقط كسانى كه به

وسيله مادر ميت با او قرابت داند مانند خواهر و برادر مادرى و همچنين دايى‏هاى ميت

از آن ارث نمى‏برند و سهم زوجه اگر ميت اولاد ندارد يك چهارم از كل مال بعد از دين

و وصيت است.

س‏923: آيا تنبيه شاگرد از لحاظ شرعى جائز است يا خير؟

ج: تنبيه صور مختلف دارد بايد توضيح داده شود و مسلماً تنبيهى كه موجب ثبوت ديه

است جائز نيست.

س‏924: مردى در ماههاى حرام (رجب و ذى القعده و ذى الحجه و محرم) به قتل رسيده با

توجه به وقوع قتل در اين زمان موجب اضافه شدن ثلث ديه مى‏شود اگر اولياء دم تقاضاى


210

قصاص داشته باشند چگونه عمل كنند؟

ج: در ماه حرام يك ثلث بر آنچه كه مقدر است بايد افزوده شود.

س‏925: چنانچه فرد محكوم به پرداخت ديه فوت شود و ورثه او قادر به پرداخت ديه

نباشند، آيا مى‏توان آن را از بيت المال پرداخت نمود.

ج: بيت المال با رعايت سلسله مراتب زير نظر ولى فقيه است و در موردى كه او تشخيص

مقتضى بدهد از آن با نظر او پرداخته مى‏شود.

س‏926: در صورت استنكاف از پرداخت ديه آيا عاقله را مى‏توان حبس كرد يا خير؟ آيا

ديه اين است يا مجازات؟ آيا عاقله را به عنوان متهم مى‏توان دستگير و قرار براى او

صادر كرد تا از فرار او جلوگيرى شود يا خير؟

ج: ديه دين است و امور مذكوره بايد بر اساس ضوابط دين با نظر حاكم شرع صورت گيرد.

س‏927: در مواردى كه در اثر تصادف شخصى كشته مى‏شود و متخصصين فنى تقصير را صد در

صد با مقتول مى‏دانند و از گفته آنان نيز اطمينان حاصل مى‏شود آيا ديه تعلق مى‏گيرد

يا خير؟ و بر فرض تعلق بر قاتل است يا بر عاقله؟

ج: در فرض سؤال اگر تصادف نحوى باشد كه راننده هيچ گونه تقصيرى نداشته و جلوگيرى

از تصادف ممكن نبوده نه عاقله ضامن است و نه راننده ولكن اگر جلوگيرى از تصادف ممكن

بود و راننده جلوگيرى نكرده راننده قاتل است، هرچند مقتول نيز تقصير كرده باشد و

ديه و يا قصاص متوجه اوست.

س‏928: دو نفر رفيق در رديف هم سوار موتور بوده و با هم ميوه فروشى مى‏كردند،

هنگام حركت يكى از آنها كه عقب نشسته بود از موتور افتاد و كشته شد در صورتى كه

براى اولياء مقتول ثابت شده است كه راننده تقصير نكرده و غرضى در كار نبوده اين قتل

موجب ديه مى‏شود يا خير؟

ج: در فرض سؤال اگر افتادن مقتول به سبب عملى از راننده بوده بدون آنكه قصد


211

انداختن داشته باشد مثل ترمز ناگهانى، قتل خطايى است و ديه بر عهده عاقله است و اگر

افتادن او تقصير خودش بوده كسى ضامن نيست.

س‏929: اگر شخصى كه رانندگى مى‏كند در ميان ماشين خوابش ببرد و ماشينش تصادف كرد

يك نفر را بكشد، در اين صورت حكمش حكم قتل خطايى است يا خير؟ و بر فرض اول، چنان چه

اداره بيمه ديه آن مقتول را به اوليائش بپردازد ذمه رراننده برى‏ء مى‏شود يا خير؟

ج: بعيد نيست مفروض سؤال خطاى شبيه به عمد باشد و ديه بر عهده خود راننده است و

اگر اداره بيمه به قصد اداء ديه از طرف قاتل بدهد به مقدارى كه داده است ذمه قاتل

از ديه برى‏ء مى‏شود.


212

احكام پزشكى‏

س 930 : در بخشهاي بيمارستاني معمولا هر دانشجوي پزشكي مسئوليت چند بيمار را عهده

دار است ، آيا دانشجويان مي توانند نسبت به معاينه باليني ساير بيماران غير همجنس

كه حكم آموزش را دارد و نه تشخيص مبادرت نمايند ؟

ج : نمي توانند مگر در موقع ضرورت .

س 931 : آيا ديدن تصاوير عريان زنان و مردان غريبه مسلمان و غير مسلمان كه جزو امر

آموزش پزشكي هستند ، جايز است ؟

ج : اگر موجب فساد نباشد اشكال ندارد و البته مورد نظر زن مسلماني است كه او را

نميشناسد .

س 932 : در بعضي از موارد ، معاينه اندام تناسلي به كمك آينه امكان پذير است . بي

توجهي به اين موضوع چه حكمي دارد ؟

ج : در صورتي كه معاينه اندام تناسلي به وسيله آينه امكان پذير و كافي باشد لازم

است به همان اكتفا شود .

س 933 : امروزه در يك شهر معمولا هم پزشك زن و هم پزشك مرد در تخصصهاي مختلف پزشكي

وجود دارد . مراجعه به پزشك غير همجهس چه حكمي دارد ؟ در صورتي كه متخصّص غير

همجنس عالمتر باشد ، حكم چيست ؟

ج : مراجعه به غير همجنس در مواردي كه معاينه و معالجه مستلزم ارتكاب حرام از قبيل

نگاه به غير صورت و دستها تا مچ و لمس بدن نامحرم ـ نباشد اشكال ندارد ولي در صورتي

كه مستلزم ارتكاب حرام باشد جائز نيست جز در مورد ضرورت .

س 934 : آيا مي توان از استخوانهاي كشف شده در قبور مسلمين براي يادگيري مسائل

پزشكي استفاده نمود ؟

ج : با حفظ احترام آنها و دفن آنها پس از انجام يادگيري مورد نظر اشكال ندارد .

س 935 : لمس اعضاي بدن بيمار توسط پزشك غير همجنس در صورتي كه با مماثل از نظر

معاينه و درمان تفاوتي نكند . آيا پزشك را ملزم به رعايت مي كند يا بلا اشكال است ؟


213

ج : در فرض مذكور پزشك ملزم به رعايت است و بايد لمس بوسيله مماثل صورت بگيرد .

س 936 : آيا اقدامات پزشك طبيب در غير رشته تخصصي خود كه باعث تشديد بيماري يا بروز

عارضه اي جديد يا منجر به فوت بيمار گردد . موجب ضمان است ؟

ج : در فرض مذبور موجب ضمان است هر چند مأذون هم باشد .

س 937 : در مراكز آموزشي درماني و پزشكي دولتي ، دستياران بويژه در سالهاي نخست

بايد با حضور و راهنمايي اساتيد خود اقدام به عمل جراحي نمايند در صورتي كه دستيار

با اجازه استاد خود با اين اميد كه استاد مي گويد ( شما كار را شروع كنيد من هم

حضور مي يابم ) ولي حاضر نمي شود . و به تنهايي يا با همراهي ساير دستياران ، عمل

جراحي را به پايان مي رساند و آسيبي به بيمار وارد مي شود كه ناشي از عدم حضور

استاد است . مسئول كيست ؟

ج : اساتيد مسئول ميباشند كه به دستياراني كه هنوز مهارت كامل پيدا نكرده اند اين

نوع كارها را ارجاع مي دهند و دستياران نيز كه بدون مهارت كامل به اين كار مبادرت

ميكنند مسئول مي باشند و ضامن ديه آسيب وارده نيز هستند .

س 938 : آتانازي ( قتل از روي ترحم و بيمار كشي با ترحم و به منظور كوتاه كردن مدت

درد و رنج بيمارن لا علاج كه بر اساس علم پزشكي هيچ اميدي به شفا و بهبوديش نيست )

بر سه قسم است :

الف ـ نوع فعال ( با تجويز داروي كشنده از طرف پزشك به زندگي بيمار خاتمه داده مي

شود .

ب ـ نوع انفعالي ( به صورت خودداري از ادامه مداوا و زنده نگه داشتن بيمار مختصر )

ج ـ نوع غير مستقيم ( با قرار دادن داروها به مقدار زياد در دسترس بيمار تا بيمار

شخصا به زندگي پر رنج خود پايان دهد . ) استفاده از كدام يك بلا اشكال است ؟

ج : هيچكدام از صور مزبوره جائز نيست .


214

س 939 : در بسياري از مراكز آموزشي درماني و پزشكي امكان جداسازي دانشجويان دختر و

پسر وجود دارد و لكن برخي از مسئولين در تفكيك بي توجهي مي كنند . نظر جنابعالي در

اين زمينه چيست ؟

ج : پس از سلام اگر مستلزم تحقق حرام ، هر چند نگاه حرم ، نباشد مانعي ندارد ولي در

صورت امكان جدا كردن آنها بهتر است .

س 940 : در صورتي كه بيمار يا ولي او به پزشكي كه در كارش متخصص ودانا است اجازه

معالجه دهد . آيا در صورت مرگ بيمار ، پزشك ضامن است ؟

ج : در فرض مذكور اگر پزشك كوتاهي نكرده باشد ضامن نيست .

س 941 : معمولا مشاهده مي شود كه برخي از افراد عادي در امر پزشكي دخالت كرده و قرص

و آمپول يا دارويي را براي مريض توصيه مي نمايند آيا در صورتي كه اين امر منجر به

مرگ يا آسيب جسمي شود چگونه است ؟

ج : دخالت افراد عادي در امر پزشكي مخصوصا در مواردي كه احتمال ضرر هم وجود داشته

باشد جائز نيست و افراد مريض هم نبايد به چنين افرادي مراجعه كنند و يا به دخالت

آنها ترتيب اثر بدهند . و در صورت منجر شدن به مرگ يا آسيب جسمي اگر آن فرد عادي

فقط دوا را توصيف كرده و خود مرض آنرا بدست آورده و مصرف كرده است آن فرد عادي ضامن

نيست ولي اگر آن فرد عادي دوا را نيز به مريض داده است و منجر به مرگ يا آسيب جسمي

شده ضامن است .

س942: در كارهاى مربوط به زايمان، دانشجويان زن (اعم از پزشكى و مامايى) به حد

كفايت تربيت شده‏اند آيا لزومى براى حضور مردان در بلوك‏هاى زايمان كه موجب نظر يا

تماس با بدن زن ميشود وجود دارد؟

ج: جواز نظر مرد به بدن زن نامحرم و همچنين جواز تماس با آن دائر مدار ضرورت است و

با توجه به آنچه كه ذكر كرده‏ايد چون ضرورتى نيست جائز نيست.


215

س‏943: گرفتن نبض و فشار خون به راحتى از روى پارچه يا دستكش امكان‏پذير است آيا

حرام نيست در موارد غير همجنس از مماثل استفاده نشود؟

ج: در فرض فوق اگر حرام ديگرى تحقق پيدا نكند حرام نيست.

س‏944: اى. يو. دى براى جلوگيرى از حاملگى در زنان استفاده مى‏شود اين وسيله

بايستى از طريق مهبل در داخل رحم گذارده شود و غالباً زنان مى‏توانند مبادرت به

اينكار نمايند و معمولاً در تمام مراكز بهداشتى درمانى و يا بيمارستانها زنان كافى

براى اين كار آموزش داده نشده‏اند آيا حرام نيست مرد اين كار را انجام دهد يا زن به

مرد مراجعه نمايند در صورتى كه اين كار توسط زن صورت گيرد آيا مشاهده توسط

دانشجويان پزشكى پسر به منظور يادگيرى اشكال دارد؟

ج: اگر ضرورتى ايجاب مى‏كند كه وسيله مذكور براى جلوگيرى از حاملگى مورد استفاده

قرار گيرد مثلاً يا بجهت اينكه حاملگى براى زن ضرر دارد و يا برنامه لازم الاتباعى

به نظر فقيه در اين رابطه تنظيم گرديده است لازم است اين كار بوسيله زنان انجام

گيرد و اگر ممكن نشد رجوع به مردان جائز است ولى مشاهده بمنظور يادگيرى فعلاً توسط

دانشجويان پزشكى دختر انجام گيرد.

س945: در مراكز آموزشى، درمان و پزشكى دولتى هر تحت بيمارستان انترن (كارورز)

ورزيدنت (دستيار) مشخص دارد كه بايد كارهاى مربوط به بيمار انجام دهند در اين صورت

مثلاً گذاشتن سوند مجرا در غير موارد همجنس چه حكمى دارد؟ آيا در چنين مواردى انجام

كار بر كسى كه از اين نظر منع شرعى ندارد، واجب مى‏شود؟

ج: بلى در صورتى كه انجام كار براى او ممكن و با اقدام او ضرورت مرتفع مى‏شود بر

او واجب و بر غير همجنس - چون مستلزم نظر و تماس با نامحرم است - حرام است.

س‏946: اگر پزشك معالج از حاملگى بيمار سوال نكند و بيمار هم پزشك را در جريان قرا

ندهد در صورتى كه دارو و يا روش تشخيصى مورد استفاده منجر به ضرر و عارضه شود

مسئوليت بر عهده كيست؟


216

ج: ج: اگر پزشك در عدم سوال خود تقصير كرده باشد - و: ظاهراً هم همينطور است -

مسئول است.

س‏947: در علم پزشكى برخى از روشهاى درمانى با گذشت زمان دچار تغييراتى مى‏شوند يا

به كلى ارزش خود را از دت مى‏دهند. در صورتى كه پزشك به علت عدم مطالعه از اطلاعات

جديد مطلع نشود آيا مسئول است؟

ج: اگر همين موضوع يك نوع تقصير محسوب شود - كه ظاهراً هم اينطور ات - مسئول است.

س‏948: اگر بدانيم يك بيمار در اثر بيمارى مثل لوسمى و يا متاستاز برخى تومورها به

زودى خواهد مرد آيا مجازيم براى افزايش طول عمر او (در حد چند ماه) از شيوه‏هاى

درمانى پرخطر و پر عارضه مانند شيمى درمانى كه اغلب عوارض آن بسيار شديدتر از

بيمارى اوليه است استفاده نماييم؟

ج: اگر اين نوع اقدامات يك نوع معالجه و تاخير انداختن مرگ محسوب شود لازم است كه

مورد استفاده قرار گيرد.

س949: پزشكى يقين دارد كه عمل جراحى روى بيمار تأثيرى در زنده ماندن او ندارد طورى

كه بيمار چه عمل شود يا نشود بيش از مدت كوتاهى زنده نخواهد ماند. آيا جايز است بنا

به اصرار همراهان بيمار يا مسئولين بيمارستان اقدام به جراحى نمايد يا خير؟

ج: در فرض مذكور اگر آن عمل جراحى ضررى ندارد و بلكه يك نوع تقويت روحى محسوب

مى‏شود جائز است.

س950: برخى از بيماران عاقل و بالغ كه نيازمند عمل جراحى مى‏باشند به علت ترس يا

هر توجيه ديگرى حاضرند درد و نج را تحمل نمايند ولى تن به عمل ندهند، حتى همراهان

بيمار نيز اجازه عمل نمى‏دهند و اين در حاليست كه پزشك مى‏داند در غير اين صورت

بيمار به زودى خواهد مرد يا دچار عوارضى خواهد شد كه تا پايان عمر زمين گير شود. با

اين فرض آيا پزشك مى‏تواند دست به عمل جراحى بزند؟ اگر على رغم مخالفت بيمار، كسان

وى چنين اجازه‏اى را صادر كنند تكليف طبيب چيست؟

ج: به نظر مي رسد كه در فرض مذكور با بيان واقعيت و با منطق ملائم مى‏توان طرز فكر


217

بيمار را تغيير داد و چون بيمار بالغ و عاقل است اجازه همراهان وى تأثيرى ندارد و

در صورت اصرار بيمار لازم است پزشك با اجازه فقيه اقدام به عمل جراحى كند.

س951: زنى مى‏خواهد وضع حمل كند متخصص تشخيص داده كه بايد يا مادر و يا بچه به

وسيله جراحى يا طريقه ديگر كشته شود تا يكى از آنها سالم بماند ولى بدون عمل جراحى

هر دو مى‏ميرند و با عمل، احتمال زياد يكى از آنها زنده مى‏ماند در اين صورت عمل

جراحى جايز است يا خير؟ بر فرض جواز زنده ماندن كدام اولى است؟

ج: اگر به طور قطع و يقين ثابت است كه با ترك عمل هر دو مى‏ميرند و با عمل به طور

احتمال و يا قطع يكى از آنها زنده خواهد ماند بايد عمل شود و اولويتى در بين نيست و

الله العالم.

س‏952: آيا پزشك معالج موظف است عوارض يا ضايعات احتمالى ناشى از عمل جراحى را

براى بيمار تشريح نمايد؟

ج: منظور از ضايعات چيست؟ تشريح آن دسته از ضايعاتى كه در تصميم‏گيرى مريض يا وضع

حال مريض تأثير دارد لازم به نظر مى‏رسد و از لوازم و مقدمات معالجه محسوب مى‏شود.

س 953 : گاهي براي ختنه كردن بچه در اتاق عمل به طور سرپايي تحت بي حسي موضعي ،

دست و پاي بيمار را مي بندند و يا در مواجهه با فرياد شديد بچه او را مي زنند و يا

دهانش را مي گيرند در حالي كه با عمل بي هوشي به راحتي مي توان در اتاق عمل و بدون

اذيت آنها را ختنه نمود در اين موارد وظيفه چيست ؟

ج : عملي كه بدون اذيت انجام گيرد اولويّت دارد ، مگر اينكه اين اندازه ناراحتي بچه

در راه ختنه و امثال آن متعارف و غير مهم باشد .

س 954 : با توجه به اينكه اكثر بيماراني كه به تشخيص قطعي علم پزشكي اميدي به

بهبودي آنها نيست از طريق داخل رگي تغذيه مي شوند آيا پزشك مجاز است با خواست خود


218

آنها به جاي قطع مداوا آتانازي غير فعال از ادامه تغذيه وي ممانعت بعمل آورد ؟

نظر شريف را در مورد بندهاي ذيل بيان فرماييد .

ج : هر اقدامي و عملي كه موجب خطر و ضرر فعلي بيمار است جائز نيست .

الف ـ در مواردي كه بيمار در حالت اغماء باشد و نتوان از خواسته وي آگاه شد آيا

موافقت و اصرار اطرافيان بيمار مي تواند ملاك عمل پزشك براي قطع مداوا باشد ؟

ج : نمي تواند .

س 955 : در صورتي كه مريض قبلا وصيت كرده باشد كه اگر چنين مسئله اي براي وي پيش

آمد ( حالت اغماء ) دوران احتضار وي طولاني نشود ، حكم مسئله قبل چه صورتي خواهد

يافت ؟

ج در اين مورد وصيت موثر نيست .

الف ـ در بسياري از موارد اتانازي غير فعال در مورد بيماراني مصداق دارد كه در حالت

اغماء مي باشند و زندگي آنها وابسته به دستگاه تنفس مصنوعي است و بدون دستگاه تنفس

مصنوعي قادر به ادامه حيات نمي باشند ، با توجه به مفروضات سوال و البته با توجه به

اينكه غالبا در مورد مسائل يقين 100% تحقق نمي يابد ـ و حتي مواردي گزارش شده كه

بعضي از اين بيماران به طور معجزه آسايي از مرگ نجات يافته و به زندگي عادي بازگشته

اند ـ آيا پزشك مجاز به قطع تنفس مصنوعي كه باعث تسريع در مرگ بيمار مي شود خواهد

بود ؟

ج : مجاز نيست .

ب : با توجه به كمبود امكانات بيمارستانهاي كشور و محدوديت تعداد تخت هاي بخش هاي

ويژه بيمارستانها ، اگر اشغال تخت توسط بيماري كه احتمال كمتري براي بازگشت دارد

باعث عدم پذيرش و احتمالا مرگ بيماري شود كه احتمال بيشتري براي برگشت دارد مسأله

قبل چه صورتي خواهد يافت ؟

ج : اين احتمال موجب ترك وظيفه نمي شود .

س 956 : آيا براي كارهاي كه طبيب همجنس هم مي تواند انجام دهد مي توان به پزشك غير

همجنس مراجعه نمود ؟


219

ج : اگر از جهت مهارت و حذاقت و امكان مراجعه و معالجه مساوي باشند و ضرورتي براي

مراجعه به غير همجنس در بين نيست نمي تواند به غير همجنس مراجعه كند .

س 957 : در بيمارستانها و مراكز پزشكي ، دانشجويان پسر جهت آموزش مبادرت به معاينه

نواحي مختلف بدن بيمار زن و دانشجويان دختر نيز مبادرت به معاينه نواحي مختلف بدن

بيمار مرد مي نمايند ، با توجه به اينكه اين امر يك موضوع آموزشي است كه در برنامه

تربيت پزشكان قرار دارد و نظر مبارك در مورد حدود آن چيست ؟

ج : با امكان اكتفاء به همجنس و عدم ضرورت ترتيبي داده شود كه آموزش ، متمركز در

همجنس باشد .

س 958 : پيشگيري از حاملگي و كنترل جمعيت راههاي مختلف دارد ، آيا افراد با اطلاع

از روشها و غوارض هر يك از آنها را مي توانند داوطلبانه انتخاب نمايند ؟

ج : لازم است نظر شوهر و نداشتي ضرر و موجب عقيم شدن را در نظر بگيرند .

س 959 : برخي از خانم ها حامله كه مي توانند به وضع طبيعي زايمان كنند اصرار دارند

كه سزارين شوند تا درد كمتري را تحمل كنند در اين زمينه حكم چيست ؟

ج : با نظر و موافقت شوهر اشكال ندارد .

س 960 : آيا زن مي تواند بدون رضايت شوهر از قرصهاي ضد بارداري استفاده كند يا مثلا

براي گذاشتن آي . يو . دي اقدام نمايد ؟

ج : دومي بدون اجازه شوهر جايز نيست ، و اولي نيز براي مدت طولاني جايز نيست و با

تذكر شوهر به عدم رضايت ، هيچ كدام جائز نيست .

س 961 : آيا قطع دائم حاملگي در بانوان كه زمينه مساعد براي به دنيا آوردن فرزندان

ناقص الخلقه دارند به ويژه در مواردي كه زايمانهاي پيشين نيز اين موضوع را ثابت كند

جايز است؟

ج : عقيم كردن جايز نيست .

الف ـ آيا جواز شرعي براي وازكتومي و بستن لوله ها جهت كنترل مواليد و جلوگيري از


220

رشد غير متعارف جمعيت عنوان حكم ثانويه ( حكومتي ) را داشته و با از بين رفتن ضرورت

قابل لغو است ؟

ج : از احكام ثانويه است و حدوثا و بقاءا تابع نظر فقيه است .

ب ـ بستن لوله هاي رحمي منجر به قطع دائم حاملگي مي شود و امكان آبستني مجدد مستلزم

عمل جراحي و شانس آن نيز در بهترين شرايط حدود 50 % است ، آيا اقدام به اين عمل جهت

كنترل جمعيت بلامانع است ؟

ج : اگر علم يا اطمينان به عقيم شدن باشد جايز نيست .

س 962 : آيا انجام عمل وازكتومي كه براي عقيم و نازا كردن مردان و با رضايت خود

آنها صورت مي گيرد و تقريبا غير برگشت است اشكال دارد اي خير ؟ آيا براي انجام اين

عمل رضايت همسر ضرورت دارد ؟

ج : عقيم كردن مرد يا زن جائز نيست .

س 963 : تغيير جنسيت مرد به زن و زن به مرد با عمل جراحي چه حكمي دارد ؟

ج : با نبودن زمينه خلقتا جايز نيست .

س 964 : شخصي وصيت مي كند كه پس از مرگ من بدن مرا به پزشكي قانوني تحويل دهيد تا

اعضا ءو جوارح من كه به درد مي خورد براي بيماران استفاده بنمايند ، آيا در ديدگاه

فقهي درست است ؟

ج : بعضي از اعضاي خود را مي تواند ، به شرط اينكه احترام ميت مسلمان رعايت شود و

بقيه اعضاء به طور معمول دفن شود .

س 965 : رحم زني را طي يك عمل جراحي برداشته اند ، خونهايي كه بعدا مي بيند محكوم

به چيست ؟

ج : اگر يائسه نشده و خون نشانه هاي حيض را دارا باشد ، احتياطا احكام حيض را بر آن

جاري كند .

س 966 : تزريقات زن توسط مرد و بالعكس كه متاسفانه در جامعه متداول است در صورت عدم

اضطرار چه حكمي دارد ؟

ج : در صورت عدم اضطرار جائز نيست مگر اينكه نگاه و لمس در بين نباشد .


221

س 967 : ويزيت غير متجانس در امور پزشكي و پيراپزشكي از قبيل فيزيوتراپي ، راديولژي

و سونوگرافي در صورت عدم اضطرار چه حكمي داشته و آيا پزشك مي تواند با مريض نامحرم

خيلي راحت همانطور كه اكنون در جامعه باب است و بين بعضي پزشكان عادي شده برخورد

كند ؟

ج : بايد موازين شرع مقدس اسلام كاملا رعايت شود .

س 968 : مستدعي است پاسخ چند سوال فقهي زير كه در پزشكي مبتلا به مي باشد مرقوم

فرماييد . امواجي كه بر روي نوار ثبت مي شود دال بر فعاليت مغز يا قلب مي باشد با

توجه به اينكه مي تواند امواج مغزي وجود نداشته باشند و قلب انسان به كمك دستگاههاي

مصنوعي فعاليت داشته باشد .

1 ـ آيا نداشتن امواج مغزي دال بر مرگ است يا نداشتن امواج قلبي ؟

2 ـ در حالت اغماي بدون برگشت كه مغز به طور كلي مرده است و حركات قلبي ، عروقي و

تنفسي به كمك دستگاهها و داروها نگهداري مي شود بنابر اينكه پيوند اعضاء بدن مباح

باشد آيا جدا كردن عضوي مثل قلب از بدن شخص در اين حالت براي پيوند به شخص ديگر

جايز است ؟

3 ـ آيا جدا كردن عضو در اين حالت ، جدا كردن عضو از انسان زنده محسوب مي شود يا از

بدن مرده ؟

4 ـ چه زماني احكام ميت مانند ارث ، وصيت ، عده وفات در مورد زوجه و ... بر او جاري

مي شود ؟ از زمان مرگ مغزي يا زمان جدا كردن دستگاههاي مذكور و توقف قلب ؟

5 ـ در صورتي كه افرادي كه با مرگ مغزي مواجه شده اند كاملا فاقد حس و حركت مي

باشند و خون در رگهاي بدن آنها از جريان افتاده و ضربان نبض آنها نيز قطع شده است و

مرده محسوب مي شوند ، حكم قطع عضو آنها چيست ؟

ج : فقيه وظيفه دارد كه احكام شرع مقدس اسلام را از قرآن مجيد و احاديث اهل بيت

عليهم السلام استنباط كند و در اختيار مردم بگذارد اما تشخيص موضوع به عهده فقيه


222

نيست و تشخيص آن در اغلب با نظر اهل عرف و گاهي با نظر متخصص است مثلا شارع مقدس

اسلام آب را پاك كننده معرفي مي كند اما اينكه آب چيست و حد و مرز آن تا كجاست ؟

اگر با مقدار بيشتر مخلوط باشد آيا باز هم آب صدق مي كند ، اين بستگي به نظر و

تشخيص اهل عرف دارد و نيز مثلا امر فرموده اند كه در حال نماز استقبال قبله نمائيد

آيا در استقبال اين اندازه دقت معتبر است كه اگر يك خط از وسط پيشاني نمازگزار خارج

شود به وسط خانه كعبه بخورد يا اينكه همينقدر كه عرفا بگويند مقابل خانه كعبه

ايستاده كافي است ؟ در اين مورد تشخيص و قضاوت با اهل عرف است .

در موارد مذكور در فوق نيز نظر عرف و نظر متخصص ملاك و ميزان است و به نظر مي رسد

تا خون در رگهاي بدن جريان دارد و نبض مي زند شخص نمرده است و در صورتي كه موردي

پيش بيايد كه اهل عرف متحير و مردد باشند و متخصص هم نتواند تشخيص قاطع بدهد بايد

به قواعد ديگري كه در اصول فقه مدون است مراجعه كنيم و مقتضاي قواعر در موارد مذبور

استصحاب است به اين معنا كه بايد بگوئيم هنوز نمرده است و احتياط نيز همين را اقتضا

مي كند بايد احكام ارث و وصيت وعده و وفات ... را زماني در نظر بگيريم كه يقين به

تحقق مرگ داشته باشيم .

س 969 اهداء و انتقال خون از غير مسلمان به مسلمان ، مرد به زن و بالعكس چه حكمي

دارد ؟

ج : جائز است .

س 970 : با توجه به اينكه دارو ( به استثناي داروهاي بدون نسخه ) به عهده پزشك است

يه داروساز اگر بيماري به حال اضطراري به دارو ساز مراجعه كند و داروساز ، دارو در

اختيار او قرار ندهد آيا در صورت نقص جسمي يا جرح يا فوت بيمار ، مقصر است ؟

ج : اگر دارو ساز مرض را تشخيص داده و دارو را مي شناخته و علاج آن منحصر به دارو


223

بوده است و از طرفي تهيه آن از جاي ديگر امكان نداشته است در اين صورت معصر و ضامن

است و در غير اين صورت ضامن نيست .

س 971 : جراحي غددي كه در بدن قرار دارند ( حتي اگر ضرري براي شخص نداشته باشد ) يا

جراحيهاي مختلف كه به جهت زيبايي انجام مي شود جايز است يا خير ؟

ج : اگر در جراحي مذكور غرض عقلائي داشته باشد و اسراف نباشد جايز است .

س 972 : از وقتي كه به دنيا آمدم گوشت اضافه اي مانند انگشت كوچك روي انگشت شستم

وجود داشته جراحي و برداشتن اين عضو اضافه از نظر شرعي جايز است يا خير ؟

ج : جائز است و اشكال ندارد .

س 973 : با توجه به اينكه جهت معاينه پروستات ، حتما بايد از طريق مقعد بيمار را

مورد برسي قرار داد تا تشخيص قطعي بيماري هاي پروستات داده شود و همچنين در بسياري

از بيماريهاي آلات تناسلي مشاهده و گاه لمس آنها ضروري است ، آيا در چنين مواردي

پزشك مرد مي تواند بيمار را بدون اشكال شرعي معاينه نمايد ؟ و اگر با عدم انجام اين

معاينه متوجه بيماري و مرض آن شخص شود و بيماري سرطان پيشرفت كند آيا پزشك مسئول

است ؟ با توجه به اينكه استفاده از آينه هميشه امكان پذير نيست و در ضمن عمل لمس را

نيز بايد با ديد كامل با دست انجام داد و از اين رو در حال حاضر در تمامي مراكز

درماني اين معاينه مستقيما انجام مي شود .

ج : در صورت انحصار راه تشخيص ، معاينه و لمس اشكال ندارد . طبيب اگر تقصير كند

مسئول است و در فرض مذكور معاينه مستقيم اشكال ندارد .

تشريح و كالبد شكافي :

س 974 : آيا كالبد شكافي ميت مسلمان يا غير مسلمان جائز است يا خير ؟ اگر كالبد

شكافي جهت تعليم براي نجات جان ديگران باشد حكم مسأله را بيان فرماييد ؟


224

ج : در صورتي كه حفظ و نجات جان مسلمانان بر آن متوقف باشد و افرادي به اين موضوع

نه براي تامين اغراض مادي اقدام مي كنند لازم است اگر ممكن است اين عمل را در اجساد

كافر حربي و اگر ممكن نشد در كافر ذمي و اگر ممكن نشد در اجساد مسلمين انجام دهند و

لازم است به مقدار لازم اكتفاء بكنند و از اهانت به بدن مسلمانان اجتناب شود و

احترام آن و ساير اموري كه مربوط به بدن مسلمان هست را در نظر بگيرند در كشف جرايم

نيز اگر موضوع مهم است و به آن متوقف است جايز است .

س 975 : اگر شخصي وصيت كند كه بعد از مرگش جنازه او را جهت تعليم به دانشكده پزشكي

هبه نمايند آيا وصيت او صحيح است ؟ در صورت صحيح بودن وصيت ، آيا ديه به خاطر كالبد

شكافي در اينجا تعلق مي گيرد يا خير ؟

ج : اگر خود در حال حيات وصيت كرده باشد بعيد نيست كه ديه ساقط شود ولي اگر وصيت

نكرده است جايز نيست و اگر اين كار را انجام دادند ديه ثابت است و هر آسيبي كه به

بدن ميت وارد مي شود موجب ديه مي گردد و بايد ديه را در راه خدا صرف نمايند و ثواب

آن به ميت مي رسد و در عين حال احترام بدن ميت مسلمان بايد در نظر گرفته شود.

س 976 : اگر شخصو وصيت نكند اما وارث يا اولياي ميت بخواهند جنازه ميت مسلمان را به

دانشكده پزشكي جهت تعليم علم طب هديه نمايند آيا صحيح است ؟ اگر جنازه را بفروشند

آيا جايز است ؟ آيا ولي فقيه يا حاكم شرع بدون رضايت صاحب ميت مي تواند چنين اجازه

اي دهد ؟

ج : اذن قبلي و وصيت ميت لازم است و اگر آن انجام نشده با نظر و اجازه فقيه جامع

الشرائط جايز است ، دليلي بر ولايت اولياء و اقرباي ميت در اين قبيل امور نداريم .

س 977 : همانگونه كه مشتحضريد يكي از وظايف پزشكي قانوني تشخيص و تعيين علت تامه


225

مرگ متوفايي مي باشد كه بنا به دلايلي از جمله بيم وقوع و يا وقوع جنايت براي محاكم

قضايي بايد علت تامه مرگ آنان روشن گردد و در اكثر موارد تشخيص و تعيين دقيق علت

فوت فقط با كالبد گشايي مقدور مي باشد و با اين اقدام است كه خيلي از جنايات به

وقوع پيوسته كشف كرديده و از پايمال شدن خون به ناحق ريخته مقتولين جلوگيري به عمل

آيد ، حال با عنايت به مطالب فوق ، استدعا دارد كه نظر مبارك خويش را در خصوص مسائل

زير مرقوم فرماييد :

1 ـ با توجه به اينكه انجام عمل كالبد شكافي راهي است براي كشف حقيقت و احقاق حق

اولياء دم آيا انجام اين عمل شرعا جايز است يا خير ؟

ج : در مواردي كه در فوق مرقوم گرديده است ، با رعايت احترام ميت مسلمان لازم است

كه انجام بگيرد .

2 ـ به فرض جايز بودن آيا رضايت اولياء دم براي انجام عمل كالبد گشايي شرعا لازم

است يا خير ؟ و اگر لازم است در صورتي كه بعضي از اولياء دم راضي و بعضي ناراضي

باشند شرعا چه حكمي دارد ؟

ج : رضايت و اذن آنها لازم است و در صورت اختلاف ، نظر حاكم شرع متبع است .

س 978 : آيا براي انجام عمل كالبد گشايي تشخيص پزشكي قانوني مي تواند جواز شرعي

باشد يا علاوه بر آن در خواست مقام قضايي نيز در اين خصوص لازم است ؟

ج : معيار ضوابط حكومت اسلامي است كه با سلسله مراتب به ولي فقيه منتهي مي شود .

س 979 : با فرض شرط بودن رضايت اولياء دم در جواز شرعي انجام كالبد گشايي آيا در

صورت در خواست مقام قضايي باز هم رضايت اولياء دم شرط است يا خير ؟

ج : مراجعه به انها لازم است ولي اگر اختلاف يا امتناع كردند متابعت نظر حاكم شرع

لازم است .

س 980 : علم تشريح و كالبد شناسي انسان از رشته هاي بسيار ضروري پزشكي است كه بدون


226

تشريح انسان ركني از اركان اصلي و اساسي پزشكي حذف مي شده است كه بالطبع مطالعه

ساير قسمت هاي پزشكي امكان پذير نخواهد بود . لذا تقاضامند است نظر مبارك را نسبت

به تشريح كالبد انسان اعلام فرماييد .

ج : تشريح بدن مسلمان جز در مواردي كه ضرورت اقتضا مي كند و يا حيات جمعي از

مسلمانان بر آن متوقف باشد جايز نيست و در غير مسلمان اشكال ندارد .

س 981 : آيا شكافتن قبر به منظور تشريح بدن ميت براي نجات فرد متهم به قتل يا شناخت

قاتل و اصولا اموري كه اهميت بيشتر از هتك حرمت است جايز است ؟

ج : جايز است .

س 982 : كالبد شكافي در مرگ هاي مشكوك براي تشخيص جرم چه حكمي دارد ؟

ج : بر اساس موازين متعارف اشكال ندارد .

تلقيح :

س 983 : انتساب طفل ناشي از تلقيح مصنوعي دو بيگانه با طفل ناشي ا ز وطي به شبه چه

تفاوتي دارند ؟

ج : در دومي شرعا نسب ثابت است ولي در اوّلي نَسَب ثابت نيست .

س 984 : همانگونه كه حضرت مستطاب عالي استحضار داريد تعدادي از زنان و مردان كه به

ازدواج يكديگر در مي آيند به دلايل طبي نمي توانند به طور طبيعي زاد و ولد نمايند و

نياز است كه روشهاي درماني مختلف براي كمك به آنها استفاده شود .

يكي ا زاين روشها ن لقاح خارج از رحم است . در اين روش تخمك را از زوجه و نطفه را

از شوهرش گرفته و آنها را با هم مخلوط مي كرده . از اختلاط و امتزاج تخمك و نطفه

جنين حاصل مي شود و بعد اين جنين به رحم زوجه منتقل مي شود تا حاملگي و بعد زايمان

صورت گيرد . لازم به ذكر است كه جنين ها هنگام انتقال به رحم فقط 24 تا 48 ساعت از

زمان لقاحشان گذشته و داراي 4 الي 8 سلول مي باشند . بسياري از اوقات تعداد جنين


227

هاي حاصله از نطفه زن و شوهر بيش از حد نياز است . در اين صورت اضافات آن منجمد شده

و بعدها د رصورتي كه زن حامله شد و زايمان انجام داد ، با رضايت زوجين ، جنين ها از

رده خارج و دور ريخته مي شوند .

از طرف ديگر تعدادي از زوجها وجود دارند كه به دلايل طبي به هيچوجه صاحب فرزند نمي

شوند اما براي برخي از آنها ، اين امكان از نظر طبي وجود دارد كه جنين هاي مازاد

دسته اول را در صورت عدم نياز زوجين ، به رحم اين زن انتقال داد تا او حامله شود و

زايمان انجام دهد و بعد بچه را شير داده و بزرگ نمايد .

سوالاتي كه در اين زمينه مطرح مي شود عبارتند از :

1ـ انتقال اين جنين ها به رحم زن ثالث از نظر شرعي چگونه است ؟

2ـ در صورت عدم نياز زوجين به جنين خود ، آيا وافقت آنها براي هديه جنين به غير

لازم است يا خير ؟

3ـ آيا والدين صاحب جنين مي توانند در ازاي اهداء جنين خود وجهي دريافت نمايند ؟

4ـ آيا ارائه مشخصات اهدا كنندگان جنين به دريافت كنندگان و يا برعكس لازم است يا

خير ؟

5ـ در صورت پسر بودن فرزند ، با زني كه در رحم او بزرگ شده محرم است يا خير ؟

6ـ در صورت دختر بودن ، فرزند با شوهر زني كه در رحم او بزرگ شده محرم است يا خير ؟

7ـ والدين فرزند حاصل ، چه كساني هستند ؟

8ـ تكليف ارث اين بچه ها پس از تولد چگونه است ؟

9ـ در صورت توافق قبلي والدين صاحب جنين ( صاحب نطفه و تخمك ) در اهداء جنين خود ،

آيا مي توانند پس از تولد نوزاد و يا سالها بعد ، از شخص ثالث مدعي استرداد طفل

شوند ؟

ج : انتقال دادن نطفه غير شوهر به رحم زن جائز نيست و در صورت انتقال فرزندي كه از

اين راه بوجود ميايد فرزند غير مشروع است بنابراين جواب بسياري از سوالات بعد منتفي


228

است و فقط رد مساله محرميت كه در بند 5 و 6 مطرح شده است و در مساله ازدواج احتياط

مراعات شود .

س 985 لقاح مصنوعي ما بين زن و شوهر چه حكمي دارد ؟

ج : اگر تلقيح ( رساندن نطفه مرد به رحم زن ) به اين صورت باشد كه زن و شوهر ما بين

خودشان نطفه را از شوهر گرفته در رحم آن زن داخل كنند و واسطه اي در بين نباشد بدون

اشكال جائز است و بچه اي كه از اين راه به وجود مي آيد متعلق به آنهاست و تمام

احكام فرزند از قبيل ارث و غيره بر آن مترتب مي شود . و در صورتي كه واسطه اي در

اين تلقيح ( تلقيح نطفه شوهر به همسرش ) دخالت داشته باشد هرچند آن واسطه به جهت

نگاه كردن به عضوي كه نگاه اجنبي بر آن جايز نيست يا لمس كردن آن كه خود گناهي اس ،

باشد ولي چون فرزند از نطفه شوهر آن به وجود آمده است باز احكام فرزند بودن ، به

طور كلي بر او مترتب مي گردد .

س 986 : لقاح مصنوعي ما بين غير زن و شوهر چه حكمي دارد ؟ و بچه اي كه از اين راه

به وجود مي آيد ملحق به كيست ؟ و از جهت ارث چه وضعي دارد ؟

الف : با علم مرد و زن

ب : با جهل هر دو

ج : با علم يكي از آنها و جهل ديگري

ج : در تلقيح نطفه ، تلقيح نطفه مرد احنبي به زن ، بايد توجه داشت كه

اين نوع تلقيح شرعا از جهت حكم تكليفي جايز نيست و اگر محقق شد در صورت علم مرد به

اين كار ، فرزندي كه به وجود مي آيد به آن مرد ارتباط ندارد ولي اگر زن جاهل باشد و

چنين تصور كند كه اين نطفه شوهر او است حكم وطي شبهه ( آميزش بر اساس اشتباه ) پيدا


229

مي كند و فرزند به مادر ملحق مي شود و احكام وطي شبهه از قبيل ارث و غيره بر آن

مترتب مي شود و چنانچه از طرف صاحب نطفه نيز شبهه اي باشد يعني او هم تصور كند كه

آن زني كه اين نطفه بر او تلقيح مي شود همسر اوست فرزند به او نيز ملحق مي شود و

احكام وطي شبهه بر او جاري مي گردد و اما در صورت علم مرد و زن در احكام مربوط به

نكاح و غير آن احتياط لازم است .


230

سقط جنين

س 987 : ديه سقط جنين اگر ذمي باشد ، يعني پدر و مادر آن كافر ذمي باشد چه مقدار

است ؟

ج : مراتب تكامل جنين را با اصل ديه ذمي با در نظر گرفتن مراتب جنين باديه مسلمان

بايد محاسبه كرد .

س 988 : اگر زن حامله مرض شود و دكتر متخصص تشخيص بدهد كه معالجه زن بستگي به سقط

جنين دارد ، آيا در اين فرض سقط جنين جايز است ؟

ج : جايز نيست .

س 989 : سقط جنين در مورد حاملگي در اثر تجاوز جنسي كه فشار روحي سختي را بر مادر

تحميل مي كند چه حكمي دارد ؟

ج : سقط جنين در هيچ حالي جائز نيست .


231

پيوند اعضاء

س 990 : اگر عضوي از بدن ميت غير مسلمان به بدن مسلمان زنده وصل شود و منجر به حلول

حيات نگردد لمس محلّ مذكور و نماز با آن چه حكمي دارد ؟

ج : اگر طوري است كه فعلا عضو بدن اين مسلمان محسوب مي شود و مثل دندان غير مسلمان

است كه بجاي دندان مسلمان در داخل لثه او قرار گرفته است پاك است و نماز با آن صحيح

است .

س 991 : پيوند زدن اعضاء محكوم به اعدام مثل كليه را به شخصي كه احتياج مبرم به

كليه دارد جايز مي دانيد يا خير ؟

ج : با اختيار و وصيّت آن فرد محكوم به اعدام جايز است .

س 992 : آيا فردي مي تواند وصيت كند كه پس از فوت ، عضوي از وي را خارج ساخته و به

ديگري پيوند زنند ؟ ( توضيح اينكه اكنون هزاران نفر نابينا در ايران وجود دارد كه

با پيوند قرنيه از چشم ميت به آنها ، بينا خواهند شد و ممكن است در آينده نيز اعضاي

ديگري مورد استفاده مفيد و معقول باشد )

ج : بلي مي تواند .

ب ) در صورت جايز بودن مساله فوق ، آيا وجهي به عنوان ديه يا عنوان ديگر بايد

پرداخت گردد ؟ و اين وجه در چه راهي مصرف شود ؟

ج : اين موضوع به كيفيت وصيت بستگي دارد كه در مقابل اگر مطلق باشد بايد در راه خير

مصرف شود و ثواب آن مال آن ميت مي باشد و به ورثه مربوط نيست .

ج ) در سوال بالا ، آيا اولياء ميت مي توانند چنين اجازه اي دهند ؟ ( با فرض عدم

وصيّت ) .

ج : نمي توانند .

س 993 : اگر فرد وصيت كند كه پس از فوت ، عضوي از او را به ديگري پيوند زنند ، آيا

اولياء ميت مي توانند به وصيت عمل ننمايند ؟


232

ج : لازم است در صورت امكان به وصيّت عمل شود .

س 994 : اگر فردي طبق سوال قبل وصيت كرده و پزشك به وصيت عمل نموده است ، آيا

اولياء ميت مي توانند عليه پزشك شكايت نمايند ؟

و آيا مي توانند ديه ، درخواست نمايند ؟

ج : اگر به وصيت عمل شده كسي حق اعتراض و شكايت ندارد و در خواست ديه به كيفيت وصيت

مربوط مي شود .

س 995 : از يك سو فردي دچار مرگ مغزي شده است و ضربان قلب و نيز نفس او به كمك

دستگاه كار مي كند لكن مغز به كلي از كار افتاده است و از نظر پزشكان همچون فردي

است كه سرش را از بدن جدا كرده باشند ، ( كه در اين صورت نيز فقط تا چند دقيقه قلب

به كار خود ادامه مي دهد ) بنابراين از نظر پزشكان ، مرده تلقي مي شود لذا پس از

مدتي دستگاهها را از او جدا مي نمايند .

از سوي ديگر فرد يا افرادي داريم كه جانشان در معرض خطر است و اگر عضو مورد نياز به

آنها پيوند نشود از دنيا خواهند رفت .

آيا براي حفظ بيماران زنده ، جايز است كه اعضاي فرد دچار مرگ مغزي را قطع و به

بيماران پيوند زنند ؟

ج : بلي جائز است كه اعضاي فردي كه دچار مرگ مغزي شده را قطع و به بيماران پيوند

بزنند ولي اگر وصيت نكرده است اين كار بايد با اذن و برنامه از طرف فقيه انجام شود

. و ديه نيز اگر وصيت نكرده است ساقط نمي شود و بايد پرداخته شود و در راه خير براي

ميت مصرف شود .

س 996 : در صحنه جنگ مسلمانان با كفار در صورتي كه حيات رزمنده مسلمان متوقف بر

پيوند اعضاء باشد آيا مي توان اعضاي ميت غير مسلمان را قطع و براي پيوند استفاده

نمود ؟ بر فرض جواز آيا در اين صورت ديه لازم است يا خير ؟ و بر عهده بيمار است يا


233

قطع كننده ؟ آيا عضو پيوند شده براي نماز اشكال ايجاد نمي كند ؟

ج : در اقدام به پيوند زدن در فرض مذبور كافر حربي بر كافر ذمي مقدم است و در كافر

ذمي ديه ثابت است و اصل كار بايد با نظر فقيه با رعايت سلسله مراتب انجام گيرد و

بعد از پيوند ، حكم بدن مسلمان را پيدا مي كند و براي نماز اشكال ندارد .

س 997 : در صورتي كه در اثر وقوع بيماري لا علاج و پيشرونده از نظر پزشكان مرگ حتمي

قريب باشد آيا مي توان از اعضاي بدن بيمار نظير قلب ، كليه و كبد براي پيوند به

بيماران و نجات جان آنان استفاده نمود ؟

ج : در فرض مزبور نسبت به اعضاي رئيسه بدن مانند قلب و ريه مثلا جائز نيست ولي

اعضاي غير رئيسه مانند انگشت يا يكي از كليه ها ، با اجازه او جايز است .

س 998 شخصي كه وصيت به تشريح و پيوند اعضاي بدن خود را كرده آيا بعد از مرگش اولياي

او ميتوانند اجازه چنين كاري را دهند ؟

ج : در فرض مذبور نمي توانند .

س 999 : امروزه علم پزشكي بسيار پيشرفت نموده است و پزشكان مي توانند برخي از اعضاي

فردي را كه به طور طبيعي فوت كرده و ضربان قلب نيز از كار افتاده است ، به بيماراني

كه در خطر مرگ هستند و يا زندگاني پر مشقت و رنج آوري دارند پيوند زنند ( مانند

كليه ، استخوان ، كبد ، چشم ، و غيره ) آيا اين عمل جايز است ؟

ج : اين عمل جائز است ولي اگر وصيت نكرده است لازم است با نظر و اجازه فقيه انجام

شود .

س 1000 : آيا بر پزشكي كه مي تواند با پيوند زدن اعضاي ميت فردي را از مرگ نجات دهد

، واجب است كه اين عمل را انجام دهد ؟

ج بلي واجب است ولي با اذن فقيه نيز انطباق پيدا كند .


234

س 1001 : آيا فردي كه در حال مرگ مغزي است ، ولي به وسيله دستگاه تنفس مصنوعي به

حيات نباتي ادامه مي دهد و از نظر پزشكي امكان برگشت وي وجود ندارد و مرده تلقي مي

شود مي توان عضوي را مثل چشم يا كليه براي پيوند خارج كرد ؟ با اين توضيح كه سال

گذشته لايحه اي نيز از دولت به مجلس آورده شد مساله پيوند قانوني شود . البته در

اينجا مطالبي مطرح است كه : مرگ مغزي و مرگ قلبي چيست ؟ مرگ مغزي كه مطرح است و

براي پيوند لازم ، هنگامي است كه چند نفر از متخصصان ذيربط نظر دهند انساني كه

تصادف كرده يا به هر علتي مغزش از كار افتاده ، ديگر به عنوان انسان زنده مطرح نيست

و به اصطلاح فقط زندگي نباتي دارد ، يعني با دستگاه مي شود او را نگه داشت ولي ديگر

شعوري ندارد چون هيچ گونه علائم از نظر مغزي روي نواري ثبت نمي گردد و هيچ نشانه اي

از حيات وجود ندارد ، اين هنگام نياز است ما قلب اين انسان را به طور زنده دارند ،

زيرا نمي شود از انساني كه فوت كرده آن طور كه در شرع مطرح است بعد از آنكه بدن سرد

شد و مرده قلب را خارج كرد چرا كه به درد پيوند نمي خورد بله چشم را مي شود برداشت

و كليه نيز يك بحث ديگري دارد ، حالا اگر قرار باشد نيز مثلا قلب را بردارند بايد

به زندگي نباتي اين فرد كه امروز با دستگاه مي باشد معلوم نيست يك ساعت دو ساعت دو

روز يا ... كه دقيقا مشخص نيست زنده مي ماند پايان داد و اين در حالي است كه قلب

كار مي كند ولي فرد شعور ندارد و دستگاه از فعاليت مغز چيزي را نشان نمي دهد سوال

اينجاست كه در چنين شرايطي آيا جايز هست قلب فرد را برداشته و به يك انساني كه

نيازمند است پيوند زده شود ؟ و باز در اين خصوص سوال ديگر هم مطرح مي شود كه اگر

قلب را برداشتند قابل فروش هست يا خير ؟


235

ج : در اينجا چند مسئله به وجود مي آيد و لازم است كه ما اين مسائل را يك يك بررسي

كنيم :

مساله اول اين است كه آيا مرگ به چه چيز تحقق پيدا مي كند ؟ آيا به از كار افتادن

قلب ، مرگ محقق مي شود ؟ ممكن است كه فعاليت مغز از كار بيفتد ولي قلب چند لحظه باز

هم به تپش خود ادامه دهد و در اسلام نيز غسل مس ميت آن وقت لازم مي شود كه بدن سرد

شود اما ميت و موت قبلا محقق شده و به خروج روح از بدن موت صورت گرفته است ، اما

اسلام براي تسهيل بيشتر مقرر داشته تا زماني كه بدن گرم است اگر كسي دست زد غسل به

گردنش نيايد چئن بايد دست بزند و محتضر را رو به قبله كنند و چشمانش را ببندد و آن

حالت حالتي است كه نبايد به علت عدم مس همگي كنار بروند و لذا اين مصلحتي است كه

اسلام براي تصحيل در كار قائل شده است اما معنايش اين نيست كه تا بدن سرد نشده فرد

نمرده است بلكه همينكه روح از بدن خارج شد مرده است اينكه مرگ به چه چيز محقق مي

شود بجز اينكه يك بحث مهمي است يك بحث فقهي نيز هست زيرا در اسلام حفظ حيات آن

اندازه كه ممكن است واجب است اگر مغز هنوز نمرده نمي توانيم كاري كنيم كه توقف حاصل

شود بلكه بايد سعي كرد كه حيات حفظ گردد و اگر نه به كار افتادن مغز شخص مرده است

كه به نظر مي رسد كه همين طور هم باشد ديگر آن وقت مي شود دستگاه را كنار گذاشت و

به قلب توجه نكرد چون عمده همان مغز است و قلب تلمبه اي است كه كار خود را تا مدتي

كه ممكن است دامه مي دهد و مهم مغز است كه مركز فرماندهي بدن است كه احساس و ادراك

و همه اينها به آن منتهي مي شود و در بعضي موارد قلب مي زند در حالي كه مرگ مغزي

همان طور كه مرقوم داشته ايد مسلم شده است مثلا فردي سكته قلبي مي كند كه متعاقب


236

آن قلبش از كار مي افتد در فاصله اي كه قلبش از كار مي افتد تا رساندنش به

بيمارستان چون چند دقيقه اي بوده كه قلب از كار افتاده است آن را با شوك الكتريكي

بر مي گردانند و قلب دوباره به كار مي افتد اما مغز ديگر از كار افتاده ، قلب كار

مي كند ، كليه كار مي كند و با لوله غذا به معده وارد مي كند ولي چشم زبان و مغز

كار نمي كند .

مسئله دوم اين است كه به واقع هنوز هم علم نتوانشته پاسخ دهد كه چگونه مرگ مغزي تحت

هيچ شرايطي قابل تجديد حيات نيست ولي مريض هايي بوده اند كه حيات به آنها بر گشته

است بخصوص در كساني كه جوان هستند و در اثر حوادثي اين وضعيت را دارند و اتفاق

افتاده كه بعد از دو ماه در مرگ مغزي به سر بردن باز علائم حيات مغزي در آنها پيدا

شده است .

مسئله بعدي اين است كه كار كردن قلب و مثلا ريه به چه نحوي است ؟ آيا بايد هر آن از

جانب مغز به اينها امدادي برسد با كار كنند ؟ يا اگر يك آن امداد رسيد ودستور صادر

شد و بعد قطع گرديد باز هم مي توانند دقايقي و لحظاتي بعد كار كنند ؟ اگر از نوع

اول است ، يعني هر لحظه و هز آن بايد از مغز امداد و دستور بگيرد لازمه است اينست

كه هرگاه مغز از كار افتاد كليه و ريه و قلب و ... هم از كار مي افتد و لذا اگر اين

اعضا كار مي كنند اشتباه است كه فكر كنيم مغز از كار افتاده است . و اگر نه يك لحظه

امداد كافي است كه يك عضو چند دقيقه بعد هم كار كند معلوم مي شود كه مغز از كار

افتاده و اين اعضا هستند كه خودشان كار مي كنند . و اين را بايد متخصصين روشن كنند

.

به نظر اين جانب مرگ وقتي محقق مي شود كه مغز از كار بيفتد ، براي اينكه اعضاي ديگر


237

هم اگر كا رمي كنند امدادش را از مغز گرفته و لو چند لحظه قبل اين امداد رسيده است

و اين هم ممكن نيست كه مغز از كار افتاده باشد ولي قلب و ريه و ... بتوانند در دراز

مدت به فعاليتهايشان ادامه دهند و اين را بايد دانست كه : هميشه فقه كليات را مي

گويد ولي تشخيص جزئيات ، با متخصّصين هر رشته است .

س 1002 : من يك شوهري دارم كه بينايي خود را از دست داده است آيا مي تواند يك چشم

خودم را به او تقديم كنم ؟ زيرا دوست دارد در اين انقلاب بزرگ نقشي داشته باشد و در

راه اين انقلاب كوشش نمايد .

ج : جايز نيست .

س 1003 : آيا خريد و فروش اعضا براي پيوند با اينكه عضو مورد اشاره يك كليه يا يك

چشم باشد فرقي نمي كند ؟

ج : در فرض مزبور يك كليه با يك چشم فرق دارد ، اولّي جائز است .

س 1004 : در مواردي كه قطع عضو به منظور پيوند زدن جائز است ، فروش آن عضو نيز جايز

است يا خير ؟

ج : ظاهر اين است كه شخص مي تواند در حال حيات خود عضو بدن خود را بفروشد كه پس از

مر گ او از آن براي پيوند زدن استفاده كنند ، بلكه جواز فروش تمام جسم براي تشريح

در مواردي كه تشريح جايز است بعيد نيست ، چنانچه گرفتن مبلغي براي دادن اجازه اين

موضوع نيز مانعي ندارد ، ولي احترام بدن ميت مسلمان و احكام غسل ميت و نماز و دفن

بايد مراعات شود.

س 1005 : بعضي افراد براي كمك به درمان بيماراني كه نياز به فرآورده هاي خوني يا

اعضاي بدن دارند حاضر مي شوند كه خون يا مثلا كليه يا چشم خود را بفروشند اين موضوع

چه حكمي دارد ؟

ج : در فرض مزبور فروختن خون و كليه در صورتي كه براي فروشنده خطر و ضرر ممتني به

نداشته باشد جائز است .


238

س 1006 : عضو پيوند زده شده بدن ميت غير مسلمان به بدن مسلمان كه حيات پيدا كرده

است از نظر طهارت چه صورتي دارد ؟

ج : در اين صورت ديگر نه تنها نجس و ميته نيست بلكه پاك است و نماز خواندن با آن هم

اشكال ندارد و همچنين اگر عضو حيوان نجس العين مانند سك و خوك نيز پيوند شود از

عضويت حيوان خارج مي شود و به عضويت بدن انسان در مي آيد .

?ده بدن ميت غير مسلمان به بدن مسلمان كه حيات پيدا كرده است از نظر طهارت چه صورتي

دارد ؟ ج : در اين صورت ديگر نه تنها نجس و ميته نيست بلكه پاك است و نماز خواندن

با آن هم اشكال ندارد و همچنين اگر عضو حيوان نجس العين مانند سك و خوك نيز پيوند

شود از عضويت حيوان خارج مي شود و به عضويت بدن انسان در مي آيد .


239

مسائل متفرقه

س 1007 : مستدعي است نظر مباركتان را در رابطه با قضاوت زنان و ورود زنان به دستگاه

قضائي جهت رسدگي به دعاوي حقوقي ، كيفري و امور حسبيه از بدو تشكيل پرونده ، مرحله

تحقيقات و ختم رسيدگي و اصدار و ابلاغ و اجراي حكم مرقوم فرماييد .

ج از آنجا كه قضاوت اسلامي يكي از شئون حكومتي اسلام است لذا قضاوت زنان و دخاللت

آنان رد مراحل امور قضائي در مواردي كه با تنظيم برنامه اي كه از طرف زعيم اسلامي

صورت گيرد و در چهار چوب موازين اسلامي تنظيم شود ، جايز است .

س 1008 : تشخيص موسيقي مطرب و حرام موكول به عرف است يا شخص مكلف ؟

ج : تشخيص متعارف ميزان است .

س 1009 : نصب پمپهاي پر فشار آب كه اخيرا عرضه شده در منازل در صورتي كه اگر پمپ

مشغول به كار باشد آب آن منزل فراوان و آب همسايه ها كم مي شود ، آيا نصب آنها جايز

است ؟ اخيرا در بعضي از مساجد هم اين كار مشاهده شده است .

ج : اگر موجب ضرر به آنها شود و يا اشكالي در كار آنها ايجاد كند جايز نيست .

س 1010 : آيا بردن نام مبارك حضرت بقيه الله الاعظم ( عج ) به نام خاص آن حضرت (

محمد بن الحسن المهدي (عج) ) در اين زمان اشكال دارد يا خير ؟

ج : در اين زمان اشكال ندارد .

س 1011 : وظيفه ما در برخورد با انحرافات و مسائل خلاف شرع ( فساد و بد حجابي ) كه

در جامعه گسترش يافته ( با در نظر گرفتن اين مطلب كه شرايط امر به معروف حاصل نيست

) چيست ؟

ج : به مراكز مسئول تذكر دهيد .

س 1012 : اگر فرزند براي رفع نيازهاي شرعي خود به اماكن مقدسه برود و پدرش در منزل


240

نيست با به او بگويد ولي مادر هست آيا حتما اجازه پدر لازم است ؟ اگر هر دو يا يكي

از آنان در منزل نباشد ولي فرزند بداند آنها راضي هستند كه براي كاري فردي از منزل

خارج شود اشكال دارد ؟

ج : اشكالي ندارد .

س : 1013 : اگر پدري پشت بام خانه را با قير دزدي آسفالت كند آيا زندگي زن و

فرزندان او در صورتي كه مسكني ديگر ندارند در آن خانه اشكال دارد ؟

ج : براي زن و فرزندان در فرض مذكور اشكال ندارد .

س 1014 : معاشرت با كسي كه نماز را عمدا ترك كرده و نسبت به نامحرم و محرم بي تفاوت

است و حجاب را كنار گذاشته و امر به معروف هم تاثيري در او ندارد چه حكمي دارد ؟

ج : در صورتيكه معاشرت كننده تحت تاثير او قرار نگيرد معاشرت به اندازه متعارف

اشكال ندارد .

س 1015 : متأسفانه در بعضي خانواده ها و حتي خانواده هاي مذهبي هنگامي كه مجالس

عروسي برگذار مي كنند مرتكب خيلي از حرام ها از قبيل رقص و اختلاط زن و مرد نامحرم

و ترانه هاي حرام مي شوند و استدلالشان اين است كه مجلس عروسي بايستي شاد باشد و

غالبا مي گويند يك شب كه بيشتر نيست لطفا بفرماييد اين استدلال صحيح است يا خير ؟ و

شركت در اين مجالس ( با فرض اينكه اگر شركت نكند خانواده مذكور ناراحت شده و بعد

قطع رابطه مي كنند ) چه حكمي دارد ؟

ج : شركت در مجالس حرام حرام است ، مگر اينكه بتوان نهي از منكر نمود و لازم است كه

مسلمان هميشه بر اساس دين مقدس اسلام حركت نمايد .

س 1016 : لطفا نظر شريف خود را در مورد مسائل زير مرقوم فرماييد :

1ـ طلبه شدن در عصر حاضر واجب كفائي است يا عيني ؟

ج : واجب كفائي است ولي آموختن مسائل شرعي مورد احتياج واجب عيني است .

2ـ اگر كسي بخواهد طلبه بشود ولي پدر و مادر او مانع شوند وظيفه اش چيست ؟


241

ج : بايد پرسيد كه پدر و مادر به چه علت مانع مي شوند اگر منطف صحيح نباشد نمي

توانند مانع بشوند .

س 1017 : نظر كردن خانمها به فيلمهاي ورزشي كه از سيماي جمهوري اسلامي ايران پخش مي

شود ، به ويژه در ورزش كشتي و شنا كه اكثر بدن مردان نمايان است چگونه است ؟

ج : در صورتي كه موجب فساد و فحشاء باشد جايز نيست .

س 1018 : بعضي از ذاركين در مدايح اهل بيت با تعبيراتي مانند : ( مست مستم من ، هر

چه بادا باد ، علي پرستم من ، همچو مادرت زهرا از همه خوشگلتري ، يا ابا صالح بيا )

را به كار مي برند كه به نظر مي رسد با شأن اهل بيت عليهم السلام منافات دارد ، به

كار بردن اينگونه الفاظ چه حكمي دارد ؟

ج : هر تعبيري كه منافات با عظمت مقام اهل بيت عليهم السلام دارد يا يا مباني مذهب

سازگار نيست حرام است .

س 1019 : اخيرا معمول شده براي نونهالان جشن تكليف برگذار مي كنند و لي در برخي از

اين مجالس بجاي اينكه نونهالان و حاضرين را به مسائل ديني و حلال و حرام الهي و

عبادات جلب كنند اين مجالس را با زدن و رقصيدن بر پا مي نمايند نظر حضرت عالي در

مورد برپايي اينگونه مجالس چيست ؟

ج : لازم است جشن تكليف را با ذكر مطالب شرعي و اخلاقي برگزار نمايند .

س 1020: خانمي در شكمش دو بچه دارد و وقت زايمان او است وي را به بيمارستان انتقال

داده و متوجه شده اند كه سرهاي بچه ها به رحم مادر چسبيده و دكتر ها تشخيص داده اند

اگر سرهاي بچه ها را ببرند مادر سالم و زنده مي ماند و اگر رحم مادر را ببرند بچه

ها زنده مي مانند و از طرفي هم قتل نفس حرام است وظيفه ما در اين مورد چيست ؟

ج : در اين موارد اگر بريدن رحم مادر موجب مرگ مادر مي شود وظيفه خاصي نداريد و دست

نگه داريد .


242

س 1021 : آيا دفن كردن ميت در قبري كه شخصي در ا، ساليان قبل دفن شده است با احتمال

بر اينكه ميت اولي از بين رفته و تنها مقداري از استخوانهايش باقي مانده است جايز

است يا خير ؟

ج : تا ميت او لي كاملا نپوسيده و خاك نشده است نبش قبر جايز نيست و ميت ديگر را در

آن قبر نمي توان دفن كرد .

س 1022 : به چه كسي سادات مي گويند ؟ و رواياتي كه در اين مورد آمده بيان فرماييد .

ج : كسي كه نسلش به هاشم مي رسد از سادات است و براي روشن شدن بيشتر مطلب به جلد 6

وسائل الشيعه مراجعه بفرماييد .

س 1023 : اگر مستأجري ملك را بعد از انقضاء مدت اجاره تخليه ننمايد آيا مي توان او

را با تعزير يا حبس و ... وادار به تخليه نمود يا خير ؟

ج : وادار نمودن از تذكر و نصيحت آغاز مي شود و مراحل متفاوت دارد و آنچه كه مرقوم

شده است آخرين مرحله است و مرحله آخر با نظر حاكم شرع است .

س 1024 : نظر مبارك در مستثنيات دين چيست ايا تلفن منزل ماشين به هر قيمت كه باشد

جزء مستثنيات دين است يا خير ؟

ج : احتياج و شأن و حداقل را بايد در نظر گرفت .

س 1025 : بعضي از پرسنل راهنمايي و رانندگي ، رانندگان متخلف را متوقف و بجاي جريمه

مبلغي از آنان بعنوان رشوه مي گيرند و متخلف را رها مي نمايند و اينگونه پولها از

نظر شرعي چه حكمي دارد ؟

ج : در صورتي كه صاحبان اين پولها مجهول است مجازند كه آنها را به عنوان مظالم و

مجهول المالك به افراد فقير بدهند .

س 1026 نظر مبارك شما پيرامون نمايش فيلم و برگزاري كلاسهاي آموزش ورزشهاي رزمي و

كاراته جهت جذب نوجوانان به سمت مساجد علاوه بر تدريس قرآن و احكام چيست ؟

ج : در صورتي كه همراه با فساد اخلاقي و يا احيانا آميخته با گناه نباشد اشكال


243

ندارد ، ضمنا اگر برنامه هاي مذكور در مساجد برگزار مي شود نبايد مزاحم عبادت و

اجتماعات مردم باشد .

س 1027 : زنان يا مرداني كه در كنار خيابانها و يا پياده روها نشسته و براي مردم

فال مي گيرند و از گذشته و آينده خبر مي دهند ، آيا كار آنها مشروعيت دارد و پول

دادن به آنها جايز است ؟

ج : جايز نيست .

س 1028 : افرادي دعانويس هستند و بيماران و افرادي كه از همه جا دستشان بريده شده

پيش اين گروه مي روند ، آيا چنين چيزي در اسلام وجود دارد ؟

ج : اگر دعاها مطابق ادعيه وارده از حضرت خاتم ( صلي الله عليه و آله ) و اعمه

اطهار عليهم السلام باشد مثل كتاب مفاتيح الجنان و زاد المعاد جايز است .

س 1029 : احتراما برخي از افراد شيفته ، دلشده و سوخته بي قرار حضرت مهدي موعود

ارواحنا فدا ، اخيرا اظهار مي دارند وجود مبارك و محبوب امام حجه ابن الحسن العسكري

( عليه السلام ) ظهور فرموده اند و گوش مبارك به اذن كردگار سپرده تا جهان را

بعدالت مزين فرمايند ؟ و جالب اينكه اين گروه مشتاق ، زمان را زودتر از 4 الي 5 سال

براي حضور فرح انگيز و جانفزاي حضرت تعيين ميدارند . حضرتعالي چه مي فرماييد ؟ عطر

دلاويز حضور و ظهور به مشام خاصان رسيده است ؟

ج : منتظر فرج آن حضرت عجل الله فرجه الشريف و ارواحنا لتراب مقدمه الفداء بمعناي

واقعي كلمه با توفيق پروردگار بايد باشيم ولي بما دستور فرموده اند كه وقت تعيين

نكنيد . اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه و اجعلنا من انصاره و اعوانه .

س 1030 : در برخي كتب ( موجود در بازار ) آمده است كه حضرت حجت ارواحنا فدا داراي

همسر و فرزندان مي باشند ؟ نظر مبارك چيست ؟

ج : اگر نقل معتبر باشد بايد قبول كرد و استبعاد ندارد .


244

س 1031 : آيا نشستن در كنار نامحرم در تاكسي و ديگر وسائل نقليه عمومي جايز است ؟ (

در صورتي كه تماس بين اين دو از روي لباس باشد )

ج : در صورتي كه فشار و اتكاء باشد جايز نيست .

س 1032 : چيدن ميوه از باغ كشاورزي براي خوردن در همان محل بدون اجازه از صاحب باغ

، آيا حلال است يا خير ، و اين كه مي گويند به اندازه خوردن حلال است و براي بردن

حلال نيست ، چگونه است ؟

ج : اگر درخت ميوه در ( سر راه ) رهگذر قرار داشته باشد مي توان در حال ( عبورش )

از ميوه آن درخت بري خوردن در ( همانجا ) استفاده كند ، به شرط آن كه از حد يكدفعه

سير خوردن و احتياج تجاوز نكند .

س 1033 : عطر زدن و استعمال بوي خوش براي آقايان و بانوان در صورتيكه به مشام

نامحرم برسد ، چگونه است ؟

ج : براي بانوان جايز نيست .

س 1034 : در مورد دوچرخه سواري بانوان نظر حضرت عالي چيست ؟

ج : اگر فقط خوشان باشند اشكالي ندارد .

س 1035 : آيا براي دور انداختن كاغذهايي كه اسماء جلاله يا اسامي معصومين عليهم

السلام در آنها وجود دارد مي توان به طوري در آنها دخل و تصرف كرد كه ديگر آن كلمه

خوانده نشود ؟ مثلا با سياه كردن بعضي از حروف آنها ، آيا به اين كار محو نمودن صدق

مي كند ، يا خير ؟

ج : با دخل و تصرف مزبور نيز از كاري كه موجب هتك احترام است خودداري كنند .

س 1036 : مشاهده حجم بدن نامحرم از روي پوشش ، چگونه است ؟

ج : تا قصد و نحوه نظر چگونه باشد و اگر با ريبه و تلذذ باشد حرام است .

س 1037 : دست افشاني بانوان در مجلس عروسي زنانه چگونه است ؟

ج : در مجلس عروسي با توأم نبودن با محرمات ديگر بي اشكال است .


245

س 1038 : آيا خوردن شير حرام ( شير سگ ) انسان را از نسب خاتم انبياء مي اندازد ؟

ج : هر چند شير سگ حرام و نجس است ولي اين اثر ثابت نيست .

س 1039 : به نظر جناب عالي بهترين دعاء چه دعائي است؟

ج : دعائي كه در حال خضوع و خشوع و تضرع و توجه خوانده شود و سند صحيح داشته باشد و

مناست ايام باشد.

س 1040 : بهترين خوف ، خوف از خالق است ( البته از عظمت خالق ) اين خوف را چگونه در

خود ايجاد كنيم ؟

ج : با تفكر در عظمت خداوند و عواقب گناه و معاصي و دعاهايي كه از اهل بيت عليهم

السلام رسيده است .

س 1041 : آموزش و فراگيري آهنگهاي قرآني به منظور يادگيري و تلاوت چگونه است ؟

ج : جايز است و بسيار مطلوب .

س 1042 : آيا روكش يا عين جنس طلاي زرد يا سفيد براي زينت دندان يا مرمت آن را جايز

مي دانيد يا خير لطفا توضيح بفرماييد .

ج : زينت به طلا به هر عنوان براي زن اشكال ندارد ولي براي مرد طلاي سفيد كه اشكال

ندارد و اما طلاي زرد اگر فقط براي زينت باشد در دندانهاي جلو اشكال دارد ولي براي

زينت اگر نباشد و جنبه معالجه و استحكام داشته باشد اشكال ندارد .

س 1043 : طلبه اي كه از شهريه آقا امام زمان ( عليه السلام ) استفاده مي نمايد آيا

مي تواند از كمك مالي خانواده نيز استفاده كند ؟

ج : بلي مي تواند مخصوصا براي كسب مخارج خود .

س 1044 : اخيرا كه مرسوم شده ، دارندگان سكه طلا ، سكه هاي خود را به متقاضيان

اجاره مي دهند و ماهانه مبلغي را بابت حق الاجاره دريافت مي نمايند ( با توجه به

نوسان قيمت طلا اين كار از دو طرف ريسك است ) فردي كه سكه را اجاره مي نمايد متعهد

است در موعد مقرر سكه ها را عودت دهد و سكه هاي برگشتي به يقين همان سكه اوليه نيست


246

، زيرا فرد اول كه سكه ها را اجاره كرده است به منظور فروش آن در بازار و نقد كردن

سكه به پول رايج بوده است ليكن از همان نوع سكه ( آزادي و تمثال حضرت امام ...) را

بايد عودت نمايد . خواهشمند است نظر فقهي خود را در مورد اين نوع اجاره اعلام

فرماييد.

ج : اجاره به صورت مذكور در سوال باطل است و مشروع نيست .

س 1045 : آيا گذاشتن ريش بلند به اندازه بلندتر از انگشتان جايز است يا خير ؟

ج : جايز است .

س 1046 : كف زدن چه حكمي دارد ؟

ج : كف زدن به تنهايي حرام نيست ولي از ديدگاه اسلام مسلمانان بايد وقار و متانت

خود را در مجالس و مجامع خود هميشه حفظ كنند و اعمال و حركاتي كه نشانگر جلف و سبك

بودن است و وقار و عظمت و متانت آنها را خدشه دار مي سازد كنار بگذارند و مخصوصا در

مجالس مذهبي به همان فرستادن صلوات و گفتن الله اكبر به مجلس خود عظمت و شكوه بدهند

.

س 1047 : بعضي از مسئلين سازمان ها و ادارات اخيرا با وجود آقايان از خانهاي جوان

به عنوان منشي و رابط بين خود و ارباب رجوع استفاده مي كنند . نظر مبارك حضرت علي

در اين مورد چيست ؟

ج : گر چه موضوع مذكور به حكم اولي اسلام جايز است ولي براي اينكه مورد تهمت و سوء

ظن قرار نگيرد لازم است از وجود آقايان به عنوان منشي و رابط استفاده كنند و

استفاده از وجود خانم براي رابط و منشي را به مسئولين زن واگذار نمايند .

س 1048 : اگر شخصي در اتومبيلي سوار شده كه نوار موسيقي يا غنا گذاشته اند و بداند

نهي از منكر سودي ندارد ، وظيفه چيست ؟

ج : نهي از منكر با شرايطي لازم است و بدون آن شرايط لازم نيست ولي اگر ممكن است

خودش با آن وسيله به طرف مقصد نرود .

س 1049 : آيا سربازي كه در حين انجام مأموريت براي بردن سوخت در قسمت نگهداري اسراء


247

جنگي به دره سقوط نموده و از دنيا رحلت كرده و كارشناسان ارتش در دولت اسلامي ايشان

را جزء شهداء محسوب كرده و از مزاياي خانواده شهيد بهره مند نموده اند . آيا اين

نظر صحيح مي باشد ؟ و اخذ اين مزايا به عنوان شهيد براي وارث جايز است ؟ و بالاخره

از لحاظ ثواب مسأله ايشان چطور است ؟

ج : مشروعيت اخذ مزاياي مذكور تابع ضوبط كارشناسان ارتش است و اگر ضوابط آنها شامل

مورد مذكور در فوق مي شود اشكال ندارد . و بردن ثواب هم تابع قصد آن سرباز است ،

رحمة الله عليه .

س 1050 : مفهوم شخصيت حقوقي كه در قانون موضوعه بخصوص در حقوق تجارت داريم آيا در

فقه چنين عنوان يا مفهومي يافت مي شود ؟

ج : اين الفاظ اصطلاحاتي است كه بعدا بوجود آمده است ولي محتوا و معناي آن در فقه

وجود دارد .

س 1051 : بحثهايي در خصوص خلفاي سه گانه چگونه مي باشد براي روسن شدن قضايا مي

توانيم بحث كنيم يا خير ؟

ج : با منطق و دليل و با مراجعه به مثل المراجعات و الغدير و معالم المدرستين و

امثال آنها بحث شود .

س 1052 : در زيارت امام حسين عليه السلام مي خوانيم ، سلام بر حسين و بر علي بن

حسين عليه السلام و سلام بر اولاد و اصحاب و انصار ، چه سري است كه نام برادران

امام حسين عليه السلام يا مخصوصا آقا عباس بن علي عليه السلام در اين سلام گنجانده

نشده است ؟

ج : اصحاب و انصار شامل برادران حضرت سيد الشهداء نيز مي شود .

س 1053 : شخصي براي كسي كار مي كرد و اجرت معيني ذكر كرده بود ، پس از انجام عمل

اجرت او را كمتر داده است آيا مي تواند از ساير اموال او كه باقي مانده اجرت را به

عنوان تقاص بردارد ؟

ج : اگر حق او را ندهند مي تواند با اذن حاكم شرع به عنوان تقاص بردارد .


248

س 1054 : الف ـ آيا امر پدر بر ترك مستحب و فعل مكروه ، واجب الاطاعه است ؟

ب ـ امر پدر ، بر فعل مستحب يا مباح و ترك مكروه ، چه نقشي دارد و چه تكليفي را

براي فرزند به وجود مي آورد ؟

ج ـ عاق والدين به چه معني است ؟ در چه شرايطي تحقق مي يابد ؟ آثار آن چيست ؟

د ـ مقام مادر بالاتر است يا پدر ؟ در مقام تعارض بين اطاعت امر پدر و مادر كداميك

واجب است ؟

ج : در آن محدوده اي كه معاشرت اجتماعي معمول و متعارف اقتضا مي كند كه پدر و مادر

نظر بدهند و نافرماني گوش ندادي به نظر آنها در عرف متشرعه خلاف محسوب مي شود اطاعت

امر ايشان لازم است . ولي در مواردي كه در عرصه معاشرتهاي اجتماعي ارتباطي به پدر و

مادر وجود ندارد و انسان خودش بايد تصميم بگيرد و نظر آنها يك نوع دخالت در زندگي

شخصي انسان محسوب مي شود اطاعت از آنها واجب نيست و اين جواب كلي بسياري از

پرسشهايي است كه مرقوم داشته ايد .

س 1055 : د رمقام تعارض بين امر پدر و همسر ، اطاعت امر كدام يك براي زن مقدم است ؟

ج : در مقام تعارض در يك امر مشروع ، امر همسر مقدم است .

س 1056 : در چه مواردي امر پدر و مادر ، بر فرزند حرام است ؟

ج : در موردي كه پدر يا مادر به امري كه خلاف شرع است امر كنند .

س 1057 : جوائزي كه در كل بانكهاي ايران از طريق قرعه كشي اعم از جوائز نقدي ، مسكن

، خودرو و سود بانكي به برنده تعلق مي گيرد چه حكمي دارد ؟

ج : دادن جايزه بر اساس قرعه به افرادي كه داراي مزيت مشروع مي باشند جائز و حلال

است و مسئله حليّت سود بانكي در اواخر توضيح المسائل مرقوم گرديده است ، مراجعه

بفرماييد .

س 1058 : دو نفر كه با هم وارد ساختماني ( محدوده پاسگاه هوايي ) شده و به كمك


249

يكديگر شمش مسي به بلندي 5 متر را مي دزدند ، اما يكي از آنها از اين دزدي هيچ سهمي

نمي گيرد و فقط با او همكاري كرده اين شخص كه هيچ سهمي از دزدي نبرده بخواهد تاوان

اين دزدي را بپردازد چگونه بايد عمل كند ؟ اگر پول پرداخت آن را ندارد چه ؟ و خلاصه

حكم اين دو نفر چيست ؟

ج : در فرض مسأله اين دو نفر هر دو ضامن مي باشند و هر يك از آنها بايد نصف قيمت آن

شمش را به مسئول آن مركز بپردازند و اگر فعلا قدرت پرداخت آن را ندارند لازم است كه

تصميم پرداخت را در هر زمان ممكن هر چه زودتر داشته باشند و اگر در حال حيات

نتوانند بايد وصيت كنند كه از تركه آنها پرداخت شود .

س 1059 : استهزاء و تحقير و غيبت جواناني كه موسوم به ( رپ ) هستند چه حكمي دارد؟

ج : جائز نيست .

س 1060 : آيا ناسزا گفتن و فحش دادن به ديگران اشكال دارد ؟ و در برابر شخص ناسزاگو

چه بايد كرد؟

ج : مسلما اشكال دارد و حرام است و ناسزا گفتن و فحش دادن را نبايد با فحش دادن

جواب داد بلكه اگر ممكن است با رعايت مراتب نهي از منكر كه از منطق ملايم آغاز مي

شود بايد نهي از منكر كرد و اگر ممكن نيست حلم و سكوت تاثير زيادي در تنبه او دارد

.

س 1061 : اگر انسان در بي نمازي فردي يقين پيدا كند و با او دوست باشد پس از يقين

به اين موضوع آيا ادامه دوستي جايز است يا خير ؟

ج : اگر ادامه دوستي بر اساس تدبير ناصحانه موجب تنبه او شود راجح بلكه لازم است و

اگر نه سعي شود كه ترك دوستي باعث تنبه او شود .

س 1062 : كشيدن دخانيات و سيگار در جمع دانش آموزان كه معمولا اثرات سوء تربيتي

دارد از طرف مسئولين مدرسه ومعلمين ومعاونين جايز است يا خير ؟

ج : چون همانطور كه مرقوم داشته ايد اثرات سوء تربيتي دارد اجتناب شود .


250

س 1063 : سيمخ زدن براي اهل بيت عليهم السلام به صورت برهنه حتي اگر منجر به سرخ

شدن يا كبود ، يا خون آمدن سينه شود آيا كار شرعي است ؟

ج : به طوري كه در بين شيعيان متعارف است اشكال ندارد .

س 1064 : آيا معاشرت با افرادي كه نماز و روزه و خمس و زكات را ترك كرده اند حرام و

گناه است ؟

ج : در صورتي كه ترك معاشرت شما موجب تنبيه آنها باشد معاشرت نكنيد .

س 1065 : بازي با پاسور بدون شرط برد و باخت چه حكمي دارد ؟

ج : جائز نيست .

س 1066 : اگر كسي فاضلاب شخصي خود را به آب مورد استفاده عمومي باز كرده باشد چه

صورتي دارد ؟

ج : جائز نيست و حرام است .

س 1067 : حكم حشيش و مكاني كه در آن حشيش كشيده مي شود چه صورتي دارد ؟ آيا آن مكان

پاك است يا نجس ؟

ج : حشيش حرم است ولي نجس نيست .

س 1068 : الف ـ اينكه مي گويند خلقت آدم پس از خلقت انسان بوده يعني چه ؟ آيا انسان

با آدم فرق دارد ؟

ب ـ خداوند مي فرمايد كه (اي محمّد ! اگر تو نبودي جهان را خلق نمي كردم ) لطفا

بفرماييد كه چرا خداوند ، جهان را آفريده و بعد از يك مدتي بسيار طولاني آدم را خلق

كرده و باز بعد از يك مدت طولاني پيامبر( صلي الله عليه و آله وسلم ) را فرستاده و

بعد ايشان را از اين جهان بردند ، چرا خداوند از همان ابتدا پيامبر را خلق نفرمودند

؟

الف ـ مضمون اول صحيح نيست .

ب ـ خداوند متعال قبل از خلقت عالم و آدم عليه السلام انوار حضرت محمد ( صلي الله

عليه و آله و سلم ) را آفريده است و خداوند حكيم آنچه را كه مقتضاي حكمت و مصلحت


251

است انجام مي دهد ، بر ما لازم است كه تسليم و مطيع و شاكر باشيم .

س 1069 : نياكان و اجداد ما كه متوفي شده اند به سيادت و سيد بودن اشتهار و معروفيت

دارند لكن با وجود احراز شرايط مذكور ، ما كه فرزندان و يادگار نسل آباء و اجداد

گذشتگان خود در عصر حضر هستيم دسترسي به شجره نامه هاي معتبر آنان در رابطه با

سيادت خويش نداريم و با عنايت به صغر سن ما ( نسل جديد ) و عدم اطلاع از سوابق

اجداد گذشته خويش و با يقين و اطمينان بر ما محرز و مشخص نشده است كه انتساب شجره

ما به كدام امام عليه السلام منتسب است ، حكم سيادت و تكليف شرعي درباره ما چگونه

است ؟

ج : در ثبوت سيادت شياع و اشتهار موجب وثوق و اطمينان كافي است .

2 ـ پيدا كردن ريشه و شجره و تشخيص انتساب به كدام يك از ائمه معصومين عليهم السلام

لازم نيست و همانطور كه گفته شد اشتهار و شياع موجب اطمينان كفايت مي كند .

س 1070 : احتراما به استحضار مي رساند كه در مجالس ائمه اطهار عليهم السلام كه به

مناسبت ولادت ايشان يا ساير اعياد شيعي برگزار مي گردد خواندن مولودي ، ارجوزه و

مداحي ائمه مرسوم است كه در آنها مردان يا بانوان كف مي زنند خواهشمند است نظر

مبارك را در زمينه هاي زير مرقوم فرماييد .

1ـ كف زدن در اين گونه مجالس از نظر شرع مقدس چه صورتي دارد ؟

2ـ در هنگام سخنراني وعاظ در مجالس فوق كف زدن براي تأييد مطالب سخنران چه صورتي

دارد ؟

3 ـ حكم كف زدن در مساجد چيست ؟

ج : مناسب شأن و منزلت مساجد و مجامع ديني اين است كه مراقب همان شعارهاي

مذهبي و سنتي خودمان باشيم و با فرستادن صلوات و گفتن تكبير مجالس و مجامع خود را


252

معطر و منور نمائيم و بر شكوه و عظمت آن بيفزاييم وفقكم الله تعالي

س 1071 : با توجه به نياز استفاده از تلفن عمومي داشتن پول خورد ضروري است و از

آنجا كه اداره مخابرات و بانكها از ارائه پول خورد دريغ مي كنند ، عده اي 2 ريالي و

5 ريالي را به عنوان مثال به مبلغ 10 يا 12 ريال در ميدانهاي شهر مي فروشند ،

خواهشمند است نظر مبارك خويش را در خصوص چنين كاري بيان فرموده ، همچنين حكم كسي كه

با توجه به نياز آن را جهت استفاده مكالمه تلفني مي خرد چيست ؟

ج : در فرض مذكور پول از ثمن و پول خورد بودن خارج شده و به عنوان يك مثمن و متاع

مورد استفاده قرار مي گيرد ، بنابراين خريد و فروش آن به قيمت متعارف براي رفع

احتياج مذكور در فوق جائز است .

س 1072 : مشاهده مي شود در نيروهاي مسلح ، عده اي از عناصر كادر ساعات اداري و غير

اداري از سربازان وظيفه جهت امور شخصي خود استفاده مي نمايند ، خواهشمند است نظر

مبارك خويش را در اين خصوص بيان فرماييد ، آيا پرسنل كادر در قبال استفاده از پرسنل

وظيفه در ساعات غير داري ( مانند نقاشي ساختمان و ... ) بايستي هزينه اي را به دولت

يا شخص كننده كار بپردازد ؟

ج : جواز استفاده از پرسنل وظيفه براي افرادي كه ذكر كرده ايد و عدم جواز آن تابع

ضوابط حكومت اسلامي است و حكم هزينه مورد سوال نيز همين است .

س 1073 : در بعضي مساجد ، اهل محل قرآن هاي اوراق شده را در مسجد گذاشته اند ، و

اكنون در مسجد محل شايد متجاز از پنجاه جلد قرآن اوراق شده موجود است كه قابل صحافي

نيست ، وظيفه امام جماعت و هيئت امناء و مسجد چه مي باشد ؟ آيا جائز است كه در

بيابان دفن كنند يا در دريا و آب روان بريزند .

ج : جائز است .


253

س 1074 : از قرار معلوم كنوانسيون ( محو كلّيه اشكال تبعيض عليه زنان ) بزودي جهت

بررسي در دستور كار مجلس شوراي اسلامي قرار خواهد گرفت . از آنجا كه اين معاهده بين

المللي متضمن مواردي است كه از نظر فقهي قابل تأمل است ، مستدعي است نظر مبارك خود

را نيبت به موارد زير بيان فرماييد :

1ـ بر اساس ماده 1 اين معاهده بايد هر گونه تمايز ، استثناء و يا محدوديت بر اساس

جنسيت در زمينه هاي ، سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي ، فرهنگي ، و يا هر زمينه ديگر لغو

گردد .

با توجه به اين ماده تفاوت زن و مرد در مواردي چون ، ميزان پوشش واجب بدن ، نظر و

لمس بدن جنس مخالف ، قصاص ، شهادت ، ارث ، طلاق ، تعداد همسران ، امامت جماعت ،

لزوم تمكين جنسي ، ولايت بر فرزندان ، سرپرستي خانواده ، حق حضانت ، عيوب موجب فسخ

نكاح ، نشوز ، لزوم سپري شدن عده براي ازدواج بعدي ، مرجعيت و قضاوت تبعيض تلقي مي

گردد و بايد از ميان برداشته شود . آيا تساوي زن و مرد در موارد ذكر شده با احكام

شرع مطابقت دارد ؟

2 ـ با توجه به اينكه ماده 15 بند 4 در مورد كسب ، تردد ، تغيير و يا حفظ تابعيت

خود و فرزندان ، زن و مرد را مساوي ميداند ،

الف ـ آيا زن بدون موافقت همسر مي تواند براي فعاليتهاي اقتصادي ، سياسي و اجتماعي

از منزل خارج شود ؟

ب ـ آيا زن بدون رضايت همسر مي تواند براي فعاليتهاي اقتصادي ، سياسي و اجتماعي از

منزل خارج شود ؟

3 ـ با توجه به ماده 14 بند 2 ب و ماده 16 بند ه كه حق تصميم گيري در مورد تعداد

فرزندان ، فواصل بارداري و تنظيم خانواده را براي زنان مطرح مي كند ، آيا زن بدون

رضايت همسر مي تواند اقدام به بستن لوله رحم ، استفاده از داروها و روشهاي ضد

بارداري و تنظيم فواصل بارداري كند ؟


254

4ـ با توجه به ماده 16 بند الف و ج كه ازدواج را فقط موكول به رضايت طرفين دانسته

است :

الف: آيا ازدواج با مردان غير مسلمان جايز است ؟

ب : آيا ازدواج طرفين براي بار چهارم بدون وجود محلل جايز است ؟

ج : آيا پدر در امر ازدواج بر فرزند صغير ولايت دارد؟

د : آيا زن در صورت يقين به عدم انعقاد نطفه مي تواند قبل از سپري شدن ايام عادت

اقدام به ازدواج كند ؟

5 ـ با توجه به اينكه بر طبق ماده 16 بند 2 ازدواج كودك غير قانوني اعلام شده است و

كودك در عرف بين الملل به افراد كمتر از 18 سال اطلاق مي شود ، آيا ازدواج افراد

بالغ كمتر از 18 سال نافذ است ؟

6 ـ با توجه به اينكه طبق ماده 15 بند 3 كليه قراردادها و اسناد خصوصي كه در جهت

محدود كردن خيارات و اهليت قانوني زنان است ملغي اعلام مي شود ، آيا زن و مرد هنگام

ازدواج مي توانند شروطي را در ضمن عقد بگنجانند كه مفاد آن محدود كردن اختيارات

همسر باشد ؟

7 ـ با توجه به مفاد كنوانسيون ، آيا موارد تعارض اين معاهده بين المللي با احكام

اسلامي را به كونه اي ارزيابي مي نماييد كه با حذف برخي موارد جزيي آن به گونه اي

كه با روح كنوانسيون يعني رفع هر گونه تمايز منافات نداشته باشد ، بتوان موارد

تعارض آن را با احكام اسلامي از ميان بر داشت و به اين معاهده پيوست ؟

ج : موارد مورد نظر مخالف مباني و معارف اسلام و مغايز فقه اهل بيت عصمت عليهم

السلام است و مطرح كردن آنها با توقع جواب مثبت و مساعد حاكي از عدم شناخت معارف

اسلام و عدم آگاهي از روحيات و جهان بيني مردم مملكت امام عصر عليه السلام كه دهها

هزار شهيد بخون غلتيده در راه اسلام داده و بنيان جمهوري اسلامي را بر فراز پيكرهاي

پاك و چاكچاك هزاران مجاهد في سيل الله بر پا و روي پر و بال شكسته هزاران جانباز


255

بر قرار ساخته و هنوز سالي چند مرتبه در راه تشييع جنازه ده ها هزار كشته صحنه هاي

جنگها و جهاد اسلامي خونين گام بر مي دارد مي باشد ، توجيني براي مطرح ساختي اين

قبيل افكار جز شيفته شدن در برابر معاني استكباري و استعماري غرب و غرب زدگي وجود

ندارد .

و چون نظر شما اين بود كه در مجلس شوراي اسلامي نيز مطرح نمائيد بنده معتقدم كه در

اين مملكت اسلامي چنين موادي هرگز به تصويب نخواهد رسيد و مطرح ساختن آن نيز به

صلاح شما نيست شما قداست آن مركز را براي هميشه حفظ كنيد و منادي و مبلغ خير و صلاح

باشيد .

البته همه احكام دين مبين اسلام بر اساس مصلحت پي ريزي شده و احكام مورد سوال نيز

از اين قاعده مستثني نيست ولي فعلا فرصت بيان فلسفه و مصالح آن احكام در بين نيست

اگر لازم شد در فرصت ديگر انشاء الله تعالي .

س 1075 : كاربرد هيپنوتيزم در معالجه برخي بيماريهاي رواني و جسماني نظير آسم ،

چاقي مفرط ، بيماريهاي زنان و ... توسط يك پزشك ( غير روانپزشك ) چه حكمي دارد ؟

ج : هيپنوتيزم يك نوع سحر است و حرام است ولي اگر بضوررت ايجاب مي كند در معالجه

مورد استفاده قرار بگيرد به اندازه رفع ضرورت جائز است .

س 1076 : غالبا پزشكان و بعضي از مسئولين براي منشي گري از دختران و زناني استفاده

مي كنند كه با بدترين وضع حجاب در انظار عموم ظاهر مي شوند بفرماييد وظيفه مومنين

كه احتياج به پزشك يا مسئول دارند و حتما براي كارشان بايد با اين خانمها برخورد

كنند چيست ؟

ج : وظيفه آن است كه به مسئولين تذكر بدهند و مراعات وظيفه امر به معروف و نهي از

منكر را بنمايند .

س 1077 : اگر امام جمعه اي ( نعوذ بالله ) عدالتش ساقط گردد آيا مي توان به او

اقتدا نمود يا خير و بفرماييد نرفتن سه هفته پي در پي در نماز جمعه با اين عذر آيا


256

نفاق مي آورد يا خير ؟ و اصلا حديث مورد نظر مربوط به زمان معصوم است يا در زمان

غيبت امام معصوم هم معتبر مي باشد ؟

ج : در فرض مساله به آن امام نمي توان اقتدا كرد و اما اين قبيل احاديث محمول بر

عصر حضور امام معصوم عليه السلام است .

س 1078 حكم خريد و فروش و معامله با فرقه ضاله بهائيت در صورتي كه موجب تقويت ايشان

شود چيست البته بعضي از اين افراد با جواز رسمي شهرداري جمهوري اسلامي مشغول به كسب

مي باشند ؟

ج : تقويت بهائيت جايز نيست .

س 1079 : در روزنامه ها و مجلات در حال حاضر آيات زيادي از قرآن مجيد و نام خداوند

متعال و اسماء انبياء و ائمه عليهم السلام و آرم جمهوري اسلامي كه همان الله است به

چشم مي خورد و بسياري از مردم به طور اجتناب ناپذير با آنها سرو كار دارند و اجناس

را در آن مي پيچند و زير دست و پا در محل هاي نجس و كثيف كه توهين است مي اندازند و

اين مطلب در كاغذهاي اداري نيز به چشم مي خورد كه معمولا رعايت در حفظ احترام آن

نمي گردد ... به طور مثال با عدم طهارت آنها را دست مي زنند ، آيا وظيفه داريم كه

به متصديان تذكر بدهيم تا فكري كنند و خلاصه حكم چيست .؟

ج : بودن آنها در مواردي كه لازم و مناست است لزوم دارد ولي بايد مواظبت و توجه شود

كه مورد بي احترامي قرار نگيريد و از انداختن آنها در مواضع هتك آميز اجتناب شود و

لازم است بي وضو دست به آيات قرآن و نام خداوند متعال نزنند .

س 1080 : در حديث است بي وضو دست زدن ولو به يك آيه از قرآن مجيد حتي به يك كلمه

كلب هم كه افتاده باشد يا در روزنامهه و امثال آنها باشد حرام است و نظر كردن هم به

چند چيز عبادت است ، من جمله مصحف شريف ، آيا حتي يك كلمه جدا شده از قرآن هم چنين

فضيلتي را دارا مي باشد ؟


257

ج : دست زدن بي وضو به يك كلمه و يا حتي يك حرف از قرآن مجيد حرام است ولي ثواب و

فضيلت نگاه به مصحف ظاهرا شامل يك كلمه و امثال آن نمي شود .

س 1081 : همانگونه كه مستحضريد برخي عروس و دامادها در شب عروسي، نماز مغرب و عشا و

فردا صبح را نمي خوانند و گاهي هم مي گويند خواوند گناهان اين يك شب را مي بخشد .

آيا واقعا همين طور است و حكم شرعي و وظيفه ديني اين گونه اشخاص چيست ؟ و اگر امكان

دارد با توجه به شرايط و محدوديت هايي كه براي عروس و دامادها در اين شب وجود دارد

راه حلها و راهنماييهايي براي آنان از جهت وضو و غسل و نماز بيان فرماييد .

ج : نماز ركن دين اسلام است و نخستين نشانه يك مسلمان نماز خواندن است و از مرد در

هيچ حال و از زن جز در عادت ماهانه و نفاس ساقط نيست بنابراين به هيچ عنوان نبايد

در اداي اين فريضه الهي سستي شود و اگر عذر شرعي ـ نه خيالي ـ براي غسل وجود دارد

بايد با تيمم نماز خوانده شود و بايد توجه داشت كه اسلام عنايت دارد كه ازدواج و

زفاف با نام خداوند و نماز مستحبي مخصوص و دعا انجام شود تا مبارك باشد.

س 1082 : آيا جايز است صدقات مستحبي را به سادات نيازمند پرداخت كرد ؟

ج : جائز است .

س 1083 : آيا سيد مي تواند صدقه را به سيد نيازمند ديگري بدهد ؟

ج : مي تواند

س 1084 : حقيقت بيت المال چيست و از چه اموالي تشكيل مي شود ؟

ج : اصطلاحا بيت المال يعني اموال عمومي از قبيل خمس و زكات و صدقات و انفال و غير

ذلك .

س 1085 : مدارهاي ماهواره اي در سازماني معين به كشورها اختصاص مي يابد كه بعد از

اين اختصاص آن كشور مي تواند ماهواره هاي خود اعم از خود ساخته ، خريده يا استيجاري

را در آن مدارهاي محلي قرار دهد . حق استفاده اين كشورها از اين مدارها به نحو


258

مالكيت است يا حق انتفاع ؟ و آيا اجاره و يا وقف آنها توسط اين كشورها ممكن است؟

ج : كليه موضوعاتي از اين قبيل جزء انفال است و منوط به نظر فقيه جامع الشرائط است

و كليه انتفاعات و تصرفات لازم است با نظر او انجام بگيرد .

س 1086 : اگر چهل نفر هر كدام مبلغ پنج هزار تومان بدهند تا پس از جمع آوري پول

قرعه كشي شده و يكي از انها با كل پول ( 000/200 ) تومان براي زيارت به مكه فرستاده

شود اما يك نفر از اين جمع در باطي از اين كار راضي نباشد ( از اينكه قرعه به نام

خود او در نيامده ) زيارت شخص چه حكمي دارد ؟

ج : اگر پولها را به اين قصد گذاشته اند كه بعدا قرعه كشي بنام هر كس اصابت كرد

بقيه افراد پول خودشان را به او هبه كنند جائز است ولي در هبه رضايت هبه كننده شرط

است و در اين مورد چون يكي از آنها راضي نيست اشكال دارد .

س 1087 : كسي از ديگري طلبي دارد كه بايد بعد از مدتي پس بگيرد . اما طلب خود را به

مقدار كمتري صلح مي نمايد آيا چنين مصالحه اي درست است ؟

ج : اگر مقصودش اين باشد كه از مقداري از طلب خود گذشت كند و بقيه را نقد بگيرد ،

اشكالي ندارد .

س 1088 : وسيله تامين معاش ما مغازه اي است كه سرمايه اوليه مواد قابل فروش را پدرم

متقبل شده ولي از آن به بعد به علت ناتواني ، مادرم مغازه را مي گرداند و زحمت

فراوان هم مي كشد و پدر فقط گاهگاهي براي خريد به بازار مي رود ، حال در آمد حاصله

متعلق به كدام مي باشد ؟

ج : اگر قراردادي در بين نيست ، مادر حق گرفتن اجرت المثل را دارد .

س 1089 : اگر كسي اشياء قيمتي را از بيرون شهر مثل اينكه از بين آشعال ريز يا مثلا

ترمينال و چنين جاهايي يافته كه صاحبش احتمالا پيدا نمي شود ، آيا آن شيء را از


259

جانب صاحبش صدقه بدهد يا اينكه به فروش برساند و مبلغ آي را به چند فقير صدقه دهد ؟

يا به دفتر مراجع تحويل دهد يا صبر كند از صاحبش سراغ بگيرد ؟ كدام بهتر است ؟ و تا

چه مدّت براي پيدا شدن صاحبش صبر كند ؟ البته احتمالا آن شيء چهل هزار تومان يا

زيادتر و يا كمتر ارزش دارد .

ج : در صورتي كه از پيدا كردن صاحب آن مايوس است يا آن را عينا يا قيمت آن را به

افراد مستحق به قصد صاحبش صدقه بدهد .

س 1090 : شخصي بدون گواهي نامه رانندگي يا داشتن نقص فني ماشين رانندگي مي كند كه

منجر به قتل كسي مي شود آيا اين قتل عمد است يا غير عمد ؟

ج : با توجه به عواقب اين موضوع قتل عمدي است .

س 1091 : شخصي در دوران نوجواني پولي را از جيب رفيقش به قصد دزدي در آورده است ولي

حالا كه به سن جواني رسيده است پشيمان شده ، حال اگر پول را به صاحبش برگرداند

آبرويش پيش آن شخص كه با هم رفيق بودند مي رود ، آيا به نظر حضرت عالي مي تواند آن

را به صندوق صدقات و يا به فقير بدهد ؟

ج : لازم است به هر نحوي بوده هر چند كه خود آن شخص متوّجه نشود به او برساند .

س 1092 : اينكه پدر بر فرزند خود ولايت دارد مقصود ولايت در چه اموري است و اگر

فرزند بالغ شد و رشيد شد آيا باز ولايت پدر بر فرزندان باقي است يا خير ؟

ج : بعد از بلوغ و عقل ديگر ولايت ندارد و معناي ولايت يعني سرپرستي و اداره امور

او.

س 1093 : نفقه پسر بر پدر تا چه موقع واجب است آيا حد مشخصي دارد ؟

ج : حد مشخصي ندارد و در صورت فقر لازم است .

س 1094 : گردن بند طلا براي مردها و نيز صليب و نگهداري آن چه صورت دارد ؟

ج : جائز نيست


260

س 1095 : اينجانب امسال ماه مبارك رمضان در روستائي كه بودم مشكل سقط جنين در

سالهاي قبل براي عده اي از خانواده ها پيش آمده كه چگونگي گناه و ديه مربوط به آن

را استفتاء و در قالب سه پرسش در ذيل مطرح مي نمايم :

الف ـ اگر سقط جنين بعد از ولوج روح باشد و زوجين معا دخالت داشته باشند .

ج : در صورتي كه ابوين هر دو مباشرت در سقط جنين داشته باشند ديه جنين به طبقات بعد

مي رسد .

ب ـ اگر زوجه بدون اطلاع و رضايت زوج اقدام نمايد .

ج : در اين صورت لازم است زوجه ديه را به پدر جنين بپردازد .

پ ـ اگر زوج با اكراه زوجه اقدام به سقط نمايد حكم آن را بيان فرمائيد .

ج : اگر اكراه به حدي برسد كه مادر جنين هيچ اختياري نداشته باشد و پدر شخصا اقدام

به سقط جنين كند در اين صورت لازم است پدر به مادر ديه جنين را بپردازد .

س 1096 : خانمي كه قبلا همسر پدرم بوده و دختر خاله او نيز بوده و اكنون طلاق گرفته

و اگر ما بخواهيم با او رفت و آمد كنيم رفت و آمد و گفتگو باعث جنگ و جدال و

ناراحتي و فحش و ناسزا مي شود ، آيا با وجود چنين وضعيتي صله رحم واجب است ؟

ج : در اين صورت واجب نيست .

س 1097 : : در كشور پاكستان ، بعضي از سادات كه به اصطلاح به آنان پير گفته مي شود

، به دست خويش براي امام زمان ( عليه السلام ) بيعت مي گيرند ، آيا اين بيعت گرفتن

آنها از نظر شرع مقدس اسلام جواز شرعي دارد يا خير ؟

ج : مدرك شرعي ندارد .

س 1098 : يك ناشر مدعي وكالت از طرف مولف يك اثر علمي در چاپ و نشر آن اثر مي باشد

در حالي كه از طرف مولف اين ادعا در شده ، اكنون كه اختلاف در اصل وكالت است تصرفات


261

وكيل از لحاظ نشر و چاپ و فروش چه حكمي دارد ؟

ج : قبل از فصل خصومت جايز نيست .

س 1099 : آيا ولايت فقيه مساله تقليدي است يا اعتقادي ؟

ج در حد خود اعتقادي است .

س 1100 : اينجانب دانشجوي فوق ليسانس آموزش پرستاري دانشگاه تربيت مدرّس جهت انجام

پايان نامه تحصيلي خود موضوعي تحت عنوان (( بررسي تاثيري آواي قرآن كريم بر ميزان

سطح هوشياري بيماري كمايي )) انتخاب نموده ام ، اين پايان نامه در راستاي تحقيقاتي

است كه محافل علمي غرب جهت افزايش سطح هوشياري بيماران كمايي از روشهايي چون موسيقي

درماني كمك مي گيرند و در مواردي نيز به نتايجي دست يافته اند.

اما اينجانب با توجه به ساختار فرهنگي جامعه خودمان و با توجه به نقش آرامش بخش صوت

قرآن كريم اين موضوع را انتخاب نموده ام . سوال اين است كه :

1 ـ آيا اين تحقيق از نظر شرعي قابليت انجام دارد ؟

2 ـ آيا تجربي نمودن مفاهيم اسلام مثل صوت قرآن و آزمايش بر روي انسانها جهت

تحقيقات علوم پزشكي و پرستاري اشكال ايجاد مي كند ؟

ج : در صورتي كه از هيچ جهت مستلزم هتك احترام كلمات قرآن نباشد اشكال ندارد .

س 1101 : اگر كاري براي شادي روح ميت انجام گيرد ثواب آن كار را به ميت اهدا كنند

فاعل آن كار خود هم ثواب مي برد ؟

ج : بلي مي برد .

س 1102 : براي اهداء ثواب كار به اموات و شادي روح آنان چه كارهايي انجام شود ؟

ج : هر كار خيري كه ثواب است خوب است ولي كارهاي كه نفع اجتماعي دارد بهتر است.

س 1103 : نقش كارهايي كه احياء براي اموات انجام مي دهند چيست ؟ چه اثري در وضع و

سرنوشت آنان دارد ؟

ج : چون پرونده اعمال آنها هنوز باز است تاثير آن ترفيع درجات و تخفيف گناهان است .


262

س 1104 : رفتن به سر قبر ميت مومن چه حكمي دارد ؟ در چه شرايط و زمانهايي بهتر است

؟

ج : ثواب و فضيلت فراوان دارد و ميت خوشحال مي شود و انس مي گيرد و براي شب جمعه

تاكيد بيشتر است .

س 1105 : انساني كه مي خواهد براي ميت پولي را هزينه كند نيت صدقه كند يا رد مظالم

؟ كدام بهتر است ؟

ج : نيت صدقه كند رد مظالم هم به عنوان صدقه اداء مي شود .

س 1106 : تلاوت قرآن سر قبر ميت ، تلاوت در حرم ائمه عليهم السلام يا مسجد يا منزل

به نيت ميت كدام ثواب بيشتري دارد ؟

ج : هر يك ثوب مخصوص به خود را دارد .

س 1107 : آيا به طور كلي انجام كار خير و نيك براي ميت در سر قبر او موضوعيت دارد و

بهتر از جاي ديگر است يا فرقي در اين مورد نيست ؟

ج : فرق نمي كند .

س 1108 : مادر پيري هستم كه واجب الحج بوده و كل ما يملك خود را كه عبارتست از نيم

دانگ از شش دانگ خانه بزرگ و سنگين قيمتي در تهران به عروس خود در مقابل تاديه وجه

حج تمتع به صورت آزاد مشروط بر اينكه در همان سال ، محقق شود به انضمام مبلغ سيصد و

شصت هزار تومان كه ايشان آن مبلغ را تاديه نموده اما از انجام و تاديه و ارسال

فريضه واجب حج تمتع كه انگيزه اصلي در ايجاد قصد انشاء و قبول عقد صلح بوده استنكاف

ورزيده است ، اكنون به نظر مبارك آن مرجع عاليقدر به دليل عدم تحقق آيا استنكاف

متصالح از انجام و ارسال و تاديه و تحقق معوضه صلح در اجل معين بشرح فوق باعث

انفساخ و ابطال مصالحه مذكور مي گردد يا خير ؟

ج : در فرض مذكور در فوق صلح محقق شده ايت ولي چون متصالح به شرط مذكور در عقد صلح

عمل نكرده است ، مصالح مي تواند به استناد خيار تخلف شرط مصالحه را فسخ نمايد .


263

س 1109 : در مورد شناسايي مفاسد و منكرات اخلاقي كه توسط بعضي افراد در خانه خود

انجام مي دهند تا چه حد از نظر شرعي جايز است كه تجسس كنيم ؟ بعضي از مواقع به ما

از طريق تلفن اطلاع مي دهند كه در فلان خانه مركز فساد بر قرار است آيا جايز است كه

براي اثبات مطلب مامور بگذاريم كه آن خانه را تحت نظر بگيرد ؟

ج : تجسس از عيوب مسلمانان حرام است مگر اينكه ضوابط حكومت اسلامي براي افراد مخصوص

اقتضا كند .

س 1110 : و اگر مردي همسرش را به حجاب اسلامي ملتزم نكند ، آيا فاسق محسوب مي شود ؟

ج : در صورتي كه امر به معروف و نهي از منكر او تاثير دارد ولي اهميت نمي دهد و امر

و نهي نمي كند فاسق است .

س 1111 : كتابهايي كه در فرودگاه طي ده سال گذشته توسط ماموران سعودي از زائران

خانه خدا اخذ و ضبط گرديده اكنون به سازمان حج و زيارت عودت داده شده است .

در حاليكه اكثر كتابها تكراري و مشابه و صاحبان آنها در بين هفتاد هزار زائر سال

گذشته نا مشخص است دشوار و گاهي غير ممكن و مراجعه صاحبان آنها به سازمان براي

دريافت كتب موجب عسر و حرج مي باشد ، لطفا حكم شرعي را نسبت به اين كتابها بيان

فرمائيد .

ج : در صورت امكان در روزنامه اعلان شود تا كساني كه ميل دارند كتاب خود را دريافت

دارند مراجعه كنند و از آن پس حكم مجهول المالك پيدا مي كند مي توانيد بفوشيد و

قيمت آنها را به فقرا بدهيد .

پايان